۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۲
کد خبر: ۸۰۶۲۷۴
یادداشت اختصاصی؛

فستیوال فرهنگی یا آیین مذهبی؟ چالشی برابر ظرفیت عظیم تبلیغی!

فستیوال فرهنگی یا آیین مذهبی؟ چالشی برابر ظرفیت عظیم تبلیغی!
فرهنگی‌شدن مناسک دینی، فرصتی برای جهانی‌شدن است؛ فرصتی که اگر با معنا همراه نباشد، می‌تواند مهدویت و غدیر را از عمق دینی به سطح یک آیین نمادین با روح سرگرمی فروبکاهد. هرچند مسیر طی شده تا کنون خلاف آن را نشان داه است.

به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، یکی از روندهای مهم در جهان معاصر، جهانی‌شدن و فرهنگی‌شدن مناسک دینی است؛ به این معنا که یک عمل یا آیین مذهبی، از سطح درون‌دینی خارج شده و به‌عنوان جزئی از فرهنگ عمومی جامعه پذیرفته می‌شود. در این فرآیند، آن مناسک دیگر صرفاً متعلق به پیروان یک دین خاص نیست، بلکه به کنشی اجتماعی و فرهنگی تبدیل می‌شود که مرزهای اعتقادی را پشت سر می‌گذارد.

نمونه روشن این روند را می‌توان در هالووین مشاهده کرد. آیینی که ریشه‌ای مسیحی داشت، اما غرب با خارج‌کردن آن از بطن دین و تسری‌دادنش به سطح جامعه، آن را به یک فستیوال فرهنگی و جهانی بدل کرد؛ به‌گونه‌ای که امروز افراد با ادیان مختلف، یا حتی بدون تعلق دینی، در آن مشارکت می‌کنند. هالووین دیگر یک مناسک مسیحی نیست، بلکه پدیده‌ای فرهنگی است که مستقل از باور دینی افراد عمل می‌کند.

در همین چارچوب، مهدویت و جشن‌های مهدوی نیز چنین ظرفیتی را دارند که از سطح صرفاً درون‌دینی فراتر رفته و به بخشی از فرهنگ عمومی جامعه تبدیل شوند؛ فرهنگی که بتواند پیام امید، انتظار، عدالت‌خواهی و آینده‌باوری را به لایه‌های گسترده‌تری از جامعه منتقل کند و حتی قابلیت جهانی‌شدن داشته باشد.

اما این مسیر، در کنار ظرفیت عظیم خود، مخاطرات جدی نیز به همراه دارد؛ مخاطراتی که تجربه هالووین به‌خوبی آن‌ها را نشان می‌دهد. بزرگ‌ترین چالش، تهی‌شدن عمل فرهنگی از معارف و روح دینی است. همان‌گونه که امروز هالووین، در بسیاری از جوامع از جمله جامعه ایران صرفاً به یک آیین سرگرمی‌محور و نمایشی تبدیل شده و ارتباط آن با ریشه‌های دینی‌اش تقریباً از میان رفته است.

این تجربه باید برای ما هشداردهنده باشد. اگر جشن‌ها و فستیوال‌های مهدوی بدون مراقبت محتوایی و معرفتی پیش بروند، این خطر وجود دارد که مهدویت نیز به پوسته‌ای فرهنگی و خالی از معنا تقلیل یابد؛ حرکتی پرزرق‌وبرق اما فاقد عمق معرفتی و پیوند واقعی با آموزه‌های اصیل دینی.

ازاین‌رو، وظیفه نهادهای فرهنگی و حتی خود مردم آن است که مراقب باشند فرآیند فرهنگی‌شدن به معنای تهی‌شدن از محتوا نباشد. فستیوال مهدوی می‌تواند هم جزئی از فرهنگ جامعه شود و هم در بطن خود حامل معارف عمیق مهدوی باقی بماند؛ مشروط بر آنکه جذابیت فرهنگی، جایگزین معنا نشود، بلکه رسانه‌ای برای انتقال معنا باشد.

در چنین صورتی، فستیوال مهدوی نه یک چالش، بلکه ظرفیتی عظیم برای بازتعریف مهدویت در زیست اجتماعی معاصر خواهد بود.

در نهایت فرهنگی‌شدن اگر از معنا عبور کند، به سرگرمی تقلیل می‌یابد؛ و مهدویت، بیش از هر چیز، محتاج معناست.

البته آنچه در مورد مناسبتهایی چون نیمه شعبان، غدیر خم و عاشورا، مسیر طی شده نشان می‌دهد اگرچه میرفت این مناسبت‌ها در اثر تکرار به یک آیین ملی یا محلی تبدیل شوند، ولی در سالهای اخیر، با ورود نگاههای جدید، معنا رشد یافته و از افتادن در گرداب اثر فرهنگی نجات یافته است

 به عنوان مثال چند سالی بود که مراسم نیمه شعبان به یک فستیوال ساخت حوض و اژدها یا کره زمین و خانه کعبه در کوچه و خیابانهای ایران تبدیل شده بود و حتی در بعضی از سنوات، نهادهای فرهنگی رسمی، اقدام به برگزاری مسابقه بین این سازه ها پرداخته بودند. در حالی که این حوض و اژدها نه تنها ربطی به حضرت ولیعصر عج نداشت بلکه حامل یک روایت انحرافی از کتاب های عهد عتیق و عهد جدید در مورد نیروهای شرور آخرالزمانی بود که با این اقدام فرزندان جامعه شیعه، در فرایند جهانی سازی مهدویت، به جای آنکه زینت بخش امام زمانمان باشیم، ناخواسته شین او و موجب هتک حرمت او می‌شدیم 


اما به مرور و گذر زمان، و تلاش علما و روحانیون در حرکتهایی تمدنی مانند ستاد مهدویت، این آیین رنگ و بوی معرفتی با رویکرد تمدنی پیدا کرد و انتظار معنایی مثبت و سازنده پیدا کرد

امروز پیاده روی مسیر جمکران در نیمه شعبان، بیش از آنکه اطعمه و اشربه به زائران داده شود، شربت معرفت نوشانده میشود. مواکب یاد گرفته اند کنار چادر پذیرایی یک خیمه معرفتی یا سن و سکوی سخنوری و اجرای برنامه برپا میکنند تا جشن میلاد امام با معارف انتظار و مسئولیت پذیری توأمان باشد

محمدحسین پیشاهنگ، علی رشیدیان
ارسال نظرات