مستشاران ۸ هزار دلاری آمریکایی! / رده بالای سازمان امنیت دنبال کسب و کار بودند
شعارهای مردم در تظاهرات انقلابی به همان اندازه که ضد رژیم پهلوی بود، ضدآمریکایی نیز بود. دخالتهای آمریکا و همچنین حضور و نفوذ آمریکاییها در ایران یکی از جمله مشکلاتی بود که بر کسی پوشیده نبود. ذات بیگانهستیز مسلمان ایرانی تحمیل اراده خارجی در امور خود را برنمیتابید، هرچند این دغدغه در نهادها و نمادها ظهور و بروز بیرونی نداشت.
یکی از زمینههای حضور بیشمار مستشاران آمریکایی در مسائل نظامی و امور مربوط به ارتش بود. ارتشبد حسن طوفانیان که مناصبی، چون ریاست رکن سوم ستاد نیروی هوایی، ریاست اداره طرح ستاد ارتش، ریاست خرید اقلام دفاعی، معاون و جانشین وزیر جنگ را بر عهده داشت در خاطرات خود به نکات مهمی درباره حضور نیروهای مستشار آمریکایی و هزینه بالای آنها اشاره میکند.
طوفانیان هر چند نقشآفرینی روحانیت و اثرگذاری تبلیغات مذهبی عصبانی است، اما به بیخبری خود از نارضایتی مردم نسبت به حضور مستشاران خارجی اعتراف میکند و مسئولیت این مهم را به نهاد سازمان امنیت و اطلاعات کشور یا همان ساواک منتسب میکند.
آنچه در ادامه میآید لایههای پنهانی را نشان میدهد که کارگزاران رژیم پهلوی به دلایل مختلف از آن غفلت کرده بودند.
س- میگویند که حضور تعداد زیاد مستشاران آمریکا در ایران قبل از انقلاب تأثیر نامطلوبی در جامعه ایران داشت و موجب نارضایی توده مردم از رژیم شد. اگر این موضوع حقیقت دارد، آیا هرگز این موضوع با شاه به بحث گذاشته شده بود؟
ج- این موضوع هیچوقت با شاه به بحث گذاشته نشده بود. من بعد از انقلاب نواری که صحبتهایی که من برای مستشارها کردم این را… این تبلیغات اینقدر عمیق بود که نواری که من تو اصفهان برای مستشارها صحبت کردم، این نوارش را بعد از انقلاب اینها گذاشته بودند. من خسروداد، خدا بیامرزدش، یک وقت به من گزارش داد که اینها در اصفهان مشروب میخورند. ما اولاً با Bell و اینها با اینها صحبت کرده بدیم. اشخاصی که در ویتنام باعث دردسر شده بودند، اینها را به ایران نفرستند و متأسفانه میفرستادند. ولی بهطور کلی یک مسائلی حقیقت دارد. آن مسائل پول زیاد همه را از وظایف اصلیشان منحرف کرده بود. همه رفته بودند. همه رفته بودند عقب تجارت، عقب کسب. سازمان امنیت غالب رده بالایشان دنبال کسب و کار بودند. افسرها غالبشان دنبال زمین و اینها بودند ولی این موریانه آخوند بود. آخوند و کمونیسم این موریانه که به جان ارتش افتاد آخوند افتاد و کمونیسم. آنوقت این آخوند و کمونیسم به اسمهای مختلف بود. مجاهدین خلق، فداییان خلق، نمیدانم مذهبیون. ببینید، این یکی از این مسائل… و اینها ببینید که ما یک دسته بدون اطلاع از تبلیغ یعنی ارتش بدون اطلاع از تبلیغ با یک دسته مبلّغ طرف شده بودیم. آخوند یعنی چه آقای دکتر؟ لغت آخوند یعنی چه؟ یعنی مبلّغ مذهبی دیگر. مبلغ مذهبی هیچ تفاوت نمیکند چه پریست و کشیش، اینها مبلّغ مذهبی هستند. ارتش یک مردمان ساده هستند. این مردمان ساده مواجه با یک دسته مبلّغ شده بودند که این مبلّغین به همه جای جوانها دخالت داشتند. آنوقت اینها سه دسته هستند. روسها و انگلیسها و شرکت نفت. این آخوندها را در اختیار داشتند و کمونیستها. اینها با هم ساختند و ایران را داغون کردند دیگر.
س- تیمسار، نقش هیئت مستشاران آمریکایی در ایران چه بود؟ تا چه اندازه هیئت مستشاران آمریکایی به جای حفظ منافع ایران حافظ منافع آمریکا بود؟
ج- آمریکاییها حافظ منافع آمریکا بودند، به ایران کاری نداشتند. حافظ منافع آمریکا را داشتند ولی مستشار بودند advise به ما میدادند، advise میدادند. مستشار ردههای مختلف دارد. ببینید، ما یک دسته داشتیم این مکانیسین روی هواپیما بود. این آموزشش میداد، به سیاست مملکت کاری نداشت. رئیس هیئت مستشاری هم به سیاست مملکت کار نداشت. این به آموزش و گسترش و خرید و پول دادن و اقساط دخالت داشتند، اینها کاری به سیاست مملکت نداشتند. سیاست مملکت دست دولت ایران بود. سفیر آمریکا با آنها کار داشت. آنوقت نماینده CIA هم آنجا بود. میدانید، در هر کشوری یک شعبه CIA هست. میگویند که Station Chief ایران هم یک Station Chief داشت. آخریها پیش از ما، ماقبل آخر اسمش بود مستر سایدل اینها… متأسفانه، اینها هم از وظیفهشان منحرف شدند. اینها نمیدانم با سازمان امنیت. ببینید، سازمان امنیت باید میدید، باید میدید این مدارس مذهبی چیست. یعنی باید اشخاص باسوادتری را در سازمان امنیت میگذاشتند. این چیزهایی که الان تو تاریخها مینویسند، باید آنوقت گفته میشد، اگر آنوقت گفته میشد، آنوقت این اتفاقات نمیافتاد. جدی میگویم. باید گفته میشد اینها. متأسفانه همه… این آخر چقدر مدرسه مذهبی درست شد. دختره را میگرفتند، دخترها را میبردند، روسری سرشان میکردند، ماهی پنجاه تومان حداکثر ما هی صدوپنجاه تومان برایش خرج میکردند. این پولها از کجا میآمد؟ از کجا یک مرتبه تمام ایران پر از رادیو یک موجی شد که فقط بیبیسی را میگرفت. اینها از کجا آمده؟ امروز این پولها چرا نیست. خوب آخوند را که شما بهتر میدانید از صد سال پیش از کمپانی هند شرقی حقوق میگرفتند دیگر. اینها از همه جهت حقوق میگرفتند، الان کسی نمیتواند مخالفت با اینها بکند، پول دستشان است.
