رییس مؤسسه تبلیغ و انفاق امام زمان:
توقف در عاطفهگرایی آسیب جدی در عرصه مهدویت است
خبرگزاری رسا ـ رییس مؤسسه تبلیغ و انفاق امام زمان(عج) گفت: متأسفانه آثار پژوهشی در زمینه معنویت نتوانسته خود را به مرحله کاربردی نزدیک کند.

حجت الاسلام محمدرضا زنگنه، رییس مؤسسه تبلیغ و انفاق امام زمان(عج)، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری رسا، با اشاره به اهمیت پژوهش در عرصه مهدویت گفت: بحث مهدویت مهمترین موضوعی است که در مباحث فقهی، اجتماعی و تربیتی تا کنون کاملا به آن پرداخته نشده است؛ حتی در جایگاه کلامی و فلسفی نیز این بحث باید بررسی و تبیین شود.
نوشتار ذیل حاصل این گفتوگو است که تقدیم خوانندگان محترم رسا میشود.
رسا ـ به مقوله پژوهش در عرصه مهدویت چه نگاهی میتوان داشت؟
چند نکته درباره حرکتهای مهدوی مطرح است، ابتدا این که بحث مهدویت باید صرف نظر از مکاتب دیگر باید جایگاه خودمان را در عرصه منجیگرایی شناسایی و مشخص کنیم؛ چون ما در مباحث فرهنگی مبانی مستقلی داریم که طبق آنها با موضوعشناسی، مخاطبشناسی و روانشناسی محیط، مباحث خودمان را مطرح میکنیم.
گاهی هم مکاتب دیگر سبب ورود ما به بحثهای منجیگرایی میشود، آنها موضوعی را مطرح میکنند و ما برای مقابله یا پاسخ، مطالعه و پژوهش خودمان را سازماندهی میکنیم که متأسفانه بعد از انقلاب کارهای علمی ما این گونه بوده در حالی که این نوع نگاه نتیجه خوبی را در بر ندارد.
ما باید مبانی منجیگرایی و ضرورت پرداختن به مهدویت را از نگاه و منابع خودمان بازشناسی کنیم؛ بنابراین موضوع مهدویت یک کار فنی است که باید جایگاه آن در میان نخبگان و دانشجویان و مردم تبیین شود؛ چون مهدویت میتواند یک انگیزه صنفی و یا علمی داشته باشد و گاهی هم میتواند انگیزه تبرک و تقدس داشته باشد، همچنین اصل مهدویت به عنوان اینکه امروزه نیاز حقیقی جامعه است، می تواند ایجاد انگیزه کند.
رسا ـ میتوان گفت؛ حلقه مفقوده جامعه ما بحث مهدوی است.
بله. چون در جامعه امروزی مهدویت به عنوان یک خلأ مطرح است، بحث مهدویت مهمترین موضوعی است که در مباحث فقهی، اجتماعی و تربیتی تا کنون کاملا به آن پرداخته نشده است؛ حتی در جایگاه کلامی و فلسفی نیز این بحث باید بررسی و تبیین شود.
بحثی که پس از این مطرح میشود باید مشخص شود که ما چه موضوعاتی را باید در پژوهش مهدوی لحاظ کنیم، افزون بر آن باید مخاطب خود را دستهبندی کنیم، برای نمونه در بحث کودک و مهدویت با وجود تلاشی که برخی عزیزان کردند؛ اما هنوز کار روانشناسی و مخاطبشناسی کودک در تولیدات صورت نگرفته است و این یک آسیب است؛ بنابر این جای خالی تخصصمحوری و پژوهش احساس میشود.
درباره کودک و مهدویت بحثهای محیط شناسی، روانشناسی و موضوعشناسی و سن بسیار اهمیت دارد؛ چون باید دریافت کدام یک از مباحث مهدوی را باید وارد دنیای کودکان کرد.
این خلأ تنها در بحث کودک مطرح نیست؛ در بحث خانواده و مهدویت و جوان و مهدویت نیز مطرح است؛ حتی در مسأله حوزه و مهدویت نیز باید با این نگاه پیش برویم از این که طلبه در آغاز راه خود مهدویت را از چه زاویهای نگاه کند.
