۲۴ آبان ۱۳۸۸ - ۱۶:۱۲
کد خبر: ۶۸۱۹۸

راهی به راز کتاب

خبرگزاری رسا ـ روزنامه ایران در شماره دیروز خود در صفحه فرهنگ و اندیشه گزارشی از کرسی نظریه پردازی اعجاز شناسی قرآن منتشر کرده است.
روزنامه ايران

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا، متن این گزارش در ذیل منتشر شده است.
 
راهی به راز کتاب
برخی معتقدند اعجاز شناختی قرآن گونه‌ای اعجاز زبان‌شناختی است که تنها بر اساس مباحث و تحلیل‌های زبان‌شناسی شناختی قابل تبیین است. آنچه در ذیل می‌آید خلاصه ای از نظریه حجت‌الاسلام و المسلمین قائمی نیا است که در کرسی نظریه پردازی ارائه شد و توسط دکتر عبدالله نصری، حجت‌الاسلام مؤدب نقادی و توسط دکتر محمدمحمدرضایی، حجت‌الاسلام و المسلمین رضایی اصفهانی و حجت‌الاسلام علی اکبر رشاد داوری شد.

مراد از اعجاز شناختی قرآن این است که مفهوم‌سازی‌های قرآن از موقعیت‌های مختلف بی‌نظیر هستند و خداوند اطلاعات مورد نظر از یک صحنه را به صورت بی‌نظیر پردازش کرده است. برای رسیدن به این نوع اعجاز باید: اولاً، در تحلیل معانی آیات به مفهوم‌سازی موجود در آنها توجه کرد. ثانیاً، با توجه به قواعد و اصول زبان‌شناسی شناختی به تحلیل آیات پرداخت. اکنون برخی از اصلاحات مورد نیاز را بیان می‌کنیم و تفاوت آنها را با اصطلاحات مشابه در زمینه‌های دیگر (مانند هرمنوتیک) بیان می‌کنیم.

1- انعطاف‌پذیری معنا

انعطاف‌پذیری معنا را نباید با عدم تعین معنا و صامت بودن متن در هرمنوتیک خلط کرد. این خلط از عدم آشنایی با مبانی زبان‌شناسی و معناشناسی شناختی صورت گرفته است. بر اساس این نگرش معناشناختی، معنای متن در هر بافت و سیاقی تعین دارد. در هر سیاقی مفهوم‌سازی خاصی در کار است و معنای واژه یا جمله با آن مفهوم‌سازی یکی است. بنا بر این، مراد از انعطاف‌پذیری معنایی این است که واژه‌ها در بافت و سیاق‌های مختلف دربرابر مفهوم‌سازی گوناگونی قرار می‌گیرند و واژه این قابلیت را دارد که در برابر مفهوم‌سازی‌های مختلفی قرار بگیرد. مفهوم‌سازی‌هایی که یک واژه می‌تواند در برابر آنها قرار بگیرد با یکدیگر بی‌ارتباط نیستند و به تعبیر زبان‌شناسان شناختی یک شبکه شعاعی را تشکیل می‌دهند. در مقابل، در هرمنوتیک انعطاف‌پذیری معنا بدین معنا است که معنا به طور کامل در متن قرار ندارد و از رابطه دیالوگی خواننده با متن (یا از امتزاج افق‌ها) پیدا می‌شود. می‌بینیم که بر اساس زبان‌شناسی شناختی معنا از دیالوگ پیدا نمی‌شود و با مفهوم‌سازی‌های گوینده یا نویسنده ارتباط پیدا می‌کند.

2- پیش‌فرض

مفهوم ‌پیش‌فرض دست‌کم دو کاربرد متفاوت دارد: پیش‌فرض به معنای هرمنوتیکی و پیش‌فرض به معنای معناشناختی. پیش‌فرض معناشناختی در واقع پیش‌فرض معنای عبارت است. وقتی معنای یک عبارت را در نظر می‌گیریم می‌بینیم بر فرض خاصی مبتنی است؛ مثلاً، عبارت سنگی شیشه را شکسته است با عبارت سنگ را شکسته‌ام در این نکته تفاوت دارد که عبارت نخست، بر خلاف عبارت دوم، بر یکی از این دو پیش فرض معنایی: فردی مجهول شیشه را شکسته است و یا من شیشه را شکسته‌ام مبتنی شده است. پیش‌فرض هرمنوتیکی به مفروضات قبلی فهمنده عبارت گفته می‌شود. بی‌تردید، قایل شدن به پیش‌فرض‌های معنایی به نسبیت نمی‌انجامد و نباید آنها را مانند پیش‌فرض‌های هرمنوتیکی دانست.
قرآن به عنوان یک دستگاه توجه زبان‌شناسی شناختی به همه تلاش‌های پراکنده تفسیری در طول تاریخ جهت و نظم خاصی می‌دهد. به عنوان نمونه، اگر چه در مواردی از تفاسیر به ارتباط برخی از آیات اشاره شده و همه آنها مرتبط با فازها و حلقه‌های مختلف یک زنجیره دانسته شده، هیچ یک از آنها به این اصل کلی دست نیافته‌اند که قرآن یک دستگاه توجه است.

