رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی:
تبلیغ دین در رسانه باید با برنامهریزی و هدفمند باشد
خبرگزاری رسا ـ رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: رسانه برای ارتباط با مردم باید ادبیات روز جامعه را رصد کند

ورود حوزه به مسائل اجتماعی و استفاده از کارشناسان و ظرفیتهای موجود، تا حد زیادی میتواند به برون رفت جامعه از ناهنجاریهای اجتماعی کمک و با ارائه برنامههای مشخص وکاربردی، نهادهای فرهنگی جامعه را یاری رساند. البته در اینکه حوزههای علمیه با چه شرایط و ویژگیهایی میتوانند وارد این مسأله شوند باید با بحثهای کارشناسی و دقیقی مرزبندی شود تا نتیجه دلخواه و مطلوب حاصل گردد. با این رویکرد گفتوگوی را با حجت الاسلام احمد مبلغی، رئیس پژوهشکاه علوم و فرهنگ اسلامی صورت دادهایم که از حضور شما خوانندگان محترم رسا میگذرد.
رسا ـ حوزههای علمیه چگونه میتوانند به عرصه مسائل اجتماعی جامعه وارد شوند و به آسیبشناسی مسائل بپردازند؟
ورود به عرصه مسائل اجتماعی میتواند اینگونه باشد که با بروز برخی از ناهنجاریهای اجتماعی مسأله مورد نظر واکاوی و خواستگاه دینی و فرهنگی آن تحلیل شود. البته حوزه باید فضای پاسخگویی و مطالعه را بیشتر مدنظر داشته باشد و این موضوع هم اثبات شده است که خبرگزاریهای درونِ حوزه میتوانند این موضوعات را در اختیار حوزه بگذارند؛ یعنی صرفاً انعکاس دهنده اخبار حوزه نباشند؛ بلکه انعکاس دهنده اخباری باشند که اگر به حوزه برسد حوزه بتواند نقش ایفا کند. پس باید اخبار غیر حوزوی در اختیار حوزه باشد تا حوزه بتواند بهخوبی رسالتش را انجام دهد. البته این کار باید با یک ادبیات نسبتاً حوزوی صورت گیرد نه اینکه فقط بهصورت اجتماعی و خبری باشد. بعضی از خبرگزاریها فقط انعکاس دهنده اخبار هستند که این صحیح نیست؛ یعنی انعکاس دادن واقعیتهای جامعه در قالب خبر و رساندن آنها به گوش مسؤولان توسط خبرگزاریهای انجام میگیرد؛ اما این مراکز پژوهشی حوزه هستند که باید بخش عظیمی از نیازهای اطلاعگیری خودشان را از طریق خبرگزاریهای حوزه به دست آورند. بنابراین میتوان روی این قضیه مطالعه ویژه صورت داد.
رسا ـ آیا مراکز اطلاع رسانی در حوزه در حال حاضر چنین نقشی را ایفا میکنند؟
بیشتر خبرگزاریها به انعکاس اخبار جامعه میپردازند تا واقعیتهای قابل تبدیل به خبر. البته گاهی فعالیتهایی دیده میشود اما بهصورتی نیست که مخاطب ویژه را جذب کند. در هرحال خبرگزاریها چون ابزار قدرتمند تعامل با مراکز، مصاحبهها و تولید ویژه نامهها را در دست دارند باید خط خبر در عرصه خبرگزاریهایی پیگیری شود و برای آنها پروندههایی را داشته باشند تا بتوانند در آخر سال بگویید ده پرونده وجود دارد که اینها مربوط به خبرهای فرهنگی و اجتماعی است.
رسا ـ نیاز ورود حوزهها به عرصه رسانه مجازی را چگونه ارزیابی میکنید؟
فضای مجازی، اخبار خاص خودش را دارد و اتفاقاتی هم که در این فضا رخ میدهد و در خارج از این فضا این نوع حوادث را نخواهیم دید. پس این بخش مهم است و پرداختن به آن ضروری است و حوزه باید نسبت به آن پاسخگو باشد، افزون بر این که کاربران این حوزه زیاد هستند و بخشهای فرهیختهای که ما باید به آنها پیام برسانیم نیز در حوزه بسیاراند. همچنین است که گاهی واقعیتهای عرصه مجازی بر واقعیتهای عرصه بیرونی جامعه تأثیر میگذارد. همچنین در عرصه مجازی به نوعی انحصار تبلیغی درحال شکل گرفتن است؛ یعنی انعکاس خبری که در این فضا وجود دارد در حال پیشی گرفتن از اخباری است که در غیر این فضا در حال شکل گرفتن است. در واقع رسانههای غیر مجازی اخبار خودشان را به جهت سرعت و محدودیت کمتر از فضای مجازی میگیرند. از این رو حوزه اگر بخواهد واقعیتها و ریشههای حوادث را بشناسد و به مخاطبان که از جنس فرهیختهگان و یا مخاطبان هستند، آگاهی دهد باید وارد این فضا شود. افزون براین که این فضا گسترهای وصف ناپذیر در آیندهای نه چندان دوری پیدا خواهد کرد. بنابراین حوزه هرچه بیشتر در این عرصه وارد شود موفقتر است.
