۱۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۴:۵۵
کد خبر: ۵۶۴۱

خدمات قم به تشیع

مجتبی صداقت
حرم حضرت معصومه
قم، طبق گفته زکریا بن محمد بن محمود قزوینی: «شهرى است از ولایت جبال، ما بین ساوه و اصفهان. و آن، شهرى است مشهور و معروف در زمان حجاج بن یوسف آن شهر بنا شده در سنه هشتاد و سه هجرى، و اهلش شیعه است.»[1]

در روایاتی به وجه تسمیه این شهر به قم اشاره شده است؛ مثل این که پیامبر در سفر معراج، شیطان را در این منطقه دیدند. پیامبر به او امر کردند که: «قُمْ یا ملعون»[2] ( اى ملعون! برخیز.) به خاطر همین به «قم» نام گذاری شد.

یا این که امام صادق فرمودند: «إِنَّمَا سُمِّیَ قُمَّ لِأَنَّ أَهْلَهُ یَجْتَمِعُونَ مَعَ قَائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ یَقُومُونَ مَعَهُ وَ یَسْتَقِیمُونَ عَلَیْهِ وَ یَنْصُرُونَه‏.»[3]( براى آنکه مردمش با قائم آل محمّد صلوات اللَّه علیه بپا خیزند و بر او استوار مانند و او را یارى کنند)

ایران و تشیع:

ایران از هر نقطه دیگری برای بذر تشیع ،‌زمین مناسب تری بوده است. تشیع به اندازه ای که در ایران تدریجاً نفوذ کرد در جای دیگر نفوذ نکرد و هر چه زمان گذشته است آمادگی ایران برای تشیع بیشتر شده است. حقیقت این است که علت تشیع ایرانیان و علت مسلمان شدنشان یک چیز است. ایرانی روح خود را با اسلام سازگار دید و گم گشته خویش را در اسلام یافت. مردم ایران که طبعاً مردمی با هوش بودند و به علاوه سابقه فرهنگ و تمدن داشتند بیش از هر ملت دیگر، نسبت به اسلام شیفتگی نشان دادند و به آن خدمت کردند . مردم ایران بیش از هر ملت دیگر به روح و معنی اسلام توجه داشتند و به همین دلیل، توجه ایرانیان به خاندان رسالت از هر ملت دیگر بیشتر بود و تشیع در میان ایرانیان نفوذ بیشتری یافت؛ یعنی ایرانیان روح اسلام و معنی اسلام را در نزد خاندن رسالت یافتند. فقط خاندان رسالت بودند که پاسخ گوی پرسش ها و نیازهای واقعی روح ایرانیان بودند.[4]

قم و تشیع:

با هجرت اشعریون ـ‌ از ترس حجاج ـ به قم، نقطه آغازین شیعه در ایران شکل گرفت.[5] اهل قم از کسانی هستند که در قبول ولایت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ از سابقین می باشند؛ به طوری که، شیعه بودن اهل قم، زبانزد خاص و عام گردید و قم، آشیانه آل محمد ـ علیهم السلام ـ معرفی شد. امام کاظم ـ علیه السلام ـ می فرماید:

« قُمُّ عُشُّ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَأْوَى شِیعَتِهِمْ ...»[6] (قم آشیانه آل محمّد است و جایگاه شیعیانشان‏ می باشد.)

خدمت مردم قم به تشیع:

خدمت قمی ها به تشیع به این گونه بود که نیروهای مادی و معنوی خود، ذوق و استعداد و فکر و ابتکار و حتی جان خود را در اختیار تشیع قرار دادند و در این کار، خلوص نیت داشتند. آنان شاهکارهایی در راه خدمت به تشیع به وجود آوردند که جز با نیروی عشق و ایمان به وجود نمی آمد. برخی از خدمات مردم قم به تشیع از این قرار است:

1. خدمت در میدان علم و فرهنگ:

از اواخر قرن اول تا قرن چهارم، قم یکى از مراکز بزرگ علمى و فرهنگى بود، محدثان بزرگى در اینجا مقیم بودند و اخبار و آثار اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ را ترویج و تبلیغ مى‏کردند، قدیمی ترین محدث قم، ابو جریر قمى بود که از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ نقل حدیث مى‏کند و قبرش اکنون در شیخان موجود است.[7]

تلاش علمای قم در توسعه دانش و فرهنگ بسیار چشمگیر است. در روایتی، امام صادق ـ‌ علیه السلام ـ خطاب به عیسی بن عبد الله فرمودند: « سَلَامُ اللَّهِ عَلَى أَهْلِ قُمَّ ... هُمْ أَهْلُ رُکُوعٍ وَ سُجُودٍ وَ قِیَامٍ وَ قُعُودٍ هُمُ الْفُقَهَاءُ الْعُلَمَاءُ الْفُهَمَاءُ هُمْ أَهْلُ الدِّرَایَةِ وَ الرِّوَایَةِ وَ حُسْنِ الْعِبَادَة»[8](سلام خدا بر اهل قم ... آنان اهل رکوع و سجود و قیام و قعود اند. آنها فقهاء علماء و با فهم اند. مردم قم، اهل درایت و روایت و عبادت نیکو، هستند.)

