۰۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۵
کد خبر: ۸۱۸۹۳۱

نقدی بر یک تفکر غلط؛ دوگانگیِ ساختگی میان «موشک» و «معیشت»

نقدی بر یک تفکر غلط؛ دوگانگیِ ساختگی میان «موشک» و «معیشت»
قدرت موشکی ایران نه یک متغیر هزینه‌بر و «بار اضافه»، بلکه متغیر مستقل و سپر صیانت از امنیت اقتصادی و حقوق عامه است. شایسته است به جای ترویج دو قطبی‌های کاذب و امنیت‌زدا، راهبرد تکاملی پیوند هم‌زمان «توسعه اقتصادی» و «اقتدار دفاعی» پیگیری شود.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، موضع اخیر یکی از مقامات مسئول در جمع فعالان حوزه اقتصاد، مبنی بر ضرورت «تحویل گرفتن سنگر از بچه‌های لانچر جهت کاهش فشارهای اقتصادی بر مردم» موجب شکل‌گیری تأملات عمیق و دغدغه‌های جدی در سطح افکار عمومی شده است. این گزاره هرچند در پوسته ظاهری خود مسبوق به دغدغه‌ای عامه‌پسند و معیشتی است، اما در لایه‌های زیرین و باطنی خویش، مروج پارادایم فکری مخدوشی است که می‌توان آن را «دوگانه‌سازی تصنعی میان دکترین دفاعی و اسناد توسعه» نامید. جهت تبیین و واکاوی ابعاد بنیادین این مسئله، ضابطه‌مند ساختن آن در سنجش با معیارهای اصیل قرآنی، روایی، حقوقی و اندیشه‌های راهبردی رهبر شهید ضرورت دارد.

قرآن کریم به عنوان منبع اعلای قانون‌گذاری و هدایت، مشیِ مؤمنان را بر مبنای آمادگی همه‌جانبه و استراتژیک در برابر تهدیدات پیرامونی ترسیم نموده است. ذات اقدس الهی در آیه ۶۰ سوره مبارکه انفال صراحتاً امر به تجهیز می‌فرماید:

«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ» از منظر دلالت‌های تفسیری و اصول فقه‌الحدیث، واژه «قوة» مطلقِ هرگونه ابزار، ادوات، فناوری و توانمندی مادی، سایبری و نظامیِ معاصر را افاده می‌کند که موجد «حق بازدارندگی» و مانع از سلب امنیت جامعه اسلامی گردد.

مفسران و فقیهان برجسته تصریح دارند که این سنخ آمادگی، یک امر تکلیفی و الزام‌آور شرعی (و نه اختیاری) است که مستقیماً متوجه حاکمیت و آحاد جامعه اسلامی است. غایت نهایی این آمادگی، جنگ‌افروزی و تعدی به حقوق بین‌الملل دیگران نیست؛ بلکه ایجاد «رهبت» (بازدارندگی فعال) در دکترین نظامی است تا تفکر تعرض به حریم صلح و امنیت مسلمین از ذهن متجاوزان زایل گردد. بنابراین، تز کنارگذاشتن سلاح یا تضعیف بنیه دفاعی، تقابل آشکار با قواعد آمره الهی و تکالیف حاکمیتی دارد.

علاوه بر این، در مهندسی حقوقیِ قرآن، حفظ کیان و اصالت جامعه منوط به «دفاع متقابل» دانسته شده است؛ آنجا که می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا» و در تبیین فلسفه وجودی آن اظهار می‌دارد که اگر قاعده دفع الله نبود، تمامی معابد، مراکز عبادی و زیرساخت‌های مدنی و عقیدتی جامعه دستخوش نابودی و انهدام می‌گردید (آیه ۴۰ سوره حج). این نظام آیاتی ثابت می‌کند که دفاع، یک فرعِ قابل‌معامله نبوده، بلکه رکن رکین و شرط بنیادین حفظ حیات مادی و معنوی جامعه است.

سنت نبوی و سیره معصومین علیهم السلام در صیانت از مرزها؛ در دایره ادله روایی، احادیث متواتر و نغزی بر ضرورت صیانت از ثغور و مرزها و تکریم نیروهای مسلح وارد شده است. رسول اکرم صلّی الله علیه وآله وَسلَّم در فرمایشات متعدد، جامعه اسلامی را به کسب مهارت‌های راهبردی و آمادگی رزمی مکلف ساخته‌اند.

نتیجه اعراض از جهاد و آمادگی: تقلیل آمادگی دفاعی و اعراض از جهاد صیانتی، ملازم با اضمحلال کیان، به مخاطره افتادن نظام اجتماعی و سلب عزت و آرامش پایدار جامعه خواهد بود. سیره عملی و نظری معصومین علیهم السلام به وضوح مبین این است که تفکر وادادگی نظامی جایگاهی در شریعت اسلام ندارد.

