۰۸ شهريور ۱۴۰۴ - ۱۷:۳۱
کد خبر: ۷۸۹۸۲۰

تلگراف‌هایی از دل گرسنگی؛ روایت ایرانِ گرفتار میان اشغال و قحطی

تلگراف‌هایی از دل گرسنگی؛ روایت ایرانِ گرفتار میان اشغال و قحطی
در میانه جنگ جهانی دوم و بحران نان در پایتخت، تلگراف‌های رد و بدل شده میان سفارت ایران در لندن و دولت مرکزی، پرده از کشاکش ظریف میان «اظهار حقایق» و «جلب مساعدت» برمی‌دارد؛ جایی که ایران، در حالی که منابعش به تاراج می‌رفت، ناچار بود همان قدرت‌های اشغالگر را برای دریافت گندم به همکاری بطلبد.

در تیرماه ۱۳۲۱، هنگامی که ایران درگیر پیامدهای اشغال متفقین و بحران شدید اقتصادی بود، مکاتبات میان سفارت در لندن و دولت مرکزی، تصویری روشن از وضعیت پیچیده کشور و روابط ایران با بریتانیا ارائه می‌دهد. تلگراف از لندن به دولت ایران آشکار می‌سازد که طرف انگلیسی در مراسلات خود ایران را به کوتاهی در زمینه همکاری اقتصادی متهم کرده و در مقابل مدعی مساعدت کامل از جانب خود بوده است. ایران در پاسخ، گزارشی تهیه کرده بود که در آن بر خلاف‌گویی‌های انگلیسی‌ها تأکید شده و به مواردی چون خرید مستقیم و گسترده آذوقه ایران توسط آنان و همچنین خروج غیرقانونی کالاها از مرزهای باز کشور اشاره شده بود. او با این حال تردید داشت که طرح این اتهامات موجب خشم طرف مقابل شود و از این‌رو خواستار تأیید فوری دولت مرکزی پیش از ارسال مراسله شد. این تردید و احتیاط نشان‌دهنده فضای شکننده روابط ایران با قدرت‌های اشغالگر بود، فضایی که در آن حتی اشاره به حقایق آشکار می‌توانست بهانه‌ای برای فشار بیشتر فراهم کند.

یک روز بعد، پاسخ دولت ایران به دست سفارت رسید. سهیلی تأکید داشت که خرید و صدور آذوقه توسط انگلیسی‌ها امری محرز است و در موارد متعدد به خودشان گوشزد شده است. همچنین قاچاق و خروج اجناس از مرزهای کشور پس از وقایع شهریور ۱۳۲۰ شدت یافته بود. با این همه، او یادآور شد که هدف اصلی از مکاتبه با طرف انگلیسی نباید جدل یا ایرادگیری باشد، بلکه باید زمینه‌ای برای جلب مساعدت بیشتر فراهم آورد. در آن مقطع، بحران نان به سطحی رسیده بود که بیم قحطی و تهدید امنیت اجتماعی در پایتخت می‌رفت. به همین دلیل سهیلی بر ضرورت درخواست فوری گندم تأکید کرد و اعلام نمود که ایران دست‌کم به سی هزار تن گندم در فاصله سه ماه نیاز دارد، یعنی حدود ده هزار تن در هر ماه برای تأمین نان تهران. حتی مذاکراتی با کاردار سفارت انگلیس در تهران انجام شده بود تا لندن تحت فشار قرار گیرد و هر چه زودتر به این خواسته پاسخ مثبت دهد.

این اسناد نشان می‌دهد که در اوج جنگ جهانی دوم، ایران در تنگنایی چندجانبه گرفتار بود. از یک سو قدرت‌های اشغالگر منابع اقتصادی کشور را به نفع خود به کار می‌گرفتند و از سوی دیگر دولت ناچار بود برای جلوگیری از بحران داخلی، همان قدرت‌ها را به کمک وادارد. دیپلماسی ایران در این میان بیش از هر چیز مبتنی بر موازنه‌ای شکننده میان «اظهار حقایق» و «جلب مساعدت» بود. تقی‌زاده از ترس تحریک انگلیسی‌ها در بیان برخی واقعیات دست‌به‌عصا حرکت می‌کرد و دولت مرکزی نیز بر این باور بود که تأکید بر نیاز فوری به گندم، از هرگونه جدل مستقیم مهم‌تر است. در نتیجه، مراسله‌ای که باید میان صراحت و مصلحت تنظیم می‌شد، بازتابی از سیاست ایران در آن سال‌ها بود: سیاستی برآمده از ضعف، ولی ناگزیر به چانه‌زنی برای بقا.

