صحابه و ناقه سبز!

انگار با گذشت بیش از سی سال از انقلاب تاریخی امام خمینی(ره) هنوز عده ای نتوانسته اند اساس و ماهیت این نهضت اسلامی را خوب بشناسند یا اگر شناخته اند نمی توانند بپذیرند زیرا اهداف و منافع شان این را اقتضا می کند.
حتی آن روزها که جوانان و همه مردم غیور، فداکارانه خود را در برابر جرثومه های خون آشام پهلوی قرار داده و خیابانها را با خون خود فرش می ساختند و نه فقط خون بلکه همه داشته های خود را به آرمان و عقائد پاک خود نثار می کردند عده ای جنس این جان نثاری را خوب نفهمیدند.
آنروزها که پدران و مادران این مرز و بوم بهترین و عزیزترین جگرگوشه هایشان را به قربانگاه می فرستادند تا با افتخار تمام در راه نهضت امام قربانی شوند و در قبال آن خشنودی قلب رهبر عزیزشان را به دست آورند، انگار گروهی صرفا تماشاچی معرکه بودند و نتوانستند ماهیت و عمق این علاقه را به درستی بفهمند.
و به راستی سالها با امام بودن،انجام تمام وظیفه نبود که عده ای گمان کردند.سالها مصاحب امام امت بودن، نشان اداء کامل تکلیف نبود که سند سعادت مادام العمر بیافریند.
پس آینده را باید چگونه ساخت؟ آیا نه آن است که همراهان امام و پیشکسوتان انقلاب، در سرنوشت و روند آتی انقلاب مسولیتی بس دشوارتر از قبل دارند؟
آیا غیر از این است که آنان با همه فراز و نشیب ها ،تازه ابتدای راه بوده اند و سخت تر از دوران ابتدای انقلاب را باید طی کنند؟
و آیا حفظ و صیانت از ارزش های نظام و دفاع از ماهیت آن،جز با شناخت عمیق جوهره و معرفت کامل نسبت اصول اساسی و چهارچوب دقیق آن امکان پذیر است؟
و اگر صحابه امام در مرتبه نخست و دیگران در مراحل بعد این ژرف نگری معرفتی و درک عمیق از اهداف عالیه نهضت امام نداشته باشند چگونه می توانند پاسدار جنبش و انتقال درست آن به آیندگان باشند؟
و به راستی پیشبرد نظام متعالی جمهوری اسلامی با حفظ چهارچوب اصیل آن در کوران زندگی بشری پیش رو که همه گرگ ها و دول چپاولگر به کمین نشسته اند و هر حیله و ترفندی را از داخل و خارج به کار بسته اند کاری بس دشوار و نفس گیر خواهد بود.
رهبر کبیر و سکان دار حکیم انقلاب که خود آراسته به کمالات نفسانی و برکات معنوی و عرفانی بود و به موازات آن در شناخت علوم سیاسی و مدیریتی اسلام،دانشمندی زبردست بود،از ابتدای حرکت حماسی خویش این ضرورت را به خوبی لمس کرده بود و از همان ابتدای راه، کرسی علم و آموزش دایر ساخت و مجموع نکات دقیق و مهمی که در نیل به حکومت صحیح اسلامی لازم است به همراهان خود گوشزد فرمود و شجاعانه و بسیار عمیق و خردمندانه سال های متوالی چگونگی تحقق حاکمیت الله را تحت نظریه ارزشمند ولایت فقیه تشریح کرد تا کسانی، در تعیین هدف دچار تزلزل و انحراف نشوند و در آتیه نیز برای پیشبرد انقلاب مجهز به سلاح شناخت باشند.
چرا که امام می دانست تنها اهل بصیرت و شناختند که قادر به دفع خطرات علیه انقلابند. امام امت،پایه های نهضت خود را اسلام قرار داد و حاکمیتی را مشروع می دانست و در پی آن بود که اصولش را دین مشخص کند و تحت نظارت و نگاهبانی دین شناسان خبره باشد و در همین راستا خط ولایت فقیه ،مصداق ارشد حاکمیت اسلامی در عصر کنونی دانسته و فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیب نرسد.
اما مع الاسف یعضی از افراد که در مخاطرات انقلاب همراه امام بودند بیش از آنکه شیفته مضامین عمیق جنبش امام گردند و معارف و آموزه های دینی سیاسی ایشان را به درستی درک کنند، مات و مسحور حضور فیزیکی خود در شکلگیری حکومت شدند؛ و نتیجه این شد که پس از سی سال پرده از چهره فکندند و با چرخشی فاحش، در برابر امام و مواضع مسلم انقلابی ایشان موضع گرفتند و این تلقی را ایجاد کردند که باورها و آموزه های امام را صرفا در دوران گذار حاکمیت از پهلوی به اسلامی قبول داشته اند و اینک وقیحانه خود را از آن اصول اساسی و مسلم جدا می پندارند.
