۲۹ مهر ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۳
کد خبر: ۵۳۲۹۹۱
آيت‎الله جوادي آملي:

مقلدپروري و تحمل نقد نداشتن، جامعه را در جاهليت نگاه مي‎دارد

حضرت آيت‎الله جوادي آملي با اشاره به اينكه نظام ارباب و رعيتي فكري در قرآن نفي شده است، گفت: مقلدپروري و تحمل نقد نداشتن، جامعه را در جاهليت نگاه مي‎دارد.
حضرت آيت الله جوادي آملي

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، حضرت آيت‎الله عبدالله جوادي آملي امروز در درس تفسير خود كه در مسجد اعظم برگزار شد، در تفسير آيات ابتدايي سوره مباركه «الرحمن»، گفت: معلم «الرحمن» است و معلوم قرآن است، همانند آنكه خداوند متعال اسماي خود را به خليفه خود تعليم داد، «المعلوم هو القرآن»، اما بيان هنر است، «عَلَّمَهُ الْبَيَانَ» منطق مي‎گويد به اينكه بايد طوري نتيجه بگيريد كه صغري و كبري با هم هماهنگ باشد، خود منطق و ادبيات فن و هنر است، ادبيات يعني چه‎طور مي‎خواهي حرف بزني؟ چه مي‎خواهي بگويي را بايد جاي ديگري ياد بگيري، اگر قرآن ياد گرفتي اين‎طور بيان بكن، معلوم قرآن است و هنر آن است كه انسان آنچه را كه ياد گرفت بيان كند.

وي با اشاره به آيه « عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ﴿۴﴾»، اظهار كرد: خاصيت بيان چهار چيز است؛ يكي اينكه مشهودات دروني خود را خوب مي‎فهمد و آن را عرضه مي‎كند، چون انسان يك ظرف خالي نيست، انسان يك لوح نانوشته نيست، بلكه يك لوحي است كه ذات اقدس اله با الهام فجور و تقوا بسياري از حقايق را در آن نوشت اما به انسان بيان داد تا آن مشهودات و ملهمات الهي را بيان و بازگو كند، پس اول مشهود الهي است كه ملهم است و دوم آنكه انسان مي‎تواند آنچه را كه خدا به او الهام كرده بيان كند، يك كار ديگر هم وظيفه اوست كه آنچه كه ديگران با بيان خود مي‎گويند از جاي ديگر تحصيل كند و هدف نهايي آن است كه بيان‎هايي كه از ديگران گرفت در درون خود به ‎صورت شهودي دربياورد.

مفسر برجسته قرآن كريم خاطرنشان كرد: خداوند كه به وجود خليفه خود اسماء را آموخت اين اسماء الفاظ نيستند و مفاهيم هم نيستند كه حقايق عيني هستند كه در ادعيه آنها را مي‎خوانيم كه اسم اعظمش كارساز است كه اگر كسي به آن مقام بار يافت به اذن خداوند بيمار را شفا مي‎دهد و اين حقايق در قرآن هستند، صرف لفظ بدون قداست روح، فقط ثواب خالي دارد و همچنين ادراك مفهوم بدون قداست روح، فقط ثواب دارد، اما بتواند مرده را زنده كند و بيمار را شفا بدهد، حقيقت اسماء است، بعد از اينكه اسماء را به او آموخت، قدرت بيان را به او آموزش داد و به او گفت كه اسماء را براي فرشتگان بيان كن.

وي با بيان اينكه قرآن بايد در درونِ درونِ جان انسان قرار بگيرد، اظهار كرد: در روايات هست كه وقتي حوادث پيش مي‎آيد انسان بايد دو سنگر داشته باشد، اين مال انسان سنگر است كه با مال، جان انسان حفظ شود اگر اين حادثه از سنگر اول عبور كرد انسان بايد جان خود را سنگري براي حفظ دين قرار دهد، اين هم در بيانات نوراني پيامبر اكرم(ص) و هم امام علي(ع) است، نه اينكه برخي دين را سپر براي حفظ جان قرار مي‎دهند.

حضرت آيت‎الله جوادي آملي ادامه داد: خود قرآن را گفته‎اند كه تبيان براي هر چيزي است، يك سلسله مطالب را گاه در قلب وليّ خودش القا مي‎كند، يك‎بار معنا و لفظ را هر دو خود خداوند بيان مي‎كند و آن قرآن مي‎شود و گاه آيات بديهي نيست بلكه عميق و پيچيده است و همان خدايي كه معلم قرآن است براي ما مبين و مفسر فرستاد، محكمات و متشابهاتي دارد كه راسخان در علم بايد آن را معلوم كنند، حدود و ثغورش را شما بايد مشخص كنيد.

وي با اشاره به اينكه در قرآن كريم رژيم ارباب ‎و رعيتي را به ‎طور مطلق نفي كرده است، ابراز كرد: نظام ارباب ‎و رعيتي اقتصادي رخت بربست اما گاه يك نظام ارباب ‎و رعيتي فكري و علمي وجود دارد كه آن ‎هم كم ‎و بيش هست، شما اين كتاب را ياد بگيريد اما رژيم‎تان رژيم ارباب و رعيتي نباشد كه گاهي دامن‎گير حوزويان و دانشگاهيان هست، مقلدپرور نباشيد، خوشتان نيايد كه كسي بدون دليل چيزي را از شما قبول كند، براي مردم عالم رباني باشيد، در سوره مباركه آل‎عمران بحثش قبل‎تر گذشت كه ما به هيچ بشري معارف را نداديم كه مردم را به خود دعوت كند.

استاد سطح عالي حوزه علميه قم افزود: البته هيچ‎كس داعيه ربوبيت ندارد كه بگويد من رب هستم و مرا بپرستيد، اين تفكر تقليدي و مقلدپروري و جاهل را در جاهليت نگاه داشتن و جلوي پيشرفت تحقيقي علم او را گرفتن و تحمل نقد نداشتن را نفي مي‎كند، اين امور را به افرادي ياد مي‎دهيم كه عالم رباني باشند، يعني كسي كه شديدالربط به رب خودش باشد تا رباني بشود و هم شديد‎الربط به مربوب‎ها و متعلمانش باشد تا معلم خوب شود، حوزه بايد عالم رباني تربيت كند، دانشگاه بايد عالم رباني تربيت كند، درستان درس قرآني باشد اما نقدپذير و اشكال‎پذير باشيد و داعيه ربوبيت نداشته باشيد.

وي خاطرنشان ساخت: اگر مردم را به خود دعوت كرديم اين دوام نمي‎آورد اما اگر گفتيم كه با هم به يك طرف حركت كنيم اين باقي مي‎ماند، نبايد گفت كه فكر من و حرف من بايد اجرا شود، اگر حق تبيين شد هر كس راه خود را مي‎رود و صحيح هم مي‎شود، مي‎شود كه انسان طوري شاگرد قرآن باشد كه معلومش قرآن و بيانش هم قرآن باشد و جامعه را مانند يك عالم رباني دعوت كند، چه كسي عالم رباني است؟ كدام حوزه عالم رباني است، پس مي‎شود عالم رباني شد، اين كار حوزه است و اين راهي است كه بزرگان رفته‎اند و اين راه رفتني است، اگر حرف كس ديگري در حريم قرآن نباشد، آن ديگر بيان نيست كه حرف اهل‎بيت(ع) هم در حريم قرآن است و تعليم اسماء هم به همين بازمي‎گردد، «علم القرآن» به اين معنا نيست كه ما به ‎طور مستقيم و بلاواسطه از خداوند ياد بگيريم./914/۲۰۲/ح

ارسال نظرات
captcha