پیوند «اسلام و لیبرالیسم» راهکار غلبه بر اختلاف «سنت و مدرنیته»

خبرگزاری رسا ـ گروه بینالملل: در بخش نخست تبیین اندیشه احمد طیب شیخ الازهر مصر پیرامون نو اندیشی دینی با محوریت کتاب تازه منتشر شده وی با عنوان «مقالاتی پیرامون تجدّد» به موضوعاتی نظیر مفهوم نواندیشی و تجددّ و خطر متحجران برای نواندیشی اشاره شد.
در ادامه باید گفت به عقیده احمد طیب مفهوم تجدید از ویژگیها و خصوصیتهای دین اسلام است که از پیامبر اکرم (ص) نیز این مضمون نقل شده که فرمودند: «خداوند هر صدسال یکبار فردی را در میان امت اسلامی برمیانگیزد که دینش را تجدید میکند». شیخ الازهر با اشاره به این دلیل نقلی تاکید میکند که عقل نیز بر لزوم تجدید و نواندیشی در دین حکم میکند زیرا اگر بپذیریم که پیام اسلام برای تمام بشریّت بوده و برای هر زمان و مکانی است و نیز نصوص دینی محدود و پدیدهها نامحدود است پس به ضرورت باید فرضیه تجدّد را پذیرفت.
وی با اشاره به برداشتهای مختلف از مفهوم نواندیشی دینی تصریح میکند: «همانگونه که بزرگان احل حدیث مانند جلال الدین سیوطی و دیگران گفتهاند، آنچه که در حدیث رسول گرامی اسلام اهمیت دارد فهم مقصود از نواندیشی، متجدّدان، کمیت و تعداد آنان است که باید این مفاهیم به درستی تبیین شود تا به فهم صحیحی از روایت دست یافت.»
شیخ الازهر خاطر نشان میکند: به اعتقاد قدما، تجدّدی که در روایت آمده به معنای بازگشت به کتاب و سنت در سایه ازاله بدعتها و تحریفات و نیز عمل به آن است اما سوالی مطرح است که «آیا مفهوم نواندیشی که تا این میزان پیرامونش مناقشه بوده دارای چنان معنی ساده و بسیطی است که قدما گفته و این فهم از نواندیشی توانایی حل مشکلات جهان معاصر را داشته بدون آنکه موضع و رویکرد شریعت نسبت به آن مشخص شود؟»
عالم اهل سنت مصر با بیان این سوال به طرح فرضیه دیگری در فهم معنای نواندیشی روی میآورد. طیب معتقد است که شاید مراد از نواندیشی دینی، دقت در نصوص قرآن و سنت و احکام فقهی و خوانش مجدّد آن با رعایت ضوابط مورد تایید علمای تفسیر، حدیث و اصول است با این هدف که در مورد مسائل مستحدثه که نیازمند شنیدن نظر علما و صاحب نظران و ارائه راهکار شرعی است، موضع و رویکرد اسلام را تبیین کنیم و وی همین معنا را که سالها قبل در همایش نواندیشی دینی مطرح کرد، میپذیرد.
احمد طیب اظهار میدارد: «با دقت در طبیعت پیام اسلام به عنوان بیانی از سوی خداوند برای مردم که متناسب با شرایط مکانی و زمانی است، باید مسلم بدانیم که نواندیشی و اسلام دو روی یک سک هستند و یا حداقل تجدّد را باید یکی از مقومات ذاتی اسلام دانست که اگر به شکل صحیح تحقق یابد، اسلام به یک نظام فعال در دنیای انسانی تبدیل شده و اگر از عرصه زندگی مردم عقب بنشیند و تنها به انجام شعائر در مساجد و مقبرهها کفایت شود، اسلام نیز از پویایی خارج میشود.»
شیخ الازهر تاریخ اسلام را از دیگر شاهدهای سخن خود بیان کرده و تاکید میکند: تاریخ اسلام در شکوفاترین دورانش بالاترین شاهد و گواه بر ارتباط دوسویه میان اسلام و تجدّد است به گونهای که پویایی و فعال بودن اسلام ارتباط مستقیم با تجدّد دارد کما اینکه ارتباط مستقیمی میان جمود فکری، نفی تجدّد و انزوای اسلام از حیات فردی و اجتماعی امت اسلامی است.
ضرورت تجدّد در اسلام
احمد طیب در بخش دیگری از کتاب خود با بیان ضرورت تجدّد در عصر حاضر مینویسد: بسیار جای تعجب دارد که مفهوم «تجدّد در اسلام» در روزگار ما به دلیل اتهاماتی که در برخی موارد صحیح ولی در بیشتر موارد به ناحق است، در زمره خطوط قرمز قرار گرفته است که هر کسی اجازه ورود به این پرونده را ندارد. با وجود تمامی محکمههای تفتیش عقاید و دادگاههایی که نواندیشان دغدغهمند در جهت رفع جمود فکری و زدودن خرافات دینی را تحت فشار قرار میدهند اما موضوع تجدّد همچنان برای ما اهمیت والایی دارد.
وی با انتقاد از برخی رسانهها در یکی دانستن تمام نواندیشان خاطر نشان میکند: توانایی بر تجدّد ذاتی تعبیر دقیق و عبارة أخری «اسلام دین هر زمان و هر مکان» است و اگر نواندیشی نبود هیچگاه اسلام نمیتوانست در شرق و غرب و در میان امتهایی که گاه اختلافهای فکری ریشهای با اسلام دارند، گسترش یابد و اگر پیام اسلام تنها به شکل و ساختار واحد با بندها و مواد ثابت و غیر قابل تغیر بود معنایی نداشت که سخن از جهانشمول بودن اسلام به زبان بیاوریم.