رسا ـ تداخل ورود به رسانه مجازی و معنویت سبب شده تا طلاب سراغ این پدیده نروند یا اینکه با تردید به این مسأله نگاه کنند.
درست است، بهخصوص هنگامی که کامپیوتر آمده بود این احساس خیلی پررنگ بود. اما ما باید یک موضوع را در نظر بگیریم که اصولاً اگر امر دو گزینهای بود کار را سبک و سنگین میکردیم. زمان طاغوت تلویزیون بد بود و مؤمنان میتوانستند نخرند و اصل بر استفاده نکردن بود. حالا اگر عده کمی از علما تلویزیون داشتند از نگاه دیگری به شمار میآمد؛ اما عموم مؤمنان اجتناب میکردند. حال آیا اینترنت و فضاهای مجازی هم همینطور است؟ به نظر من که اینگونه نیست؛ چون یک درهم آمیختگی بین واقعیتهای مجازی و غیر مجازی رخ میدهد که اگر کسی در فضای مجازی حضور پیدا نکند واقعیتها را هم از دست خواهد داد. اما به این معنا هم نیست که فضای مجازی الزاماً خوب است نه، ممکن است تاحدودی به کاهش معنویت هم درپی داشته باشد؛ ولی اگر ما آن را انتخاب نکنیم معنویت را تماماً از دست دادهایم.
رسا ـ آیا استفاده از این فضا در جهان کنونی یک ضرورت است؟
نمیتوان گفت ضرورت است؛ چون ضرورت جایی است که مقطع خاصی داشته باشد؛ اما در حال حاضر جهان اینگونه شده است و باید تدابیر خاصی اندیشید. اخلاق اینترنتی و معنویت را باید افزایش داد تا بتواند خطرات ناشی از این مسائل را از بین ببرد. ما باید فعالیت خودمان را بالا ببریم؛ چرا که اینگونه پدیدهها، در اختیار ما نیستند. شما اگر استفاده از این فضا را رها کردید امت و تاریخی را از دست خواهید داد. آینده را از دست خواهید داد. نگاه ما باید به اینگونه مسائل به این صورت باشد؛ چرا که اگر در جایی معنویت کم میشود بهحتم در جایی هم معنویت تضمین خواهد شد. چهبسا افرادی بودهاند که از طریق همین اینترنت به حقانیت اسلام راه یافتهاند. در قدیم شما باید برای همین امر حتماً گفتگو میکردید؛ اما امروزه شما از طرق اینترنت میتوانید به تمام دنیا سر بزنید.
رسا ـ آیا دستورات دینی، به حوزههای علمیه این اجازه را میدهد؟
ببینید اگر ما چند نکته را در نظر بگیریم جواب روشن است. اینکه آیا ما میتوانیم؛ یعنی ما برنامه و ابزار و تکنیک و مدیریت لازم را داریم. خوب این را باید با برنامهریزی ایجاد کنیم. از طرف دیگر وقتی میگوییم میتوانیم؛ یعنی اینکه اسلام سرمایههای قابل عرضهای دارد که ما معتقدیم اسلام در هر عصری موضع برتر را دارد چون برنامههای فرهنگی و دینی اسلام از پر جاذبهترین برنامه است و اگر خوب عرضه شود بهحتم جهان سرخوردهای که رو به جلو در حال حرکت است سرانجام به اسلام بر میگردد و همین زمینه را برای ظهور فراهم میکند؛ چون در ادبیات ظهور داریم که یک نوع عطش و رغبت در میان مردم بهسوی امام زمان یا بهسوی مصلح جهانی بروز و ظهور پیدا میکند.