و یقینا اسلام نابی که امام بر آن تاکید فراوان داشت را نشناختند که امروز در ولایت فقیه که کانون نمود اقتدار حاکمیت اسلام است خدشه می کنند.
گمان کردند مبانی حکومت اسلامی ،وابسته به شرایط و به خواست ایشان تعریفی متغیر دارد که هر وقت بخواهند آنرا تغییر مفهومی داده و برای آن مبانی جدید بتراشند که اگر این بود امام ،اسلام مد نظرش را به واژه ناب متصف نمی کرد.
اسلام و حکومت برآمده از اسلام مد نظر امام، مبانی روشن و همیشگی و زوال ناپذیر دارد و اصطلاحا ناب و بی پیرایه و رها از قیود کاذب و زوائد است.
امیرالمومنین با پرهیز از قبول خلافت،علیرغم اصرار و تلاش زیاد خواص و عوام ،درست بر همین مهم دست گذاشته بود که حاکمیتی که علی(ع) پیاده خواهد نمود چهارچوب و مبانی آن را دیگران تعیین نمی کنند و قرائت پذیر نخواهد بود که جولانگاه مطامع و هوس های بعضی خواص و شیفتگان قدرت و زر و زور گردد و هر روز ماهیتی جدید پیدا کند بلکه حکومت اسلامی موازینی دقیق و مدون دارد.
و پس از قبول خلافت فرمود:«الا لا یقولن رجال غدا غمرتهم الدنیا...اذا ما منعتهم ما کانوا یخوضون فیه و اصرتهم الی حقوقهم التی یعلمون فینقمن ذلک و یستنکرون و یقولون حرمنا ابن ابی طالب حقوقنا...: آگاه باشید که مردانی از شما که دنیا آنها را در خود غرق کرده...هنگامی که جلوی آنها را از آنچه در آن فرو رفته اند بگیرم و به حقوق حقه شان که خود بهتر می دانند باز گردانم موجب خشم و ناراحتی آنان گشته و نگویند که پسر ابیطالب ما را از حقوقمان محروم کرد».
امیرالمومنین(ع) به همگان اعلام می دارد که حق شما بر ولایت این است که حکومت ناب اسلامی را فارغ از همه جریانات و حواشی بر شما پیاده نماید و آنگاه که فتنه انگیزان جمل به قصد فتنه درآمدند امام(ع) به ایشان فرمود: چه چیز شما را به این حالی که می بینم(فتنه انگیزی) واداشته است؟گفتند : «ما با تو بیعت کردیم که کارها را بدون اطلاع و مشورت با ما تمام نکنی!(طلبکار مشارکت در حاکمیت و رسیدن به اهداف شخصی یا گروهی مد نظر خود بودند).
امام در پاسخ فرمود: آیا شما را از حقی که برای شما واجب شده باشد بازداشته ام؟به خدا سوگند مرا رغبتی به حکومت نبود...،همگان مرا به خلافت گماشتید و ترسیدم که اگر پیشنهاد شما را نپذیرم امت به اختلاف افتد و چون حکومت به من رسید به کتاب خدا و سنت رسول خدا نگریستم و به هر آنچه آن دو مرا دلالت کرد پرداختم و از آن پیروی کردم و به آرای شما و دیگران در آن مورد نیازی پیدا نکردم»(1)
حضرت حاکمیت بر پایه ولایت را با محوریت قانون و دین می داند و هر امر زائد بر آن را مایه انحراف می داند که موجب صدمه به مردم تحت امرش می شود و هنگامی که دیدند علی(ع) در حفظ اصول پافشاری می کند خواستند بطور موقت اجرای بعضی دستورات را به تاخیر اندازد یا از بعضی مبانی بنا به شرایط روز،عدول کند که امام هرگز تن به تحریف مبانی ندادند.
و ما در انقلاب خود می بینیم که عده ای چگونه رعایت این سنت هوشمندانه امیرالمونین در حفظ پایه ها و زیربناهای اصیل حکومتی اسلام ناب را بر خود دشوار می بینند؛ و البته طبیعی است که راه تخاصم در پیش گیرند زیرا این اصول ارزشی تامین کننده منافع نا مشروع نیست بلکه تضمین کننده بقاء اسلام و حکومت عدالت محور و منافع آحاد جامعه است.آنروز بعضی خواص فتنه جمل را آفریدند و به حیثیت خود لطمات ننگین زده و برای حاکمیت هزینه های گزاف و جبران ناپذیر به بار آوردند و امروز فتنه انگیزان به سردمداری بعضی خواص غفلت زده و فریفته شده چنین کردند.
گذشته ای نه چندان دور، عده ای زیر بیرق افتخارات دولت اطلاح طلب فریاد کردند که امام باید به موزه تاریخ سپرده شود! آنها که با رای 20 میلیونی ،خود را صاحب رکورد مادام العمر مقبولیت اجتماعی این کشور تصور می کردند شب با هم دمخور و صبح،مردم را در تقلید، به میمون تشبیه کردند؛عاشورا را حاصل کینه توزی و انتقام گیری شخصی دانستند و به ائمه اطهار تاختند.
