پژوهشگر قرآنی:
قرآن همیشه نقش تحولآفرینی خود را حفظ کرده است
خبرگزاری رسا ـ پژوهشگر قرآنی حوزه علمیه گفت: فاصله میان معنویتی که قرآن بیان کرده و آنچه که ما در جامعه میبینیم بیانگر مهجوریت قرآن است.

ارائه برنامهها و معارف قرآنی در قالبهای نو و جذاب یکی از بهترین شیوهها برای جذب عموم مردم جامعه خصوصاً دانش آموزان و دانشجویان به شمار میرود. بازنگری در شیوههای آموزش و زدودن خاطرات بد مباحث سنگین قرآنی از اذهان دوران کودکی و نوجوانی فرزندان ما برنامهای است که باید توسط مراکز و نهادهای مربوط قرآنی شکل گرفته تا حلاوت و شیرینی مباحث قرآنی کام علاقمندان به این کتاب الهی را شیرین نماید. با این رویکرد گفتوگویی را حجت الاسلام علی خراسانی، محقق و پژوهشگر قرآن ترتیب دادهایم که از حضور شما خوانندگان محترم رسا میگذرد.
رسا ـ نظرتان در رابطه با مهجوریت قرآن در جامعه چیست؟ آیا قائل به مهجوریت قرآن در جامعه هستید؟
خوب این اهتمام به یک موضوعی است که ضرورت دارد در جامعه بیشتر مطرح شود. جنبههای گوناگون آن مورد بحث قرار گیرد و برای آن راهکارهایی ارئه گردد، اما اگر ما بخواهیم در خصوص نقش قرآن در بیستوسه سال نزولی که در صدر اسلام داشته است صحبت کنیم، میبینیم قرآن همیشه نقش تحولآفرینی خود را حفظ کرده است. جامعهای که مشکلات فرآوانی از جهت فرهنگی عقیدتی و اجتماعی داشته و در آن جنگهای فرآون صورت میگرفت و حرمتها شکسته میشد، با نزول قرآن دچار تحول و دگرگونی گردید و انسانهای جاهل را به انسانهای متمدن و دارای عقیده تبدیل کرد، حتی کار بهجایی میرسد که عربستان و حجاز مرکز صدور این مفاهیم به جهان آن روز میشود.
از طرف دیگر قرآن کتاب هدایت و زندگیساز است و در واقع حیات را در جامعه گسترش میدهد و مخاطبان خودش را زنده نگاه میدارد. پیامبر گرامی اسلام، خاتمالانبیا است و کتاب او قرآن معجزه جاویدان است، بنابراین قرآن این احیاگری را برای همیشه و تا قیامت خواهد داشت. لذا اگر چنین است ما باید ببینیم سهم جامعه و جوانان ما از قرآن در چه حدی است؟ در هر صورت وقتی ما جامعه را با معیارهای قرآنی میسنجیم میبینیم که فاصله زیادی با اهداف قرآنی داریم که این فاصله زیاد بین معنویتی که قرآن بیان کرده و بین آنچه که ما در جامعه میبینیم بیانگر مهجوریت قرآن است، چون مهجوریت قرآن الزاماً به معنای ترک قرائت و تلاوت قرآن نیست. البته آن هم میتواند یک بعد از مهجوریت باشد، اما مهجوریت عمده این است که قرآن در جامعه لمس نشود و فرهنگ قرآن حاکم نباشد. بنابراین میتوانیم بگوییم هدایتهای قرآنی در جامعه ما مهجور است.
رسا ـ به نظر شما چه اقدامات مؤثری باید برای رفع این مهجوریت شکل بگیرد؟
اینکه چه راهکارهایی را باید دنبال کرد تا این مهجوریت برطرف شود و اساساً چه عواملی موجب شده تا قرآن در جامعه مهجور شود در این رابطه باید کارهای مطالعاتی و بحثهای جامعی صورت گیرد تا بتوان به یک جمعبندی خوبی و مفیدی رسید.
