جایگاه و مسؤولیت نخبگان
خبرگزاری رسا ـ روزنامه جمهورری اسلامی در صفحه حوزه خود یادداشتی با عنوان جایگاه و مسؤولیت نخبگان منتشر کرده و در آن به بررسی خطبه پرمحتوای امام حسین(ع) در سرزمین منا پرداخته است.

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا، یکی از اسناد تاریخی بسیار با ارزش ما پیروان مکتب اهل بیت (ع ) سخنرانی پرمحتوا و کم نظیر امام حسین (ع ) در سرزمین مناست. این سخنرانی که در جمع رجال و شخصیت های مذهبی و سیاسی و به عبارتی نخبگان آن عصر ایراد شده حاوی مطالبی مهم درس آموز و عبرت انگیز است . شرح و تفسیر و تبیین این خطبه ـ که برخی آن را دو سخنرانی در دو زمان دانسته اند ـ از حوصله این نوشتار خارج است . تنها نگاهی به یک فراز از آن نموده و نکاتی در ارتباط با شرایط امروز جامعه اسلامی مطرح می شود .
فراز مورد نظر توصیف جایگاه نخبگان و رسالتی است که برعهده دارند. سخن حضرت چنین است : « ثم انتم ایهاالعصابه عصابه بالعلم مشهوره و بالخیر مذکوره و بالنصیحه معروفه و بالله فی انفس الناس مهابه . یهابکم الشریف و یکرمکم الضعیف و یوثرکم من الافضل لکم علیه ولاید لکم عنده تشفعون فی الحوائج اذا امتنعت من طلابها و تمشون فی الطریق بهیبه الملوک و کرامه الاکابر الیس کل ذلک انما نلتموه بما یرجی عندکم من القیام بحق الله و ان کنتم عن اکثر حقه تقصرون فاستخففتم بحق الائمه فاما حق الضعفا فضیعتم و اما حقکم بزعمکم فطلبتم فلا مالا بذلتموه ولانفسا خاطرتم بها للذی خلقها ولاعشیره عادیتموها فی ذات الله »
شما ای حاضران ! ای گروهی که به علم و دانش شهرت دارید و از شما به نیکی یاد می شود و به نصیحت و خیرخواهی در جامعه معروفید و به خاطر خدا در دل مردم از شکوه و هیبت برخوردارید افراد شریف متاثر از هیبت شما بوده و افراد ضعیف تکریمتان می کنند و کسی که بر او برتری و قدرتی ندارید شما را بر خود برتری داده و از داشته های خود به شما ایثار می کند در نیازمندی های مردم که دستشان به جایی نمی رسد شفاعت می کنید و در کوچه و خیابان با هیبت و شکوه پادشاهان و بزرگی بزرگان راه می روید!
آیا به همه این احترامات و موقعیت های اجتماعی و معنوی از این جهت نرسیده اید که به شما امید می رود که به ادای حق خدا برخیزید گرچه در بسیاری از موارد حقوق الهی را فرو گذاشته اید حق پیشوایان را خوار کرده اید حق افراد ناتوان را تباه ساخته و به گمان خود حق خویش را مطالبه کرده اید نه مالی خرج کرده اید و نه جانی در راه آفریننده آن به خطر انداخته اید و نه با قوم و قبیله ای به خاطر خدا در افتاده اید ! »
از این فراز خطبه سید و سالار شهیدان با نخبگان زمان خود نکات بسیار مهم و ارزشمندی استفاده می شود که توجه به آن ها از سوی دولتمردان و نخبگان بسیاری از مشکلات را حل می کند. از سخنان حضرت برمی آید که حضار علما دانشمندان و شخصیت های موجه جامعه آن روز بودند که از بلاد مختلف در موسم حج حاضر شده و از سوی حضرت برای شرکت در این اجتماع دعوت شده بودند. هر چند حضرت در زمان حاکمیت بنی امیه به ایراد این خطبه پرداخته اما آن چه در زمینه جایگاه و مسئولیت نخبگان فرموده اند اختصاص به زمان و مکان معینی ندارد. از این رو به چند نکته اشاره می شود :
