ماهیت تعاملی گیم و متاورس، حکم فقهی نمایش شخصیت معصومان را تغییر میدهد
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام والمسلمین علی نهاوندی، رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی، در آیین رونمایی و معرفی کتاب «بررسی فقهی بازنمایی معصومین در بازیهای رایانهای و متاورس»، که در پژوهشگاه فضای مجازی برگزار شد، با اشاره به سوابق خود در حوزه رسانه و پژوهش اظهار داشت: به دلیل مسئولیتهایی که در عرصههای تبیینی، مدیریتی و اجرایی رسانه ملی بر عهده داشتم، ازجمله ریاست مرکز پژوهشهای صدا و سیما و عضویت در شورای معارف سازمان صدا و سیما، از نزدیک در جریان مباحث فقهی، فرهنگی و رسانهای مربوط به نمایش چهره و شخصیت معصومان(ع) قرار داشتم. در آن مقطع، همزمان با تولید برخی آثار نمایشی، این مسئله به یکی از موضوعات روز تبدیل شده بود و گفتوگوهای گستردهای میان فقها، پژوهشگران و هنرمندان شکل گرفت. حساسیت این موضوع نیز از آن جهت بود که فیلم، سریال و انیمیشن، ابزارهایی بسیار اثرگذار در الگوسازی معرفتی هستند و در عین حال، اگر بدون ضابطه از شخصیتهای قدسی بهره ببرند، ممکن است به فروکاست شأن و جایگاه آنان بینجامند.
وی افزود: از آنجا که سالها در حوزه مکتب و سینما تدریس و پژوهش کردهام، درباره این مسئله راهکارهایی را نیز بررسی کردهایم. در همکاریهایی که با سازمان صدا و سیما انجام شد، تلاش کردیم از شیوههایی مانند «تکنیک فاصلهگذاری» یا بهرهگیری از شخصیت ثالث برای روایت زندگی معصومان استفاده شود تا ضمن انتقال پیام، از آسیبهای احتمالی این نوع بازنمایی نیز کاسته شود.
رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی با اشاره به ویژگیهای ذاتی آثار نمایشی تصریح کرد: اساساً فیلم، سریال و انیمیشن بر پایه ایجاد همزادپنداری شکل میگیرند و مهمترین کارکرد آنها این است که مخاطب خود را در جایگاه شخصیت داستان قرار دهد و با او همراه شود. همین ویژگی، عامل اصلی اثرگذاری این رسانههاست و ازاینرو، اگر شخصیتی قدسی در چنین بستری بازنمایی شود، باید با تدابیر ویژهای همراه باشد تا پیامدهای منفی احتمالی به حداقل برسد.
وی در ادامه با بیان اینکه یکی از مهمترین مستندات فقهی فقهایی که با نمایش چهره معصومان مخالفت کردهاند، مسئله حرمت هجو، وهن و اهانت به ساحت مقدس آنان است، خاطرنشان کرد: هرچند در میان فقهای امامیه درباره اصل جواز یا عدم جواز نمایش چهره معصومان دیدگاههای مختلفی وجود دارد، اما با ظهور فناوریهای نوینی همچون متاورس، واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و بازیهای رایانهای، موضوع وارد مرحلهای کاملاً جدید شده است و دیگر نمیتوان صرفاً با مبانی پیشین درباره آن اظهار نظر کرد.
حجت الاسلام والمسلمین نهاوندی با تأکید بر ضرورت موضوعشناسی در فقه رسانه اظهار داشت: در گذشته عمده مباحث فقهی پیرامون نقاشی، تصویر و عکس بود، اما در پدیدههای نوپدیدی همچون کاریکاتور، بازیهای رایانهای و متاورس، اساساً موضوع تغییر کرده است. هر یک از این رسانهها ویژگیها و ارکان ذاتی خاص خود را دارند و نمیتوان احکام مربوط به نقاشی یا تصویر را بدون بررسی دقیق به آنها تعمیم داد؛ همانگونه که درباره مجسمهسازی نیز موضوع مستقلی مطرح است.
وی در تشریح تجربه خود از فناوری واقعیت مجازی گفت: نخستین بار که از هدستهای واقعیت مجازی و واقعیت افزوده استفاده کردم، بهخوبی تفاوت این فناوری با سایر رسانهها را درک کردم. با اینکه میدانستم در یک فضای کاملاً مجازی قرار دارم، اما هنگام قرار گرفتن در یک محیط مرتفع، احساس حضور واقعی به اندازهای برایم جدی بود که اطرافیان ناچار بودند مرا نگه دارند. این تجربه نشان داد که میزان درگیری ذهنی و احساسی مخاطب در این فناوریها، بسیار فراتر از رسانههای متعارف است.
رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی با اشاره به تفاوت بنیادین بازیهای رایانهای و متاورس با فیلم و سریال اظهار کرد: در فیلم، مخاطب تنها بیننده است، اما در بازی رایانهای، کاربر با شخصیت داستان تعامل مستقیم برقرار میکند، او را هدایت میکند، برایش تصمیم میگیرد، پیروز یا شکستخورده میسازد و مسیر حرکت او را تعیین میکند. در چنین فضایی، رابطه مخاطب با شخصیت، از همزادپنداری فراتر میرود و به رابطه «کاربر و آواتار» تبدیل میشود.
