۱۵ دی ۱۳۸۸ - ۱۵:۱۱
کد خبر: ۷۲۲۹۸
به بهانه کنگره نواب صفوی؛

ماندگاری مردان الهی

آیت الله جوادی آملی
آيت الله جوادي آملي
بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین
حمد ازلی خدای را سزاست که یگانگی و یکتایی او هر صنم و وثن را سراب می‌سازد و تحیت دایمی پیامبران الهی، به ویژه حضرت ختمی نبوت (ص) را بجاست که با نشر توحید، بساط ثنویت و تثلیث را لف نموده‌اند و درود بیکران دوده (1) طاها و یاسین، ‌مخصوصا حضرت ختمی امامت (ع) را رواست که با اشراق علم و عدل و گسترش سدره تقوا، سفره کظه (2) و طغوا (3) را در نوردیده و برخواهد چید.
مقدم اندیشوران و پیکارگران فرهنگ و جنگ را در همایش بزرگداشت شهید والا مقام «حجت‌الاسلام سید مجتبی نواب صفوی (ره)» و همرزمان، ‌گرامی می‌داریم و سعی بلیغ ستاد محترم یادوراه و کوشش عالمانه و محققانه صحابه مقالت و اصحاب مقال (4) که با بنان و بیان در تحلیل مبانی جهاد، مبادی مبارزه، شرایط و موانع، نتایج مترتب و آثار مثبت پیش بینی نشده را ارج نهاده و اجر همگان را از خدای سبحان مسالت داریم؛‌ آنچه در این پیام پیشنهادی و کوتاه مطرح می‌شود، نکاتی است که عنایت به آنها برای نسل سوم انقلاب اسلامی، بی‌اثر نیست.

*یکم: صلابت،‌ استواری و نفوذناپذیری، از عناصر محوری هویت مردان مومن است. چنین رجالی با خدای خود پیمان ستبر و ناگسستنی دارند: "... و اخذنا منهم میثاقا غلیظا "(5) و در کیان داخلی و حفظ استقلال و استغنای همه جانبه هویتی خودکفا داشته و به خود متکی‌اند: "کزرع اخرج شطاه فازره فاستغلظ فاستوی علی سوقه "(6) و در قبال بیگانگان حیثیتی سازش ناپذیر و دست نیافتنی دارند: "ولیجدوا فیکم غلظة " (7) ‌و پیام این آیه را که تسلیم نشدن در برابر دشمن است، با تنش زایی ناروا اشتباه نمی‌کنند و در صحنه پیکار مدافعانه و نه مهاجمانه، نستوه و شکست‌ناپذیرند: "ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص " (8) و در مهر و قهر از صراط مستقیم منحرف نمی‌شوند؛ ‌هر چند شناخت آن از دیدن موی باریک، دقیق‌تر و پیمودن آن از رفتن بر لبه شمشیر دشوارتر است: "ادق من الشعر و احد من السیف " (9) و غیرت ممدوح را پشتوانه معنوی عفت عمومی می‌دانند و بی‌اعتنایی به دنیا و رزق عاطل و برق باطل آن را معیار شجاعت تلقی می‌نمایند: "قدرالرجل علی قدر همته و صدقه علی قدر مروءته و شجاعته علی قدر انفته و عفته علی قدر غیرته ".(10)
چنین مردان دین باور از آسیب نسیان زیانبار و از گزند غفلت خطرزا مصون‌اند: "رجال لا تلهیهم تجارة و لابیع عن ذکر الله " (11) چنین نام‌آورانی که اهل سداداند، قول سدید و متقن دارند: " یا ایها الذین آمنوا اتقوالله و قولوا فولا سدیدا " (12) ‌و سیره صلاح و فلاح آنها سد محکم در برابر یاجوج استبداد و ماجوج استعمار است؛ زیر تقوا کلید استواری است؛ "فان تقوی الله مفتاح سداد و ذخیره معاد " (13) و دگراندیشان، صلاحیت مقاومت در برابر دشمنان را ندارند: "... فلیس باهل ان یسدبه ثغر ". (14)