تبیین دکترین راهبردی رهبر شهید و فرماندهی کل قوا؛ اندیشه راهبردی رهبر شهید انقلاب اسلامی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه همواره بر قاعده «تقویت روزافزون اقتدار دفاعی» استوار بوده و هرگونه اقدام یا گفتارِ دال بر تضعیف آن، محکوم و مردود اعلام شده است. ایشان در فرازی کلیدی صراحتاً صادر فرمودند: «آمادگی‌های نظامی و دفاعی خود را روز به‌روز افزایش دهید؛ این یک دستورالعمل رسمی است». از منظر تحلیل حقوقی و تاریخی، ایشان با اشاره به تجارب تلخ جنگ تحمیلی و آسیب‌پذیری‌های اولیه کشور که منجر به تحمیل هزینه‌های گزاف مادی و انسانی شد ، هرگونه اهمال در این حوزه را در حکم «خیانت به مصالح عامه» قلمداد کرده و فرمودند: «نظام جمهوری اسلامی حق ندارد وضع دفاعی کشور را جوری قرار بدهد که یک آدم بی‌عرضه‌ای مثل صدام‌حسین بتواند بیاید شهر تهران را بمباران کند... ما نباید کشور را بی‌دفاع بگذاریم؛ این وظیفه‌ی ما است». و دربارهٔ نقش بازدارندگی موشک‌ها می‌فرمایند: «این بازدارندگی است؛ این معنایش این است که دشمنانی که گاهی هوس تهاجم نظامی به سرشان می‌زند، ملاحظه کنند؛ بفهمند که نه، این جوری نیست، جمهوری اسلامی، مشت محکم... دارد.»

ایشان خطای محاسباتیِ غفلت از تسلیحات راهبردی را به عنوان سیگنال ضعف به دشمن ارزیابی کرده که صلح را مستهلک و جنگ را تسریع می‌سازد؛ در حالی که قدرت موشکی، دقیقاً نماد بارز «مشت محکم و بازدارندگی فعال» جهت تغییر محاسبات تهاجمی دشمنان است. 

سؤال بنیادین این است: آیا میان مولفه‌های اقتصاد مقاومتی و بنیان‌های قدرت دفاعی، تباین و تضاد حاکم است؟

رهبرشهید، دکترین اقتصاد مقاومتی را پادتن اصلی در مواجهه با جنگ اقتصادی ارزیابی می‌نمایند. با این حال، از منظر ایشان نیروهای مسلح نه تنها مصرف‌کننده منابع، بلکه صیانت‌کننده و بازوان کلیدی تحقق این الگو به شمار می‌روند.

به عبارت دیگر، اقتصاد مقاومتی بدون پشتوانهٔ دفاعی، همچون بنایی بر روی ریگ روان است. کشوری که اقتصادش قوی باشد اما دفاعی ضعیف، در اولین طوفان تهدید، همهٔ دستاوردهای خود را از دست خواهد داد. در اندیشهٔ رهبری، دفاع و اقتصاد، دو روی یک سکه‌اند و تقویت هر یک، مستلزم تقویت دیگری است.

تجربه‌های زیسته دیپلماتیک و نظامی کشور به وضوح نشان می‌دهد که در معادلات بین‌المللی، آنچه وزن چانه‌زنی و دست برتر را در مذاکرات استراتژیک تامین کرد، عقب‌نشینی از حقوق دفاعی نبود؛ بلکه تجلی عینی قدرت بازدارندگی و نمایش اقتدار موشکی کشور بود. تسلیحات راهبردی ایران، اهرم ثبات‌ساز و پشتوانه دیپلماسی بودند، نه مانع آن.

جمع‌بندی حقوقی؛ تعبیر به کار رفته مبنی بر «تحویل گرفتن سنگر از بچه‌های لانچر»، چنانچه ناظر بر ضرورت مدیریت بهینه منابع و بودجه‌ریزی هوشمندانه ملی باشد، واجد ابعاد کارشناسی و قابل تامل است ؛ اما چنانچه خروجی شواهد تجربی این کلام، تضعیف بنیه دفاعی و تقلیل ضریب امنیت ملی کشور آن هم در اتمسفر کنونی منطقه باشد "جایی که دشمن با ددمنشیِ آشکار، خون پاک رهبر عزیز، فرماندهان، دانشمندان و دانش‌آموزان مظلوم میناب و لامرد را بر زمین ریخته و به ناو دنا تعرض کرده است" تفکری کاملاً مخدوش، غیرحقوقی و در تعارض بنیادین با قرآن، سنت، سیره معصومین علیهم السلام و اندیشه‌های راهبردی امامین انقلاب است.

قدرت موشکی ایران نه یک متغیر هزینه‌بر و «بار اضافه»، بلکه متغیر مستقل و سپر صیانت از امنیت اقتصادی و حقوق عامه است. شایسته است به جای ترویج دو قطبی‌های کاذب و امنیت‌زدا، راهبرد تکاملی پیوند هم‌زمان «توسعه اقتصادی» و «اقتدار دفاعی» پیگیری شود. حاکمیت و ملتی که به دست خود سنگرهای صیانتی‌اش را تخلیه نماید، هرگز به رونق و ثبات پایدار اقتصادی دست نخواهد یافت؛ چراکه امنیت، پیش‌شرطِ مطلق و گریزناپذیرِ تکوین هرگونه توسعه، رفاه و سرمایه‌گذاری است و خداوند به مؤمنان وعدهٔ دفاع و نصرت داده است، به شرط آنکه خود، زمینه‌های آن را فراهم آورند.

ارسال نظرات