موقعیت اجتماعی نعمتی الهی
1 ـ موقعیت اجتماعی و معنوی نخبگان که آنان را در کانون توجهات اقشار مختلف مردم قرار داده به علم و دانش و معرفت و بصیرت شناخته شده اند به نیکی از آنان یاد می شود مردم به دیده احترام به آنان می نگرند داشته های خود را در حق ایشان ایثار می کنند از آنان حرف شنوی دارند و در عرصه های مختلف اجتماعی به آنان چشم می دوزند... همه و همه نعمت های الهی هستند و به گزاف به آنان اعطا نشده اند. در قبال این نعمت و امتیاز تکلیف و رسالتی برعهده دارند هم چنان که همه نعمت های الهی به گزاف در اختیار انسان قرار داده نشده است . در فرهنگ اسلامی کنار هر نعمت و امتیازی تکلیف و مسئولیتی قرار دارد. مال ثروت آبرو و موقعیت اجتماعی جاه و مقام مسند و ریاست شهرت و محبوبیت سلامتی و تندرستی علم و دانش همسر و فرزند قوم و خویش و اصالت خانوادگی و... همگی نعمت های الهی اند که برخورداری از هر کدام موجب می شود دارنده آن در قبالش احساس مسئولیت کند هر یک از نعمت های الهی وسیله ای برای آزمون آدمی است تا چگونه از عهده شکرگذاری برآید و حق آن نعمت را ادا کند.
سیدالشهدا(ع ) در این فراز از خطبه نخبگان را متوجه این حقیقت می کند که موقعیتی که به آنان عطا شده و از آن بهره می برند به ازای مسئولیتی است که برعهده دارند. غفلت از این نکته و استفاده از این نعمت بدون عهده داری مسئولیت متناسب با آن آفتی است که آدمی همواره بدان گرفتار است .تصور اینکه این مقام و موقعیت اجتماعی صرفا برای استفاده از مواهب آن است و دارنده آن تافته ای جدا بافته بوده و استحقاق بهره مندی بیشتر و بیشتر دارد نخبگان را در وضعیتی قرار می دهد که شخصیتی چون امیرالمومنین آنان را به خاطر انتظارات و توقعات بیجا از حاکمیت سرزنش می کند. متاسفانه تعامل نادرست دولت ها در طی بیست و پنج سال با خواص موجب انحراف در این طبقه اجتماعی شده بود به طوری که امیر مومنان پس از گذشت ربع قرن با طبقه پرتوقعی روبرو بود که از نخبگی فقط توقع منافع داشتند ولی به لوازم و مسئولیت های برآمده از آن پایبند نبودند. حسین بن علی (ع ) در این خطابه با فرزندان آنان و بقیه همان سلف سخن می گفت و لوازم و مسئولیت های نخبگی را گوشزد می کرد. اینکه این همه نعمت بدان امید به شما داده شده که حقوق الهی را ادا نمایید.
احساس مسئولیت لازمه نخبگی
2 ـ حضرت در ادامه از رجال سیاسی و مذهبی و علمی حاضر در جلسه انتقاد می کند که در برابر ظلم و بی عدالتی و منکرات بنی امیه سکوت کرده اند. نقض پیمان های الهی را نظاره می کنند و فریاد برنمی آورند « قدترون عهودالله منقوضه فلا تفزعون » وضعیت رقت بار طبقات محروم جامعه را مشاهده می کنند ولی اقدامی به عمل نمی آورند. آن گاه علل و ریشه های این بی تفاوتی در برابر سلطه بنی امیه و مظالم آنان را برشمرده است و اساس آن را در دو محور خلاصه می کند و می فرماید : « سلطهم علی ذلک فرارکم من الموت و اعجابکم بالحیاه التی هی مفارقتکم »
1 ـ ترس از مرگ
2 ـ شیفتگی به زندگی دنیا
چنان که « جایگزینی نالایقان به جای شایستگان » را معلول « پراکندگی نخبگان » و « اختلاف پیروان حق » دانسته که به رغم وجود دلیل آشکار در سنت رسول خدا پیش آمد.
