۰۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۵
کد خبر: ۸۰۷۸۸۴

«رهبری و حکمرانی اطلاعاتی»؛ کتابی برای درک جوامع اطلاعاتی کارآمد در قرن بیست و یکم

«رهبری و حکمرانی اطلاعاتی»؛ کتابی برای درک جوامع اطلاعاتی کارآمد در قرن بیست و یکم
کتاب «رهبری و حکمرانی اطلاعاتی، ایجاد جوامع اطلاعاتی کارآمد در قرن بیست و یکم» تألیف پاتریک اف. والش با ترجمه دکتر مهدی پیروز و پیمان حسنی توسط انتشارات دانشگاه اطلاعات و امنیت ملی منتشر شد.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، کتاب «رهبری و حکمرانی اطلاعاتی، ایجاد جوامع اطلاعاتی کارآمد در قرن بیست و یکم»، تألیف پاتریک اف. والش و ترجمه دکتر مهدی پیروز و پیمان حسنی، توسط انتشارات دانشگاه اطلاعات و امنیت ملی منتشر شد.

در بخشی از مقدمه این کتاب آمده است:

این فصل چهار هدف اصلی دارد؛ هدف نخست ارائه مقدمه ای موضوعی و تاریخی پیش از یازده سپتامبر در مورد رهبری جوامع اطلاعاتی از منظر فردی و سازمانی است. درک اینکه چگونه رهبری قبل از یازده سپتامبر بر رهبری جوامع اطلاعاتی معاصر تأثیر گذار است، امری بسیار مهم است. البته بخش اول قادر به ارائه تجزیه و تحلیل دقیق و جامعی از تاریخ همه رهبران اطلاعاتی و اقدامات آنها در هر یک از کشورهای عضو پنج چشم نیست. این کار غیر ممکن و از حوصله این کتاب خارج است. با این حال، تحلیل تاریخی سطح بالایی از رهبری در نهادهای امنیت ملی و انتظامی ارائه می‌دهد. بسیاری از این مضامین در فصول بعدی با جزئیات بیشتر و دقیق تری بررسی می‌شوند؛ چراکه به درک جنبه های خاص از مسائل مربوط به رهبری معاصر مرتبط هستند اما مهم ترین ادعای بخش اول این است که فهم رهبری اطلاعاتی در جهان امروز بدون بررسی نیروها و عوامل تاریخی شکل دهنده به نهادهای اطلاعاتی مدرن امروزی در اوایل قرن بیستم ممکن نیست. هدف دوم (جنبه منحصر به فرد دیگر این کتاب) معرفی دیدگاه چندرشته ای در بافتار رهبری اطلاعاتی معاصر است. در این بخش مروری بر طیف وسیعی از رشته ها ...»

در بخش دیگری از کتاب با عنوان «تحلیل شبکه های اجتماعی» می‌خوانیم:

«تحلیل شبکه‌های اجتماعی موضوعی گسترده برای طیف وسیعی از فنون تحلیلی است که به دنبال ارزیابی ارتباط بین بازیگران تهدید کننده و دیگر مردم، اقدامات تهدید آمیز و مکان‌های وقوع تهدید است. با وجود توسعه شبکه های اجتماعی در قرن بیست و یکم، اصول بنیادین تحلیل شبکه های اجتماعی به دهه ۱۹۳۰ و نظریه های جیکوب ال مورنو، جامعه‌شناس و علاقه‌مند به روان‌شناسی اجتماعی بازمی‌گردد. مورنو سعی کرد تا رفتار اجتماعی را با استفاده از «گروه‌نما» برای بازنمایی گرافیکی از ارتباطات بین فرد و دیگران، توضیح دهد. در حالی که تحلیل شبکه های اجتماعی چندین دهه در زمینه امنیت ملی و اجرای قانون در کشورهای عضو پنج چشم مورد استفاده قرار گرفته است، میراث فکری آن ریشه در طیف وسیعی از رشته ها مانند روان‌شناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی، ریاضیات و مردم‌شناسی دارد. همان طور که وان در هالست (2009) تاکید می‌کند، تحلیل شبکه های اجتماعی برای سازمانهای اطلاعاتی یک ابزار تحلیلی حیاتی در مطالعه شبکه های حریف، فارغ از ماهیت تروریستی یا جنایی آنها تبدیل شده است.

