۱۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۳:۱۳
کد خبر: ۵۶۲۸

نقش امام در نخستین انتخابات ریاست جمهوری

جواد محمد زمانی
امام خميني
چند روز از تصویب قانون اساسی گذشته بود. وزارت کشور تاریخ انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرد . قانون انتخابات در 29 آذر 1358 در شورای انقلاب تصویب شد و در اول دی ماه 1358 متن کامل قانون انتخابات ریاست جمهوری در مطبوعات درج شد.

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد موسوی خویینی ها به عنوان نماینده امام در کمیسیون بازرسی تبلیغات منصوب شد . تا پیش از آن مرحله اشخاص زیادی برای تصدی ریاست جمهوری پیشنهاد شده بودند. از جمله آنها و سر آمد آنها امام خمینی بود که امام با صراحت آن را رد کرد. مرحوم طالقانی ، دکتر بهشتی ، مهندس بازرگان نیز از آن جمله بودند که هر کدام به دلایلی در انتخابات کاندیدا نشدند.

پس از فراخوان بیش از یکصد نفر ثبت نام کردند .1 در آن زمان سرپرست وزارت کشور حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی بود. وی پس از بررسی صلاحیت نامزدها در اطلاعیه ای ده نفر را به عنوان کاندیداهای ریاست جمهوری اعلام کرد: جلال الدین فارسی ، ابوالحسن بنی صدر ، صادق قطب زاده ، احمد مدتی ، کاظم سامی ، مسعود رجوی ، صادق طباطبایی ، محمد مکری ، داریوش فروهر و حسن حبیبی ، در میان این افراد هیچ چهره روحانی دیده نمی شود.

علت آن مخالفت صریح حضرت امام با کاندیدا شدن روحانیون بود. در این باره حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی می گوید: « چون سیاست حزب جمهوری اسلامی معرفی آیت الله بهشتی به عنوان کاندیدای حزب بود من و آیت الله خامنه ای برای حل مشکل در اوایل دی ماه به قم رفتیم. امام که می دانستند ما رفته ایم ایشان را قانع کنیم تا کاندیداتوری دکتر بهشتی را برای ریاست جمهوری قبول کنند حضور ما را خیلی جدی نگرفتند وحتی ما را به اندرونی منزلشان نبردند بلکه خودشان در وسط راهرو و میان اندرونی و بیرونی نشستند و ما را هم همان جا نشاندند و به حرفهای ما گوش دادند ، ما اصرار می کردیم که در این موقعیت درست نیست که ما روحانیت را محدود کنیم و ممنوع کنیم ولی ایشان استدلال ما را نپذیرفتند و فرمودند: من مصلحت نمی دانم. سرانجام ما هم موفق نشدیم نظر ایشان را جلب کنیم و بدون کسب نتیجه و در این اندیشه که حالا چه کسی را کاندیا کنیم به تهران بازگشتیم»2 . امام پس از چندی با صراحت اعلام کردند:« روحانیون نباید رییس جمهور شوند»3 امام ترجیح می دادند که روحانیت از طریق نظارت قانون گذاری به فعالیت خود ادامه دهد نه کارهای اجرایی .

با اعلام نظر امام جامعه مدرسین در جلسه ای باتوجه به سوابق آقایان آیت ، فارسی ، بنی صدر ، آقای آیت رابه عنوان کاندیدای واجد صلاحیت از طرف جامعه مدرسین معرفی کرد. اما پس از چندی آقای آیت به نفع آقای فارسی کناره گیری کرد. از سوی دیگر ، جامعه روحانیت مبارز و برخی از مبارزان در تهران ، بنی صدر را به عنوان کاندیدای خود معرفی کرده بودند. اعضای جامعه مدرسین به بسیاری از اعتقادات بنی صدر در مباحث مربوط به مالکیت ، اقتصاد و... انتقاد داشتند.

نیز سخنان امام خمینی در پاسخ به دانشجویان نیز باعث شد که اعضای جامعه بیش از گذشته نسبت به بنی صدر و افکار او تردید پیدا کنند. امام در پاسخ به دانشجویان تاکید کرده بود:« به کسی رای بدهید که معتقد بر ولایت فقیه باشد»4
اعضای جامعه مدرسین بر این باور بودند که بنی صدر اعتقادی به ولایت فقیه ندراد. از این رو کاندیدای خود را جلال الدین فارسی اعلام کردند.

