پیام رهبری در تبیین تفاهمنامه؛ گذار از تصمیم دیپلماتیک به مسئولیت ملی و راهبردی
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، نشست علمی «دلالتها و الزامات پیام رهبر معظم انقلاب از منظر مطالعات اجتماعی» در موضوع تفاهمنامه روسای جمهوری ایران و رژیم جنایتکار آمریکا، در سالن جلسات خبرگزاری رسا و با حضور تنی چند از اساتید حوزه و دانشگاه برگزار شد.
در این نشست حجج اسلام محمد مهدی حقانی عضو استاد حوزه علمیه قم، محمد مهدی محققی مدیر عامل خبرگزاری رسا، محمد ملکزاده عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و مهدی گرامیپور عضو هیئت علمی دانشگاه قم، به ارائه مباحث خود پرداختند.

در ابتدای نشست دکتر علیرضا استادیان، دبیر نشست، حضور و آمادگی مردم را به تعبیر رهبر شهید بعثت مردم دانست و ابراز داشت: رهبر شهید فرموده بودند که «مردم مبعوث خواهند شد» و این تعبیر در واقع ناظر به همین حضور و آمادگی مردمی است. در پیام اخیر نیز خطاب اصلی رهبر انقلاب اسلامی متوجه همین مردم است؛ مردمی که در بزنگاههای تاریخی به میدان میآیند و نقش تعیینکنندهای در سرنوشت کشور ایفا میکنند.
وی ادامه داد: نکته دیگری که به نظر میرسد در این پیام به شکل دقیق تبیین شده و در عین حال نوعی آموزش سیاسی برای همه دولتمردان محسوب میشود، اصل تقویت ساختارهای نظام اسلامی است. در این چارچوب تأکید شده است که شورای عالی امنیت ملی، دولت و سایر قوا باید استقلال نظر و رأی خود را داشته باشند و بتوانند از طریق سازوکارهای مشورتی و فرایندهای داخلی، امور را به نتیجه برسانند. در کنار این استقلال، پذیرش مسئولیت تصمیمها نیز اهمیت دارد. در هر نظام سیاسی، اگر قرار باشد پویایی و کارآمدی حفظ شود، مسئولیتپذیری نیز باید وجود داشته باشد. اگر نظری در ساختار سیاسی ما از مشروعیت و مقبولیت برخوردار است، طبیعی است که پیامدها و تبعات آن نیز باید پذیرفته شود. در همین راستا مقام معظم رهبری اشاره فرمودند که رئیسجمهور نسبت به مفاد آن تفاهمنامه تعهد دادهاند و انشاءالله آن تعهدات نیز عملیاتی خواهد شد.
استادیان پیرامون پیام رهبر معظم انقلاب درباره تفاهم ایران و آمریکا اظهار داشت: به هر حال این پیام بندهای مختلف و نکات متعددی را دربر دارد. یکی از اهداف آن نیز این است که دست افرادی که قرار است در عرصه مذاکره حضور پیدا کنند، محکم باشد و بدانند که هر آنچه از سوی دولت آمریکا ـ که در این سخن از آن به عنوان دولت جنایتکار یاد شده ـ مطرح میشود، به معنای پذیرش قطعی نیست و حتماً باید سازوکارهای داخلی کشور طی شود. در کنار این موضوع، اعتماد به آگاهی و دلسوزی تیم مذاکرهکننده نیز مورد توجه قرار گرفته است. همچنین تأکید شده که اصل آتشبس نیز ناشی از استیصال دشمن غدار بوده است.

سپس حجتالاسلام مهدی گرامیپور، عضو هیئت علمی دانشگاه قم، در ادامه افزود: این پیام نوعی اجازه مشروط به شمار میآید و باید این معنا را از دل متن استخراج کرد. نقطه آغاز پیام نیز خود گویای این رویکرد است. خطاب اصلی در ابتدای پیام متوجه ملت است؛ جایی که رهبر انقلاب با عبارت «ملت پرشور و باوفای ایران» سخن را آغاز میکنند. همین نحوه خطاب نشان میدهد که مخاطب اصلی این پیام مردم هستند؛ مردمی که باید نسبت خود را با این تفاهمنامه نه بر اساس هیجانهای موافق یا مخالف، بلکه بر مبنای ضوابط و معیارهایی که در متن بیان شده تنظیم کنند. به همین دلیل، رهبر انقلاب از همان ابتدا مسئله را در نسبت با ملت توضیح میدهند و آن را صرفاً در سطح یک تصمیمگیری دیپلماتیک محدود نمیکنند. در نتیجه، تفاهمنامه در نگاه این متن امری صرفاً فنی یا محدود به دستگاه دیپلماسی نیست، بلکه موضوعی عمومی و مرتبط با سرنوشت ملی تلقی میشود.
