بيم و اميد

«قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»[1]يعني به بندگان تندرو و گناهكار من بگو از رحمت الهى نااميد نباشند، خداوند تمام گناهان را ميبخشد، او خداوند آمرزنده و مهربان است.
در روايات اسلامي ميدان ترس و اميد بسيار وسيع و گسترده است و به اين موضوع خيلي پرداخته شده است تا جايي كه از اين دو صفت به مشابه دو بال براي پرواز انسان به سوي كمال صحبت ميشود. ترس از عقوبت كه در مجال پيش صحبت شد، بايد با اميدواري به رحمت خداوند همراه شود تا ماية سعادت باشد.
اين آيه سراسر گوياي رحمت خداوند و در تمامي كلمات آن لطف خدا نهفته است. آيهاي كه بشارتش را پيامبر ميدهد و خداوند از طريق پيامبرش تمامي انسانها را مورد خطاب قرار ميدهد و همه را بندة خود و لايق دريافت رحمت خويش ميداند؛ يا عِبادِيَ. اين آيه تأكيد ميكند كه گنهكاران بر خود ستم كرده و به خداوند ضرري نرساندهاند؛ اَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ، پس در اينصورت يأس از رحمت، حرام است؛ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ. وعدة رحمت قطعي و كار خداوند بخشش دائمي است و تمامي گناهان را ميبخشد؛ چرا كه او بسيار بخشنده و رحيم است[2]؛ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ.
البته منظور قرآن از اينكه مىفرمايد: خداوند همه گناهان را مىبخشد، آن نيست كه انسان گناه كند و بگويد خدا مىآمرزد ـكه در اينجا همان صفت ترس از عقوبت و عدم ارتكاب گناه به كار ميآيد ـ بلكه منظور آن است كه همة گناهان هر قدر هم بزرگ باشند قابل آمرزش است و نبايد از رحمت الهى مأيوس بود و طبيعتاً راه دريافت آمرزش الهى، توبه و جبران گناه است كه در آيه بعد آمده است.[3]
مولاي متقيان امير مؤمنان علي(ع) دربارة ترس از عذاب و اميدواري به رحمت خدا به فرزند خود ميفرمايد:«يا بنيّ خف اللَّه خوفا إنّك لو أتيته بحسنات أهل الأرض لم يقبلها منك و ارج اللَّه رجاء إنّك لو أتيته بسيّئات أهل الأرض غفرها لك»[4] يعني پسرم! از خدا چنان بترس كه اگر نيكيهاى مردم روى زمين را براى او بياورى از تو نپذيرد، و به خدا چنان اميدوار باش كه اگر گناهان مردم روى زمين را براى او بياورى تو را بيامرزد.
سنان بن طريف مىگويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مىفرمود: سزاوار است مؤمن بهگونهاى از خدا بترسد كه گويى مشرف بر آتش است و بهگونهاى اميدوار باشد كه گويى از اهل بهشت است.[5]
خداوند پيامبران خويش را در قرآن انسانهايي خائف از عذاب و اميدوار به رحمت معرفي ميکند، آنجا كه ميفرمايد:«أُولئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ، يَبْتَغُونَ إِلى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ، وَ يَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ يَخافُونَ عَذابَهُ، إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحْذُورا»[6] اين پيامبران خود همان كسانياند كه خدا را مىخوانند و از راه اطاعت خدا جوياى وسيلهاى براى رسيدن به قرب پروردگار خويشند، تا معلوم شود كه چه كسي به او نزديكتر است و هم به رحمت او اميدوارند و هم از عذاب او بيمناك، كه عذاب پروردگار تو عذابى پرهيز كردنى است.
شخصي به امام صادق(ع) عرض كرد: گروهى از دوستان شما به گناه مىپردازند و مىگويند: به رحمت خدا اميدواريم. امام فرمود: دروغ مىگويند، دوستان ما نيستند. آنان كسانياند كه آرزوهاى دلخوشكنندة خيالى بر ايشان چيره شده است. هر كس به چيزى اميدوار باشد، براى آن به عمل برمىخيزد. و هر كه از چيزى بترسد از آن مىگريزد.[7]
پس هر كس به رحمت خدا اميدوار است بايد به طلب و طمع اين رحمت برخيزيد، تا سبب جبران گذشته و بازگشت به سوي خداوند و ماية نجات شود. اگر هم از عقوبت خدا بيمناك و ترسان است، بايد از آن بگريزد و دور شود، تا دامنش را نگيرد. طلب رحمت و گريز از عقوبت، با ترك معصيت به دست ميآيد، مانند ترك دروغگويى، سخنچيني، عيب جويي و...
بهترين حالت ممكن نيز اعتدال بين اين دو حالت است. اميرمؤمنان، علي(ع) فرموده است: خير الأعمال، اعتدال الخوف و الرّجاء.[8] يعني بهترين اعمال، اعتدال بيم و اميد است.
بايد ميان خوف خود از عقوبت خدا و اميد به رحمت او حالت اعتدال پديد آيد، به شكلي كه از ترس از عقوبت و اميد به رحمت خدا به يك اندازه باشد. نه بيش از حد بترسيم كه يأس از رحمت آورد و نه بيش از اندازه اميدوار شويم كه غرور و غفلت به بار بياورد.
1ـ زمر: 53.
2ـ تفسير نور، ج10، ص 187
3ـ همان، ص 188.
4ـ جامع الاخبار، ص 113؛ الاثنا عشرية، ص 40.
5ـ مجموعة ورام، ج 2، ص 176.
6ـ اسراء : 57.
7ـ اصول كافى، ج 2، ص 69- 68.
8ـ غرر الحكم، ص 174.
هادي الياسي