بخش نخست / نویسنده کتاب او خواهد آمد:
پژوهشهای بنیادی فعالیتهای علمی را ماندگار میکند
خبرگزاری رسا ـ نویسنده و پژوهشگر حوزه علمیه قم گفت : در سال 59 به جرم ترویج اسلام در کشور ترکیه به اعدام محکوم شدم.

حجت الاسلام علیاکبر مهدیپور، نویسنده و پژوهشگر حوزه علمیه قم که صاحب بیش از سی عنوان کتاب در عرصه مهدویت است، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری رسا گفت: ما می بینیم هر روز کتابهای آسانتری اضافه میشود، کتابی که آسانتر باشد فهمش آسان میشود؛ ولی نیرویی که به انسان میدهد کمتر میشود و از درگیریهای فکری جلوگیری میکند؛ در حالی که کتابهای پیچیده ذهن را روشن و فرد را در فهم دیگر کتابها توانمندتر میکند.
نوشتار ذیل بخش نخست این گفتوگوی صمیمی است که تقدیم خوانندگان محترم رسا میشود.
رسا ـ لطفاً خودتان را معرفی کنید.
بنده در سال 1324 در تبریز متولد شدم. همزمان با تحصیلات ابتدایی دروس حوزوی را نیز آغاز کردم پس از چهار سال تحصیل در دروس جدید به این نتیجه رسیدم که این دروس سودی ندارد؛ بنابراین دروس حوزه را با جدیت پیگیری کردم و البته بعدها موفق به کسب دیپلم بدون حضور در کلاسها شدم.
در سال 1340 شمسی یعنی بعد از وفات حضرت آیت الله بروجردی(ره) وارد قم شدم در حالی که رسائل را شروع کردم، در مدرسه حجتیه به مدت هفت سال و یک سال نیز در مدرسه خان بودم که پس از ازدواج به منزل نقل مکان کردم.
تا سال 1354 در قم بودم که در همین سال از سوی حوزه زیر نظر مرحوم آیت الله شریعتمداری برای تصدی امور شیعه به مدت چهار سال به کشور ترکیه اعزام شدم، پس از آن نیز به مدت پنج سال به هامبورگ آلمان رفته و در آنجا چندین مسجد بنا کردیم و خدماتی از این قبیل صورت گرفت.
در سال 59 به جرم ترویج اسلام در سطح کشور ترکیه به اعدام محکوم شدم؛ زیرا یک نوع صدای اسلامخواهی در ترکیه بلند شده، در استانبول نیز نوارهایی از من پیدا شد که این سبب محکومیت من شد.
رسا ـ معمولاً در گذشته طلاب در کنار تحصیل علوم دینی از همان ابتدا وارد مقوله تدریس هم میشدند، آیا شما تدریس هم میکردید؟
بله. وقتی در تبریز سیوطی میخواندم، عوامل را تدریس میکردم. در قم نیز هر روز پنج تا ششبار مکاسب را تدریس کردم و یادم هست که سیوطی را هفدهبار گفتم؛ در هر حال همواره با تدریس و تحصیل مشغول بودم.
رساـ تحقیق و پژوهش را از چه زمانی شروع کردید؟
زمانی که در سال 59 از ترکیه برگشتم، مدت کوتاهی مشغول تحصیل و تدریس بودم و پس از آن کارهای تحقیقاتی و تألیفاتی را آغاز کردم؛ البته تدریس را تنها در حد کلاس های تخصصی ادامه دادم.
رسا ـ از استادانتان بگویید.
رسائل و مکاسب را خدمت حضرت آیت الله سبحانی، آیت الله پایانی و آیت الله خطیبی، کفایتین را نزد حضرت آیت الله مکارم شیرازی به پایان بردم و دروس خارج را به مدت ده سال از آیت الله شریعمتداری و پنج سال را از آیت الله کاظم تبریزی و آیت الله شیخ مرتضی حائری و چند ماهی را نیز از محضر آیت الله سید محمد روحانی بهره بردم که آنها از اساتید عمده ما محسوب می شدند.
