دوازدهـمـین نـــور
مصطفی کریمی

ولادت امام هادی (علیه السلام)
امام علی النقی (علیه السلام) دهمین پیشوای شیعیان و دوازدهمین معصوم ، در نیمۀ ذی الحجۀ سال 212 هجری در اطراف مدینه در محلی به نام «صریا» به دنیا آمد.(1) پدرش امام جواد(علیه السلام)ومادرش بانوی گرامی«سمانۀمغربیه» است که درزهد و تقوا بی نظیر بوده است.(2) مشهورترین القاب حضرت ، نقی و هادی است و به آن حضرت ابوالحسن ثالث(3) نیز می گویند.(4) امام هادی( علیه السلام) درسال 220 هجری در سن هشت سالگی بر مسند امامت نشست ومدت امامت آن بزرگوار 33 سال بود. و در سال 254 در شهر سامرا به شهادت رسید.(5)
بعضی از ویژگی های ظاهری و اخلاقی حضرت
صاحب جنات الخلود گفته که آن حضرت قدی متوسط داشت وروی مبارکش سرخ و سفید و چشم هایش فراخ و ابروانش گشاده و چهره اش دلگشا بود . هر کس غمگین بود و به روی مبارک حضرت می نگریست غم هایش زایل می شد . حضرت دارای هیبت و وقار و در عین حال محبوب دل ها بود. و نسبت به برخورد تملق گونۀ دشمنان پیوسته لب مبارکش در تبسم و ذکر خدابود. و درراه رفتن گام ها را کوچک می گذارد و پیاده رفتن بر حضرت دشواربود به گونه ای که اکثراٌ بدن مبارک حضرت عرق می نمود.(6)
امامت حضرت هادی (علیه السلام) و حکومت عباسیان
عمر شریف امام هادی (علیه السلام ) معاصر با زمان حکومت خلفای عباسی بود. متوکل برای در نظر گرفتن
حضرت طی نامه ای دستور جلب محترمانۀ حضرت را صادر کرد و حضرت که چاره ای جز رفتن به سامر ا نداشت؛ همراه یحیی بن هرثمه ، که از خدمتگزاران متوکل بو د، به طرف سامرا حرکت کردند.(7) طبق دستور متوکل روز ورود حضرت به سامرا به بهانۀ اینکه هنوز محل اقامت آن حضرت آماده نیست ایشان را در محل پستی که کاروانسرای مستمندان بود وارد کردند که در حقیقت به هدف تحقیر موذیانۀ حضرت بود . روز بعد منزلی برای سکونت امام معین کردند و امام در آنجا استقرار یافت.(8)
امام و شبکۀ ارتباطی وکالت
امام هادی (علیه السلام) در سامرا تحت نظر و کنترل شدیدی قرار گرفته بود و رفت وآمد ها و ملاقات های حضرت ، توسط مأموران خلیفه کنترل می شد . شرائط بحرانی ای که امامان شیعه در زمان عباسیان با آن روبرو بودند و فقدان تماس مستقیم بین امام و پیروانشان سبب شکل گیر ی شبکۀ ارتباطی وکالت و تعیین نمایندگان و کارگزاران در مناطق مختلف گردید و امام هادی(علیه السلام) نیز همانند پدر بزرگوارشان امام جواد(علیه السلام) ،نمایندگان و وکلائی را در مناطق و شهرهای مختلف منصوب نمودند تا علاوه بر جمع آوری خمس و زکات و نیز هدایا و نذورات و تحویل آنها به امام ، پاسخگوی سؤالات و مشکلات فقهی و عقیدتی شیعیان حضرت باشند. (9)
بعضی از فضایل ، مناقب و کرامات حضرت
ابن شهر آشوب و قطب راوندی از ابوهاشم جعفری روایت کرده اند که گفت : خدمت امام علی النقی (علیه السلام) شرفیاب شدم . پس حضرت بامن به زبان هندی صحبت کرد. من نتوانستم در ست جواب دهم . در نزد حضرت مشک ِآبی بود مملوّ از سنگریزه ، یکی از سیگریزه ها را برداشت و مکید و نزد من افکند. من آن را در دهان گذاشتم و به خدا سوگند که از خدمت آن جناب برنخواستم مگر آنکه به هفتاد و سه زبان صحبت می کردم که اول آن زبان هندی بود.(10) علامه مجلسی در بحارالانوار روایت کرده است از اسحاق بن عبدالله که گفت : اختلاف شد ما بین پدر و عمو هایم در مورد چهار روزی که روزه گرفتن آنها درسال مستحب است. پس به نزد امام هادی(علیه السلام) رفتند. وقتی به نزد امام هادی رسیدند حضرت فرمود: آمده اید که از من سؤال کنید از ایامی که در سال روزه اش مستحب است؟ گفتند : بلی، ما نیامده ایم مگر برای تعیین این مطلب . حضرت فرمود:آن چهار روز یکی هفدهم ربیع الاول ، روز تولد رسول خدا( صلی الله علیه و آله) و دیگر، روز بیست و هفتم رجب، روز مبعوث شدن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و سیم روز بیست وپنجم ذی القعده ، روز پهن شدن زمین(دحو الارض) و چهارم روز هجدهم ذی الحجّه ، روز غدیر است. (11)
حدیثی از امام هادی (علیه السلام)
در پایان ، کلامی نورانی از حضرت را نقل می نمایم . به امید اینکه با عمل به دستورا ت ایشان از پیروان حقیقی اهل بیت عصمت و طهارت بشمار آییم . ان شاء الله قال ابوالحسن الثالث (علیه السلام) : مَن رَضِیَ عن نفسه کَثُر السّاخِطُونَ علَیه(12) ؛ امام هادی(علیه السلام) فرمود: هر کس ازخود، خشنود و راضی شد ، خشمناکانِ بر او بسیار شوند .
_______________________________________________
1- ر. ک . پیشوائی ، مهدی ؛ سیرۀ پیشوایان ( مؤسسۀ امام صادق، قم ، 1379 ش) ص 567 .
2- ر.ک. قمی ، شیخ عباس ؛ منتهی الآمال (هجرت،قم ،1384ش) ج2 ،ص 514 .
3- در اصطلاح راویان شیعه مقصود از ابوالحسن اول ،امام کاظم (علیه السلام) و ابوالحسن ثانی امام رضا ( علیه السلام) می باشد.
4- پیشوائی ؛ همان .
5- ر.ک ؛ همان.
6- ر.ک ؛ قمی ، همان . ص521
7- ر.ک. پیشوائی ، مهدی ؛ سیرۀ پیشوایان ( مؤسسۀ امام صادق، قم ، 1379 ش) ص 577- 580 .
8- ر.ک ؛ همان . ص581 .
9- ر.ک ؛ همان . ص 573 .
10- مجلسی ، محمد تقی ؛ بحار الانوار (الوفاء، بیروت، 1404 ق) ج50 ص136 .
11- مجلسی ، محمد تقی ؛ بحار الانوار (الوفاء، بیروت، 1404 ق) ج 50 . ص157 .
12- همان . ج 69 ص316 .
ی/ 702
ی/ 702
ارسال نظرات