*دوم: حرمت مبارزه با هرگونه استبداد،‌ اهمیت جهاد با هرگونه استعمار، جلالت پیکار با هرگونه استثمار، و شکوه قیام علیه هرگونه استحمار را می‌توان با تحلیل مقوم‌های درونی و ارزیابی نتیجه‌های بیرونی و سنجش نیروهای اجرایی و مبادی فکری و اهداف قلبی متولیان آن فهمید؛ به عنوان نمونه آنچه درباره نماز و راجع به جهاد وارد شده و یا گفته آمده، مطرح می‌شود. نماز به عنوان عمود و ستون دین معرفی شده و چون عمود را اقامه می‌کنند؛ لذا دستور دینی راجع به نماز اقامه آن است: "اقم الصلاه لدلوک الشمس الی غسق اللیل و قرآن الفجر " (15) ، نه خواندن آن؛ زیرا ستون را به پا می‌دارند، نه آنکه بخوانند.
جهاد به عنوان خیمه دین معرفی شده (16) که ستون، طناب و چادر بافته شده از تار و پود ویژه، عناصر اصلی آن را تشکیل می‌دهد. ریشه قرآنی چنین تعریف مخصوص از جهاد، این است : "ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا " (17)، شاهد تلخ تاریخی آن شوروی قبل از فروپاشی است.
اگر مجاهد نستوهی چون شهید نواب صفوی (ره) بین اقامه عمود دین و تامین خیمه آن، به روش معقول و مقبول جمع سالم نمود، نه چون مفرطان یا مفرّطان دیگر که یا در صدد جمع بین حرب آهن و محراب نبودند و یا در محدوده جمع مکسر گرفتار آمدند، نه جمع سالم؛ چنین مدافعی می‌تواند نموداری از رجال مذهبی- سیاسی صحنه‌های به یاد ماندنی اسلام باشد؛ زیرا ایمان و قرآن حکیم و تولی عترت طاهرین (علیهم السلام) در او به نصاب لازم رسیده و در مقام وفا، عاشق شهادت و در مرحله صفا، عبدخالص خدا بوده است.
ای بس قدح درد که کرده است دلم نوش
دور از لب و دندان شما بی‌خبران دوش
دردی که به افسانه شنیدم همی از خلق
از علم به عین آمد و از گوش به آغوش
در عاشقی آنجا که ورا پای، مرا سر
در بندگی آنجا که ورا حلقه ، مرا گوش (18)

*سوم: نیاز جامعه انسانی به علوم وحیانی و رهبران آسمانی، همگانی و همیشگی است؛ زیرا وسوسه ابلییس از بیرون و دسیسه نفس مسوله (19) ‌و اماره از درون دایمی است؛‌ لذا خدای سبحان برای مردم هر زمان و اهالی هر زمین و صاحبان هر زبان، حجت را تمام نموده و با ارسال پیامبر یا نصب جانشین یا بعث و اعزام عالم عادل دین‌شناس و مکتب باور، ‌نصاب احتجاج را تکمیل کرده و راه هرگونه عذرخواهی را مسدود و زمینه هرگونه جهل، سهو و غفلت را از بین برده است. آیاتی که بیانگر گستره حجت خدا به لحاظ هر زمان، هر زمین و هر زبان است، عبارت از این است: "و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوالله و اجتنبوا الطاغوت " (20) ؛‌ "و ان من امه الا خلا فیهانذیر " (21)؛ "انما انت منذر و لکل قوم هاد " (22)؛ "و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم ". (23)

در هر عصر و مصر و نسلی ضایعاتی (24) یافت می‌شدند که نه تنها خود نائی از دین باوری بودند؛ بلکه ناهی دیگران هم می‌شدند؛ "یا حسره علی العباد ما یاتیهم من رسول الاکانوا به یستهزون " (25)؛ "و هم ینهون عنه و یناون عنه " (26) . تداوم فیض نبوت و اتصال فوز رسالت و پیوستگی صحیفه‌های آسمانی، همگی برای حفظ همان اصل محوری، یعنی ضرورت دین و احتجاج مبرم جامعه بشری به رهنمود غیبی است: "ثم ارسلنا رسلنا تتری کل ماجاء امه رسولها کذبوه " (27) ؛ "و لقد وصلنا لهم القول لعلهم یتذکرون ". (28)

