صخرههای سرخ
خبرگزاری رسا ـ روزنامه ایران در شماره امروز خود در صفحه فرهنگ و اندیشه گزارشی از کنگره بین المللی شهیدین ارائه کرده است.

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا، روزنامه ایران در شماره امروز خود در صفحه فرهنگ و اندیشه گزارشی از کنگره بین المللی شهیدین ارائه کرده است كه متن آن بدین شرح است:
صخرههای سرخ
کنگره بینالمللی شهیدین با حضور شخصیتهای برجسته علمی و اسلامی و همچنین میهمانانی از داخل و خارج کشور در قم برگزار شد که طی آن ضمن تکریم مقام شامخ علمی ابوعبدالله محمدبن جمالالدین مکی عاملی جزینی (شهید اول) و زینالدینبن علیبن احمد عاملی (شهیدثانی)، بر پیروی از راه این بزرگان دینی در حوزههای علمیه و مراکز علمی جهان اسلام تأکید شد.
آئین افتتاحیه این کنگره بینالمللی در تالار قدس مدرسه عالی امام خمینی(ره) قم برگزار شد و طی آن رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، آیتالله مکارم شیرازی، آیتالله محمدمهدی آصف استاد حوزه علمیه نجف و محمدجواد صاحبی دبیر علمی این کنگره به ایراد سخن پرداختند. آنچه در ذیل میآید خلاصهای از گفتارهای آیتالله مکارم شیرازی است:
در زمان ما سخن گفتن از فضیلت علم و دانش و تجلیل از مقام علما کار چندان مشکلی نیست. دورانی است که این همه مدارس علمی، حوزههای علمیه، دانشگاهها، کتابخانهها و فرزانگان در شرق و غرب عالم هستند اما در زمانی که جهل و جاهلیت بر جامعه بشری مخصوصاً محیط عربستان سایه افکنده بود سخن از علم و دانش درخشش دیگری داشت. در آن محیط خطاب شد به پیامبر که اقرا باسم ربّک الّذی خلق... الّذی علّم بالقلم این سخن در آن زمان وضع دیگری داشت. در آن شرایط مداد العلما افضل من دماء الشّهدا گفتن و یا مجلس العلم روضة من ریاض الجنة گفتن یک معجزه واقعی بود.
ما وارث چنین مکتبی هستیم که از روز اول بر پایه علم و دانش و بزرگداشت علما و دانشمندان بنا شده است و این کنگره هم در ادامه همین راه است. هنگام تشکیل این مجالس بیش از آنکه به این بزرگان خدمت کنیم در واقع به خود خدمت میکنیم. علم تجربه است. ما از تجربیات و روشهای تجربه علمی آنها در این کنگره بهره میگیریم. اخلاق تجربه است. صفات برجسته و سجایای اخلاقی آنها را میشمریم و از کلیات به جزئیات میآییم که نفع آن بیشتر باشد.
ما در واقع برای منافع خود اینجا جمع شدهایم و باید باشیم و ما ریزهخوار سفره این بزرگان هستیم و شکرگزار این خوان هستیم که لان شکرتم لازیدنّکم.
اشاره کوتاهی درباره این بزرگان و برجستهترین کارهای این دو بزرگوار که میتواند الهامبخش باشد عرض میکنم: شهید اول در قرن هشتم و شهید ثانی در قرن دهم اسلام را تجدید حیات کردند مخصوصاً مکتب اهل بیت را بسیار گسترش دادند. درباره شهید اول همین بس که استادش فخرالمحققین در اجازهای که برای او نوشته – بنا به روایتی که علامه مجلسی در اجازات بحارالانوار آورده - جملاتی گفته که سراغ ندارم در طول تاریخ استادی در مورد شاگردش چنین بگوید. او میگوید: الامام الاعظم. افضل علماء العالم. سید فضلاء بنی آدم مولانا شمس الحق والدین محمدبن مکی (ادام الله ایامه).
به یقین فخرالمحققین فردی نبود که اهل مبالغه باشد. حتماً حقیقتی را در شاگردش دیده بود که درباره او چنین گفته است. همچنین شیخ محمد قریشی شافعی (استاد اهل سنت شهید اول) در اجازهاش - که در اجازات بحارالانوار آمده - درباره شهید اول میگوید امام الائمّه صاحب الفضیلتین مجمع المناقب والکمالات الفاخرة جامع علوم الدنیا والآخره که این تعاریف نشان از فرزانگی کم نظیر شهید اول دارد.
کارهای او را فهرستوار اشاره میکنم: علاوه بر اینکه 33 کتاب مهم به رشته تحریر در آورده است حوزه علمیه جبل عامل را تأسیس کرد. آثار مذهب اهل بیت (علیهمالسلام) را به صورت منطقی در بلاد اسلامی گسترش داد. با بزرگان مذاهب مباحثه میکرد آنچه از شیعه برای آنها مهم بود شرح میداد. مهمتر از همه اینکه جهانی فکر میکرد. به مصر میرفت به روم به حجاز و دمشق و عراق سفر میکرد. جالب اینکه صحیح بخاری و مسلم را نزد علمای اهل سنت خواند. اکنون هم داریم کسانی که آمادگی دارند نزد اساتید غیرشیعه بروند و صحیح بخاری و صحیح مسلم را نزد آنان بنشینند و بحث کنند. و همین یکی از علل گسترش تشیع بود که اگر نبود این خدمات شهید اول بسیاری از نقاط جهان که اکنون شیعهاند شیعه نبودند.