وی ضمن بیان نکاتی درباره پیام رهبر انقلاب برای تفاهم نامه امضا شده اخیر خاطرنشان کرد: در فراز نخست نیز مشاهده میکنیم که رهبر انقلاب میفرمایند تفاهمنامهای میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا امضا شده است. در ابتدا به این نکته اشاره میشود که این توافق میان دو رئیسجمهور صورت گرفته، اما بلافاصله مسیر توضیح به سمت دیگری هدایت میشود. ایشان میفرمایند که «مسئولان امر از سر دلسوزی و با حسن نظر تلاش کردند». این تعبیر در متن نقش مهمی دارد؛ زیرا رهبر انقلاب در اینجا به تبیین انگیزه مسئولان میپردازند. در واقع، نیت آنان را تخطئه نمیکنند و تصمیمشان را به خیانت، وادادگی یا سوءنیت نسبت نمیدهند. بنابراین، بر اساس متن پیام، مسئولان با انگیزهای که دلسوزانه وارد این مسیر شدهاند. با این حال، همین نکته نیز روشن میکند که حسن نیت به تنهایی برای تأیید نهایی کفایت نمیکند؛ زیرا در ادامه متن، رهبر انقلاب بحث را به سمت اصول، شروط و مسئولیتها منتقل میکنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه قم ادامه داد: نکته دیگری که در همان فراز نخست قابل توجه است، تعبیر «از روی استیصال» درباره رئیسجمهور آمریکا است. این تعبیر نشان میدهد که متن نمیخواهد تفاهمنامه را به عنوان نتیجه قدرتنمایی آمریکا یا عقبنشینی ایران معرفی کند. برعکس، تأکید میشود که طرف آمریکایی نیز برای رسیدن به همین مرحله با نوعی فشار و تنگنا مواجه بوده است. بنابراین، چارچوب روایت در متن به گونهای تنظیم میشود که این توافق نه محصول برتری طرف مقابل، بلکه نتیجه شرایطی پیچیده و چندجانبه معرفی شود؛ شرایطی که در آن هر یک از طرفین با ملاحظات و محدودیتهای خاص خود وارد روند تفاهم شدهاند.

حجتالاسلام دکتر محمد مهدی محققی، مدیرعامل خبرگزاری رسا، در ادامه با تبیین هدف برگزاری این نشست ابراز داشت: هدف و غرض از این نشست آن بود که ادبیاتی درخور تولید شود و پاسخی درخور نسبت به پیامهای عمیق و مستحکم رهبر معظم انقلاب، امام سید مجتبی خامنهای، شکل بگیرد که از طریق آن به تبیین اندیشهها و رهنمودهای معظمله میپردازند، یک رویکرد علمی نیز در این زمینه دنبال شود؛ بر اساس موضوعی که تعیین شده است.
وی در ادامه با تشریح ساختار تحلیلهای صورت گرفته خاطرنشان کرد: بر این اساس جمعبندی مطالعات اجتماعی و راهبردی را میتوان در چهار لایه مورد توجه قرار داد. در کنار این موارد، پیش از هر چیز باید به خود متن پیام توجه کرد. متنی که رهبر معظم انقلاب نگاشتهاند و اساساً قلمی که در این پیامها دیده میشود قلم خود ایشان است و عمق مطالبی که از این ناحیه صادر میشود، نشاندهنده جامعیت، علمیت، حکمت و اتقان فکری معظمله در این منصب است.
وی همچنین با تمرکز بر مفاهیم کلیدی مطرح شده در این بررسی اظهار داشت: در بررسی این پیام، پنج کلیدواژه مفهومی تمرکز شده است که به نظر میرسد بیشترین محل بحث و توجه در میان نخبگان بوده است. نخستین کلیدواژه «علیالاصول» است که به نوعی به محور اصلی بحثها تبدیل شد و افراد بسیاری درباره آن اظهار نظر کردند. برداشتهای مختلفی مطرح شد که آیا این تعبیر به معنای مخالفت اصولی در عین صدور اجازه است یا ناظر به چارچوبی خاص در تصمیمگیری. کلیدواژه دوم «دلسوزی» است که در کنار آن تعبیر «استیصال» نیز مطرح شده و هر دو در تحلیل نیتها و شرایط طرف مقابل مورد توجه قرار گرفتهاند. سومین محور مفهومی انتظار تحقق شروط است که بر ضرورت پیگیری و مطالبه تحقق تعهدات تأکید دارد. و در نهایت، یکی از مهمترین گزارههای مطرحشده در این پیام این است که مذاکره به معنای پذیرش نظر دشمن نیست. این مجموعه مفاهیم در واقع بحثبرانگیزترین و پرگفتوگوترین بخشهای پیام بوده و بخش مهمی از واکنشهای نخبگانی و رسانهای حول همین کلیدواژهها شکل گرفته است.