رسا ـ اگر مقایسهای از قبل و بعد از انقلاب داشته باشیم این مهجوریت را چگونه باید تفسیر کرد؟
البته عرض کردم مهجوریت مراتب مختلفی دارد و اینکه میفرمایید قبل و بعد از انقلاب را مقایسه کنیم باید اذعان کرد در بسیاری از زمینهها مباحث متفاوت شده است، یعنی درجه مهجوریت متفاوت شده است، چرا که مهجوریت درجههای متفاوتی دارد، اما اینکه آیا ما به آن نقطه مطلوب رسیدهایم یا نه؟ در این رابطه باید صحبت شود، یا اینکه تا چه اندازه با آن وضعیت آرمانی و مطلوبی که باید باشد و خود قرآن تبیین کرده است فاصله داریم، در غیر این صورت اگر بخواهیم امروز را با فردا مقایسه کنیم میبینیم که در بعد از انقلاب بسیاری از معارف و برنامههای قرآنی در جامعه ما حاکمیت پیدا کرده است که این یک امتیاز است و کسی هم منکر این قضایا نیست.
عرض بنده این است که با وضعیت مطلوب، فاصله داریم. آن اهتمامی که خود معصومین و پیامبر گرامی اسلام(ص) به قرآن داشتند و تعریفی که از قرآن بیان کردند ما با آن وضعیت فاصله داریم.
رسا ـ پس منظور شما این است که بعد از انقلاب ما به یک نوعی مهجوریت ظاهری قرآن را کم کردهایم؟
البته نه اینکه ما فقط از نظر ظاهری این مهجوریت را کم کرده باشیم، بلکه از حیث باطنی هم توانستهایم این مهجوریت را کاهش دهیم. اینکه در قوای سهگانه ما بسیاری از احکام قرآن اجرا و پیگیری میشود و تمامی تلاش بر این است که قوانین منطبق بر قرآن و اسلام باشد از طرف دیگر معنویتی که در جامعه حاکم شده یا توجه به اینکه معارف اسلامی که در گذشته در این حد نبوده به طبع از درجه مهجوریت قرآن کاسته است، منتها با وضعیت مطلوب فاصله زیادی داریم.
رسا ـ از عوامل مهجوریت قرآن در جامعه به چه مورد مهمی میتوان اشاره کرد؟
یکی از عواملی که موجب مهجوریت قرآن شده و باید به آن توجه شود و ممکن است در اقشار و اصناف مختلف جامعه وجود داشته باشد، عرضه نکردن معارف قرآن در بستهبندیهای جذاب و نو است، یعنی متأسفانه ما نتوانستیم معارف قرآن را در قالبهای جذاب برای اقشار مختلف اعم از دانشآموز و دانشجو و سایر اقشار جامعه ارائه نماییم که شاید این مسأله به نوعی باعث مهجوریت قرآن شده است.
روشهایی که ما امروزه در عرضه معارف قرآن حتی در حوزههای علمیه داریم روشهای کارآمدی نیست لذا شما میبینید که دانشآموز ما در مدرسه یا دبیرستان احساس میکند سنگینترین ماده درسی، قرآن است. در حالی که خود قرآن به اندازهای جذابیت دارد که در قالب هنرمندانهترین شکل ارائه شده است، چون ما معتقدیم قرآن اعجاز بیانی دارد به گونهای که دیگران نمیتوانستند نمونه آن را ارائه نمایند، اما قرآن این معارف را به بهترین وجه ممکن بیان کرده است. در تاریخ هم میخوانیم که بسیاری از افراد که با اسلام مشکل داشتند بهخاطر شیرینی و حلاوتی که قرآن داشت مخفیانه قرآن را گوش میدادند. بنابراین ما باید این محتوا را در زیباترین شکل ممکن به جامعه ارئه نماییم و چه بسا در این راه کاستیهایی وجود داشته است که آنطوری که باید عمل نشده است. البته خانوادهها هم در این جهت تأثیرگذار هستند. از طرف دیگر تلاوت و قرائت قرآن هم باید مورد توجه قرار گیرد. من فکر میکنم بایسته است تا حرکتی گروهی و جمعی برای مهجوریتزدایی از قرآن باید شکل بگیرد. پژوهشگران و مدیران فرهنگی و حکومتی هم باید در این زمینه سرمایهگذاری نمایند. اگر ما مسلمانها اعتقاد داریم که قرآن کتاب الهی است چه متنی بهتر از قرآن برای رسیدن به جامعهای مطلوب وجود دارد.
