شب قدر
شب قدر، تجلي ميعاد بنيآدم با معبود خويش است. اين شب، شبي است كه هر عبادتي در آن معادل هزار عبادت است؛ زيرا كه خود شب قدر نيز از هزار شب و ماه ديگر برتر است.
«لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» [1] يعني شب قدر بهتر و برتر از هزار ماه است. اما اين شب قدر همان شبي است كه در آن گوهر عالم افروز؛ قرآن، در بحر رحمت و قلب پيامبر(ص) نازل شده و باز هم بنابر گزارش قرآن بايد يكي از شبهاي ماه مبارك رمضان باشد:«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقان»[2] ماه رمضان، ماهى است كه قرآن در آن نازل شده، همان قرآنى كه هدايت كننده مردم و داراى دلايل روشن هدايت و معيارهاى سنجش حق و باطل است.
اما در اينكه شب قدر كدامين شب ماه رمضان است، ترديد وجود دارد؛ ولي آنچه كه مسلّم است، شب قدر يكي از سه شب، نوزدهم، بيستويكم و بيستوسوم است؛ چنانكه در روايات ائمه اطهار(ع) نيز همين مطلب وجود دارد. امام صادق(ع) فرموده است:«شب قدر را در بين شبهاي نوزدهم، بيستويكم و بيستوسوم جستجو كن»[3]
اما دربارة اهميت شب قدر و درك آن حمران از امام باقر(ع) دربارة معنى كلام خداوند كه فرموده:«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَه مُبارَكَهٍ» نقل ميکند که فرمود: آرى آن شب قدر است و آن در هر سال در ماه رمضان است در دهه آخر آن، و قرآن نازل نگشت مگر در شب قدر، خداوند ـعزّ و جلّ ـ فرمود:«فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ»(در آن تقسيم مىشود هر أمر محكمى) فرمود: در شب قدر مقدّر مىشود هر چيزى كه تا سال ديگر انجام مىشود از خير يا شرّ يا طاعت يا معصيت يا ولادت يا مرگ و يا رزق و روزى. پس هر چه در اين شب مقدّر شود و حكم بر آن رود همه از امور حتمى و شدنى است كه بايد انجام شود، و خواست خداوند نيز دخيل است، (حمران) گويد: عرض كردم«لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»(شب قدر بهتر از هزار ماه است) خداوند چه چيز را بدين نظر دارد؟ امام فرمود: عمل شايسته در آن از نماز و زكات و اقسام خيرات بهتر است از عمل در هزار ماه كه داراى شب قدر نباشد و اگر نبود آنچه خدا براى مؤمنين افزوده، بدان نميرسيدند؛ وليكن خداوند حسنات ايشان را دو چندان سازد.[4]
به راستي قدر و عظمت و ارزشي كه شب قدر دارد به وصف نيايد. جملات نوراني اهل بيت(ع) گوياي اين قدر عظيم است. امام جعفر صادق(ع) كلام نوراني پروردگار در آيه سوره قدر را چنين توضيح داده است:«الْعَمَلُ الصَّالِحُ فِيهَا مِنَ الصَّلَاهِ وَ الزَّكَاه وَ أَنْوَاعِ الْخَيْرِ خَيْرٌ مِنَ الْعَمَلِ فِي أَلْفِ شَهْرٍ لَيْسَ فِيهَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ وَ لَوْ لَا مَا يُضَاعِفُ اللَّهُ لِلْمُؤْمِنِينَ مَا بَلَغُوا وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُضَاعِفُ لَهُمُ الْحَسَنَات»[5] يعني عمل شايسته در آن از قبيل نماز و زكات و انواع كارهاى خير، از عمل در هزار ماه كه داراى شب قدر نباشد بهتر است و اگر پاداشى كه خدا براى مؤمنان مىافزايد در كار نبود، آنان هرگز به رحمت خدا دست نمىيافتند؛ ولى خدا است كه حسنات را براى آنان چند برابر مىكند.
هزار ماه به تقريب معادل 83 سال، يعني مدت تقريبي عمر يك انسان سالم است. پس در نتيجه آن كس كه موفق به استفادة مطلوب از اين شب شود، بهرة يك عمر را از آن برده است. پس قدر زر، زرگر شناسد؛ قدر گوهر، گوهري.
از پيشواي متقيان، اميرمؤمنان علي(ع) نقل شده است كه فرمود: پيامبر اسلام(ص) رختخواب خويش را در دهة آخر ماه مبارك رمضان جمع ميكرد و كمر خويش محكم مينمود و در شب بيست و سوم خانوادة خويش را بيدار نگه ميداشت و به صورت افراد آب ميپاشيد تا آنها را خواب فرا نگيرد.
پارة تن آن حضرت، فاطمة زهرا(س) نيز اعضاي خانوادة خود را تشويق ميکرد كه روز بخوابند و شب اندكي طعام ميل كنند تا بتوانند همه شب بيستوسوم را بيدار باشند و ميفرمود:«محرومٌ مَن حُرِمَ خَيرَها»[6] يعني انسان محروم كسي است كه از خير و فضيلت اين شب محروم بماند.
امام حسن عسكري(ع) فرموده است: اگر نتوانستي در شبهاي ديگر احيا داشته باشي، بكوش تا احيا و شب زندهداري شب بيستوسوم را از كف ندهي.[7]
شبي كه خداوند مژدة بخشايش و عفو بر همگان را فرموده، حيف است كه آدمي آن را به غفلت طي كند و راحت از كنارش بگذرد و از فيض بيحدّ آن محروم و بينصيب شود.
در پايان روايتي زيبا را از امام باقر(ع) را حسن ختام اين بحث قرار داده و به كلام آن امام عزيز گوش دل ميسپاريم:«مَنْ أَحْيَا لَيْلَةَ الْقَدْرِ غُفِرَتْ لَهُ ذُنُوبُهُ وَ لَوْ كَانَتْ ذُنُوبُهُ عَدَدَ نُجُومِ السَّمَاءِ وَ مَثَاقِيلِ الْجِبَالِ وَ مَكَايِيلِ الْبِحَارِ» يعني هر كس شب قدر را احيا بدارد، گناهش آمرزيده شود؛ هر چند به اندازة ستارگان آسمان و عظمت كوهها و آب درياها باشد.
1ـ سوره قدر، آيه3.
2ـ بقره، 185.
3ـ وسائل الشيعه، ج 7، ص 263.
4ـ ثواب الاعمال، ترجمه غفاري، ص 156.
5ـ ثواب الاعمال، ص 67 و 68.
6ـ بحار الانوار، ج 94، ص 10.
7ـ وسائل الشيعه، ج 10، ص 358.
8ـ بحار الانوار، ج 95، ص 146.
هادي الياسي