با این حال متأسفانه کار درخوری برای هماهنگ سازمانی مباحث مهدوی با مخاطب شناسی تاکنون صورت نگرفته است.
رسا ـ پژوهش مهدوی نیازمند چه لوازمی است؟
در پژوهش مهدوی باید به چهار نکته اساسی توجه داشت، ابتدا ضروری بودن این مبحث را باید در نظر داشت، دوم اینکه علمی بودن آن یعنی در برابر عرفی بودن است و مسأله دیگر کاربردی بودن مباحث مهدوی است یعنی آن مباحثی که متناسب با زمان و جامعه، قابلیت اجرا داشته باشد تا در میان آحاد جامعه این مباحث درونی شود.
نکته چهارم که باید روی آن بیشتر بحث شود ابزارهای القای مباحث مهدوی است؛ مثلا در شب شعر مهدوی ما چقدر اجازه داریم از ابزار هنری در راستای القای مهدویت استفاده کنیم؛ بنابر این با کارهای علمی و فقهی حدود دخالت هنر را در مباحث مهدوی باید استخراج و تبیین کنیم.
من چند سال گذشته گزارش عملکرد یکی از مراکز مهدوی را در تهران مطالعه کردم، دیدم مهمترین ابزار تبلیغی و فرهنگی آنها در موسیقی است؛ حتی در شبهای قدر با موسیقی، شعار مهدویت را به مخاطب القا میکردند، این نشان میدهد که باید در این عرصه، ابزارشناسی جدی صورت بگیرد تا مهدویت در گذر زمان به انحراف ابزاری مبتلا نشود.
شما اگر به آثار گذشتگان نگاه کنید میبینید از دو منظر به مباحث مهدویت پرداختند، یک سری مباحثی که هرانسانی درباره مهدویت باید بداند و دوم این که به فراخور زمان و مخاطب به وجود میآید برای نمونه گاهی موضوع طول عمر حضرت یک موضوع قابل بحث بوده که دانشمندان آرای خود را در این باره دادند؛ اما گاهی این گونه نیست ما اگر میخواهیم با جوانان درباره مهدویت صحبت کنیم باید موضوعات دیگر را مطرح کنیم.
رسا ـ به مباحث کودک و مهدویت اشاره کردید، آیا تا کنون فعالیتی در این زمینه داشتهاید؟
بله. کارهای خوبی صورت گرفته و از استادانی همچون استاد رحماندوست و همچنین فضلای برجسته حوزه کمک گرفتیم.
در بخش کودک و مهدویت چند راه پیش روی ما است، اول اینکه حضور در نظام آموزشی آموزش و پرورش ضروری است تا مباحث مهدوی به صورت یک برنامه جدی آموزشی ـ تربیتی مطرح شود.
راه دوم اینکه بیاییم مراکز خصوصی راهاندازی کنیم تا معارف مهدوی را از این راه به جامعه انتقال دهیم و راه سوم این که برنامهای قابل هضم برای همه مراکز آموزشی کشور طراحی کنیم و مسؤولیت اجرای آن را بر عهده همان مراکز بگذاریم.
نکته مهم در اینجا بحث مخاطبشناسی در بخش کودک است؛ در مقطع ابتدایی کودکان به دو دسته تقسیم میشوند؛ یک گروه که دانش آموزان پیشدبستانی تا اوایل کلاس سوم هستند که در این گروه مخاطب ما کاملاً یک شخصیت تخیلی را داراست و قابلیت پذیرش مطالب تعقلی را ندارد، گروه دیگر هم که در مراحل پایانی دبستان قرار دارند باید با مباحث ابتدایی تعقلی آشنا شوند.
محیط نیز عامل مهم دریافت معارف مهدوی از سوی کودکان نقش بسزایی دارد که می توان از ابزارهای موجود برای دانشآموز میتوان سود جست؛ البته معارفی که القا میشود باید بررسی شود از کجا باید شروع کنیم و درباره امام زمان(عج) و شناخت کودک با ایشان چه موضوعاتی دارای اولویت است؛ امامی که هم میشود نبینی او را، هم منتقم است و هم مهربان، چگونه باید به کودک شناسانده شود.
برای نمونه، قربانیکردن گوسفند برای امام زمان(عج) را نمیشود به کودک القا کرد؛ چون ساختار روحی کودک ساختاری ظریف است.