در تحلیل زنجیره‌های علی در قرآن می‌توانیم اصول معنایی متعددی را پیش بکشیم. ما تنها برخی از این اصول را بیان می‌کنیم و بی‌تردید، اصول دیگری را در این مورد می‌توان به کار گرفت. اصول مورد نظر را می‌توانیم با عنوان اصل پنجره‌های علی نشان دهیم. این اصل از دو اصل فرعی دیگر تشکیل می‌شود که عبارتند از: اصل ارتباط و اصل تکمیل
.
1. اصل ارتباط پنجره‌های علی و سیاق: بر طبق این اصل، پنجره‌هایی که در یک آیه نسبت به حلقه‌ها و مراحل مختلف زنجیره علی گشوده می‌شوند با بافت و سیاق آن آیه ارتباط دارند.

2. اصل تکمیل پنجره‌های علی: پنجره‌های گوناگون در آیات مختلف نسبت به یک زنجیره علی در مجموع سلسله‌ای کامل از پنجره‌های مورد نیاز در قرآن را فراهم می‌آورند.

در مورد اصل تکمیل این نکته را باید بیفزایم که مراد این نیست که در قرآن همه مراحل و حلقه‌های زنجیره علی آمده است، بلکه مراد این است که می‌توانیم با بررسی آیات مربوط به یک زنجیره علی و پنجره‌های مرتبط با آن به تصویری از مراحل مختلف مورد نیاز از آن زنجیره در قرآن دست بیابیم. توجه به نحوه باز شدن پنجره‌ها در قرآن اهمیت فوق العاده‌ای برای معناشناسی آن دارد؛ چرا که با بررسی این نکته روشن می‌شود که در سیاق‌های گوناگون چه بخش از یک مسیر حقیقی یا خیالی اهمیت دارد. می‌توانیم به طور کلی بگوییم که قرآن یک دستگاه توجهاست؛ بدین معنا که در بخش‌ها و بافت‌های گوناگون بخش خاصی از یک مسیر یا فرایند در کانون توجه قرار می‌گیرد. تغییر کانون توجه در آیات مختلف متناسب با عوامل مختلفی از قبیل سیاق صورت می‌گیرد و به قرآن امکان تلفیق‌های مختلفی را در مورد پدیده‌ها می‌دهد.

 استعاره‌های مفهومی

یکی از موارد اعجاز شناختی که در مباحث سنتی تفسیر سابقه ندارد به «استعاره‌های مفهومی» قرآن مربوط می‌شود. در ابتدا بهتر است میان استعاره ادبی و استعاره معرفتی فرق بگذاریم. استعاره ادبی نوعی از کاربردهای زبان است. در زبان کاربردهای حقیقی و مجازی داریم. استعاره هم یکی از کاربردهای خاص زبان است که در برخی از تعبیر زبانی به چشم می‌خورد.

مشهورترین دیدگاهی که در این مورد مطرح شد نظریه جایگزینی است. بر طبق این نظریه، زبان دو صورت مختلف دارد: یکی صورت تحت‌اللفظی که صورت اصلی زبان است، و دیگر، صورت استعاری که صورت ثانوی و تحریف شده آن است. عبارت‌های استعاری جایگزین عبارت‌های تحت‌اللفظی می‌شوند که همان معنا را دارند. در مقابل، در زبان‌شناسی شناختی استعاره صورت ثانوی و تحریف شده زبان به شمار نمی‌آید و به معانی واژه‌ها مربوط نمی‌شود، بلکه به نحوه مفهوم‌سازی مربوط می‌شود و نوعی فعالیت تعبیری است. استعاره صورت بنیادین زبان است.

لکاف و جانسن برای نخستین بار تحلیل شناختی از «استعاره» را ارائه دادند در استعاره ما یک قلمرو مفهومی را بر اساس قلمرو دیگر بیان می‌کنیم. به عبارت دیگر، میان دو قلمرو مفهومی متفاوت ارتباط برقرار می‌کنیم. بنا بر این، استعاره در اصل کاری ذهنی و فعالیتی تعبیری است.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های قرآن استفاده از ارتباطات پیچیده‌ای است که در آن میان فضاهای مختلف به چشم می‌خورد. بدین معنا که از ارتباط فضاهای مختلف که میان آنها شباهت‌های هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی وجود دارد فراوان بهره می‌گیرد.

یکی از ویژگی‌های مهم قرآن انتقال از فضایی به فضای دیگر است.

تلفیق و ظهور معانی جدید

بسیاری از حقایق دینی حقایقی مجرد و انتزاعی هستند و به این علت برای تفهیم آنها چاره‌ای جز تشبیه آنها به محسوسات نیست؛ زیرا فهم بشر عادی با آنها خو گرفته است. مفسران در قرآن هم تشبیهات بسیاری از این قبیل را یافته‌اند. نکته مهمی که مفسران به آنها نپرداخته‌اند نقش تلفیقی آنها است.
 
در مواردی آنها از بیان تشبیه موجود فراتر نمی‌روند و نقش تلفیق و پیدایش معانی نوظهور را نادیده می‌گیرند. قرآن صرفاً برای بیان حقایق مجرد تشبیه نمی‌کند، بلکه معانی جدیدی را در این میان می‌آفریند. این معانی با سیاق آیات ارتباط دارند. توجه به تلفیق مفهومی در تحلیل این قبیل موارد از این جهت اهمیت دارد که افق جدیدی را در معناشناسی و تحلیل مکانیسم معنایی آنها فراهم می‌آورد.
 
برای دیدن متن این گزارش در روزنامه ایران اینجا کلیک کنید./د103
ارسال نظرات