لذت بازگشت

پيامبر رحمت(ص) فرموده است:«إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا»[1] همانا در روزگار زندگي شما، نسيمهاي عنايت و رحمت الهي در حال وزيدن است، آگاه باشيد كه خود را در مسير آن قرار دهيد.
ماهي كه در آن مژدة عفو و رحمت داده شده است و براي بندة گنهكاري مانند من، روزگاري خوشتر از روز و شب ماه رمضان، براي بازگشت به سفرة كريمانة محبوب و معبودم نيست. وقتي كه سر مقابل عظمتش پايين بياورم و پيشاني غرورم را بر خاك درگاهش خاكي كنم و از تمام لحظاتي كه از يادش غافل بودم بگويم و بگويم كه پشيمانم. چه لذتي بالاتر از آن كه كوله بار سنگين گناهم را از دوشم پايين بيندازم و راحت و سبك دلم را پيش ساحت محبتش خالي كنم و با زباني شسته و رفته از گناه با او سخن بگويم و با تمام وجود ناله كنم كه استغفر الله و اتوب اليه...
مگر نه اين كه امام صادق(ع) فرموده است:«طوبى لمن وجد في صحيفة عمله يوم القيامة تحت كلّ ذنب أستغفر اللَّه»[2] يعني خوشا به حال كسي كه روز قيامت در نامة اعمالش در زير هر گناهي استغفر الله ببيند.
به راستي كه براي بندة گنهكار چارهاي جز بازگشت نيست، آن چنان كه پيامبر اعظم(ص) ميفرمايد:«لكلّ شيء حيلة و حيلة الذّنوب التّوبة»[3] هر چيزي چارهاي دارد و چارة گناهان توبه است.
خوشا به حال كسي كه چارهاي براي گناهان و خطاهايش انديشده و هنگام مغرب با لبخند رضايت محبوب، روزة خويش را ميگشايد و با لذت انس مناجات او افطار ميكند. وقتي كه رو به درگاه محبوب خويش ميكند و اشك ريزان هم نوا با سيد الساجدين(ع) ميگويد:«اللهم! إنّي أتوب اليك في مقامي هذا من كبائر ذنوبي و صغائرها، و بواطن سيّئاتي و ظواهرها، و سوالف زلّاتي و حوادثها، توبة من لا يحدّث نفسه بمعصية، و لا يضمران يعود في خطيئة، و قد قلت ـ يا الهي ـ في محكم كتابك: إنّك تقبل التّوبة عن عبادك، و تعفو عن السّيّئات، و تحبّ التّوّابين. فاقبل توبتي كما وعدت، و اعف عن سيّئاتي كما ضمنت، و أوجب لي محبّتك كما شرطت. و لك ـ يا ربّ ـ شرطي أن لا أعود في مكروهك، و ضماني أن لا أرجع في مذمومك، و عهدي أن أهجر جميع معاصيك ...[4]
خدايا! در اين مقام از گناهان بزرگ و كوچكم و بدكاري هاى نهان و آشكارم و لغزش هاى كهنه و نو و از همه و همه گناهانم به درگاه تو توبه مىكنم، توبه كسى كه ديگر با خود سخنى از گناه كردن نمىگويد و قصد تكرار ندارد. خدايا! تو در قرآن مجيد گفتهاى كه توبه را از بندگانت مىپذيرى و از بدكاري هاى ايشان در مىگذرى و توبهكنندگان را دوست مىدارى؛ پس چنان كه وعده كردهاى توبه مرا بپذير، و چنان كه قول دادهاى از بدي هاى من درگذر، و چنان كه بر خود شرط كردهاى مرا دوست بدار! و شرط من با تو اى خدا!، آن است كه به آنچه دوست ندارى بازنگردم و قول من آن است كه ديگر گرد آنچه نمىپسندى نگردم و پيمان من آن كه از همه گناهان دورى گزينم.
«الهي! البستني الخطايا ثوب مذلّتي و جلّلني التّباعد منك لباس مسكنتي و امات قلبي عظيم جنايتي، فاحيه بتوبة منك، يا املي و بغيتي و يا سؤلي و منيتي ...»[5] يعني معبود من! گناهان جامه خاكساري ام پوشيده است و دور شدن از تو(به وسيله معصيت كردن) لباس بينوايي ام بر تن كرده است و جنايت بزرگم(غفلتم، گناهانم) دل مرا ميرانده است؛ پس آن را به بركت توبه زنده كن، اى آرزوى من و مطلوب من، اى مقصود من و محبوب من.
«الهي! إن كان قبح الذّنب من عبدك، فليحسن العفو من عندك ...»[6] يعني اگر چنين است كه گناه كردن بنده زشت است، عفو كردن تو بسيار زيبا است!
1ـ بحار الانوار، ج 68، ص 221.
2ـ مكارم الاخلاق، 313.
3ـ أنوار الهدايه، ص 246.
4ـ صحيفه سجّاديه، ص 209- 208 ( دعاى 31).
5ـ مفاتيح الجنان، مناجات التائبين.
6ـ همان.
هادي الياسي