دیانت مردم را چوب تاراج زدند و عفاف یک ملت را به سخره گرفته و حجاب را سبب بیماری و برهنگی را باعث رشد مطلوب جسمی و دریافت ویتامین خورشیدی! اعلام کردند تا شاید نسبت به رضاخان و قصه کشف حجابش اداء دینی کرده باشند البته در قالبی حرفه ای و مدرن تر.
مجلس را موقف تحصن برای تامین مقاصد دشمن ساختند و همه ارزش ها را بی مهابا لگدمال کردند و برای آزادی متجاوزان به فرهنگ و آئین و عقائد مردم، شعار دادند و اعتصاب غذا کردند.بانشاط ترین دوران را برای غرب در دفتر خاطرات کاخ سفید ثبت کردند و مشاوره با استکبار و تعدی به قانون اساسی و ارکان جمهوری اسلامی را گفتگوی تمدنها نام نهادند؛در قبال دفاع از علوم حیاتی هسته ای، هنرشان تحویل سنگرها و عقب نشینی مداوم بود و روشنگری های ولایت فقیه را برنتابیدند و امروز علاوه بر همه رسوایی و هجمه های گذشته به مقام رفیع ولایت، دوباره دشنه به دست گرفته اند و امروز دوباره نهضت عاشورای حسینی و تمثال مبارک امام راحل را بی پرواتر از گذشته هتک حرمت می کنند.
ولایت فقیه را مورد هجوم وحشیانه قرار می دهند تا به خیال خام خود موانع مستحکم پیش روی خود را به موزه تاریخ بسپرند و در این راه با پدران انقلاب مخملی هم به گفتگو می نشینند تا اصول متمدن براندازی نرم را در قالب گفتگوی تمدنها به دست آورند.و آنگاه که مردم انقلابی ایران اسلامی با شناخت سوابق و اهداف ناصوابشان بارها به انتخاب مجددشان نه گفتند چاره ای ندیدند جز حمله ای تمام عیار به قانون و دولت برآمده از مردم و اصل مترقی ولایت فقیه و حتی تعدی بی شرمانه به باورهای دینی مردم.تا به خیال خام خود،حکومت اسلامی را مطابق امیال شوم خود و آرزوهای دول استعماری، بازتعریف و بازآفرینی کنند.سیاه لشکری فریب خورده را به راه انداختند تا ناقه فتنه را مراقبت کنند و خناسانی ناقه را سبز پوشاندند تا ناقه سوار را به رویارویی با ولایت دعوت کنند.
و اینگونه کسانی بجای پرداختن به اصول و تلاش در راه تقویت حاکمیت اسلامی و جهش به سمت ترقی،دفاع از ارکان نظام و حمایت از مدیران برآمده از جمهوریت ،خواهان پست و ریاست و قدرت طلبی مدام در حکومت گشته و سود مشارکت سنوات گذشته خویش را مطالبه می کنند و یقینا انقلاب و مردم فهیم ایران اسلامی همانطور که چشم فتنه را کور و ناقه را پی نمودند ، با شجاعت و درایت رهبری فرزانه، این نظام را تا رسیدن به کمال مطلوب و نقطه اوج به پیش خواهند برد و فراموش نمی کنیم که امام فرمود:«شما در هرجا که هستید،ملت ایران در هرجا که هست،در هر شهری که هست،در هر ده و قریه ای که هست،با کمال دقت مراقب اعمال فتنه انگیزان باشد.اینها در بین اقشار آمدند و می خواهند شما و ما را باز تحت فشار و اختناق قرار دهند و ارباب های خود را بر ما مسلط کنند.ما همه مکلفیم به تکلیف الهی-اسلامی که با هم این نهضت را حفظ کنیم و این قدرت الهی را نگذاریم که تشتت پیدا بکند و دست آنهایی که می خواهند بین ما تفرقه بیندازند قطع کنیم.ما همه موظفیم به حسب احکام اسلامی که فتنه گران را از کشور خود برانیم و آنها را در بین صفوف خودمان راه ندهیم.شما برادران و خواهران بیدار باشید و توجه کنید این اشخاص که می خواهند بین شما با اسمای مختلف تشتت بیندازند،توجه به این داشته باشید که کید آنها را خنثی کنید.اینها هر روز به یک بهانه مردم را از هم جدا می کنند،هر روز با یک توطئه بین صفوف ملت را تفرقه می اندازند.در دانشگاهها می روند و با بهانه های غیر انسانی،به صورت انسانی آنها را تجهیز می کنند تا بر خلاف نهضت ما راهپیمایی کنند.اینها سوء نظر دارند در این مسائل حسن نظر ندارند.با اسلام موافق نیستند،با علمای اسلام موافق نیستند،با ملت ما به هیچ وجه موافق نیستند»(2)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1)نهج البلاغه،خ 205
(2) صحیفه نور،ج6 صفحه 47
ی/ 701