رسا ـ حوزه فهم قرآن مختص به چه کسانی است؟ آیا عوام الناس هم میتوانند قرآن را بفهمند؟
ببینید قرآن در واقع یک متنی است که برای بشر نازل شده است و هرکس هم به اندازه توان علمی خودش میتواند از قرآن برداشت نماید. البته کسی که در ادبیات، منطق، معانی، بیان و بدیع تخصص دارد میتواند استفادههای بسیار زیادی را از قرآن داشته باشد و به اعماق وجودی قرآن پیببرد، اما این به این معنا نیست که مردم عادی نتوانند از قرآن استفاده نمایند من معتقدم که حتی دانشآموزان راهنمایی که اجمالاً با برخی از واژگان عربی آشنایی دارند هم میتوانند از قرآن استفاده نمایند. البته باید به این مسأله هم توجه داشته باشند که علم آنها نسبت به قرآن محدود است و نباید نظرات خود را به قرآن تحمیل کنند و در مواردی که فهم قرآن برای آنها مشکل است سراغ بزرگان بروند. البته آنچه را که بنده مدنظر دارم آشنایی با معارف قرآن است که این آشنایی گاهی اوقات ممکن است با مطالعه قرآن اتفاق بیفتد وگاهی اوقات با تفسیر و تبین توسط مفسران مورد اطمینان. بنده فکر میکنم این راه یک راه میان بُری است و یک راهی است که ما را سریعتر با معارف قرآن آشنا میکند.
رسا ـ آیا خود ما تا حدودی در اینکه مردم برای فهم از قرآن جرأت لازم را نداشته باشند مقصر نبودهایم؟
چرا ما باید مقصر باشیم؟
رسا ـ ببینید در پارهای از اوقات توصیه ما به عظمت و بزرگی قرآن بهگونهای است که باعث شده مردم جرأت این که بخواهند از قرآن فهم داشته باشند را ندارند.
اگر ما بخواهیم مجموعه عواملی که به مهجوریت قرآن منجر شده است اشاره کنیم چه بسا به نکتهی هم که شما اشاره فرمودید برسیم. درست است، این موضوع هم میتواند در مجموعه عوامل سهمی داشته باشد و چه بسا گاهی اوقات ممکن است اینگونه باشد که بزرگی و عظمت قرآن باعث شود کسی به سراغ قرآن نرود که البته این نگاه نمیتواند نگاه درستی باشد. لذا فکر کنم در فرمایشات حضرت امام(ره) هست که بحث تفسیر به رأی و روایاتی که در این زمینه است بهگونهای تفسیر و تأویل شده که خیلیها به سراغ قرآن نرفتند و استفادههای لازم را نبردند که بدون شک میتوان سهمی هم برای این مسأله در مهجوریت قرآن قائل شد. ولی بنده قائل هستم همانگونه که در صدر اسلام سایر اقشار با توانمندیهای مختلفی که داشتند از قرآن بهره میبردند و استفاده میکردند و به طبع مراتب فهم از قرآن هم متفاوت بود. مردم ما نیز میتوانند به مراتب فهم خود از قرآن استفاده نمایند، منتها گاهی اوقات ما یک سری آرا و نظریاتی داریم که میخواهیم برای آن شاهد قرآنی پیدا کنیم یا به تعبیر دیگر میخواهیم نظر خودمان را بر قرآن تحمیل کنیم، که این مسأله مضمون تفسیر به رأی است. از طرف دیگر چون زبان عربی به زبان فارسی خیلی نزدیک است و اشتراکات فرآوانی دارد لذا برای ما فارسی زبانها، راه فراگیری قرآن، راه نزدیکی است و دانشآموزان ما میتوانند به راحتی قرآن را فرا بگیرند. از مراکز آموزش عالی و آموزشوپرورش انتظار بیشتری است که در این زمینه قدمهای بهتری بردارند.