در کنار این دروس از کلاسهای دیگر دارالتبلیغ نیز استفاده میکردیم که شامل بیست و چهار برنامه بود که شهید مطهری، شهید مغنیه از جبل عامل لبنان، آقا سید مرتضی شبستری، مرحوم آقای محققی که نمایند حضرت آیت الله بروجردی(ره) در آلمان، حضرات آیات مکارم، سبحانی و شبیری زنجانی در این کلاسها حضور مییافتند و تدریس میکردند.
رسا ـ آیا استادان را خودتان انتخاب میکردید؟ و ملاک انتخاب استادان شما چه بوده است؟
در دار التبلیغ اینگونه نبود و استادان انتخاب شده بودند؛ ولی در حوزه استادها را خود انتخاب میکردیم.
در مورد پرسش دوم شما باید بگویم که شهرت برایم مهم نبود، بلکه استادی بیشتر برایم مطرح بود که عمرش را برای آموزش و تربیت طلبه صرف کند و البته افرادی هستند که در کتابی توانمند هستند؛ ولی پیشمطالعه نمیکنند و از معلومات عمومی خود استفاده میکنند.
به نظر من استاد خوب، استادی است که هر شب مطالعه کند و به دنبال آن طلبه را با خود همراه کند که نمونه بارز این صفت، آیت الله سبحانی هستند که طلبه را مجبور به پیش مطالعه میکرد و روش ما نیز همین بود. بعد از درس نیز ملزم بودیم که همان درس را مباحثه کنیم که سبب میشد بسیاری از مبهمات حل شود.
رسا ـ چه شیوه بیانی از سوی استادها برای شما خوشآیندتر بود؟
استادان شیوههایی داشتند؛ ولی شدت و ضعف داشت و آن اینکه در بحث سطح تمامی استادان ابتدا خلاصه درس را بیان و سپس متن را میخوانند و تفریق میکردند. در این میان برخی از استادان بحث خارج مطلب را قبل از متن بسیار گسترده بیان میکردند؛ ولی متن را گذارا میگفتند که در این روش هوشیاری طلبه مهم است تا مطلب را بگیرد؛ ولی برخی دیگر مطلب را خلاصه و متن را به شکل وسیع توضیح میدادند.
شاید روش سوم از همه مفیدتر باشد که متن را از خارج شرح دهند و در متن نیز بر روی کلمات تعمق کنند.
در آذربایجان مرسوم این بود که به متن دقت زیادی داشتند و همه مرجع ضمیرها را مشخص میکردند و روی کلمات مهم، بیشتر توجه داشتند که این روش در قم به این گونه نبود و به شدتِ آذربایجان نبود در نتیجه عموماً طلاب آذربایجان نسبت به طلاب شهرهای دیگر در صرف و نحو و ادبیات عرب توانمندتر هستند.
رسا ـ آیا باید بر سنتهای گذشته پافشاری کرد یا کمی تغییرات نیز لازم است؟
چند عامل در این زمینه دخیل هستند، یقیناً سنت های گذشته بهتر بود و تلاشهایی که در حوزه صورت میگیرد که کتاب ها را تغییر دهند در واقع تلاشی است که کارها را راحتتر کنند.
ما در گذشته مطول میخواندیم و ما به شرح آن که اطول نام داشت مراجعه میکردیم؛ ولی در زمان ما مطول منسوخ شد و به جای آن مختصرالمعانی آمد که آن نیز منسوخ شد و جواهر البلاغه جایگزین آن شد.
ما می بینیم که هر روز کتاب های آسانتری اضافه شد، کتابی که آسانتر باشد فهمش آسان می شود؛ ولی نیرویی که به انسان میدهد کمتر میشود و از درگیری های فکری جلو گیری می کند و طلبه نمی تواند کتاب های دیگری را خودش بخواند. در حالی که کتاب های پیچیده ذهن را روشن و فرد را در فهم دیگر کتاب ها توانمندتر می کند.