البته توانستن به این معنا که ما قدرت اجتهاد و تفسیرمان باید از منابع به روز باشد یعنی اینکه متناسب با رسانه شود؛ چون ممکن است برداشت ما در حد یک کتاب باشد. در هر صورت ما در این زمینه قدری کوتاهی کردهایم؛ چرا که رسانه موضوع مطالعاتی ما نبوده است. دین در رسانه اگر در محدوده رسانهای عرضه نشود رسانه را از جاذبه میاندازد و مخاطب بهشدت تقلیل پیدا میکند و مطمئناً از طریق دیگری خبر را میگیرند. رسانه یک واقعیت است و تعریف ویژهای دارد و در فضاهای متحول امروزی به سمت تعریف پذیریهای جدید حرکت میکند و اگر در این فضا ما صرفاً از ابعاد فیزیکی رسانه استفاده کنیم و به اقتضائات آن تن ندهیم و مطالعه پیشینی نداشته باشیم، نمیتوانیم سرمایههای دینی را در قالبهای منطبق با اقتضائات رسانهای تولید کنیم، خوب موفق هم نخواهیم بود.
رسا ـ آیا این آمادگی در رسانه ما دیده میشود؟
این آمادگیهای تا حدودی وجود دارد؛ البته صداوسیما هم در این زمینه توفیق کاملی را پیدا نکرد یعنی درست است که با دلسوزی تمام دین را تبلیغ میکنند؛ اما اقتضائات رسانه را هم باید در نظرگرفت چرا که اگر این کار را نکنید نتوانستهاید پیامتان را برسانید.
رسا ـ اقتضائات رسانهای که میفرمایید شامل چه مواردی میشود؟
این یک بحث مطالعاتی و پیچیده است؛ اما اگر بخواهیم به صورت گذرا صحبت کنیم، باید ببینیم رسانه موفق چه رسانهای است. رسانه خوب، رسانهای است که مخاطب داشته باشد و رسانهای مخاطب دارد که جاذبه داشته باشد؛ یعنی مخاطب ممکن است با یک انگیزه پایینی سراغ افراد یا موضوعاتی برود؛ اما در برخورد با رسانه باید انگیزه بالایی داشته باشد و اگر کمی تمایل پایین بیاید رسانه دیگری را جایگزین خواهد کرد. بنابراین این تمایل باید کامل باشد. حالا این که رسانه باید چه کند تا موفق باشد بحثهای طولانی میطلبد. قطعاً رسانههای غیر شاد، جاذبه نخواهند داشت. البته معنای این حرف این نیست که ما شادیهای غیر شرعی را دامن بزنیم. شادی که در اسلام هست و اسلام هم آن را پذیرفته باشد منظور است.
رسا ـ شادی در اسلام تا چه اندازه مورد توجه قرار گرفته؟
اسلام، اصل شادی را پذیرفته است؛ اما ابزار غیر شرعی برای شادی را نپذیرفته است چرا که شاد بودن بستری برای معنویت در جامعه است یعنی اگر جامعه شاد نباشد، پیامهای دینی را ناقص دریافت خواهد کرد. البته شادیهایی که اسلام آن را درست نمیداند شادیهایی است که از عوامل غیرمشروع برخواسته و با گناه آمیخته شده است. اما درباره اصل شادی باید گفت شما جای در قرآن پیدا نمیکنید که توصیه به اظطراب و افسردگی شده باشد. بله، یک سری از اقتضائات هم وجود دارد که باید با توجه به عرصه رسانه دینی در نظر گرفته شود و آن این است که رسانه دینی باید وزانت داشته باشد.
رسا ـ آیا این مطلب درست است که یکی از بهترین راهها برای ارتباط باجامعه از طریق رسانه، دانستن ادبیات روز است؟
بله، رسانه باید ادبیات جامعه را رصد کرده باشد و با ادبیات جامعه صحبت کند. گاهی اوقات ادبیات ما متناسب با جامعه نیست. ادبیات اصولاً ابزاری برای فهم است اگر ادبیات جامعه با یک ادبیات ویژه آمیخته است شما باید رسانه را به گونهای تعریف کنید که از آن ادبیات استفاده میشود. بنابراین بخشی از اقتضائات رسانهای در گرو حُسن انتخاب ادبیات معاصر است. بخشی هم مربوط به این است که شما مخاطبان خود را از نسل جوان انتخاب کنید. بخش دیگری به نحوه انتقال پیام بر میگردد که انصافاً بسیار مشکل است. ما گاهی هزینههای زیادی می پردازیم؛ اما پیام را انتقال نمیدهیم. درحالی که باید با کمترین هزینه پیام را منتقل کرد.