آنچه از این فراز خطبه برمی آید مسئولیتی است که نخبگان جامعه در برابر انحرافات اجتماعی سیاسی و اقتصادی دارند مسئولیتی که در صورت ترک آن به حاکمیت دودمانی چون بنی امیه منجر می شود. قصور و تقصیر نخبگان در انجام رسالت اجتماعی و عدم ایستادگی در برابر انحرافات و منکرات دولتمردان و صاحب منصبان جامعه را در زمانی کمتر از نیم قرن به درجه ای از سقوط و انحطاط سقوط داد که فرزند رسول خدا مجبور شد برای نجات دین خدا جان خود و عزیزانش را فدا کند و بخش عظیمی از مسئولیت این حادثه جانگداز تاریخی برعهده نخبگانی است که مسئولیت خود را به درستی انجام ندادند و در همیشه تاریخ مورد شماتت خواهند بود. اگر نخبگان پس از رحلت رسول خدا در برابر بازیگران سیاسی ایستاده و وظیفه خود را در بیدارکردن مردم انجام داده و برای حفظ مقام و موقعیت خویش در برابر انحراف ها سکوت نمی کردند جامعه اسلامی پس از چند دهه گرفتار حکومت بنی امیه نمی شد. اصولا سلامت دولت ها و جوامع به مقدار زیادی به نخبگان بستگی دارد. « سلامت نفس » « حریت » « شجاعت » « وارستگی از قدرت و ثروت » از جمله شرایط لازم نخبگان جامعه است تا در برابر هر انحراف و کجروی عکس العمل مناسب نشان دهند و از عمیق شدن انحراف ها و رواج زشتی ها جلوگیری کنند.
به رغم آنکه در نظام اجتماعی و سیاسی اسلام قدرت در اختیار وارستگان قرار گرفته و با وجود افراد اصلح حتی نوبت به صالح نمی رسد و در صورت تصدی « خیانت در امانت » شمرده می شود اما در غیر معصومان وارستگی درونی دولتمردان برای جلوگیری از آفات قدرت ثروت و نفوذ اجتماعی کافی نبوده و راهکارهایی بیرونی همچون امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت و دلسوزی ائمه مسلمین نیز پیش بینی شده است . حسین بن علی (ع ) در بخشی از این خطبه با قرائت آیاتی از قرآن کریم در این زمینه نخبگان را به عبرت آموزی و گوش سپاری به مواعظ الهی دعوت کرده و می فرماید : « اعتبروا ایها الناس بما وعظ الله به اولیائه من سو ثنائه علی الاحبار اذیقول (لو لایناهم الربانیون و الاحبار عن قولهم الاثم ) و... و انما عاب الله ذلک علیهم لانهم کانوا یرون من الظلمه الذین بین اظهرهم المنکر و الفساد فلا ینهونهم عن ذلک رغبه فیما کانوا ینالون منهم و رهبه مما یحذرون و الله یقول : (فلا تخشوا الناس و اخشون ) و قال : (المومنون و المومنات بعضهم اولیا بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر)
ای مردم ! از پندی که خدا به اولیائش در قالب نکوهش از علمای یهود داده عبرت بگیرید آنجا که می فرماید : چرا علمای دینی و احبار یهودی ها را از سخنان گناه و خوردن حرام باز نمی دارند و می فرماید : آنها که از بنی اسرائیل کافر شدند مورد لعن و نفرین قرار گرفتند تا آنجا که می فرماید : آنها از اعمال زشتی که انجام می دادند یکدیگر را نهی نمی کردند و چه کار بدی مرتکب می شدند!... و آن را از این جهت عیب می شمارد که با چشم خود اعمال زشت و فساد ستمگران را می دیدند و باز نمی داشتند و این سکوت به خاطر علاقه به مال و ترس از عاقبت اقدامشان در دل داشتند در حالی که خدا می فرماید : از مردم نترسید از من بترسید و....
استفاده از ظرفیت نخبگان
3 ـ نکته سومی که به طور ضمنی از سخنان امام (ع ) استفاده می شود آن است که تطمیع یا تهدید نخبگان چه پیامدهای ناگواری در سرنوشت جامعه اسلامی بجا می گذارد. بدیهی است که همه نخبگان از ایمان قوی شجاعت و شهامت کافی برخوردار نیستند که در هر شرایطی حاضر به پرداخت بهای سنگین مالی جانی و حیثیتی باشند دولت اسلامی نباید ظرفیت فراوانی که در نخبگان جامعه وجود دارد و در پیشبرد امور اجتماعی سیاسی اقتصادی و فرهنگی می تواند یاور و پشتیبان حکومت باشد و آن را از غلتیدن در انحرافات و اشتباهات مراقبت نماید به راحتی از دست بدهد.