من هفت ساله بودم که با خواندن کتابهای گلستان و پس از آن نصاب و بعد از آن کلیله و دمنه و صرف و غیره، شروع به درس خواندن کردم.
در حال حاضر شاید خیلی از طلاب دیپلم هم داشته باشند، ولی نتوانند کلیه و دمنه و ابوابی از گلستان را بخوانند؛ در صورتی که طلاب در گذشته این کتابها را قبل از صرف میر اینها را میخواند.
عامل دیگری که امروزه مطرح است این است که مسائل جنبی فراوانی بر طلبه تحمیل شده است؛ زیرا در گذشته اگر طلبهای ادبیات میخواند تنها ادبیات میخواند و در سطوح بالاتر یک بحث تفسیری میخواند و کتاب عقاید نیز کم کم اضافه میشد؛ ولی امروزه با توجه به شبهات مطرح شده برای حوزویان، طلاب مجبور هستند که کتابهای متنوعی و جنبی را بخواند که این دروس جنبی نفع و ضررهایی دارد.
نفعش در آن است که طلبه در درجه اول مسلمان است و قبل از آنکه به دیگران عقاید را بیاموزد باید خود نیز بداند و بخواند و ضررش در آن است که درسهای اساسی مانند فقه، اصول و ادبیات که پایه هست، کم رنگ می شوند.
رسا ـ با توجه به این تغییرات در کتاب ها و ضعف این گونه تغییرها آیا در زمینه سازمان دهی کتابهای قدیمی کاری صورت گرفته است؟
آیت الله سبحانی روش جالبی داشتند و آن اینگونه بود که مثلاً در یک صفحه از مکاسب حدود پنج و شش سرفصل مشخص میکردند و با خط نشان میدادند و در حاضر هم میبینیم که با فراهم شدن امکانات و با روش های متداول و زیبایی که در کتابها هست میتوان با تغییر و تنوع حروف، پارگرافبندیهای مناسب و بهکارگیری علائم نگارشی و ویرایشی البته بدون هیچگونه تغییری در متن میتوان با ارائه کیفیت ویرایشی بالا پیچیدگیها و ابهامات اینگونه از کتابها را تا حدودی از بین برد و کم کرد.
به نظر من تغییر کتاب که خیلیها بر این عقیده هستند از بار کیفی کتابهای قدیمی میکاهد و سبب پایین آمدن سطح دروس میشود.
رسا ـ با توجه به سخنان شما خواه ناخواه رنگ و اهمیت پژوهش بیش از پیش نمایان میشود، آیا میتوان در زمینه آموزشی نیز به اهمیت پژوهش پیبرد؟
برای معنای کلمه پژوهش در ابتدا باید سراغ معادل عربی آن برویم و معادل عربی پژوهش تحقیق است که تحقیق خود از ماده حقّق است و حق نقطه مقابل باطل است و حق محکم است و باطل از بین رفتنی.
برای اینکه واژهای را معنا کنیم، چارهای نیست مگر آنکه به کتاب مقایس اللغة آقای ابن فارس مراجعه کنیم. این کتاب هیچ کاری ندارد که واژه در چه معنایی به کار میرود؛ بلکه معنای واقعی واژه را بیان میکند. ایشان در مورد واژه حقّق میگوید: له اصل. یعنی یک پایه دارد و آن به معنای محکمکاری است. بنابراین هر کاری را که انسان محکم و استوار کرد گفته میشود که پژوهش کرد.
انسان پژوهشگر دو کار انجام میدهد؛ یکی آن است که خود را به واقع میرساند و دیگر آن که دیگران نیز به حق میرساند و با عنوان راهنما ظاهر میشود.
با توجه به این مطالب هر مدرسی باید محقق باشد؛ بلکه مسلمان باید محقق باشد و اسلام برای پذیرش دین بر تحقیق پافشاری میکند؛ زیرا وقتی با تحقیق، دین را پذیرفت بر آن استوار است و ثابت قدم میماند.