مکذبان وحی و مستهزآن رسالت، به تسامح و تساهل بسنده نمی‌کردند؛‌ بلکه به تهاجم و تطاول نظامی مبادرت می‌نمودند؛ لذا انبیاء به دفاع برمی‌خاستند: "و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر ". (29) ‌در این پیکار پیامبران فراوانی شربت شهادت نوشیدند: "یقتلون النبین بغیر الحق» (30) ؛‌ "یقتلون الانبیاء بغیر حق ". (31)
سالکان کوی وحی و راهیان راه رهبران الهی در جهاد و اجتهاد دریغ نکرده، در تجرع جام خوشگوار شهادت ناکام نمانده‌اند و به عنوان آمران به معروف،‌ چونان اسوه‌های خویش، جامعه‌ی شهادت در برکرده‌اند؛‌ "... و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس ". (32)
جریان فدائیان اسلام را می‌توان حلقه‌ی ارتباطی نهضت‌های غابر و قادم دانست و شهید نواب صفوی (ره) را که به منزله‌ی کرامت ارهاصی (33) امام راحل(ره)‌بود،‌ عامل پیوند قیام‌های سالف و آنف تلقی کرد که چنان مجموعه‌ای به مثابه تعقیبات نماز مبارزاتی متقدمان، همچون شهید آیت الله حاج شیخ فضل الله نوری و شهید آیت الله حاج سید حسن مدرس به منزله‌ی اذان و اقامه‌ی نماز جهادی متاخران،‌ همچون بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران دانست؛ «طوبی لهم و حسن مآب».

این پیش نیاز که خود ثمره‌ی نهضت پیشگامان روحانیت است، زمینه‌ی مساعدی برای انقلاب اسلامی بوده است؛
گر چون خلیل سوخته‌ای از غم جلیل
در گلستان مگرد و در آتش قرار گیر
با صدق و با شهادت، رفتند مردوار
گر رهروی تو نیز، ره آن قطار گیر (34)

*چهارم: گرچه قلمرو طبیعت محکوم به فنا است؛ لیکن آنچه صبغه‌ی وجه اللهی دارد، از گزند زوال مصون است؛ مردان نامدار دینی که انسان‌های کامل و معصوم،‌ قدر اول سپهر جمال و جلال آنان‌اند، سهم وافری از ماندگاری دارند: "العلماء باقون مابقی الدهر " (35). آنکه کامل‌تر از دیگران است، لقب بقیة‌الله در اوج معنای خود، به خویشتن اختصاص داده است و با قرائت "بقیة الله خیر لکم " (36) ‌به انتظار مشتاقان تجلی ولایت و ظهور ختمی امامت (ع) خاتمه می‌دهد.
حماسه‌سازانی که از غیرت دینی طرفی بستند و از بصیرت‌ مذهبی متنعم شدند و هدفمندانه مسوولیت امر به معروف و نهی از منکر را پذیرفتند و در صحنه‌ی نثار و عرصه‌ی ایثار حضور یافتند و از بذل نفس و عطای نفیس (37) مضایقه نکردند، والیان بقا و صاحبان جاودانگی خواهند بود. قرآن حکیم از رادمردان جبهه‌ی امر به معروف و آزادیخواهان میدان نهی از منکر که محققانه معروف و منکر را می‌شناسند و روشمندانه در ظل حجت بالغ دینی آن را اجرا می‌کنند، به عنوان «اولوا بقیه» یاد می‌نماید: "فلو لا کان من القرون من قبلکم اولو بقیه ینهون عن الفساد فی‌الارض ... " (38) و از بقای ناموران حماسه، هجرت از بقا به فنای خود اولا، و سیر در فنای خود به بقاع مصبوغ به صبغه الهی ثانیا آفریده می‌شود؛‌

خویش را اول ز خود بی‌خویش کن
پس براقی از عدم در پیش کن
هر که او رفت از میان، اینک فنا
چون فنا گشت از فنا، اینک بقا
گر سر مویی بماند از خودیت
هفت دریا پر برآید از بدیت (39)