یکی از کارهای ما برای القای مهدویت در مدارس ابتدایی، نقاشی کردن فضای آموزشی در چند مدرسه تهران بود که پس از آن در سطح گستردهتری مسابقه نقاشی اجرا کردیم؛ هر مدرسهای که در آن از نقاشی مهدوی با شکل گل و مفاهیم خرمی استفاده شد، فضای نقاشی دانشآموزان آنجا، یک فضای طراوت و نویدبخشی را همراه داشت و هر مدرسهای که ما محیط آنجا را نقاشی نکردیم، در نقاشی دانشآموزان، شمشیر و خون به چشم میخورد، این نشان میدهد که محیط در ترویج صحیح مهدویت اثرگذار است.
متأسفانه در برخی مدارس مسابقههای سرودی اجرا میشود که موسیقی از امتیازات آن مسابقه محسوب میشود؛ در حالی که رهبر معظم انقلاب سفارش کردند مبنی بر اینکه در مدارس ابتدایی موسیقی کار نشود؛ حتی ایشان با تشکیل آموزشکدههای موسیقی ویژه کودکان مخالف است؛ بنابراین ابزار در ترویج مهدویت و جلوگیری از آسیبهای این عرصه، نقش مهمی دارد.
رسا ـ روش شادی کردن را چگونه باید برای جوانان تبیین کرد؟
مهمترین مأخذ ما درباره شادی کردن و جشن گرفتن باید روایات باشد، شما نگاه کنید به آداب روز عید غدیر و نهم ربیعالاول، روایات گفتند؛ اطعام کنید، هدیه دهید و معطر شوید، ما همین چند سفارش را در حدود صد مراسم اجرایی کردیم و پاسخ مثبتی را دریافت کردیم، متأسفانه شادیهای کاذب امروزه جای شادیهای حقیقی را گرفته است.
ما میتوانیم هدیههای خود را در میلاد ائمه طاهرین(ع) به فرزندان بدهیم تا در کنار شادیآفرینی برای آنان در تربیت صحیح کودک تأثیرگذار باشم.
رسا ـ به نظر میرسد این مشکل از صورت نگرفتن یک پژوهش صحیح به وجود میآید؛ یعنی پژوهشگر ما آثار شادیهای اسلامی را تبیین نکرده و در این زمینه نوآوری نیز نداشته است.
پژوهشگر اگر پژوهشها و مطالعات خود را با نگاه کاربردی آغاز کند به یقین این مشکل به وجود نخواهد آمد؛ متأسفانه آثار پژوهشی در این زمینه تا کنون نتوانسته خود را به مرحله اجرا نزدیک کند.
این را هم یادآور شوم که امروزه تألیف و پژوهش تعریفهای حقیقی خود را از دست داده؛ چون پژوهشگر انگیزه اصلاح ندارد.
رسا ـ پس باید خصوصیات یک پژوهشگر مهدوی را بازتعریف کنیم.
اول از همه پژوهشگر باید خودش به ضرورت بحث مهدوی برسد که در ابتدای صحبتهایم به آن اشاره کردم.
گاهی نگاه صنفی به مهدویت از آسیبها است؛ اما گاهی هم یک پژوهشگر موضوع مهدویت را با موضوعات دیگر دینی یکسان میداند و برای آن فرقی ندارد کدام موضوع را بررسی کند.
برای برون رفت از این آسیب باید به سراغ آن پژوهشگری رفت که موضوع مهدویت را یک ضرورت میبیند؛ چون پس از این دغدغه به دنبال شیوههای آن نیز میرود و به اصل آن و شاخههای آن احاطه پیدا میکند؛ یعنی وقتی به این نتیجه رسید که باید برای کودک یک کار مهدوی انجام دهد، دیگر به جمعآوری مطالب نمیپردازد؛ این گونه پژوهشگر سعی میکند، ادبیات خود را به ادبیات کودک نزدیک میکند و آن مؤلفههای یادشده را در پژوهش خود در نظر میگیرد.
رسا ـ عاطفهگرایی در بحث مهدویت آیا به سبب این است که تا کنون پژوهش علمی صورت نگرفته است؟
عاطفه گرایی را نمیتوان یک آسیب نامید؛ بلکه توقف در آن آسیب است، در بحث تربیت، مسأله القای مفاهیم مطرح است که این القا نیز مراتبی دارد؛ یک دسته آن عاطفی است؛ یعنی برخی مطالب از راه محبت و ارتباط روحی فهمیده میشود تا این ارتباط به یک ارتباط عقلی برسد.