امام موسی کاظم(ع) میفرمایند:« کسی که با سخن دیگران وارد در دین شود با سخن دیگران از دین خارج می شود؛ ولی اگر با تحقیق وارد دین شود کوهها از جا کنده شوند او از دینش رها نمی شود.» در نتیجه هر مدرس، نویسنده و گویندهای باید محقق باشد و هر آنچه که بر تحقیق استوار نشود، زود از بین میرود.
رسا ـ یکی از آسیب های آموزشی حوزه در این است که تحقیق جدای از استادی و منبری است، آیا شما نیز به این آسیب توجه داشتهاید؟
امروزه در دانشگاه و در مدارس جدید در ابتدا دروس کلی آموزش داده میشود و سپس به تخصص میپردازند؛ این روش باید در حوزه نیز اجرا شود و همه علوم حوزوی خوانده شود و پس از آن تخصص شروع شود. در هنگام فراگیری و یا تدریس تخصص مورد نظر، تحقیق و پژوهش زیربنا و پایه اصلی آن قرار گیرد به عنوان نمونه تفسیر بر اساس تحقیق، یا خطابه بر اساس تحقیق باشد.
ما در این کشور هزاران گوینده داشتیم؛ ولی چرا همه، آیت الله فلسفی نشدند؛ زیرا ایشان تا درس خارج خواند، سپس به گویندگی و منبری پرداخت. بنابراین دوستانی که با ما مشورت میکنند که میخواهند چیزی بنویسند ما به آنها پیشنهاد میکنیم که ابتدا دروس حوزوی را سپری کنند و دست پری در این زمینه داشته باشند، سپس به تخصص بپردازد.
رسا ـ از لوازم مهم پژوهش دینی و حوزوی بگویید.
پژوهش تعدادی پایه دارد که این پایه باید بسیار قدرتمند باشد در حوزه پژوهش دینی اولین شرط قصد قربت است چرا که این مهم، مسیر را مشخص میکند. قصد قربت زمینه اولیه است وقتی قصد قربت نباشد پژوهش، عمقی نخواهد بود و هر روز که دید میتواند ستون روزنامه ای را پر کند، شروع به نوشتن می کند؛ اما وقتی برای خدا هست وقتی دست به قلم می برد که در خود این استعداد را ببیند به صورت سطحی و گذرا پژوهشی را ارائه نمیدهد.
متأسفانه داریم نویسندگانی را که افساد آنها بیش از اصلاح است، یعنی به جای آن که مردم را به سوی حق فرا خوانند به باطل میکشانند و این نه به دلیل کجفکری آن هست؛ بلکه به این دلیل است که استعداد و استحقاق آن را ندارند و مقدمات لازم را طی نکردند، ضررشان بیشتر از نفعشان است. از آنجایی که ما در زمان و دوره حساسی زندگی میکنیم گاهی کلمه ای از فردی صادر میشود و باعث انحراف دیگران میشود یا سوژه ای میشود که دیگران آن را بزرگ میکنند و علیه دین و دینداران استفاده میکنند.
مرحله دوم، انگیزه است. پژوهشگر باید بداند که میخواهد چه کار کند. اگر میخواهد گوینده و یا نویسنده شود، این نیز یک انگیزه است ولی نه! انگیزهاش این است که در دوران غیبت دست انسانها را بگیرد و از منجلاب نجات دهد، در نتیجه چنین فردی با چنین انگیزهای به دنبال تحقیقات عمیق است تا شبهات را بفهمد و به دنبال آن راههای مقابله با شبهات را بفهمد و هم بتواند پاسخگوی آنها باشد. میبینیم که انگیزه در راه تحقیق و پژوهش بسیار مهم است و تکلیف محقق را مشخص میکند.