چون جهاد به قسم اصغر، اوسط و اکبر است، هجرت و سایر آداب و سنن مجاهدان در راه خدا نیز به همین سه قسم تقسیم می‌شود. شهادت نیز مراتبی دارد که با مراحل فنا و درجات بقای بعد از فنا منقسم خواهد بود، این تقسیم با تقسیم معروف دیگر بیگانه نیست و آن اینکه جهاد بعضی هراسناکانه است که از دوزخ می‌هراسند و جهاد برخی آزمندانه است که به بهشت طمع دارند و جهاد گروه برتر، منزه از خوف جهنم و مبرای از طمع به بهشت است؛ بلکه آزادانه و دوستانه و شاکرانه و شاهدانه است.
تصدی کرسی بقا برای همه راهیان صحنه جهاد یکسان نیست. چه اینکه مداد هر عالمی بر خون هر شهیدی رجحان ندارد؛ (گر چه رجحان فی الجمله معقول و مقبول است؛‌ چه اینکه منقول می‌باشد) وگرنه مداد برخی از عالمان متوسط، هرگز بر خون بزرگ حماسه‌سازان نظام اسلامی مزیت نخواهد داشت؛ بلکه آن خون‌های ممتاز،‌ هزینه‌ی تاسیس حوزه و دانشگاه و پرورش عالمان و اندیشوران است؛ زیرا شخصیت‌های حقیقی و حقوقی طیب و طاهر، میوه‌ی درخت تناور و تابناکی‌اند که شهیدان شاهد، آن را رویانده‌اند؛‌چون از یک سوی به شهدا گفته می‌شود "طبتم و طابت الارض التی فیها دفنتم " (40) ‌و از سوی دیگر پیام قرآن حکیم چنین است: "... والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه ". (41)

خلاصه آنکه :
1- بقا همان آب حیات است که مطلوب همگان می‌باشد.
2- قله‌ی بقا پیمودن مراتب فناست که عدم، بوستان ارم است
3- رمز بقای شهید، صعود الهی او است؛‌ "...بل احیا عند ربهم یرزقون " (42)
4- عالمان شهید که بین قلم و شمشیر الفت ویژه‌ای ایجاد کرده‌اند، ‌نه تنها صید خوبی کرده‌اند و جزء مخلصان درآمده‌اند؛ بلکه صید خوبی گشته و در ردیف مخلصان به حساب آمده‌اند و هرگز به شکار شاهان باشه و شاهین و صید خسروان یوز و باز که از آهو و تیهو تجاوز نمی‌کنند، اعتنایی نداشته و ندارند و شعار امیر شهیدان و سلطان شاهدان حضرت حسین بن علی بن ابیطالب (علیهما السلام) را اساسنامه حیات و ممات خود قرار داده و می‌دهند.

سیره‌ی سلاله سادات، نواب صفوی و همرزمان او فراسوی پژوهشگران شهادتنامه است.
پروردگارا! نظام اسلامی، مقام رهبری، دولت و ملت و مملکت را در ظل امام زمان(ع) حفظ فرما. امام راحل و شهداء به ویژه فدائیان اسلام را با انبیا محشور فرما. از برگزارکنندگان این همایش با شکوه بپذیر.
غفرالله لنا ولکم والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
جوادی آملی
قم - دی ماه 1383
 
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:

(1) - دودمان
(2) - شکمبارگی
(3) - طغیان و سرکشی
(4) - قلم و بیان
(5) - و از همه‌ی ایشان پیمانی سخت و استوار گرفتیم.( سوره احزاب، آیه7 ")
(6) - چون کشتی که جوانه‌ی خویش بیرون آورده پس آن را نیرو داده تا ستبر شده و بر ساقه‌های خود راست و استوار ایستاده .(سورخ فتح، آیه 29)
(7) - باید که در شما درشتی و سختی بیابیندو (سوره توبه، آیه 123)
(8) - خداوند کسانی را دوست می‌داد که در راه او صف زده کارزار می‌کنند که گوی بنایی به هم پیوسته و استوارند.(سوره صف آیه 4)
(9) - کافی، ج8، ص 312
(10) - ارزش مرد به اندازه‌ی همت اوست، و راستگویی او به میزان جوانمردی‌اش، و شجاعت او به قدر ننگی است که احساس می‌کند، و پاکدامنی‌ او به اندازه‌ی غیرت اوست (نهج‌البلاغه، حکمت47)
(11) - مردانی که بازرگانی و خرید و فروش ایشان را از یاد خدا مشغول نکند. (سوره نور، آیه 37)
(12) - از خدا پروا کنید و سخن درست و استوار گویید. (سوره احزاب ، آیه70)
(13) - همانا ترس از خدا کلید هر در بسته و ذخیره رستاخیز است. (نهج‌البلاغه ، خطبه 230)
(14) - نه لیاقت پاسداری از مرزهای کشور دارد همان، نامه 71
(15) - نماز را وقت زوال آفتاب تا تاریکی شب بپا دار یعنی نماز ظهرین و نماز عشائین را از بدو تاریکی شب بپا دار و نماز صبح را نیز بجای آر. (سوره اسرا، آیه 78) )
(16) - کشف الغطاء، باب الجهاد، ص 382)
(17)- و اگر خداوند برخی از مردم را به برخی دیگر باز نمی‌داشت دیرهای راهبان و کلیساهای ترسایان و کنشتهای جهودان و مسجدهای مسلمانان که در آنها نام خدا بسیار یاد می‌شود ویران می‌گردید.( سوره حج، آیه 40)
(18) - دیوان حکیم سنائی، ص 336- 335
(19) - نفس فریبنده
(20) - و هر آینه در هر امتی پیامبری برانگیختیم که خدا را بپرستید و از طاغوت دوری جویید (سوره نحل، آیه 36)
(21) - و هیچ امتی نبود مگر آنکه در میانشان بیم‌دهنده‌ای گذشت. (سوره فاطر، آیه 24)
(22) - تو فقط بیم دهنده‌ای و هر گروهی را راهنمایی است. (سوره رعد ، آیه7)
(23) - و ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا حق را برای آنها روشن بیان کند.(سوریه ابراهیم، آیه 4)
(24) - افرادی که جان خویش را ضایع کردند
(25) - ای دریغا بر بندگان! هیچ پیامبری بدیشان نیامد مگر آنکه او را مسخره می‌کردند.(سوره یس، آیه 30)
(26) - و آنان- کافران- مرد را از وی "پیامبر " باز می‌دارند و خود از او دور می‌شوند. (سوره انعام، آیه 26)
(27) - سپس فرستادگان خود را پی در پی فرستادیم، هرگاه به امتی پیامبرشان آمد او را دروغگو شمردند. (سوره مومنون، آیه 44)
(28) - و هر آینه بر آنان این سخن- قرآن را پیاپی هر پیوسته کردیم تا شاید به یاد آروند و پند گیرند. (سوره قصص ، آیه 51)
(29) - و بسا پیامبری که خداپرستان بسیار همراه وی کارزا کردند. (سوره آل عمران، آیه 146)
(30) - و پیامبران را به ناحق می‌کشتند. (سوره بقره، آیه 61)
(31) - و پیامبران را به ناروا می‌کشتند. (سوره آل عمران، آیه 112)
(32) - و کسانی از مردم را که به عدل و داد فرمان می‌دهند می‌کشتند. (سوره‌ی آل عمران ، آیه‌ی 21)
(33)- رویدادهای فوق‌العاده‌ای که به منزله مقدمه‌ای برای یک بعث یا ظهور یا انقلاب به حساب می‌آید.)
(34)- دیوان حکیم سنایی، ص 298
(35) - علما به درازای روزگار باقی و جاودانند. (نهج‌البلاغه ، حکمت 147)
(36) - باقی گذاشته‌ی خدا از حلال برای شما بهتر است.(سوره‌ی هود، آیه 86)
(37) - جان و مال
(38) - پس چرا در میان مردمانی که پیش از شما بودند، جز اندکی‌شان، خردمندان و نیکان با فضیلتی نبودند که از تباهکاری در زمین بازدارند؟ (سوره هود، آیه‌ی 116)
(39) - منطق‌الطیر عطار، تصحیح محمد جواد مشکور ، ص 257)
(40) - پاک شدید و زمینی که در آن دفن شدید پاک شد.( بحارالانوار ، ج 98، ص 200 و 361) )
(41) - و سرزمین پاک گیاهش به خواست پروردگارش بیرون آید. (سوره اعراف، آیه 58)
(42) - بلکه زندگانند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند. (سوره آل عمران،‌آیه‌ی 169)
 
 
ی/ 701
ارسال نظرات