رسا ـ این نظریه برخی از کارشناسان حوزه است که حوزههای علمیه روایت محور هستند نه قرآن محور نظر شما چیست؟
اگر این فرمایش شما ناظر به این است که ما نسبت به رجوع به قرآن و استفاده از معارف قرآن باید نوعی بازنگری داشته باشیم که البته شاهد بازنگریهایی هم بودهایم درست است، یعنی مطمئناً ما آنگونه که باید متناسب با شأن و نقش قرآن باشد نتوانستهایم استفاده نماییم. برنامههایی که برای آشنایی قرآن تدوین شده باشد کمتر داشتهایم. بسیاری از علوم مانند صرف و نحو و معانی و بیان که ما در حوزه میخوانیم همه مقدمه است برای ذیالمقدمه که ذیالمقدمه همان فهم قرآن و مفاهیم آن است. البته ما مقدمه را طی میکنیم، اما فرصت رسیدن به ذیالمقدمه را نمیکنیم و این مهمترین نقص است. چه بسا درسهای مقدماتی خوانده میشود، اما وقتی به قرآن میرسیم میبینیم مغفول واقع شده است، حتی در رابطه با استفاده از حدیث هم همین نقص وجود دارد، یعنی امکان دارد که ما از احادیثمان در فقه استفاده کنیم، منتها اینها بخشی از احادیث هستند، اما در حوزههای اخلاقی و عقیدتی تا چه اندازه مورد استفاده قرار میگیرد. ما تا چه اندازه نیروی انسانی داریم که احادیث اصولکافی که مربوط به عقاید است را مورد بررسی قرار داده باشند. بنابراین من فکر میکنم این مهجوریتی که در رابطه با قرآن است چه بسا در زمینه حدیث هم وجود دارد. البته بخشی از احادیث در مباحث اصولی و فقهی ما بحث شده است. بعد از انقلاب هم اقدامات بسیار جدی پیرامون مسائل قرآنی خصوصاً تفسیر در حوزه علمیه شکل گرفته است که قبل از انقلاب جای آن خالی بود. اما میتوان به همین حرکتِ توجه به قرآن، سرعت بیشتری بخشید و درعرصه آموزش و پژوهش که انصافاً کارهای مفیدی را در پژوهشگاهها شاهد بودهایم توسعه بخشید و با در نظرگرفتن نیازهای جامعه بخشی از خلاءهای موجود را ترمیم کرد.
رسا ـ با اینکه ما میگوییم توانستهایم از قرآن رفع مهجوریت نماییم، اما هنوز در مدارس و مراکز آموزش عالی ما مشکل روخوانی قرآن وجود دارد؟
البته مشکلی که میفرمایید من فکر میکنم مربوط به نظامهای آموزشی و سیستمهای آموزشی ما است و اختصاص به بحث قرآن ندارد. در عرصههای دیگر علمی هم بعضی اوقات میبینیم شخصی فارغ التحصیل شده است ولی آن مهارت و تواناییهای لازم را ندارد، مثلاً شخصی در بحث ادبیاتی قرآنی کارشناسی دارد، اما یک متن بسیار ساده و جزیی عربی را نمیتواند بخواند. خوب این مشکل به نظامی آموزشی ما بر میگردد، یعنی ما باید نظام آموزشی را اصلاح نماییم. البته انتظاری که ما از عموم جامعه خصوصاً دانشآموزان و دانشجویان میتوانیم داشته باشیم این است که حداقل بتوانند مسأله روخوانی قرآن را رعایت نمایند. در این جهت خانوادهها نیز میتوانند نقش داشته باشند. روشهای آموزشی خیلی میتواند نقش داشته باشد که شاید این دقتهای آموزشی آنچنان که باید و شاید رعایت نمیشود.
رسا – با تشکر از شما که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.
اینکه چه راهکارهایی را باید دنبال کرد تا این مهجوریت برطرف شود و اساساً چه عواملی موجب شده تا قرآن در جامعه مهجور شود در این رابطه باید کارهای مطالعاتی و بحثهای جامعی صورت گیرد تا بتوان به یک جمعبندی خوبی و مفیدی رسید.