روزی خداوند منان به حضرت موسی خطاب کرد و گفت: «اگر کسی صد سال عمر کند و تمام این صد سال شبها را به شب زنده داری و روزهایش را روزه بدارد، ثوابش معادل کسی است که یک نفر گمراه را هدایت کند» حضرت موسی گفت: گمراه چه کسی است؟ خداوند فرمود: کسی است که امام زمانش را نشناسد.
شناخت امام زمان شامل تمامی اصول اعتقادی است و اگر کسی با این انگیزه وارد پژوهش شود که من می خواهم این قافله بشری را که تمام رسانهها و سایتهای اینترنتی میکوشند که آنها را منحرف کنند، نجات دهم. وقتی با این انگیزه وارد شود دیگر بیخوابیها و سختیها برایش جایگاهی ندارد؛ زیرا هدفش مهم و والا است. در مقدمه کلیله و دمنه آمده است: آیا به دنبال عزت هستی و شب می خوابی؟ کسی که میخواهد به مروارید برسد، باید تا اعماق دریا شنا کند تا به مروارید دست یابد.
رسا ـ آسیبهایی دامنگیر طلاب شده است و بحث پژوهش و مطالعه را در بین آنها کمرنگ کرده است عوامل این آسیبها را در چه میدانید؟
در زمان ما، وقتی در مدرسه حجتیه بودیم حدود هفتصد طلبه در آنجا بودند و شبی نبود که یکی از حجره های مدرسه تمام طلبههایش را نماز شب بیدار نشوند؛ ولی حالا بعید میدانم، نماز شب زمینه بسیار نیرومندی برای درس و بحث است. یا برخی از طلبه ها می گویند من فقط هفتهای یک بار به حرم می روم و وقت ندارم. در حالی که ملاصدرا با آنکه در کهک قم بوده هرگاه مطلب فلسفی را نمیفهمید برای زیارت به حرم می آمد و آن مطلب را دریافت میکرد و برمیگشت. ما متأسفانه هنوز با الفبای این مسائل آشنا نیستیم .
در مورد اهمیت مطالعه در طلبههای گذشته و در زمان ما باید بگویم ما در بین انتخاب حوزه فیضیه و حجتیه، حجتیه را انتخاب میکردیم؛ زیرا کتابخانه حجتیه یک ساعت دیرتر بسته می شد و ما با وجود کمبود کتاب و مکان مجبور بودیم که تمام کتاب های درسی مان را در کتابخانهای عمومی مطالعه کنیم؛ ولی متأسفانه امروزه چنین انگیزهای با وجود این همه امکانات در بین طلاب ما بسیار کمرنگ شده است؛ در حالی که امروزه با فشار دکمهای همه اطلاعات در جلوی چشمان انسان ظاهر میشود که متأسفانه با این حال، مطالعه با وجود راحتتر شدن کمتر شده است.
رسا ـ منشأ این آسیب ها کجا است؟
مقصر هم طلبه است که حوصله بررسی و کتاب خوانی ندارد و هم کسانی که برنامهریز هستند؛ افراد برنامهریز باید از عمق حوزه برخیزند و با استادان فن مشاوره کنند. چندین بار میخواستند برخی از کتابها را حذف کنند و تغییر دهند که با تذکرات آیت الله وحید خراسانی از این تغییرات جلوگیری کردند و اگر این نهیبهای پدران امت نبود، چه آسیبهای به حوزویان میرسید و خیلی از چیزها را از دست میدادیم.
برنامه ریز خود باید عمری را مکاسب خوانده باشد، اگر فردی که خود را به نوعی مطرح ساخته و از مکاسب چیزی نداند و عمق آن را نفهمد نمیتواند برنامهریز هم باشد؛ بنابر این به تدریج آن آسیبها نیز پیدا میشود.
کارهایی که در حوزه امروزه صورت میگیرد بیشتر تولید به مصرف است، بخوانم که فردا در مقالهای و یا فلان کنگرهای ارائه دهم، پس یقیناً این خواندن چنان اثری را ندارد و عمق مطلب از بین میرود در نتیجه ماندگاری هم ندارد.
ارسال نظرات