س- شما یک مسئلهای را گفتید که این هیئت مستشاران آمریکایی در ایران در واقع بیشتر حافظ منافع آمریکا بودند. ممکن است این را با ذکر یک مثال یا دو مثال روشن بفرمایید.
ج- حافظ…
س- یعنی به جای اینکه در راه حفظ منافع ایران خدمت بکنند...
ج- آخر حفظ منافع ایران یعنی چه؟
س- مثلاً فرض بفرمایید که...
ج- حفظ منافع ایران یعنی چه؟
س- عرض میکنم الان خدمتتان که منظور ما چیست.
ج- یک آمریکایی منافع خودش را میخواهد.
س- بله. ولی یک آمریکایی که استخدام شده که بیاید ایران و...
ج- در آن چهارچوب استخدامش وظایفش را انجام میداد. چهارچوب استخدامش چیست؟ آموزش است، کمک است. هم آموزشش را میکرد هم کمکش را میکرد. ولی آمریکایی است ایرانی نیست، به او دخلی ندارد، ما به او دخلی نداریم، ما به آمریکایی دخلی نداشتیم. آن منافع آمریکا، من اینکه میگویم منافع یک آمریکایی منافع خودش را میخواهد، ولی وظیفهای که به او محول شده بود وظیفهاش را انجام میداد. اگر در طرحریزی بود، طرحریزی میکرد. اگر در نگهداری بود، نگهداری میکرد، اگر آموزش بود، آموزش میکرد. من خیلی، یا متأسفانه یا خوشبختانه، مستشار ندیدم، ولی مستشارها را من پولشان را میدادم، زیر نظر من بودند. من برایشان خانه میساختم در اصفهان، حتی کلیسا برایشان میساختم، مدرسه برایشان میساختم. اینها کار خودشان را میکردند. کارشان آموزش بود. یک جایی که ما خودمان میتوانستیم بکنیم خودمان میکردیم، یک جایی که خودمان نمیتوانستیم، از اینها کمک میخواستیم. در دالاس مثلاً بل مرتب داوطلب میگرفت به نام مکانیسین و کمک مکانیسین اینها را میفرستاد آنجا. هلیکوپترها میپریدند تا وقتی که ما بودیم، هلیکوپترها میپریدند، تعدادشان زیاد بود. ولی خوب ممکن است خیلیهایشان رفتند بعد از اینکه انقلاب شد یا خیلیهایشان را کشتند.
س- آیا شما آگاه بودید که حضور این تعداد زیاد مستشار آمریکایی در ایران موجب نارضایی مردم است؟
ج- نه.
س- از این نارضایی اطلاع داشتید؟
ج- نه، ما هیچوقت اطلاع نداشتیم. من هیچوقت اطلاع نداشتم.
س- شما هیچوقت دستگاهی وسیلهای نداشتید که تأثیر حضور این همه آمریکایی را در جامعه ایران بررسی کند، یا اطلاعی داشته باشد؟
ج- نه، نه. من برای اینکه یک وظیفه داشتم. این وظیفه سازمان امنیت کشور بود و هیچوقت سازمان امنیت کشور به من نگفت.
س- گزارشی تهیه نکرد.
ج- چنین چیزی به من نگفت یا من خبر ندارم. نخواسته به من بگوید یا به من نگفتند. مرا در chain آن کسی که باید اطلاع بدهد، نمیدانستند، من نمیدانستم، ولی چرا ایرانی… خوب ممکن است، ممکن است این چیزی را که شما میگویید صحیح باشد. برای اینکه اینها وقتی آمدند اجارهخانه یکهو رفت بالا، چون به اینها ما پول میدادیم. آنوقت اینها به تدریج حقوقهایشان را هی بردند بالا. مثلاً اول یک مکانیسین میگرفت ۲۰۰۰ دلار. بعد رساندند به ۸۰۰۰ دلار. من غالباً به اینها میگفتم این عمل غلط است. چرا مکانیسین ۲۰۰۰ دلار، ۸۰۰۰ دلار میگیرد؟ این زیاد است. میگفتند این را corporate مسئول بیمه و دکتر و خانواده و مدرسه بچهاش و اینها است روی این اصل باید بدهیم. یک همچین چیزهایی میگفتند.
س- ۸۰۰۰ دلار آقا در ایران؟
ج- بله در ماه میگرفتند.
منبع:
پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد، مصاحبه با حسن طوفانیان، نوار شماره ۹، تاریخ مصاحبه: ۱۸ ژوئیه ۱۹۸۵، مصاحبهکننده: ضیاء صدقی