از عاطفه باید به عنوان یک ابزار استفاده کرد نه هدف. در ارتباط با اهل بیت طاهرین(ع) این ارتباط برای ما بسیار مهم و ارزشمند است.
رسا ـ برخی پایان ارتباط عاطفی را تنها ملاقات با امام و یا دیدن ایشان میدانند.
ببینید اگر فعالیتهای در عرصه مهدویت علمی باشد دیگر این مشکلات به وجود نمیآید؛ چون در پس یک کار علمی، هر تشرف و ملاقاتی را نمیتوان تشرف نامید و هر ادعایی در عرصه مهدویت مطرح نمیشود؛ به این معنا که با نگاه تربیتی به مخاطب به هر موضوعی که در جامعه وجود دارد، پاسخ داده میشود.
البته میشود به مسأله تشرف در زمان غیبت پاسخ داد، ما در منابعی که داریم هیچ مطلبی درباره تمنای دیدار با امام زمان(عج) در رمان غیبت وجود ندارد، اگر نکته ای و یا دعایی درباره دیدار امام وجود دارد، به زمان حضور امام(عج) برمیگردد، همچون دعای«اللهم ارنی الطلعه الرشیده».
مباحث عرفانی چون خط کش ندارد و توهم خیال در این گونه مباحث دخالت فراوانی دارد؛ بنابر این برخی افراد که مشکل اخلاقی دارند از راه عاطفه و احساس با طرح ملاقاتگرایی و تشرف، مردم را دور خود جمع می کنند.
رسا ـ وظیفه نخبگان دینی در این راستا چیست؟
مهمترین وظیفه نخبگان دینی شناساندن ارتباط صحیح با «ولی» در جامعه است، به ویژه طلاب و فضلا باید مردم را به امام خودشان نزدیک کنند و برای این کار باید به مسائلی همچون علمی بودن، پژوهشی بودن و معرفتی بودن دقت داشته باشند؛ چون مباحث تربیتی در اسلام یک سری مسائل علمی و عقلی صرف نیست و قطعاً باید بنیه و تکیهگاه معنوی فراهم شود.
رسا ـ آیا نخبگان کشور میتوانند از ظرفیتهای مباحث مهدوی استفاده کنند.
هر نخبهای دارای دوشخصیت است یکی اینکه به عنوان عضوی از اعضای جامعه است و با نگاه اسلامی به عنوان یک مؤمن در جامعه حضور دارد که باید شخصیت حقیقی خود را با مباحث مهدوی آشنا کند؛ اما شخصیت دیگر آن یک جنبه حقوقی دارد که میتواند فرهنگ مهدویت را در تخصص خود استفاده کند و این ظرفیت در مباحث مهدوی وجود دارد؛ چون این فرد متخصص میخواهد برای حضور در یک جامعه مهدوی آماده شود.
ما اگر ارزش علوم را نیت و هدف فراگیری آن بدانیم، میتوانیم با هدف جامعه مهدوی به کمال در آن علم برسیم.
رسا ـ سخن پایانی شما؟
به نظرم دو نکته را در این فضای رسانهای مناسب است، مطرح کنم؛ یکی بحث نفاق مهدوی است؛ امروزه از ویژگیهای دولت اسلامی، نگاه به مقوله مهدویت است، باید دولتمردان توجه داشته باشد که برخی برای بهرهگیری از دولت با پوشش مهدویت وارد این دستگاه نشوند که این مسأله به گونهای زمینه به چالش کشاندن دولت را فراهم میکند.
نکته دوم این است که متأسفانه موضوع مهدویت در جامعه امروزی به عنوان وجه المصالحه سیاسی از آن استفاده میشود، مهدویت نباید موضوعی قرار گیرد برای نقد کردن یک دولت و یا نباید دلیلی باشد برای تأیید یک نفر در مسؤولیتهای گوناگون.