إبراهیم بن هاشم کوفی شاگرد یونس بن عبد الرحمن (که از اصحاب امام رضا ـ علیه السلام ـ بود) با مهاجرتش به قم و نشر حدیث اهل بیت در آن، سبب شد که قم مدرسه ای برای پرورش محدثین و روات و فقهایی همچون : زکریا بن آدم‏، سعد بن سعد بن الأحوص بن سعد بن مالک الأشعری القمی، العباس بن معروف أبو الفضل مولى جعفر بن عبد اللّه الأشعری گردد.[9]

قم، در قرون اولیه اسلامی به وسیله فقهایی نظیر علی بن بابویه ، محمد بن قولویه به یک مرکز فقهی تبدیل شد. در قرن چهارم، مکتب حدیثی قم با چهره ای مانند شیخ صدوق در مقابل مکتب عقل گرایانه بغداد ، به اوج شکل گیری خود رسید.

از لحاظ فقهی، مدرسه قم، در دوره قاجار به وسیله میرزا ابوالقاسم قمی(صاحب قوانین) احیاء شد و بار دیگر در سال 1340ق به وسیله حاج شیخ عبد الکریم حائری یزدی احیاء گردید.[10]

2. خدمت در عرصه نشر و تبلیغ تشیع:

با این پشتوانه غنی علمی، قم، یکی از پایگاه های مهم در تبلیغ و ارائه فرهنگ اهل بیت بوده و هست. در تأیید این سخن، این روایت امام صادق ـ علیه السلام ـ کافی است که فرمود:« إِنَّ اللَّهَ احْتَجَّ بِالْکُوفَةِ عَلَى سَائِرِ الْبِلَادِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَهْلِهَا عَلَى غَیْرِهِمْ مِنْ أَهْلِ الْبِلَادِ وَ احْتَجَّ بِبَلْدَةِ قُمَّ عَلَى سَائِرِ الْبِلَادِ وَ بِأَهْلِهَا عَلَى جَمِیعِ أَهْلِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ لَمْ یَدَعِ اللَّهُ قُمَّ وَ أَهْلَهُ مُسْتَضْعَفاً بَلْ وَفَّقَهُمْ وَ أَیَّدَهُمْ ... .‏»[11]( خدا کوفه را حجت دیگر شهرها کرد و مؤمنانش را حجت بر مردم بلاد دیگر نمود و قم را حجت شهرهاى دیگر کرد و مردمش را حجت بر اهل مشرق و مغرب، از جن و انس نمود و قم و مردمش را مستضعف وانگذاشت؛ بلکه به آنها کمک کرد و توفیق داد... .)

3. خدمت در زمینه ذوق و هنر:

خدمات ذوقی و احساسی بیش از خدمات فرهنگی می تواند نشان دهنده احساسات پاک و خالصانه اهالی قم به تشیع باشد؛ زیرا بیش از آنها سر و کارش با عشق و ایمان است. به طور کلی، شاهکارها، مولود عشق و ایمان ها است.[12] شاهکارهای صنعتی ـ هنری قم اعم از معماری ها ، نقاشی ها، خوشنویسی ها، کاشی کاری ها در مساجد و مزارات قم به خوبی نمایان است که تلفیقی از دین و هنر را نشان می دهد.[13]

4. خدمت در عرصه جانبازی و انقلاب:

از عرصه های درخشان تاریخ قم در زمینه جانبازی و رشادت برای دین، در انقلاب امام خمینی رقم خورد. اهل قم، با حرکت در پشت سر مراجع تقلید به خصوص امام خمینی، سبب پدید آمدن روحیه انقلابی در سراسر ایران شدند و با قیام 15 خرداد1342ش به خاطر اعتراض به دستگیری امام خمینی و قیام 19 دی 1356ش در خروش به توهین یکی از روزنامه ها به امام خمینی ، نقش مؤثری در ایجاد انقلاب داشتند. پس از انقلاب مردم قم همیشه در صحنه دفاع از نظام اسلامی حاضر بودند و با نثار شهدای بسیاری، درخت انقلاب را آبیاری کردند.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . آثار البلاد و اخبار العباد، ص 514. القزوینى، زکریا بن محمد بن محمود، آثار البلاد و اخبار العباد، امیر کبیر ، تهران، اول، 1373ش.
[2] . شیخ صدوق، علل الشرائع، ج2، ص572؛ انتشارات داورى ، قم، اول ، [بی تا].
[3] . علامه مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج57،ص216؛ اسلامیه - تهران، چاپ: مکرر، مختلف.
[4] . مطهری ،‌مرتضی؛ مجموعه آثار، ج14، ص126؛ انتشارات صدرا، تهران،نهم ،1384ش.
[5] . سبحانی، جعفر؛ أدوار الفقه الإمامى، ص 69.
[6] . بحار الانوار، ج57، ص215.(همان)
[7] . عطاردى، عزیز الله؛ ایمان و کفر(ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار) ج‏1،ص30؛ انتشارات عطارد، تهران، اول، 1378ش.
[8] . بحار الأنوار ، ج‏57، ص 217.(همان)
[9] . أدوار الفقه الإمامى، ص 68- 70.
[10] .مطهری ،‌مرتضی ؛ آشنایی با علوم اسلامی( اصول فقه- فقه) ،‌ ص106؛ انتشارات صدرا، تهران، بیست و یکم، 1378ش.
[11] . بحار الأنوار، ج‏57، ص 213.(همان)
[12] .مجموعه آثار شهید مطهری، ج14، ص580.(همان)
[13] . برای اطلاع از بناهای دینی و تاریخی قم، ر. ک : تربت پاکان، نوشته سید حسین مدرسی طباطبائی، ج2.


ارسال نظرات