وی ادامه داد: در دوران شیوع کرونا گزارشهایی منتشر شد که در آلمان کلیسایی در فضای متاورس طراحی شده بود و افراد در آیینهای مذهبی آن مشارکت میکردند. در آن فضا، کشیشی با شمایل حضرت مسیح(ع) مراسم را اجرا میکرد و حتی گزارشهایی از تأثیر عمیق روانی این تجربه بر برخی کاربران منتشر شد. این نمونه نشان میدهد که فناوریهای نوین قادرند «شخصیت دیجیتال» خلق کنند؛ شخصیتی که سخن میگوید، حرکت میکند، واکنش نشان میدهد و احساسات را شبیهسازی میکند.
حجتالاسلام والمسلمین نهاوندی با بیان اینکه همین ویژگی، زمینه هتک حرمت شخصیتهای مقدس را افزایش میدهد، ابراز داشت: وقتی یک حقیقت مقدس در قالب شخصیت دیجیتال بازآفرینی میشود، امکان آنکه به ابزاری برای سرگرمی، شوخی یا رفتارهای نامتناسب تبدیل شود، افزایش مییابد. از منظر فقهی نیز معیار اصلی، برداشت عرف عقلا و متدینین از مصادیق وهن و اهانت است؛ موضوعی که در پژوهشهای خود نیز به آن پرداختهام و معتقدم برای تشخیص آن، بررسیهای میدانی و شناخت دقیق عرف ضروری است.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: در بسیاری از بازیهای رایانهای، کاربر امتیاز کسب میکند، شکست میخورد، حذف میشود یا شخصیت تحت کنترل او بارها کشته و احیا میشود. هرچند این سازوکارها در منطق بازی طبیعی است، اما ممکن است از نگاه عرف متشرعه با قداست مقام معصوم ناسازگار تلقی شود. به همین دلیل، در پژوهش خود به نقش افکارسنجی و پیمایشهای اجتماعی نیز پرداختهام تا مشخص شود آیا شناخت عرف عقلا و متدینین میتواند در فرایند استنباط حکم فقهی نقشآفرین باشد یا خیر.
رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی با اشاره به ویژگی تولید محتوای کاربرمحور در متاورس تصریح کرد: برخلاف فیلم که متن، تصویر و دیالوگهای آن از پیش کنترل شده است، در متاورس و بسیاری از بازیهای رایانهای، کاربران میتوانند شخصیتها را تغییر دهند، گفتوگوهای جدید خلق کنند، رفتارهای خشونتآمیز یا طنزآمیز ایجاد کنند و مسیر روایت را به دلخواه خود تغییر دهند. همین ویژگی، احتمال تحقق مصادیق وهن و اهانت را افزایش میدهد و از منظر فقهی، قاعده دفع مفسده اهمیت بیشتری پیدا میکند.
وی از اثرات عمیق متاورس بر مخاطب گفته و یادآور شد: نمایش چهره و شخصیت معصومان در متاورس و بازیهای رایانهای، صرفاً یک نمایش یا بازنمود تصویری نیست، بلکه نوعی بازنمایی هویت و شخصیت معصوم به شمار میآید. مخاطب تنها چهره را مشاهده نمیکند، بلکه با آن شخصیت زندگی میکند، او را هدایت میکند و برایش تصمیم میگیرد و با توسعه فناوریهایی همچون هولوگرام، این سطح از تعامل عمیقتر نیز خواهد شد.
حجتالاسلام والمسلمین نهاوندی در پایان با جمعبندی مباحث خود اظهار داشت: بر همین اساس، قواعد فقهی همچون حرمت هتک مقدسات، لزوم تعظیم شعائر الهی، حرمت وهن دین و ضرورت حفظ حرمت اولیای الهی، در این حوزه موضوعیت ویژهای پیدا میکنند. ازاینرو، اگرچه در خصوص نمایش چهره معصومان در فیلم، سریال و برخی آثار هنری، چنین نظری ندارم و آن را تابع شرایط و ضوابط خاص خود میدانم، اما در حوزه بازیهای رایانهای و متاورس، به دلیل تفاوت ماهوی این رسانهها، قائل به حکم متفاوتی هستم. به باور من، در این دو فضا، به سبب قابلیت بالای تحقق مصادیق وهن، اهانت، عرفیسازی و تنزل جایگاه شخصیت قدسی، نمیتوان از شخصیت معصومان(ع) بهعنوان کاراکتر تعاملی استفاده کرد؛ زیرا موضوع در اینجا دیگر صرف نمایش نیست، بلکه بازآفرینی هویت قدسی در بستری است که ذات آن با تعامل، تصرف و سرگرمی گره خورده و همین امر، زمینه تحقق مصادیق وهن را بهطور جدی فراهم میکند.