وحدت؛ فراتر از شعار، راهبرد مواجهه با دشمن
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، وحدت اسلامی اگر تنها به معنای کنار هم قرار گرفتن ظاهری مسلمانان باشد، در بزنگاههای حساس تاریخی کارآمدی چندانی نخواهد داشت. آنچه از پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته وحدت فهمیده میشود، تعریف وحدت بهعنوان یک «راهبرد» است؛ راهبردی که هم در درون امت اسلامی و هم در نحوه مواجهه آن با جبهه مقابل معنا پیدا میکند.
در این نگاه، وحدت نه به معنای حذف اختلافات اعتقادی است و نه به معنای چشمپوشی از مباحث علمی و فکری. وحدت یعنی اختلافات، جای اصول مشترک را نگیرند و تفاوتهای مذهبی، اجتماعی و فرهنگی به ابزار دشمنی میان مسلمانان تبدیل نشود.
رهبر معظم انقلاب تعریف روشنی از این مفهوم ارائه میکنند: «مقصود از وحدت آن است که در سطح عمومیِ جوامع اسلامی، نقاط مشترک بین همگان، محور و اصل قرار گیرد.»
این عبارت در واقع یکی از مهمترین بخشهای پیام است؛ زیرا مرز میان «وحدت واقعی» و «وحدت شعاری» را روشن میکند.
وحدت واقعی نیازمند تعریف سطحی از اشتراک است که بتواند عموم مسلمانان را گرد هم آورد. مسلمانان ممکن است در برخی مسائل کلامی، فقهی و تاریخی اختلاف نظر داشته باشند، اما این اختلافات نباید مانع همکاری آنان در مسائل مشترک امت اسلامی شود.
نکته مهمتر اینکه رهبر انقلاب در پیام خود حتی افق فراتری برای اختلافات ترسیم میکنند: «البته سعی میشود تا به پشتوانهی استدلال و در عین رعایت همهی شئونِ برادری و همراهی و به همانگونه که از آموزههای قرآنی برمیآید، در کمال صلح و صفا، نقاط افتراق تبدیل به نقاط مشترک گردد.»
این بخش نشان میدهد که وحدت به معنای تعطیل کردن گفتوگوی علمی نیست. برعکس، اختلافات میتواند در فضای استدلال، اخلاق و برادری مورد بحث قرار گیرد و حتی به فرصتی برای نزدیکتر شدن دیدگاهها تبدیل شود.
از همین رو، یکی از آسیبهای مهم در مسیر وحدت آن است که برخی تصور کنند وحدت مستلزم کنار گذاشتن مباحث علمی و اعتقادی است. چنین برداشتی نه تنها با منطق علمی سازگار نیست، بلکه ممکن است وحدت را به یک مفهوم سطحی و شکننده تبدیل کند.
وحدت زمانی پایدار خواهد بود که در عین حفظ هویتهای مذهبی، بر اشتراکات تأکید شود و اختلافات نیز در چارچوب اخلاق، علم و برادری مدیریت شود.
اما این مسئله یک سوی دیگر نیز دارد: وحدت صرفاً رابطه مسلمانان با یکدیگر نیست؛ بلکه نحوه مواجهه آنان با دشمن را نیز دربرمیگیرد.
رهبر معظم انقلاب با استناد به آیه شریفه «مُحَمَّدٌ رَسولُ اللهِ وَالَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم»، دو وجه مکمل برای رفتار امت اسلامی معرفی میکنند: قاطعیت در برابر دشمن و رحمت و برادری در میان مسلمانان.
ایشان تصریح میکنند: «آحاد مسلمین در جوامع اسلامی باید در مواجهه با کفر جهانی، اصل قرآنیِ «اَشِدّاءُ عَلی الکُفّار، رُحَماءُ بَیْنَهُم» را محور فکر و بیان و عمل خود قرار دهند.»
این عبارت از آن جهت اهمیت دارد که وحدت را از یک موضوع صرفاً دروناسلامی خارج میکند. مسلمانان باید همزمان دو رفتار را دنبال کنند: در برابر یکدیگر اهل رحمت و برادری باشند و در برابر ظلم و سلطهگری موضعی استوار داشته باشند.
در واقع، یکی از آسیبهای جوامع اسلامی زمانی رخ میدهد که این دو بخش از هم جدا شوند. اگر «رحماء بینهم» فراموش شود، اختلافات داخلی به نزاع تبدیل میشود؛ و اگر «اشداء علی الکفار» کنار گذاشته شود، جامعه اسلامی ممکن است در برابر فشار و سلطه دشمن منفعل شود.
رهبر معظم انقلاب در ادامه، این دوگانه را یک قاعده میدانند و تأکید میکنند که فاصله گرفتن از هر یک از این دو بخش، پیامدهای سنگینی برای امت اسلامی دارد.