رسا ـ اگر مقایسهای از قبل و بعد از انقلاب داشته باشیم این مهجوریت را چگونه باید تفسیر کرد؟
البته عرض کردم مهجوریت مراتب مختلفی دارد و اینکه میفرمایید قبل و بعد از انقلاب را مقایسه کنیم باید اذعان کرد در بسیاری از زمینهها مباحث متفاوت شده است، یعنی درجه مهجوریت متفاوت شده است، چرا که مهجوریت درجههای متفاوتی دارد، اما اینکه آیا ما به آن نقطه مطلوب رسیدهایم یا نه؟ در این رابطه باید صحبت شود، یا اینکه تا چه اندازه با آن وضعیت آرمانی و مطلوبی که باید باشد و خود قرآن تبیین کرده است فاصله داریم، در غیر این صورت اگر بخواهیم امروز را با فردا مقایسه کنیم میبینیم که در بعد از انقلاب بسیاری از معارف و برنامههای قرآنی در جامعه ما حاکمیت پیدا کرده است که این یک امتیاز است و کسی هم منکر این قضایا نیست.
عرض بنده این است که با وضعیت مطلوب، فاصله داریم. آن اهتمامی که خود معصومین و پیامبر گرامی اسلام(ص) به قرآن داشتند و تعریفی که از قرآن بیان کردند ما با آن وضعیت فاصله داریم.
رسا ـ پس منظور شما این است که بعد از انقلاب ما به یک نوعی مهجوریت ظاهری قرآن را کم کردهایم؟
البته نه اینکه ما فقط از نظر ظاهری این مهجوریت را کم کرده باشیم، بلکه از حیث باطنی هم توانستهایم این مهجوریت را کاهش دهیم. اینکه در قوای سهگانه ما بسیاری از احکام قرآن اجرا و پیگیری میشود و تمامی تلاش بر این است که قوانین منطبق بر قرآن و اسلام باشد از طرف دیگر معنویتی که در جامعه حاکم شده یا توجه به اینکه معارف اسلامی که در گذشته در این حد نبوده به طبع از درجه مهجوریت قرآن کاسته است، منتها با وضعیت مطلوب فاصله زیادی داریم.
رسا ـ از عوامل مهجوریت قرآن در جامعه به چه مورد مهمی میتوان اشاره کرد؟
یکی از عواملی که موجب مهجوریت قرآن شده و باید به آن توجه شود و ممکن است در اقشار و اصناف مختلف جامعه وجود داشته باشد، عرضه نکردن معارف قرآن در بستهبندیهای جذاب و نو است، یعنی متأسفانه ما نتوانستیم معارف قرآن را در قالبهای جذاب برای اقشار مختلف اعم از دانشآموز و دانشجو و سایر اقشار جامعه ارائه نماییم که شاید این مسأله به نوعی باعث مهجوریت قرآن شده است.
روشهایی که ما امروزه در عرضه معارف قرآن حتی در حوزههای علمیه داریم روشهای کارآمدی نیست لذا شما میبینید که دانشآموز ما در مدرسه یا دبیرستان احساس میکند سنگینترین ماده درسی، قرآن است. در حالی که خود قرآن به اندازهای جذابیت دارد که در قالب هنرمندانهترین شکل ارائه شده است، چون ما معتقدیم قرآن اعجاز بیانی دارد به گونهای که دیگران نمیتوانستند نمونه آن را ارائه نمایند، اما قرآن این معارف را به بهترین وجه ممکن بیان کرده است. در تاریخ هم میخوانیم که بسیاری از افراد که با اسلام مشکل داشتند بهخاطر شیرینی و حلاوتی که قرآن داشت مخفیانه قرآن را گوش میدادند. بنابراین ما باید این محتوا را در زیباترین شکل ممکن به جامعه ارئه نماییم و چه بسا در این راه کاستیهایی وجود داشته است که آنطوری که باید عمل نشده است. البته خانوادهها هم در این جهت تأثیرگذار هستند. از طرف دیگر تلاوت و قرائت قرآن هم باید مورد توجه قرار گیرد. من فکر میکنم بایسته است تا حرکتی گروهی و جمعی برای مهجوریتزدایی از قرآن باید شکل بگیرد. پژوهشگران و مدیران فرهنگی و حکومتی هم باید در این زمینه سرمایهگذاری نمایند. اگر ما مسلمانها اعتقاد داریم که قرآن کتاب الهی است چه متنی بهتر از قرآن برای رسیدن به جامعهای مطلوب وجود دارد.
