۰۳ مهر ۱۳۸۷ - ۱۶:۱۷
کد خبر: ۴۷۲۵۱
سي منزل با كاروان رمضان (23)

دنيا

دنيا

«فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ»[1] به‌زودي خداوند مردمي را مي‌آورد كه او دوستشان دارد و آنان خدا را دوست مي‌دارند.

خداوند متعال وقتي انسان را از گِلي خلق کرد، جنبة خاكي و مادي انسان صورت پذيرفت؛ ولي شور و شوقي در آدمي پيدا نشد، نه عشق و دلي كه بي‌قراري آدم را در پي بياورد. پس خداوند از روح قدسي خويش در آدمي دميد و جنبة آسماني آدمي نيز شكل گرفت؛«وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي»[2] اين بذر محبتي بود كه خدواند در دل آدمي كاشت تا او را مبتلاي خود کند تا به‌وسيلة همين مهر و محبت به محبوب يكتاي عالم روح و جانش را به سوي او بكشاند و درگير دنيايي نكند كه كالاي او جدايي بين بندگان و معبود است.

عبدالله قطب گويد: «جز خداي مخوانيد و جز خداي را مدانيد:

چنان كن ياد حق گر مي‌تواني/ كه گم گردي زيادش چون بماني

 مگذاريد در سينه شما، جز محبت خداي جاي گيرد كه هر چه جز اين است، باطل است و فريب؛«وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور»[3] يعني زندگاني دنيا جز ابزار فريب چيزي نيست. هر چه از شما فوت شود اگر خداي، شما را است، هيچ فوت نشده و هر چه داريد اگر خداي، شما را نيست هيچ نداريد. در اين سخن شك مكنيد كه به حق خدايي خدا اين سخن غلط نيست و باور كنيد و اعتماد نماييد».

آنچه مشخص است و با تأكيد قرآن روشن مي‌شود كه دنيا و بازي‌ها و سرگرمي‌هاي آن فريب خوردگان زيادي را دور خود جمع مي‌كند و آنها را از هدف اصلي كه همان بندگي خداوند و آفريدگارشان است، دور‌ مي‌کند.

مولي‌الموحدين و امام‌العارفين علي(‌ع) فرموده است:«إنما سميت الدنيا دنيا لأنها أدنى من كل شي‏ء»[4]يعني همانا دنيا از آن رو به دنيا نامگذاري شده كه از هر چيزي پست‌تر است.

خداوند به نبيّ خويش حضرت داوود(ع) دربارة كوچكي دنيا و پرهيز از گرفتاري در آن و دنياخواهي فرمود:«مَا لِأَوْلِيَائِي وَ الْهَمَّ بِالدُّنْيَا إِنَّ الْهَمَّ يُذْهِبُ حَلَاوَةَ مُنَاجَاتِي مِنْ قُلُوبِهِم‏...»[5]يعني اي داوود! دوستان و مشتاقان مرا با دنيا طلبي كاري نيست كه توجه به دنيا و صرف همت در طلب آن، شيريني لذت مناجات با من را از ذائقه بنده‌ام محو و نابود مي‌‌کند.

بعضي اين كالاي خوش‌رنگ و روي دنيا را مي‌شناسند و فريبش را نمي‌خورند؛ چرا كه آن را گذرا، فاني و واهي شمرده و مي‌دانند كه عاقبت هر چه بكوشند بايد بگذارند و بگذرند.

اما اگر واقعا انسان بداند كه ريشه همه موانع راه كمال حب دنيا و دلبستگي به آن است، باز هم براي آن مي‌كوشد. پيشواي متقيان، امير المؤمنين(ع) آفات دنيا را اين گونه بيان مي‌فرمايد: دنيا زايل كنندة، فريب دهنده، ضرر زننده، سايه‌اي رفتني، بازار خسارت، مزرعة شرّ، آرزوي شقاوتمندان، قتلگاه انديشه‌ها و فاسد كنندة دين، از بين برندة يقين، ريشة فتنه‌ها و اصل و اساس محنت‌ها است.[6]

چه خوب و نيكو است كه در ماهي كه بهار قرآن است و دل‌هاي ما با كلام نوراني پروردگار انس بيشتري دارد از اين درياي بي‌كران الهي جرعه‌هاي بيشتري بنوشيم تا از زلالي آن باطن‌مان را صفا ببخشيم. خداوند در آيات مختلف و موارد متعددي بندگان خويش را از دل سپردن به دنيا و مظاهر مادي آن برحذر داشته، مي‌فرمايد:«اعْلَمُواْ أَنَّمَا الحَْيَوةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَ لهَْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفَاخُرُ بَيْنَكُمْ وَ تَكاَثُرٌ فىِ الْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعجَْبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثمُ‏َّ يهَِيجُ فَترََئهُ مُصْفَرًّا ثمُ‏َّ يَكُونُ حُطَامًا وَ فىِ الاَْخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَ رِضْوَانٌ وَ مَا الحَْيَوةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ»[7] يعني بدانيد زندگى دنيا فقط بازيچه، مشغوليت، زيور، افتخار، افزون طلبى در مال و اولاد است. مانند بارانى كه روييدنى آن زارعان را به تعجب واداشته سپس مى‏خشكد، آن را زرد مى‏بينى، در آخرت عذاب شديد و آمرزش از جانب خدا و رضوان او هست، نيست زندگى دنيا مگر متاع فريب دادن.

«بازيچه‌اي است طفل فريب اين متاع دهر/ بى‏عقل مردمـان كه بـدو مبتلا شدند»


1ـ مائده : 54.

2ـ حجر: 29.

3ـ آل عمران: 185.

4ـ بحار الانوارف ج 10، ص 142.

5ـ بحار الانوار، ج 79، ص 143.

6ـ غرر الحكم، باب دنيا.

7ـ حديد: 20.

هادي الياسي

ارسال نظرات
captcha