بنابراین وحدت اسلامی در نگاه مطرحشده در این پیام، نوعی «نظام رفتاری» است؛ مسلمانان باید هم درون جامعه اسلامی روابطی مبتنی بر برادری داشته باشند و هم در برابر دشمن، از منافع و عزت امت دفاع کنند.
در این میان، توجه به مفهوم «کفر جهانی» نیز مهم است. منظور از مواجهه با دشمن، صرفاً تقابل میان دو دولت یا دو جریان سیاسی نیست. مسئله، تقابل با ساختارهایی است که در برابر استقلال و عزت ملتهای مسلمان قرار میگیرند.
از همین منظر، رهبر معظم انقلاب تأکید دارند که وحدت مسلمانان در برابر کفر جهانی «راهبردی قرآنی» است. این تعبیر جایگاه وحدت را روشن میکند: وحدت بخشی از یک تاکتیک سیاسی موقت نیست؛ بلکه ریشه در آموزههای قرآن دارد.
اگر وحدت یک راهبرد قرآنی است، بنابراین باید در همه عرصههای زندگی اجتماعی امت اسلامی آثار خود را نشان دهد. در سیاست خارجی، روابط میان دولتها، همکاری اقتصادی، مناسبات فرهنگی، ارتباطات علمی و حتی در فضای رسانهای، این اصل باید مورد توجه قرار گیرد.
یکی از عرصههایی که اهمیت ویژه دارد، رسانه است. رسانهها میتوانند اختلافات را برجسته کنند یا بر مشترکات تأکید داشته باشند. میتوانند ادبیاتی تولید کنند که موجب نزدیکی مسلمانان شود یا ادبیاتی که شکافهای مذهبی و قومی را تشدید کند.
از این منظر، «وحدت» تنها وظیفه علما و دولتها نیست. هر فردی که در جامعه اسلامی سخن میگوید، مینویسد یا بر افکار عمومی اثر میگذارد، در برابر چگونگی شکلگیری فضای اجتماعی مسئول است.
رهبر معظم انقلاب در پیام خود تأکید میکنند که وحدت باید در «فکر و بیان و عمل» مسلمانان حضور داشته باشد. این سهگانه قابل تأمل است. اگر وحدت فقط در گفتار باشد اما در رفتار اجتماعی دیده نشود، نتیجهای حاصل نمیشود. اگر در رفتار باشد اما در ذهنیت افراد ریشه ندوانده باشد، پایدار نخواهد بود.
از همین رو، وحدت نیازمند تغییر نوع نگاه است. باید دیگریِ مسلمان را پیش از آنکه با تفاوت مذهبی تعریف کنیم، بهعنوان عضوی از امت اسلامی ببینیم.
البته این مسئله به معنای انکار هویت مذهبی نیست. اتفاقاً هویتهای روشن و مستحکم میتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند، به شرط آنکه اختلاف هویتی به دشمنی اجتماعی تبدیل نشود.
در چنین شرایطی، هفته وحدت میتواند فرصتی برای بازنگری در ادبیات عمومی جهان اسلام باشد. آیا زبان ما زبان برادری است؟ آیا اختلافات را برای حل شدن مطرح میکنیم یا برای تحریک احساسات؟ آیا از ظرفیتهای مشترک سخن میگوییم یا دائماً بر نقاط افتراق تأکید داریم؟
این پرسشها اهمیت زیادی دارند؛ زیرا وحدت بیش از آنکه در شعارها ساخته شود، در ادبیات روزمره جوامع اسلامی ساخته میشود.
اگر قرار است مسلمانان در برابر دشمن مشترک «ید واحده» باشند، نخست باید زبان، رفتار و مناسبات داخلی خود را اصلاح کنند. جامعهای که در آن توهین مذهبی، تحقیر قومی و نفرتپراکنی اجتماعی رواج پیدا کند، حتی اگر شعار وحدت سر دهد، در عمل از وحدت فاصله دارد.
در نقطه مقابل، جامعهای که اختلافات را با منطق علم، اخلاق و برادری مدیریت کند، ظرفیت بسیار بیشتری برای مواجهه با تهدیدهای بیرونی خواهد داشت.
در نهایت، پیام رهبر معظم انقلاب را میتوان دعوتی به بازتعریف وحدت دانست؛ وحدتی که نه سادهانگارانه است، نه سطحی و نه صرفاً مناسبتی. وحدت مطلوب، هم هویتهای مذهبی را به رسمیت میشناسد و هم اشتراکات را محور قرار میدهد؛ هم باب گفتوگوی علمی را باز میگذارد و هم اجازه نمیدهد اختلافات به نزاع تبدیل شود.
چنین وحدتی، اگر از مرحله سخن به مرحله عمل برسد، میتواند یکی از مهمترین منابع قدرت نرم و اجتماعی امت اسلامی باشد.