ديدار يار

پروردگار مهربان به سبب لطف و رحمت خويش و تلاش و عبادت بندگان خداجويش در اين دنيا و بريدن و جدا شدن از غير خدا و دلدادن به معبود يكتا و پرستش و اطاعت از او شيريني انس را به كام آنها ميچشاند و گوشهاي از وصال خويش را به آنها ميبخشاند. روزهدار واقعي در ماه مبارك رمضان و در هنگام افطار چنين لذتي را از دل و جان درك ميكند. چنانچه امام صادق(ع) فرموده است:«لِلصَّائِمِ فَرْحَتَانِ فَرْحَةٌ عِنْدَ إِفْطَارِهِ وَ فَرْحَةٌ عِنْدَ لِقَاءِ رَبِّه»[1] يعني روزهدار دو شادماني دارد؛ يكي هنگام افطار و ديگري هنگام وصال و ملاقات پروردگار.
مشاهده پروردگار امري است انكار ناپذير، اما نه با چشم سر؛ چون آن ذات باري تعالي جسم نيست و از اين شايبه بري است تا بتوان آن را به چشم سر كه خود آن نيز جسم است او را مشاهده کرد؛ بلكه خداوند با ديدة دل قابل درك و تماشا است.
ابوبصير كه از ياران امام صادق(ع) است، از آن حضرت پرسيد: آيا مؤمنان در قيامت خداوند را مشاهده ميكنند؟ حضرت فرمود: [نه در قيامت] بلكه او را قبل از قيامت نيز ديدهاند. ابوبصير پرسيد: چه هنگام؟ فرمود: آن هنگام كه ايشان را خطاب فرمود:«أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلى»[2] يعني آيا من پروردگارتان نيستم؟ پاسخ دادند آري. پس امام با اندكي درنگ ادامه داد:«وَ إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ لَيَرَوْنَهُ فِي الدُّنْيَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَ لَسْتَ تَرَاهُ فِي وَقْتِكَ هَذَا» يعني همانا كه مؤمنان او را پيش از قيامت[و در عالم دنيا نيز] مشاهده ميكنند، مگر تو، خود، او را اكنون نميبيني؟! سپس امام براي جلوگيري از ايجاد شبهه در مورد مشاهدة جسماني خداوند و پرهيز از انكار منكران اشاره ميكند كه ديدن خداوند با ديدة دل و چشم باطن است:« وَلَيْسَتِ الرُّؤْيَةُ بِالْقَلْبِ كَالرُّؤْيَةِ بِالْعَيْنِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يَصِفُهُ الْمُشَبِّهُونَ وَ الْمُلْحِدُون»[3] يعني هرگز مشاهدة با چشم قلب و باطن مانند ديدن با چشم سر و جسم نيست؛ خداوند از آنچه كه تشبيه كنندگان و منكران در وصفش ميگويند، بسيار برتر و منزّه است.
چه زيبا بابا طاهر خداوند را با ديده دل در همة جاي عالم ملاقات ميکند كه چنين ميسرايد:
به دريـا بـنگـرم، دريـا تـو بـينم / به صحرا بنگرم، صحرا تو بينم
به هرجا بنگرم، كوه و در و دشت / نشـان از قـامت رعـنا تـو بينم
قرآن كريم نيز به ملاقات پروردگار تصريح ميکند و ميفرمايد:«يَأَيُّهَا الْانسَنُ إِنَّكَ كاَدِحٌ إِلىَ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيه»[4] اي انسان! تو تا رسيدن به پروردگارت در رنج و تلاش بوده و او را ملاقات خواهى كرد.
اين وصال آنقدر شيرين و فراقش آنقدر سخت است كه حال عاشقان و مشتاقان وصال ديدني و صحبت آنها شنيدني است كه اظهار دلدادگي و اشتياق به حضرت دوست در كلامشان موج ميزدند. سيدالساجدين و امام العابدين حضرت سجاد(ع) در سوز و گداز عارفانهاش به محضر يار اينگونه فرموده است:«الهي! ... و غلّتي لا يبرّدها إلّا وصلك و لوعتي لا يطفيها إلّا لقاؤك و شوقي إليك لا يبلّه إلّا النظر إلى وجهك و قراري لا يقرّ دون دنوّي منك و لهفتي لا يردّها إلّا روحك»[5] الهي! ... سوز سينة مرا فقط خنكاي وصال تو فرو مينشاند و آتش دلم را تنها ملاقات جمال دل آراي تو خاموش ميكند و عطش اشتياقم فقط با نگريستن به جمال روح افزاي تو سيراب ميشود و دلدادگي و بي قراريام جز با قرب و نزديكي به تو آرام نميگيرد و غم اندوهم را جز نسيم رحمتت، زايل نميكند.
به راستي كه هر كس مشتاق ملاقات يارش باشد ديگر فرش استراحت را برميچيند و زندگياش يكسره فكر وصال يار ميشود بهگونهاي که شبها را به عبادت و نماز و روزها را به روزه و ذكر او ميگذراند؛ خلاصه هر چه كه بتواند با يار هم صحبت ميشود و او را مينگرد. بياييم در اين ماه كه اول و آخرش ديدار و ملاقات محبوب است با امام عابدان هم ناله شويم از سر شوق فرياد برآوريم و بگويم:«فقد انقطعت إليك همّتي و انصرفت نحوك رغبتي، فأنت لا غيرك مرادي و لك لا لسواك سهري و سهادي و لقاؤك قرّه عيني و وصلك منى نفسي و إليك شوقي و في محبّتك ولهي و إلى هواك صبابتي و رضاك بغيتي و رؤيتك حاجتي و جوارك طلبي و قربك غاية سؤلي و في مناجاتك روحي و راحتي و عندك دواء علّتي و شفاء غلّتي و برد لوعتي و كشف كربتي»[6]
يعني از شوق تو است بيداري و كمخوابيام و لقايت نور ديدگانم و مقام وصالت، تنها آرزوي من است. شوقم منحصر به تو است و سرگردان محبت تو هستم، دلباختة هواي توأم و غرض و مقصدم خشنودي تو است و به مشاهدة تو نيازمندم و نعمت همجواريت مطلوب من است و مقام قربت، منتهاي خواهش من است و حال مناجات و رازگويي با تو فرح و آرامش خاطر من است و دواي مرض و شفاي قلب سوزانم و تمكين حرارت دل و رافع غم و اندوهم تنها نزد تو است.[7]
1ـ كافي ، ج 4، ص 65.
2ـ اعراف: 172.
3ـ توحيد صدوق، ص 117.
4ـ انشقاق: 6.
5ـ مناجات خمس عشره.
6ـ همان.
7ـ صبهاي معرفت، ص 762.
هادي الياسي