9 روز به انتخابات مانده بود که حادثه ای وضعیت انتخابات را دگرگون کرد. افراد خاصی با ارائه اسنادی ادعا کردند که جلال الدین فارسی ایرانی نیست . وزارت کشور موضوع را به طور جدی دنبال کرد معلوم شد که در حدود 80 سال قبل اجداد وی به ایران آمده‌اند ولی با برگه اقامت زندگی می کرده اند. آنها ایرانی الاصل بودند. خود جلال الدین هم در مشهد متولد شده بود. از این رو وزارت کشور ایرانی بودن او را ثابت شده دانست. با این همه، امام از او خواستند که از کاندیداتوری کناره بگیرد.

جلال الدین فارسی، خود در خاطراتش بازگویی می کند که به همراه آقای هاشمی رفسنجانی نزد امام رفته بودم و امام فرموده بودند:« خدا می داند (یا خدا شاهد است) برایم فرقی نمی کند که شما رییس جمهور بشوید یا اقای بنی صدر، اولین رییس جمهور ما نباید شبهه ای قانونی در موردش باشد، شما در آینده باید مسئولیت های بزرگتری را برعهده بگیرید ، انقلاب اسلامی و ما به وجود شما احتیاج داریم...». وی نیز امر امام را می پذیرد و کناره می گیرد.

با حذف جلال الدین فارسی که در آخرین روزها ، عملا امکان معرفی کاندیدای تازه‌ای نبود جامعه مدرسین آقای حسن حبیبی را معرفی کرد.5 با این همه ، اوضاع به نفع آقای بنی صدر در حال تغییر بود و انصراف جلال الدین فارسی رای فراوانی را نصیب بنی صدر می کرد.
از سوی دیگر فدائیان انقلاب در نامه ای سر گشاده خطاب به شورای انقلاب ، حذف برخی از کاندیداها را خواستار شدند.6 نیز پاسخ امام به استفتایی درباره انتخاب رییس جمهور شکوه های فداییان اسلام را تاکید کرد:« کسی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رای مثبت نداده ، صلاحیت رییس جمهوری ایران را ندارد»7 به دنبال سخن امام ، مسعود رجوی راهی جز کناره گیری از انتخابات نداشت و این مساله پیروزی بنی صدر در انتخابات را دو چندان کرد.
حال امام نیز به دلیل بیماری قلبی وخیم بود . سر انجام انتخابات در پنجم بهمن ماه 1358 برگزار شد و بنی صدر همان طور که انتظار می رفت در همان شمارش اولیه با فاصله زیادی از رقیب‌ها در صدر قرار گرفت. با پایان شمارش آرا بنی صدر توانست ده میلیون رای از مجموع چهارده میلیون رای را به خود اختصاص دهد.

امام در نخستین خطاب به رییس جمهور در مراسم تحلیف فرمودند:« می خواهم که ما بین قبل و بعد از ریاست جمهوری در احوال روحی شان تفاوتی نباش»8 . تشکیل کابینه نیز تا تشکیل نخستین دوره مجلس شورای اسلامی به تعویق افتاد. از سوی دیگر ، امام به دلیل کسالت فراوان بنی صدر را به سمت فرماندهی کل نیروهای مسلح منصوب کردند.9

بنی صدر از همان آغاز حزب جمهوری اسلامی را مانع خود می دید و از آن انتقاد می کرد. با آغاز به کار مجلس ، بنی صدر در حیله ای حساب شده مرحوم سید احمد خمینی را به مجلس برای تصدی نخست وزیری معرفی کرد که با مخالفت صریح امام روبرو شد .
وی سپس مصطفی میر سلیم را معرفی کرد ولی پس از مدتی از مجلس خواست رای اعتماد به وی را مسکوت بگذارند؛ اما مجلس به میر سلیم رای اعتماد داد. بنی صدر شروع به کارشکنی کرد و پس از گفت و گو های فراوان افراد دیگری را به مجلس معرفی کرد. مجلس نیز در نهایت محمد علی رجایی را برگزید اما بنی صدر دیگر بار اعلام داشت که رجایی به وی تحمیل شده است.10

نفوذ حلقه منافقان در گرداگرد بنی صدر ، تندی و غرور فراوان وی ، نفوذ عناصر رژیم پهلوی در دفتر وی و ... بنی صدر را در سراشیبی سقوط قرار داد. تشکیل هیئت حل اختلاف با نظر امام و... نیز نتوانست جلوی کارهای ناروای بنی صدر را بگیرد.