«رهبری و حکمرانی اطلاعاتی»؛ کتابی برای درک جوامع اطلاعاتی کارآمد در قرن بیست و یکم

همچنین در فصل مربوط به «کلان داده و یادگیری ماشینی» عنوان شده است:

«همان طوری که در فصل سوم اشاره شد، توانمندی کلان داده و یادگیری ماشینی در شکل گیری نحوه درک اولویتها و شکافهای موجود توسط تصمیم گیرندگان نقش دارد. اگرچه استفاده از کلان داده و یادگیری ماشینی به عنوان ابزار جمع آوری هنوز در بسیاری از سازمانها و نهادهای مجری قانون امری نوپا و نوظهور است، اما کلان داده و یادگیری ماشینی بیش از دو دهه است که از ویژگی‌های عملیاتی جوامع اطلاعاتی به شمار می رود. شایان ذکر است که همان طور که قبلاً ذکر شد، کلان داده در زمینه جمع آوری اطلاعات پدیده جدیدی نیست و به دوران پیش از پایان جنگ جهانی دوم بر می گردد. با این حال، در طول انقلاب دیجیتال، کلان داده با ویژگی‌هایی همچون حجم بسیار، سرعت بالا و تنوع داده ها (ساختارمند یا بدون ساختار) و قابلیت ذخیره سازی گسترده که معنای آن با سرعت بالا قابل استخراج است، بازنمایی می‌شود. همان طور که لیم اشاره می‌کند، دلیل اصلی ظهور کلان داده ها دیجیتالی شدن اطلاعات است. در سال ۲۰۰۰ تنها یک چهارم اطلاعات ذخیره شده جهان دیجیتالی بود، در سال ۲۰۱۳ این رقم به بیش از ۹۸ درصد رسید که حجمی برابر ۱۲۰۰ اگزابایت (هر اگزابایت معادل یک میلیارد گیگابایت) اطلاعات ذخیره شده در سراسر جهان در همه اشکال آن بود» (Lim, 2016: 622). نقش کلان داده و یادگیری ماشینی در اقتصاد به ویژه در زمینه حمل و نقل، تجارت، دارو، امور مالی و ارتباطات در دو دهه اخیر انکار ناپذیر است.

در بخش «مواجهه با چالشهای مربوط به حکمرانی تحلیل» آورده شده است:

«همان طور که در فصل پنجم ذکر شد، از یازده سپتامبر به بعد تمام جوامع اطلاعاتی کشورهای پنج چشم، هر یک به میزان مختلفی سرمایه‌گذاری‌های متعددی در زمینه بهبود عملکرد تحلیلی خود انجام داده اند. به عنوان مثال پس از یازده سپتامبر در مقایسه با دوره پیش از آن، بر آموزش روشهای تحلیل ساختارمند به تحلیلگران تمرکز بیشتری می‌شود. با این حال، از دیدگاه برخی از نویسندگان چندان روشن نیست که چگونه چنین سرمایه گذاری هایی روایی و پایایی قضاوتهای تحلیلی را افزایش داده است (Dhami, 2018; Chang and Tetlock, 2016). بر این اساس می‌توان گفت که مهمترین چالش حکمرانی تحلیل، چگونگی ارزیابی پیامدهای مثبت سرمایه گذاری در نوآوریهای تحلیلی بر فرایند تحلیل در سازمانهای اطلاعاتی است. در حالی که رهبران جامعه اطلاعاتی باید از نظرهای کارشناسی تحلیلگران در تصمیم گیری برای سرمایه گذاری در توانمندی ها استفاده کنند، باید توجه داشت که تحلیل با سایر فرایندهای اصلی اطلاعات (تعیین دستور کار، هماهنگی و جمع آوری) و اقدامات کلیدی توانمندساز (فناوریهای ارتباطات و اطلاع رسانی و نیروی انسانی) در پیوند است.