آیا به راستی اگر دولت های پس از رحلت رسول خدا (ص ) ـ صرفنظر از غضبی بودنشان ـ از اصحاب پیامبر و نخبگان جامعه در جهت پیشبرد اهداف اسلامی استفاده می کردند (نکته ای که دغدغه امیر مومنان علی (ع ) هم بود و به همین جهت از حق مسلم خود چشم پوشید و برای حفظ اسلام و ایمان مردم با خلفا همراهی کرد) سرنوشت امت اسلامی غیر از این نبود به راستی اگر به جای محصور کردن یاران پیغمبر در مدینه و ایجاد محدودیت برای آنان از وجود آنان در جهت رشد و پیشرفت اسلام استفاده می شد; اگر به جای آزار و اذیت اصحاب بزرگ پیامبر به نصایح آنان توجه می شد و انتقادهای آنان نسبت به انحراف کارگزاران از کتاب خدا و سنت رسول خدا جدی گرفته می شد امت اسلامی حوادثی چون قتل خلیفه را تجربه می کرد !
به راستی سلمان ها مقدادها ابوذرها برای امت اسلامی و حتی شخص خلیفه دلسوزتر بودند که او را نصیحت می کردند یا آنان که در پی قدرت و ثروت بیشتر بودند ! غرض از این اشاره به مقطعی از تاریخ اسلام آن است که عوارض تلخ بی اعتنایی به نخبگان دلسوز جامعه را یادآور شویم و دولتمردان را از کوبیدن بر طبل « خودرایی » و اهانت به نخبگان جامعه با تطمیع یا تهدید آنان بر حذر داریم چرا که در صورت پیگیری این روش و تاثیر آن بر رجال و شخصیت های مذهبی و سیاسی و فرهنگی « بی تفاوتی نسبت به سرنوشت کشور » کمترین اثر منفی آن است . نخبگان سرمایه های انسانی هر جامعه ای هستند که برای پرورش آنان هزینه سنگینی پرداخت شده « سکوت و بی تفاوتی » این قشر و « سلب مسئولیت از خود » چه بسا جامعه را به سمت و سویی سوق دهد که حوادث تلخ و ناگواری در رای و منظر همگان رخ دهد و سرنوشت ملتی را دگرگون نماید. دلسرد کردن قشر تحصیل کرده جامعه در حوزه و دانشگاه و با انواع ترفندها و یا ندانم کاری ها از کف دادن پشتوانه حکومت است . آیا کسی می تواند تاثیرگذاری این قشر را در سطوح مختلف جامعه انکار کند آیا از این طبقه می توان انتظار داشت بدون آنکه نسبت به سیاست ها و برنامه های حکومت توجیه باشد به توجیه دیگران بپردازد ! آیا می توان همگان را با اتهاماتی همچون « منافق » و « ضد ولایت » منزوی کرد و انتظار حمایت از نظام اسلامی را از آنان داشت !