عالم اهل سنت مصر با بررسی فرضیه ثابت بودن پیام اسلام اظهار میدارد: اگر در اسلام نواندیشی نبود که همانند شریعتهای گذشته تمامی ظرفیت و توان خود را برای هدایتگری بشر از دست میداد مگر آنکه فرض شود که پیام اسلام منحصر در اصول ثابت اخلاقی و اعتقادی است که در این صورت پیام اسلام یک پیام معنوی میشود که هیچ ارتباطی با زندگی و حیات اجتماعی مردم ندارد. از طرفی خطاب قرآن با «یا أیها الناس» تنها در صورتی فهم میشود که در چهارچوب صلاحیت گفتمان نواندیشی همراه با تغییر زمان و مکان و شرایط قرار گیرد.
مصالحه اسلام و لیبرالیسم
احمد طیب ارتباط «جهانشمول بودن اسلام و تجدّد» را ارتباطی ناگسستنی دانسته و تاکید میکند: نواندیشی دینی که مورد نظر اسلام است باید در دو ساحت طرح شود. در ابتدا باید از قرآن و سنت به عنوان رکن اصلی دین شروع کرد سپس متناسب با مفاهیم جدید به سراغ گنجهای پنهان در تراث اسلامی رفته و به خوانش جدیدی دست یابیم البته نباید تصور کرد که مطلوب ما در این عرصه دستیابی به گفتمانی جامع است که نظریه مخالف و تعدّد آراء را نمیپذیرد. زیرا این رویکرد را اسلام در هیچ زمانی نپذیرفته است. پس شیوه صحیح آن است که گفتمانی به دور از خشونت، نفی دیگری و حصر حقیقت در یک مذهب و مصادره حقّ و حقیقت به نفع یک گرایش را مطرح سازیم.
وی با اشاره به دومین ساحت تجدّد دینی میگوید: در فرآیند نواندیشی باید به دیگران نیز حق اظهار نظر داد و با آنان تعامل همدلانه داشت؛ با این هدف که به عناصر مشترکی دست یابیم که بتوانیم با استفاده از آنها چهارچوب فرهنگی عامی تشکیل دهیم که مسلمانان و لیبرالها بتوانند به آشتی و مصالحه دست یافته و با یکدیگر به بررسی راهکاری اعتدالی برای غلبه بر بیماری مزمن «انشقاق سنت و مدرنیته» برسیم؛ انشقاقی که در آن گروهی سنت را فدای مدرنیته و گروهی مدرنیته را فدای سنت میکنند.
به عقیده شیخ الازهر با آنکه اختلاف میان سنت و مدرنیته امری طبیعی و پدیدهای کاملا پذیرفتنی است اما نباید این اختلاف به بستری برای تسویه حسابها و درگیریهای دو طرف تبدیل شود که بیگانگان از این اختلاف برای آسیب رساندن به جوامع سواستفاده کنند. وی مینویسد: «ما در قرنهای گذشته این رویکرد را تجربه کردیم که سنتگرایان میگفتند که میتوان در چهارچوب تقلید موروث از اصحاب سلف زیست و درب را به روی موج تمدن غربی و فرهنگ خروشان آن بست. با وجود این اصرار اما اهداف مورد نظرشان متحقق نشده و جامعه نیز در برابر تغییرات اجتماعی و فرهنگ غربی بیسلاح و بیدفاع شد.»
تدوین سند راهبرد حل مشکلات امت اسلامی
احمد طیب همچنین با انتقاد از غرب زدهها که پشت به میراث اسلامی کرده و در اهانت و تمسخر فرهنگ اسلامی از هیچ کوششی فروگذار نکرده و عبور از سنت اسلامی را شرط ورود به دنیای مدرنیته دانستند، نتیجه این اندیشه را نیز همانند گروه نخست ضربه به امت اسلامی دانست. به عقیده طیب این افراد نیز نه تنها مشکلی را حل نکردند بلکه گمراهی بر گمراهی افزودند.
عالم اهل سنت مصر رویکرد اعتدالی را تنها رویکرد موفق به شمار آورده و تاکید میکند: جریان اعتدالگرای میانهرو تنها جریانی است که شایستگی «حمل امانت» را داشته و لایق آن است که تجدّد مقدسی را که اسلام و امت اسلامی بدان نیازمندند را احیا کند. تنها این جریان است که میتواند تجدّد دینی را انجام داده بدون آنکه به چهره نواندیشی آسیبی وارد سازد و یا آن را به طور کامل از ساحت جامعه طرد کند البته مشروط به آنکه خود را وارد دعوای جریانهای راست و چپ نکند.
رییس شورای حکمای مسلمان با پیشنهاد راهکاری برای مسائل مهم جهان اسلام مینویسد: در وهله اول باید فهرستی از مهمترین مسائل جهان اسلام تهیه شود. سپس در میان مسائل مطرح شده، اولویت را باید به مسائل اعتقادی مانند جهاد، خلافت، ولایت، حکومت و ... داد که در نزد گروهکهای تکفیری، خشونت طلب و تروریستی پرکاربرد است. سپس بیانیه مشترکی به همراه راهکارهای عملی با امضای علمای مسلمان و اجماع نخبگان جهان اسلام صادر شود و به عنوان سند راهبرد حل معضلات جهان اسلام در دستور کار قرار گیرد. این امر نیز به دلیل گستردگی مسائل و تخصصی شدن علوم، تنها با اجتهاد گروهی امکان پذیر است./981/ب950/ر