در بخش «رویه آتی رهبری جوامع اطلاعاتی» نیز چنین آمده است:

«با توجه به یافته های پژوهش، قصد دارم تا در بخش نهایی کتاب، پیشنهادهایی را با عنوان "گام بعدی" به جوامع اطلاعاتی و پژوهشگران علاقه مند به حوزه توسعه رهبری ارائه دهم. همان طور که در فصل اول بیان شد، این کتاب فراخوانی به جوامع اطلاعاتی و پژوهشگران علوم اطلاعاتی است تا تمرکز بیشتری بر روی توسعه رهبری داشته باشند. کتاب حاضر ادعا ندارد که به تمامی سؤالات موجود پاسخ می‌دهد، با این حال، امیدوارم بارقه‌هایی را برای مباحث تفصیلی تر در ذهن مخاطبان ایجاد کند. بنابراین پیشنهادهایی که در ادامه بیان می‌شوند، صرفاً برای تقویت و تداوم کار فعلی است. به نظر من دو دستور کار گسترده شامل توسعه رهبری اطلاعاتی در درون نهادهای اطلاعاتی و دستور کار پژوهشی دانشگاهی برای توسعه مباحث نظری و علمی رهبری اطلاعاتی وجود دارد. هر دو دستور کار داخلی و بیرونی باید در پیوند با یکدیگر باشند. اما در نهایت این جوامع اطلاعاتی پنج چشم هستند که باید نقش جدی در اقدامات پژوهشی در زمینه توسعه رهبری را بر عهده بگیرند. در شرایط بحرانی مانند همه گیری ویروس کرونا، انجام اصلاحات اساسی به ویژه در زمینه هایی مانند تقویت توانمندی ها ممکن است اهمیت عملیاتی کمتری برای مدیران اطلاعاتی داشته باشد. جامعه اطلاعاتی همیشه ادعا می‌کند که بهتر است منابع موجود صرف سایر اولویتها و مأموریتهای سازمانی شود. اما همان طور که در فصول قبلی اشاره شد، افزایش پیچیدگی محیط امنیتی مستلزم آن است که جوامع اطلاعاتی با وجود میل باطنی خود، دل را به دریا بزنند و سرمایه گذاری بلندمدت و راهبردی برای تقویت توانمندیهای رهبری انجام دهند. در حالی که انتظار می رود در جهان پسا کرونا، دولتها منابع کمتری را در اختیار بخش عمومی (به استثنای بخش بهداشت و درمان) قرار دهند، جوامع اطلاعاتی می‌توانند برای تقویت و توسعه رهبری از روشهای کم هزینه تر یا روشهایی که نیازمندی کمتری برای مشاوره های بیرونی دارد بهره ببرند.

و نهایتاً در بخش «امنیت ملی» کتاب توضیح داده شده است:

«از چندین دهه قبل، به خصوص از زمان انقلاب دیجیتال در دهه ۱۹۹۰ تاکنون، باوجود افزایش توان جمع آوری اطلاعات، جوامع اطلاعاتی کشورهای عضو پنج چشم قادر به تحلیل حجم رو به رشد اطلاعات موجود نبودند. حجم، سرعت و تنوع اطلاعات موجود در زمان حاضر، به خصوص منابع ساختار نیافته آن (اسناد، شبکه های اجتماعی، تصاویر دیجیتال، ویدئوها) و افزایش حجم داده‌های دریافتی از حسگرها (مثل اینترنت اشیا)، نشان دهنده افزایش میزان جمع آوری اطلاعات بیش از توانمندی های تحلیلی در جامعه اطلاعاتی است. بیشتر این داده های جدید به صورت ساختار نیافته و مربوط به حسگرها یا داده های متنی هستند و در پایگاه داده های متعددی که با یکدیگر ترکیب نشده اند، ذخیره و نگهداری می‌شوند. این وضعیت برای نهادهای اطلاعاتی فرصت و چالش به دنبال دارد. از یک سو داده های بیشتری برای تحلیل و نتیجه گیریهای مفید در دسترس است و از سوی دیگر مشکل "پیدا کردن سوزن در انبار کاه" پیش می‌آید. تمام جوامع اطلاعاتی کشورهای عضو پنج چشم روزانه داده های اطلاعاتی خام بیشتری را نسبت به آنچه که تمام نیروی کار آنها در کل زندگی کاری خود بتوانند تحلیل کنند، جمع آوری می‌کنند. به این ترتیب تحلیلگران نیازمند اولویت بندی داده های جمع آوری شده برای قرار دادن آنها در دستور کار تحلیلی هستند و این به معنی اتکای روزافزون به پایگاه های داده و جستجوهای رایانه ای جهت دسترسی، مدیریت و ارزیابی سریع اطلاعات است. 

ارسال نظرات