در ادامه متن سند از نظر می‌گذرد:

 
 

 

تلگراف سفارت شاهنشاهی در لندن ۱۳۲۱/۴/۲۰

خیلی فوری جناب آقای سهیلی برطبق دستور مراسله جامع جميع نكات تلگراف شریف و تلگرافات قبل بوزارت خارجه انگلیس مین بورد برخی دعاوی آنها در مساعدت اقتصادی کامل از طرف خودشان و کوتاهی از طرف ما تهیه نموده که بفرستم اگر چه شکی ندارم که خیلی بر آشفته خواهند شد ولی اظهار حقایق و تعداد کوتاهی های آنها و رد اسناد باطله البته اقلا یکبار لازم بود و سکوت مطلق در صورتیکه ادعاهای آنها که در دو مراسله مفصل نوشته‌اند اساس ندارد شاید مقتضی نباشد علیهذا با معادله خیر و شر کار در اجرای دستور مندرجه در تلگراف مزبور اقدام شد و البته باید منتظر جواب نامطلوب باشیم لكن در موقعیکه عازم ارسال مراسله بودم به خاطر رسید که راجع به دو فقره مطلب که در تلگراف شریف مندرج بود و در مراسله نیز ثبت شد مبنی بر اینکه حضرات خود مقداری زیاد آذوقه ایران را بطور مستقیم خریداری و صادر و می‌کنند و نیز بواسطه عدم امکان نظارت در سرحدات بطور ناچاق خارج میشود و از دادن اظهارنامه خودداری میکنند مجددا استعلام نمایم که چون نسبت خلافکاری شدید است و موجب تحريک قیض (غیظ) حضرات و تلقی تهدید تواند شد این دو جمله فقط وقتی درج شود که اطمینان خیلی کامل بصحت آنها بوده و حتی شاید اثبات آن ممکن باشد در آنصورت البته وهمی از اظهار حقایق نباید داشته باشیم فعلا مصمم شدم ارسال مراسله را تا جواب این تلگراف تاخیر نمایم جواب خیلی خیلی فوری لطف بفرمائید ۱۸ تیر تقی زاده

تلگراف بسفارت کبرای شاهنشاهی در لندن ۱۳۲۱/۴/۲۱

مراسله را که تهیه فرموده‌اید ارسال دارید خرید آذوقه از ایران و صدور آن محرز و در موارد مختلفه هم مراتب بسفارت انگلیس تذکر داده شده است باز بودن سرحد و خروج اجناس بطور قاچان نیز در اثر وقایع شهریور بیشتر شده است با این مراتب چون منظور ایراد گیری نیست و بلکه میخواهیم جلب مساعدت کرده باشیم هر طور صلاح بدانید مراسله را تنظیم و ارسال فرمائید که در نتیجه حضرات تشویق بمساعدت شوند چونکه وضع نان خوب نیست و مخصوصا باید همراهی کنند در مدت کم مقداری گندم بما برسانند والا قحطی پیش آمده سلب امنیت میشود در اینجا هم روز ۱۹ تیر با کاردار سفارت انگلیس مذاکرات لان (نان) بجا آوردم و قرار شده است بلندن تلگراف و بخواهد هر چه زودتر مساعدت نمایند مقدار گندمی که فعلا لازم داریم و باید در فاصله یکماه تدریجا برای نان تهران تحویل دهند سی هزار تن در مدت سه ماه است که لااقل هر ماه ده هزار تن تحویل دهند البته این نظریه را تایید و طوری اقدام خواهید فرمود حاضر شوند از هرکجا ممکن است این مساعدت را با ما بنمایند.

ارسال نظرات