حجتالاسلام محمد ملکزاده، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی نیز در این نشست، با تبیین ابعاد مسئولیتپذیری در این توافق ابراز داشت: مسئولیت اجرای این تفاهمنامه بهطور روشن بر عهده رئیسجمهور و شورای عالی امنیت ملی قرار داده شده است؛ چرا که رهبری تأکید دارند اعضای این شورا تصریح به پذیرش مسئولیت آن نمودهاند. این بدان معناست که مسئولیت تمامی پیامدها، آثار و نتایجی که در پی رعایت یا عدم رعایت خطوط قرمز تعیینشده پدید میآید، مستقیماً بر عهده پیشنهاددهندگان و تصویبکنندگان این توافق است. ایشان همچنین با اشاره به اینکه ملت سرافراز ایران و رهبری از این لحظه منتظر تحقق شروط مذکور خواهند بود، نکته ظریفی را روشن کردند که در توافقاتی که میان دو کشور منعقد میشود، ملت و رهبری در جایگاه «ناظر» قرار دارند، نه «طرف قرارداد».
وی در ادامه با تحلیل لایههای عمیقتر پیام، بر ضرورت تفکیک میان اجازه دادن و موافقت قلبی و اصولی تأکید کرد و ابراز داشت: در متن پیام، میان این دو مفهوم تمایز قائل شده است؛ به این معنا که صدور اجازه به معنای رضایت کامل از ماهیت توافق نیست. ایشان با استناد به الگوهای تاریخی خاطرنشان کرد که این الگویی است که در تاریخ اسلام نیز بارها مشاهده شده است؛ همانگونه که ائمه اطهار یا رهبران اسلام در شرایطی خاص اجازه صدور حکم یا انجام امری را میدادند، اما این اقدام هرگز به معنای موافقت با جزئیات یا رضایت قلبی آنان نبود.
حجتالاسلام ملکزاده با اشاره به پیامدهای احتمالی توافق، اظهار داشت که این پیام حاوی ملاحظات و نگرانیهای تلویحی نسبت به پیامدهای تفاهمنامه است. بسیار مهم است که برداشتِ موافقت کامل و بدون قید و شرط از این پیام، به کلی نفی شود. در حالی که برخی تلاش میکنند با شعار «همه کارها با هماهنگی رهبری انجام میشود»، این پیام را به معنای تأیید بیچون و چرای اقدامات دولت جلوه دهند، اما متن پیام صراحتاً این برداشت را رد میکند و نشان میدهد که هماهنگی به معنای همنظر بودن در تمامی جزئیات و پیامدها نیست.
حجت الاسلام محمد مهدی حقانی استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: با تکیه بر عبارت «علیالاصول نظر دیگری داشتم»، این احتمال بهوضوح مطرح میشود که رویکرد اولیه رهبری نسبت به کل این فرآیند (از مذاکره و آتشبس تا تفاهمنامه) مبتنی بر ملاحظات دیگری بوده که با صدور مجوز، از باب مصلحت تغییر یافته است؛ بنابراین، وی استنباط کرد که احتمال وجود مخالفت یا عدم قطعیت ایشان نسبت به مراحل قبلی نیز مطرح است.
وی در ادامه با تحلیل این موضوع که چرا ممکن است با آتشبس مخالفت شده باشد، تأکید کرد: باید به تکالیف و اهداف استراتژیک در برابر تهاجم دشمن نگریست. ایشان ضمن بیان اینکه از منظر شرعی، دفاع وظیفه است، توضیح داد که هدف از دفاع تنها بازگرداندن تهاجم نیست؛ بلکه شکست دادن اهداف دشمن (نظیر فروپاشی نظام یا از بین بردن توان هستهای و موشکی) و همچنین دریافت غرامت خسارات وارده، از تکالیف متمم است. هرچند ضربات وارد شده، مانند ضربه به پایگاههای آمریکایی، هیبت دشمن را شکسته و بخشی از بازدارندگی را فراهم کرده است، اما این امر به معنای تحقق مطلق و کامل بازدارندگی نیست و از این منظر، پذیرش آتشبس در حالی که اهداف مذکور هنوز بهطور تمامعیار محقق نشدهاند، میتواند با ملاحظات بیشتری همراه باشد.