بنی صدر با صراحت قوانین مجلس را زیر پا می گذاشت و طرح رفراندوم را مطرح کرد.امام نیز در 6 خرداد ماه 1360 در سخنانی قاطع فرمود:«... آقای رییس جمهور حدودش در قانون اساسی هست یک قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت می کنم... نمی شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم...»11.

اما بنی صدر کوتاه نمی آمد و مدام علیه امام ، ارکان نظام وحزب جمهوری اسلامی سخنرانی می کرد. امام در آخرین اتمام حجت ها فرمودند:« دیکتاتوری همان است که نه به مجلس سر فرود آورد و نه به قوانین مجلس و نه به شورای نگهبان و نه به تایید شورای نگهبان ونه به قوه قضاییه و نه به دادستانی و نه به شورای دادستانی و همین طور همه ارگان ها ... هر کس بر خلاف قانون عمل کند دیکتاتور است»12 .

پس از این سخنان ، بنی صدر مردم را به آشوب آفرینی دعوت کرد و آشوب‌هایی در تهران وچند شهرستان رخ داد که با مقاومت خود جوش مردم غافله خاتمه یافت. در 20 خردادماه 1360 امام بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کرد . ولی بنی صدر بار دیگر مردم را به کودتا دعوت کرد!

با عزل بنی صدر گروه‌هایی با تجمع وبرگزاری راهپیمایی خواهان بر کناری بنی صدر از ریاست جمهوری شدند . یک روز پیش از تصویب فوریت طرح بررسی کفایت سیاسی رییس جمهور ، جبهه ملی طی اعلامیه ای که بهانه آن نفی و حمله شدید به لایحه قصاص بود ، مردم را به راهپیمایی بزرگ فرا خواند.

اما امام با بیاناتی در جمع مردم ضمن انتقاد شدید و صریح به بنی صدر ، اعلام ارتداد جبهه ملی در صورت احراز و پا فشاری بر نفی حکم ضروری قصاص و تکلیف به نهضت آزادی در تبری جستن از اعلامیه جبهه ملی ، همگان را به هوشیاری فرا خواندند.13

سخنان امام با حمایت جامعه مدرسین ، آیت الله العظمی گلپایگانی و آحاد مختلف مردم روبرو شد و سرانجام طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر در مجلس مطرح شد و با رای قاطع تصویب شد. امام نیز در تایید رای مجلس در اول تیر ماه 1360 موافقت خود را با عزل بنی صدر اعلام نمودند.14

امام به راحتی می توانست در روز نخست و پیش از آنکه بنی صدر بر سر کار بیاید مردم را از عاقبت کار آگاه کند و مردم نیز از صمیم دل سخن امام را می پذیرفتند . اما سیره امام، احترام به رای عمومی و رساندن جامعه به مرحله ای است که افراد خود تحلیل گر باشند و از گذشته عبرت بیاموزند.

ماجرای بنی صدر باعث شد که مردم در انتخابات خود بیش از گذشته دقت کنند و قدر دان نهضت ولایت فقیه و علمای و روحانیون مبارز باشند. از این رو بررسی مواضع امام در نخستین انتخابات ریاست جمهوری امری شایان است و ژرفای اندیشه دینی و سیاسی این رهبر کم نظیر عالم اسلام را نشان می‌دهد.روحش شاد!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پا نوشت ها
1. جمهوری اسلامی 15/10/1358
2. علی اکبر هاشمی رفسنجانی ، انقلاب و پیروزی ، ص412
3. کیهان 9/10/1358
4. کیهان 13/10/58
5. صورت مذاکرات و مصوبات جلسات جامعه مدرسین 25/10/1358
6. کیهان 29/10/1358
7. صحیفه امام ، ج 12، ص119
8. کیهان 16/11/1358
9. صحیفه امام، ج 12 ، ص157
10. یحیی فوزی ، تحولات سیاسی اجتماعی پس از انقلاب اسلامی در ایران ، ج1،ص315
11. صحیفه امام ، ج14،ص377
12. کیهان 19/3/1360
13. کیهان 26/3/1360
14. صحیفه امام ، ج 14،ص480
ارسال نظرات