یکی از فضایل او که همگان میدانند کتاب شریف لمعه بود اما ماجرای نگارش آن را کمتر میدانند. یکی از حکام وقت خراسان وزیر خود را نزد شهید اول فرستاد تا وی را برای ریاست شیعیان خراسان دعوت کند. محمد بن مکی دیدگاهش این بود که اگر برود زحماتی که کشیده ناتمام میماند. عذرخواهی کرد و از وزیر خواست تا یک هفته صبر کند تا عوض آن کتاب فقهی بنگارد و به عنوان هدیه بفرستد و در عرض همین مدت لمعه را از اول تا آخر نوشت – و لم یکن عنده من المنابع الّا مختصر معانی - و حاصل آن شد کتاب فقهی روان، زیبا و منظم به نام لمعه. از عجایب اینکه خانه شهید اول با اینکه محل رفت و آمد مردم و شاگردان بود در آن هفته احدی به آن خانه مراجعه نکرد و این نشانه کرامت الهی است که زمینهساز تولید چنین کتابی شده است.
و سرانجام چه عاقبت خوبی... در دمشق به دار آویخته شد. قناعت نکردند و او را سنگسار کردند، قناعت نکردند جسدش را آتش زدند... این رفتارها ناشی از تعصب و جهالت بود و اکنون نیز همین تعصب کورکورانه توسط وهابیان جهان اسلام را تهدید میکند و من به سهم خود میگویم افتخار میکنم که عمرم با چنین شهادتی پایان یابد.
دو قرن بعد از او مرحوم زینالدین ابن نورالدین عاملی معروف به شهید ثانی در عرصه دانش شیعه آشکار شد. شاگردی داشت که همیشه با او بود. او درباره شهید ثانی میگوید: ایشان حتی یک لحظه از عمرش را هدر نداد مگر در اکتساب فضیلت.
و وضع اوقاته علی امّا النّهار و فی تدریس مطالعه و تصنیف و مراجعه و اما اللّیل ولد فیه استعداد کامل لتحصیل ما ینبغیه من الفضایل و هذا مع غایه اجتهاده فی التوجه الی مولاه و قیامه باوراده و العباده حتّی بکلّ قدماه. شب و روزش چنین میگذشت. عجیب اینکه او همه کارهایش را خودش انجام میداد. گاهی شبانه از خانه بیرون میزد و به بیابان میرفت و هیزم مورد نیاز خانه را از بیابان تهیه میکرد و گاهی اوقات برای کارهای باغ انگوری که داشت شبها را در آنجا میگذراند و صبح مشغول تدریس میشد و اذان را که میشنید به مسجد میآمد جهت اقامه نماز. به کرات پیش میآمد که شبانهروز خواب را به چشم راه ندهد.
باز یک جملهای شیخ حر عاملی در کتاب عمل العامل در وصف او میگوید: امره فی الثّقه و العلم و الفضل و الزّهد و العباده و الورع و التّحقیق و التّبحر و جلاله القدر و عظیم الشّان و جمع الفضایل و الکرامات اشهر من ان یذکر و محاسنه و اوصافه الحمیده اکثر من ان یحصی. نمیتوان گفت اینها مبالغه است ضمن اینکه شیخ محدث بود ولی شهید اصولی.
مسئله مهم اینکه ایشان با وجود عمر کوتاهشان سه کار مهم انجام دادند:
1- ایجاد فضای علمی جدید. تقلید نکردند علوم گذشتگان را گرفتند و در فضای جدید مطرح کردند. شما میدانید کتابهای این بزرگان با کتابهایی که تا آن زمان نوشته شده بود تفاوت زیادی داشت. از جمله فروع جدید، ادبیات روان، نظم جالب، اتقان فتوا. اینها نهضت علمی جدید به وجود آورد. حوزههای علمیه را در مناطق مختلف تأسیس میکردند. امروز مهمترین وظیفه ما در مناطق همین تأسیس مدارس علمیه است و باید آنها را تقویت کنیم. اگر حوزههای علمیه نبود خرافات جامعه ما را از بین برده بود.
2- جامعیت را از اساتید مختلف گرفتند. به مصر میرفتند، به قسطنطنیه، به بغداد و دمشق میرفتند. با اینکه جانشان در خطر بود و متعصبین در کمین آنها بودند میرفتند. آیا سزاوار نیست علمای ما هم با علمای سایر بلاد رفت و آمد داشته باشند؟ یخهای سوءتفاهم درباره اعتقادات ما آب شود؟ توطئههای دشمنان برای ایجاد عداوت خنثی شود؟ مکتب اهل بیت را به صورت جدی در همه جا نشر دادند. ما میدانیم که در طول تاریخ دستهایی بوده که جلوی گسترش تشیع را بگیرد اما این مجاهدان با تلاش خود توانستند بر این مشکلات فائق آیند.
امیدوارم بتوانیم آن بزرگواران را الگوی خود قرار دهیم که امروز مسئولیت ما سنگینتر از ایشان است چرا که در تمام دنیا گوش شنوا برای شنیدن پیام افراد میباشد. /د103
ارسال نظرات