رسا ـ حوزه فهم قرآن مختص به چه کسانی است؟ آیا عوام الناس هم میتوانند قرآن را بفهمند؟
ببینید قرآن در واقع یک متنی است که برای بشر نازل شده است و هرکس هم به اندازه توان علمی خودش میتواند از قرآن برداشت نماید. البته کسی که در ادبیات، منطق، معانی، بیان و بدیع تخصص دارد میتواند استفادههای بسیار زیادی را از قرآن داشته باشد و به اعماق وجودی قرآن پیببرد، اما این به این معنا نیست که مردم عادی نتوانند از قرآن استفاده نمایند من معتقدم که حتی دانشآموزان راهنمایی که اجمالاً با برخی از واژگان عربی آشنایی دارند هم میتوانند از قرآن استفاده نمایند. البته باید به این مسأله هم توجه داشته باشند که علم آنها نسبت به قرآن محدود است و نباید نظرات خود را به قرآن تحمیل کنند و در مواردی که فهم قرآن برای آنها مشکل است سراغ بزرگان بروند. البته آنچه را که بنده مدنظر دارم آشنایی با معارف قرآن است که این آشنایی گاهی اوقات ممکن است با مطالعه قرآن اتفاق بیفتد وگاهی اوقات با تفسیر و تبین توسط مفسران مورد اطمینان. بنده فکر میکنم این راه یک راه میان بُری است و یک راهی است که ما را سریعتر با معارف قرآن آشنا میکند.
رسا ـ آیا خود ما تا حدودی در اینکه مردم برای فهم از قرآن جرأت لازم را نداشته باشند مقصر نبودهایم؟
چرا ما باید مقصر باشیم؟
رسا ـ ببینید در پارهای از اوقات توصیه ما به عظمت و بزرگی قرآن بهگونهای است که باعث شده مردم جرأت این که بخواهند از قرآن فهم داشته باشند را ندارند.
اگر ما بخواهیم مجموعه عواملی که به مهجوریت قرآن منجر شده است اشاره کنیم چه بسا به نکتهی هم که شما اشاره فرمودید برسیم. درست است، این موضوع هم میتواند در مجموعه عوامل سهمی داشته باشد و چه بسا گاهی اوقات ممکن است اینگونه باشد که بزرگی و عظمت قرآن باعث شود کسی به سراغ قرآن نرود که البته این نگاه نمیتواند نگاه درستی باشد. لذا فکر کنم در فرمایشات حضرت امام(ره) هست که بحث تفسیر به رأی و روایاتی که در این زمینه است بهگونهای تفسیر و تأویل شده که خیلیها به سراغ قرآن نرفتند و استفادههای لازم را نبردند که بدون شک میتوان سهمی هم برای این مسأله در مهجوریت قرآن قائل شد. ولی بنده قائل هستم همانگونه که در صدر اسلام سایر اقشار با توانمندیهای مختلفی که داشتند از قرآن بهره میبردند و استفاده میکردند و به طبع مراتب فهم از قرآن هم متفاوت بود. مردم ما نیز میتوانند به مراتب فهم خود از قرآن استفاده نمایند، منتها گاهی اوقات ما یک سری آرا و نظریاتی داریم که میخواهیم برای آن شاهد قرآنی پیدا کنیم یا به تعبیر دیگر میخواهیم نظر خودمان را بر قرآن تحمیل کنیم، که این مسأله مضمون تفسیر به رأی است. از طرف دیگر چون زبان عربی به زبان فارسی خیلی نزدیک است و اشتراکات فرآوانی دارد لذا برای ما فارسی زبانها، راه فراگیری قرآن، راه نزدیکی است و دانشآموزان ما میتوانند به راحتی قرآن را فرا بگیرند. از مراکز آموزش عالی و آموزشوپرورش انتظار بیشتری است که در این زمینه قدمهای بهتری بردارند.