رسا ـ نظریات قرآنی درباره رسانه تا چه اندازه در جامعه بیان شده است؟
این بحث دیگری در رسانه است که ما تئوری قرآنی درباره رسانه را هنوز تبین نکردهایم. در این زمینه باید ببینیم رسانه چه اهدفی را باید از نظر قرآن دنبال کند، آیا تئوری قرآن، فقط نبأ و خبر است و یا تئوری رشد است که خبر هم در مسیر رشد خواهد بود. بنابراین تبین رشد، ملاک است نه تبین واقعیت؛ چون آن جا هم بحث تبین دارد تبین یعنی آشکار شدن واقعیت. یک وقت تبین، رشد است یعنی آشکارشدن واقعیاتی که در مسیر رشد است. خلاصه بحث این که رسانه همه چیز آینده جهان است. و با از دست دادن رسانه بسیاری از فرصتها را از دست خواهیم داد.
رسا ـ آیا میتوان گفت سیاستهای مخاطب را رسانه تعیین میکند؟
مخاطب سیاستها را تعریف میکند؛ اما به این معنا نیست که شما مرعوب و مغلوب مخاطب باشید و رسانه را کلاً منعکس کننده افکار و حرفهای مخاطب نمایید تا سبب شود شما مسیر رشد را رها کنید. این نوع رسانه فلسفه خودش را ازدست خواهد داد. رسانه اصولاً باید پیام دهد؛ اما یک وقت پیام را از خود آنها میگیرد و به خورد خود آنها میدهد که با رسالتهای دین هم سازگار نیست. به نظر من شما بین دو چیز تفاوت قائل شوید: یکی رسانه بهعنوان رسانه که تماماً سیاستهای آن را مخاطب تعریف میکند. دیگری پیام و محتوای رسانه که اینجا دیگر نمیتوان گفت سیاستها را مخاطب تعیین میکند. اگر بتوانیم بین رسانه و سیاستهایی که مخاطب تعیین میکند و بین محتوایی که از یک خواستگاه دینی برخوردار است جمع کنیم موفق شدهایم. ما گاهی میگوییم چون نمیتوان در بعضی وقتها با رسانه دین را منتشر کرد باید رسانه را رها کرد. خوب اگر رها کنید همه چیز را از دست میدهید.
رسا ـ هنوز در حوزه برخی از بزرگان از این که سراغ رسانه بروند کراهت دارند.
این مشکل بزرگی است. البته نسلهایی که با رسانه، رشد میکنند دیگر اینگونه نخواهند بود؛ چون این مسأله دل بخواهی نیست. رسانه درحال سیطره پیدا کردن است. همه چیز جهان را همین ارتباطات شکل میدهد و چون جامعه به سمتی میرود که این جایگاه رسانهای بر هر جایگاه دیگری غلبه پیدا خواهد کرد، اگر به فکر نسل آینده نباشیم با رسانههایی بزرگ میشوند که آن رسانهها ارتباط کمی با دین دارند و آن وقت ندای ما و پیام ما در حاشیهترین حاشیهها قرار خواهد گرفت.
رسا ـ قبل از انقلاب میگفتیم که اگر یک ساعت از برنامههای تلویزیون را به ما بدهند کارهای بزرگی انجام خواهیم داد. فکر میکنید به این ایده آل رسیدیم؟
البته ما تأثیرهای زیادی را میگذاریم بهطوری که اگر همین رسانهها نبودند ما همه چیز را باخته بودیم. شما به دو چیز باید توجه کنید: نخست اینکه میزان گرایش به رسانههای غیردینی به هر اندازه که باشد، یک خطر است؛ دوم اینکه اگر مخاطبان ما از رسانههای ما نیازهایشان را تامین نکنند این نیز مخاطره است. و باید بگویم که ما نسبت به رسانه کاری نکردهایم بهخصوص مقوله دین و رسانه در حد زیر صفر قرار دارد. البته از دید مطالعاتی نه تبلیغی.
رسا ـ نخواستیم یا نتوانستیم ؟
البته برخی ازمسؤولان صداوسیما به این مسأله توجه کردهاند؛ اما بین گشودن یک پرونده علمی و دنبال کردنش تفاوت است. این مسأله به صورت شایسته دنبال نشده است. باید حسابیتر دنبال شود و هرچه هم دیرتر کار را شروع کنیم خسارتها بیشتر خواهد بود. بنابراین ما باید به تبلیغ دین در رسانه بهصورت برنامهای و تعریف شده اقدام کنیم.
رسا ـ با تشکر از حضرتعالی که در این گفتوگو شرکت فرمودید.
ارسال نظرات