برای رهایی از این دو آسیب، من به آقای احمدینژاد راهاندازی یک مرکز جامع از فعالان مهدویت را پیشنهاد کردم یا شورایی تشکیل دهیم تا بر مراکز مهدوی نظارت کنند که با این کار هم از انحرافات جلوگیری میشود و هم امکانات موجود در عرصه پژوهش و نوآوری و فعالیتهای دیگر به صورت مساوی تقسیم و سازماندهی میشود.
رسا ـ با تشکر از جناب عالی که وقت گرانقد خود را در اختیار خبرگزاری رسا گذاشتید./ گ402
نوشتار ذیل حاصل این گفتوگو است که تقدیم خوانندگان محترم رسا میشود.
رسا ـ به مقوله پژوهش در عرصه مهدویت چه نگاهی میتوان داشت؟
چند نکته درباره حرکتهای مهدوی مطرح است، ابتدا این که بحث مهدویت باید صرف نظر از مکاتب دیگر باید جایگاه خودمان را در عرصه منجیگرایی شناسایی و مشخص کنیم؛ چون ما در مباحث فرهنگی مبانی مستقلی داریم که طبق آنها با موضوعشناسی، مخاطبشناسی و روانشناسی محیط، مباحث خودمان را مطرح میکنیم.
گاهی هم مکاتب دیگر سبب ورود ما به بحثهای منجیگرایی میشود، آنها موضوعی را مطرح میکنند و ما برای مقابله یا پاسخ، مطالعه و پژوهش خودمان را سازماندهی میکنیم که متأسفانه بعد از انقلاب کارهای علمی ما این گونه بوده در حالی که این نوع نگاه نتیجه خوبی را در بر ندارد.
ما باید مبانی منجیگرایی و ضرورت پرداختن به مهدویت را از نگاه و منابع خودمان بازشناسی کنیم؛ بنابراین موضوع مهدویت یک کار فنی است که باید جایگاه آن در میان نخبگان و دانشجویان و مردم تبیین شود؛ چون مهدویت میتواند یک انگیزه صنفی و یا علمی داشته باشد و گاهی هم میتواند انگیزه تبرک و تقدس داشته باشد، همچنین اصل مهدویت به عنوان اینکه امروزه نیاز حقیقی جامعه است، می تواند ایجاد انگیزه کند.
رسا ـ میتوان گفت؛ حلقه مفقوده جامعه ما بحث مهدوی است.
بله. چون در جامعه امروزی مهدویت به عنوان یک خلأ مطرح است، بحث مهدویت مهمترین موضوعی است که در مباحث فقهی، اجتماعی و تربیتی تا کنون کاملا به آن پرداخته نشده است؛ حتی در جایگاه کلامی و فلسفی نیز این بحث باید بررسی و تبیین شود.
بحثی که پس از این مطرح میشود باید مشخص شود که ما چه موضوعاتی را باید در پژوهش مهدوی لحاظ کنیم، افزون بر آن باید مخاطب خود را دستهبندی کنیم، برای نمونه در بحث کودک و مهدویت با وجود تلاشی که برخی عزیزان کردند؛ اما هنوز کار روانشناسی و مخاطبشناسی کودک در تولیدات صورت نگرفته است و این یک آسیب است؛ بنابر این جای خالی تخصصمحوری و پژوهش احساس میشود.
درباره کودک و مهدویت بحثهای محیط شناسی، روانشناسی و موضوعشناسی و سن بسیار اهمیت دارد؛ چون باید دریافت کدام یک از مباحث مهدوی را باید وارد دنیای کودکان کرد.
این خلأ تنها در بحث کودک مطرح نیست؛ در بحث خانواده و مهدویت و جوان و مهدویت نیز مطرح است؛ حتی در مسأله حوزه و مهدویت نیز باید با این نگاه پیش برویم از این که طلبه در آغاز راه خود مهدویت را از چه زاویهای نگاه کند.
با این حال متأسفانه کار درخوری برای هماهنگ سازمانی مباحث مهدوی با مخاطب شناسی تاکنون صورت نگرفته است.
رسا ـ پژوهش مهدوی نیازمند چه لوازمی است؟
در پژوهش مهدوی باید به چهار نکته اساسی توجه داشت، ابتدا ضروری بودن این مبحث را باید در نظر داشت، دوم اینکه علمی بودن آن یعنی در برابر عرفی بودن است و مسأله دیگر کاربردی بودن مباحث مهدوی است یعنی آن مباحثی که متناسب با زمان و جامعه، قابلیت اجرا داشته باشد تا در میان آحاد جامعه این مباحث درونی شود.