رسا ـ این نظریه برخی از کارشناسان حوزه است که حوزههای علمیه روایت محور هستند نه قرآن محور نظر شما چیست؟
اگر این فرمایش شما ناظر به این است که ما نسبت به رجوع به قرآن و استفاده از معارف قرآن باید نوعی بازنگری داشته باشیم که البته شاهد بازنگریهایی هم بودهایم درست است، یعنی مطمئناً ما آنگونه که باید متناسب با شأن و نقش قرآن باشد نتوانستهایم استفاده نماییم. برنامههایی که برای آشنایی قرآن تدوین شده باشد کمتر داشتهایم. بسیاری از علوم مانند صرف و نحو و معانی و بیان که ما در حوزه میخوانیم همه مقدمه است برای ذیالمقدمه که ذیالمقدمه همان فهم قرآن و مفاهیم آن است. البته ما مقدمه را طی میکنیم، اما فرصت رسیدن به ذیالمقدمه را نمیکنیم و این مهمترین نقص است. چه بسا درسهای مقدماتی خوانده میشود، اما وقتی به قرآن میرسیم میبینیم مغفول واقع شده است، حتی در رابطه با استفاده از حدیث هم همین نقص وجود دارد، یعنی امکان دارد که ما از احادیثمان در فقه استفاده کنیم، منتها اینها بخشی از احادیث هستند، اما در حوزههای اخلاقی و عقیدتی تا چه اندازه مورد استفاده قرار میگیرد. ما تا چه اندازه نیروی انسانی داریم که احادیث اصولکافی که مربوط به عقاید است را مورد بررسی قرار داده باشند. بنابراین من فکر میکنم این مهجوریتی که در رابطه با قرآن است چه بسا در زمینه حدیث هم وجود دارد. البته بخشی از احادیث در مباحث اصولی و فقهی ما بحث شده است. بعد از انقلاب هم اقدامات بسیار جدی پیرامون مسائل قرآنی خصوصاً تفسیر در حوزه علمیه شکل گرفته است که قبل از انقلاب جای آن خالی بود. اما میتوان به همین حرکتِ توجه به قرآن، سرعت بیشتری بخشید و درعرصه آموزش و پژوهش که انصافاً کارهای مفیدی را در پژوهشگاهها شاهد بودهایم توسعه بخشید و با در نظرگرفتن نیازهای جامعه بخشی از خلاءهای موجود را ترمیم کرد.
رسا ـ با اینکه ما میگوییم توانستهایم از قرآن رفع مهجوریت نماییم، اما هنوز در مدارس و مراکز آموزش عالی ما مشکل روخوانی قرآن وجود دارد؟
البته مشکلی که میفرمایید من فکر میکنم مربوط به نظامهای آموزشی و سیستمهای آموزشی ما است و اختصاص به بحث قرآن ندارد. در عرصههای دیگر علمی هم بعضی اوقات میبینیم شخصی فارغ التحصیل شده است ولی آن مهارت و تواناییهای لازم را ندارد، مثلاً شخصی در بحث ادبیاتی قرآنی کارشناسی دارد، اما یک متن بسیار ساده و جزیی عربی را نمیتواند بخواند. خوب این مشکل به نظامی آموزشی ما بر میگردد، یعنی ما باید نظام آموزشی را اصلاح نماییم. البته انتظاری که ما از عموم جامعه خصوصاً دانشآموزان و دانشجویان میتوانیم داشته باشیم این است که حداقل بتوانند مسأله روخوانی قرآن را رعایت نمایند. در این جهت خانوادهها نیز میتوانند نقش داشته باشند. روشهای آموزشی خیلی میتواند نقش داشته باشد که شاید این دقتهای آموزشی آنچنان که باید و شاید رعایت نمیشود.
رسا – با تشکر از شما که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.
ارسال نظرات