آیا سرنوشت تلخ امت اسلامی و بروز حوادث بی نظیری چون حادثه کربلا و حوادث بعد از آن که بر اثر بی تفاوتی بخش وسیعی از نخبگان جامعه در حمایت نکردن از امام بر حق و سکوت آنان رخ داد نباید برای همگان به ویژه دولتمردان درس آموز باشد سخن در این نوشته درباره خواصی که خود در پی قدرت و ثروت بوده واهل خیانت و اعوان و انصار استعمارگران و استبداد پیشگان شمرده می شدند نیست که از موضوع بحث خارج اند بلکه مقصود نخبگانی هستند که عمر خود را در دفاع از مبانی جمهوری اسلامی و انقلاب شکوهمند اسلامی صرف کرده و امروز نسبت به پاره ای از سیاست ها برنامه ها عملکردها و رفتارها معترض اند. این قشر هستند که اگر در دفاع از نظام برآمده از آرای مردم پا به رکاب آماده و مهیا باشند پشتوانه عظیمی برای آن محسوب می شوند و اگر دچار یاس و ناامیدی و بی تفاوتی و بی عملی شوند نظام در برابر طوفان ها و تند بادها بی دفاع می ماند. مساله دار شدن بسیاری از نخبگان و بسیاری از مردم نسبت به پاره ای از مسائل مهم جامعه از مهمترین مشکلات امروز حتی در فقه نیز « اعراض مشهور » از یک حدیث را هر چند معتبر و مستند باشد نشانه ضعف آن شمرده و از گردونه منابع استنباط خارج می کنند. فقیه شهیر علامه نائینی آن را از دلایل اعتبار رای اکثریت شمرده و می نویسد :
« اعتبار اکثریت آرا گذشته از آنکه لازمه اساس شورویتی که دانستی به نص کتاب ثابت است اخذ به ترجیحات است عندالتعارض و اکثریت عندالدوران اقوای مرجحات نوعیه و اخذ طرف اکثر عقلا راجح از اخذ به شاذ و عموم تعلیل دارد و در مقبوله عمر بن حنظله هم مشعر به آن است و با اختلاف آرا و تساوی در جهات مشروعیت حفظا للنظام متعین و ملزمش همان ادله داله بر لزوم حفظ نظام است . » (تنبیه الامه و تنزیه المله ص 115 ـ116 )
چگونه می توان نظرات اکثریت نخبگان جامعه و شخصیت های مذهبی سیاسی و علمی جامع را نسبت به برخی از اقدامات و رفتارهای تعدادی از نهادها و دولتمردان نادیده گرفت و از کنار آن گذشت و نسبت به آینده جامعه و سرنوشت جمهوری اسلامی نگران نبود !
دولتمردان نه تنها باید به نظرات نخبگان توجه کنند بلکه باید از نقد و انتقاد آنان استقبال نمایند و منتقدان و ناصحان را بیش از مویدان و مدافعان ارج نهند تا در پرتو نقادی ها و نصیحت ها خطاها اصلاح و انحراف ها تصحیح گردد و بقای سلامت نظام تضمین شود. امیرمومنان علی (ع ) با آنکه دارای مقام عصمت بود در اوج قدرت مردم را به نظارت و مراقبت و نقد و نصیحت تشویق می کند و آن را حق مردم در قبال حکومت می شمارد تا پیروان حضرت در همیشه تاریخ گمان کنند کسی را « حق اعتراض » به رفتار دولتمردان و دولتمردان را « وظیفه پاسخگویی » نیست . کافی است دولتمردان رفتار خود را با ترازوی سیره آن حضرت بسنجند تا میزان صداقتشان در رهرویی آن حضرت معلوم شود.
مال ثروت آبرو و موقعیت اجتماعی جاه و مقام مسند و ریاست شهرت و محبوبیت سلامتی و تندرستی علم و دانش همسر و فرزند قوم و خویش و اصالت خانوادگی همگی نعمت های الهی اند که برخورداری از هر کدام موجب می شود دارند آن در مقابلش احساس تکلیف کند
اگر نخبگان پس از رحلت رسول خدا در برابر بازیگران سیاسی ایستاده و وظیفه خود را در بیدار کردن مردم انجام داده و برای حفظ مقام و موقعیت خویش در برابر انحراف ها سکوت نمی کردند جامعه اسلامی پس از چند دهه گرفتار حکومت بنی امیه نمی شد .
در نظام اجتماعی و سیاسی اسلام در غیر معصومان وارستگی درونی دولتمردان برای جلوگیری از آفات قدرت ثروت و نفوذ اجتماعی کافی نبوده و راهکارهایی بیرونی همچون امربه معروف و نهی ازمنکر و نصیحت و دلسوزی ائمه مسلمین نیز پیش بینی شده است .
دولت اسلامی نباید ظرفیت فراوانی که در نخبگان جامعه وجود دارد و در پیشبرد امور اجتماعی سیاسی اقتصادی و فرهنگی می تواند یاور و پشتیبان حکومت باشد و آن را از غلتیدن در انحرافات و اشتباهات مراقبت نماید به راحتی از دست بدهد .
دلسرد کردن قشر تحصیل کرده جامعه در حوزه و در دانشگاه با انواع ترفندها و یا ندانم کاری ها از کف دادن پشتوانه حکومت است ./د103
ارسال نظرات