نکته چهارم که باید روی آن بیشتر بحث شود ابزارهای القای مباحث مهدوی است؛ مثلا در شب شعر مهدوی ما چقدر اجازه داریم از ابزار هنری در راستای القای مهدویت استفاده کنیم؛ بنابر این با کارهای علمی و فقهی حدود دخالت هنر را در مباحث مهدوی باید استخراج و تبیین کنیم.
من چند سال گذشته گزارش عملکرد یکی از مراکز مهدوی را در تهران مطالعه کردم، دیدم مهمترین ابزار تبلیغی و فرهنگی آنها در موسیقی است؛ حتی در شبهای قدر با موسیقی، شعار مهدویت را به مخاطب القا میکردند، این نشان میدهد که باید در این عرصه، ابزارشناسی جدی صورت بگیرد تا مهدویت در گذر زمان به انحراف ابزاری مبتلا نشود.
شما اگر به آثار گذشتگان نگاه کنید میبینید از دو منظر به مباحث مهدویت پرداختند، یک سری مباحثی که هرانسانی درباره مهدویت باید بداند و دوم این که به فراخور زمان و مخاطب به وجود میآید برای نمونه گاهی موضوع طول عمر حضرت یک موضوع قابل بحث بوده که دانشمندان آرای خود را در این باره دادند؛ اما گاهی این گونه نیست ما اگر میخواهیم با جوانان درباره مهدویت صحبت کنیم باید موضوعات دیگر را مطرح کنیم.
رسا ـ به مباحث کودک و مهدویت اشاره کردید، آیا تا کنون فعالیتی در این زمینه داشتهاید؟
بله. کارهای خوبی صورت گرفته و از استادانی همچون استاد رحماندوست و همچنین فضلای برجسته حوزه کمک گرفتیم.
در بخش کودک و مهدویت چند راه پیش روی ما است، اول اینکه حضور در نظام آموزشی آموزش و پرورش ضروری است تا مباحث مهدوی به صورت یک برنامه جدی آموزشی ـ تربیتی مطرح شود.
راه دوم اینکه بیاییم مراکز خصوصی راهاندازی کنیم تا معارف مهدوی را از این راه به جامعه انتقال دهیم و راه سوم این که برنامهای قابل هضم برای همه مراکز آموزشی کشور طراحی کنیم و مسؤولیت اجرای آن را بر عهده همان مراکز بگذاریم.
نکته مهم در اینجا بحث مخاطبشناسی در بخش کودک است؛ در مقطع ابتدایی کودکان به دو دسته تقسیم میشوند؛ یک گروه که دانش آموزان پیشدبستانی تا اوایل کلاس سوم هستند که در این گروه مخاطب ما کاملاً یک شخصیت تخیلی را داراست و قابلیت پذیرش مطالب تعقلی را ندارد، گروه دیگر هم که در مراحل پایانی دبستان قرار دارند باید با مباحث ابتدایی تعقلی آشنا شوند.
محیط نیز عامل مهم دریافت معارف مهدوی از سوی کودکان نقش بسزایی دارد که می توان از ابزارهای موجود برای دانشآموز میتوان سود جست؛ البته معارفی که القا میشود باید بررسی شود از کجا باید شروع کنیم و درباره امام زمان(عج) و شناخت کودک با ایشان چه موضوعاتی دارای اولویت است؛ امامی که هم میشود نبینی او را، هم منتقم است و هم مهربان، چگونه باید به کودک شناسانده شود.
برای نمونه، قربانیکردن گوسفند برای امام زمان(عج) را نمیشود به کودک القا کرد؛ چون ساختار روحی کودک ساختاری ظریف است.
یکی از کارهای ما برای القای مهدویت در مدارس ابتدایی، نقاشی کردن فضای آموزشی در چند مدرسه تهران بود که پس از آن در سطح گستردهتری مسابقه نقاشی اجرا کردیم؛ هر مدرسهای که در آن از نقاشی مهدوی با شکل گل و مفاهیم خرمی استفاده شد، فضای نقاشی دانشآموزان آنجا، یک فضای طراوت و نویدبخشی را همراه داشت و هر مدرسهای که ما محیط آنجا را نقاشی نکردیم، در نقاشی دانشآموزان، شمشیر و خون به چشم میخورد، این نشان میدهد که محیط در ترویج صحیح مهدویت اثرگذار است.
متأسفانه در برخی مدارس مسابقههای سرودی اجرا میشود که موسیقی از امتیازات آن مسابقه محسوب میشود؛ در حالی که رهبر معظم انقلاب سفارش کردند مبنی بر اینکه در مدارس ابتدایی موسیقی کار نشود؛ حتی ایشان با تشکیل آموزشکدههای موسیقی ویژه کودکان مخالف است؛ بنابراین ابزار در ترویج مهدویت و جلوگیری از آسیبهای این عرصه، نقش مهمی دارد.
رسا ـ روش شادی کردن را چگونه باید برای جوانان تبیین کرد؟
مهمترین مأخذ ما درباره شادی کردن و جشن گرفتن باید روایات باشد، شما نگاه کنید به آداب روز عید غدیر و نهم ربیعالاول، روایات گفتند؛ اطعام کنید، هدیه دهید و معطر شوید، ما همین چند سفارش را در حدود صد مراسم اجرایی کردیم و پاسخ مثبتی را دریافت کردیم، متأسفانه شادیهای کاذب امروزه جای شادیهای حقیقی را گرفته است.
ما میتوانیم هدیههای خود را در میلاد ائمه طاهرین(ع) به فرزندان بدهیم تا در کنار شادیآفرینی برای آنان در تربیت صحیح کودک تأثیرگذار باشم.
رسا ـ به نظر میرسد این مشکل از صورت نگرفتن یک پژوهش صحیح به وجود میآید؛ یعنی پژوهشگر ما آثار شادیهای اسلامی را تبیین نکرده و در این زمینه نوآوری نیز نداشته است.
پژوهشگر اگر پژوهشها و مطالعات خود را با نگاه کاربردی آغاز کند به یقین این مشکل به وجود نخواهد آمد؛ متأسفانه آثار پژوهشی در این زمینه تا کنون نتوانسته خود را به مرحله اجرا نزدیک کند.
این را هم یادآور شوم که امروزه تألیف و پژوهش تعریفهای حقیقی خود را از دست داده؛ چون پژوهشگر انگیزه اصلاح ندارد.
رسا ـ پس باید خصوصیات یک پژوهشگر مهدوی را بازتعریف کنیم.
اول از همه پژوهشگر باید خودش به ضرورت بحث مهدوی برسد که در ابتدای صحبتهایم به آن اشاره کردم.
گاهی نگاه صنفی به مهدویت از آسیبها است؛ اما گاهی هم یک پژوهشگر موضوع مهدویت را با موضوعات دیگر دینی یکسان میداند و برای آن فرقی ندارد کدام موضوع را بررسی کند.
برای برون رفت از این آسیب باید به سراغ آن پژوهشگری رفت که موضوع مهدویت را یک ضرورت میبیند؛ چون پس از این دغدغه به دنبال شیوههای آن نیز میرود و به اصل آن و شاخههای آن احاطه پیدا میکند؛ یعنی وقتی به این نتیجه رسید که باید برای کودک یک کار مهدوی انجام دهد، دیگر به جمعآوری مطالب نمیپردازد؛ این گونه پژوهشگر سعی میکند، ادبیات خود را به ادبیات کودک نزدیک میکند و آن مؤلفههای یادشده را در پژوهش خود در نظر میگیرد.
رسا ـ عاطفهگرایی در بحث مهدویت آیا به سبب این است که تا کنون پژوهش علمی صورت نگرفته است؟
عاطفه گرایی را نمیتوان یک آسیب نامید؛ بلکه توقف در آن آسیب است، در بحث تربیت، مسأله القای مفاهیم مطرح است که این القا نیز مراتبی دارد؛ یک دسته آن عاطفی است؛ یعنی برخی مطالب از راه محبت و ارتباط روحی فهمیده میشود تا این ارتباط به یک ارتباط عقلی برسد.
از عاطفه باید به عنوان یک ابزار استفاده کرد نه هدف. در ارتباط با اهل بیت طاهرین(ع) این ارتباط برای ما بسیار مهم و ارزشمند است.
رسا ـ برخی پایان ارتباط عاطفی را تنها ملاقات با امام و یا دیدن ایشان میدانند.
ببینید اگر فعالیتهای در عرصه مهدویت علمی باشد دیگر این مشکلات به وجود نمیآید؛ چون در پس یک کار علمی، هر تشرف و ملاقاتی را نمیتوان تشرف نامید و هر ادعایی در عرصه مهدویت مطرح نمیشود؛ به این معنا که با نگاه تربیتی به مخاطب به هر موضوعی که در جامعه وجود دارد، پاسخ داده میشود.
البته میشود به مسأله تشرف در زمان غیبت پاسخ داد، ما در منابعی که داریم هیچ مطلبی درباره تمنای دیدار با امام زمان(عج) در رمان غیبت وجود ندارد، اگر نکته ای و یا دعایی درباره دیدار امام وجود دارد، به زمان حضور امام(عج) برمیگردد، همچون دعای«اللهم ارنی الطلعه الرشیده».
مباحث عرفانی چون خط کش ندارد و توهم خیال در این گونه مباحث دخالت فراوانی دارد؛ بنابر این برخی افراد که مشکل اخلاقی دارند از راه عاطفه و احساس با طرح ملاقاتگرایی و تشرف، مردم را دور خود جمع می کنند.
رسا ـ وظیفه نخبگان دینی در این راستا چیست؟
مهمترین وظیفه نخبگان دینی شناساندن ارتباط صحیح با «ولی» در جامعه است، به ویژه طلاب و فضلا باید مردم را به امام خودشان نزدیک کنند و برای این کار باید به مسائلی همچون علمی بودن، پژوهشی بودن و معرفتی بودن دقت داشته باشند؛ چون مباحث تربیتی در اسلام یک سری مسائل علمی و عقلی صرف نیست و قطعاً باید بنیه و تکیهگاه معنوی فراهم شود.
رسا ـ آیا نخبگان کشور میتوانند از ظرفیتهای مباحث مهدوی استفاده کنند.
هر نخبهای دارای دوشخصیت است یکی اینکه به عنوان عضوی از اعضای جامعه است و با نگاه اسلامی به عنوان یک مؤمن در جامعه حضور دارد که باید شخصیت حقیقی خود را با مباحث مهدوی آشنا کند؛ اما شخصیت دیگر آن یک جنبه حقوقی دارد که میتواند فرهنگ مهدویت را در تخصص خود استفاده کند و این ظرفیت در مباحث مهدوی وجود دارد؛ چون این فرد متخصص میخواهد برای حضور در یک جامعه مهدوی آماده شود.
ما اگر ارزش علوم را نیت و هدف فراگیری آن بدانیم، میتوانیم با هدف جامعه مهدوی به کمال در آن علم برسیم.
رسا ـ سخن پایانی شما؟
به نظرم دو نکته را در این فضای رسانهای مناسب است، مطرح کنم؛ یکی بحث نفاق مهدوی است؛ امروزه از ویژگیهای دولت اسلامی، نگاه به مقوله مهدویت است، باید دولتمردان توجه داشته باشد که برخی برای بهرهگیری از دولت با پوشش مهدویت وارد این دستگاه نشوند که این مسأله به گونهای زمینه به چالش کشاندن دولت را فراهم میکند.
نکته دوم این است که متأسفانه موضوع مهدویت در جامعه امروزی به عنوان وجه المصالحه سیاسی از آن استفاده میشود، مهدویت نباید موضوعی قرار گیرد برای نقد کردن یک دولت و یا نباید دلیلی باشد برای تأیید یک نفر در مسؤولیتهای گوناگون.
برای رهایی از این دو آسیب، من به آقای احمدینژاد راهاندازی یک مرکز جامع از فعالان مهدویت را پیشنهاد کردم یا شورایی تشکیل دهیم تا بر مراکز مهدوی نظارت کنند که با این کار هم از انحرافات جلوگیری میشود و هم امکانات موجود در عرصه پژوهش و نوآوری و فعالیتهای دیگر به صورت مساوی تقسیم و سازماندهی میشود.
رسا ـ با تشکر از جناب عالی که وقت گرانقد خود را در اختیار خبرگزاری رسا گذاشتید./ گ402
ارسال نظرات