آرامش حقیقی؛ رمز استقلال درونی و جامعهای مقاوم
به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، در جهان پرمشغله امروز که هر روز با انبوهی از دغدغهها، مسئولیتها و چالشهای ریز و درشت روبهرو هستیم، گاهی آنقدر درگیر روزمرگی میشویم که صدای فطرت خویش را گم میکنیم. در این هیاهوی زندگی، چه چیزی میتواند لنگر آرامش ما باشد؟ چه پناهی امنتر از کلام خدا برای تسکین دلهای پراضطراب؟
زندگی با آیهها، یعنی اجازه دادن به نور وحی برای تابیدن در تاریکترین لحظات؛ یعنی یافتن پاسخی برای پرسشهای بیپاسخ، تسکینی برای زخمهای ناپیدا و نیرویی برای ایستادن در برابر طوفانهای سهمگین. آیههای قرآن تنها متنهایی مقدس بر روی کاغذ نیستند، بلکه نسیمهایی هستند که از جانب دوست میوزند و روح خسته ما را نوازش میدهند.
چه زیباست وقتی در میان شلوغیهای زندگی، لحظهای میایستیم و با آیهای از کلام خدا همکلام میشویم؛ گویی او مستقیماً با ما سخن میگوید، از غمهایمان آگاه است، از رنجهایمان خبر دارد و دقیقاً همان کلماتی را به زبان جاری میکند که مرهم دل ماست.
زندگی با آیهها به ما میآموزد که صبر، تنها تحمل کردن نیست؛ یک مقاومت آگاهانه و فعال است. نماز، فقط یک عبادت خشک و خالی نیست؛ یک سیستم عامل معنوی است که ما را به منبع لایزال قدرت الهی متصل میکند. توکل، به معنای دست کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه به معنای تکیهکردن بر قدرتی است که از همه قدرتها برتر است.
در این مجموعه گفتارها، با تأمل در آیههای نورانی قرآن، به ویژه آیاتی که درباره صبر، نماز و مسئولیتهای انسانی سخن میگویند، تلاش میکنیم تا با نگاهی نو، این گنجینههای الهی را در زندگی روزمره خود جاری سازیم. سفری به عمق معانی، با تکیه بر نقش ویژه زنان در هستی و چالشهای منحصربهفردی که با آن روبهرو هستند.
با ما همراه شوید تا زندگی با آیهها را تجربه کنیم...
جزء سیزدهم(آرامش درون، عزت بیرون)
﴿أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾
سوره رعد، آیه ۲۸
آگاه باشید! دلها فقط با یاد خدا آرام میگیرند.
جامعه پویاتر و مستقل تر خواهد شد. اما امروزه، در جوامع غربی، ارزش خانواده رو به زوال و نابودی است و نمونههایی مانند ازدواج سفید، زندگی مجردی و زندگی گروهی دیده میشود که باعث ازبینرفتن امنیت خانواده و تضعیف نقش مادری و همسری میشود.
«کامیل احمدی»، پژوهشگر و نویسنده، با استناد به آمارهای پژوهشی مربوط به «زندگی خارج از چهارچوب ازدواج در ایران» میگوید که ازدواج سفید ریشه در غرب و اروپا دارد و کشورهای نروژ، فرانسه، سوئد و اسپانیا در سال ۲۰۱۰ به این شیوهٔ زندگی روی آوردند. این شیوهٔ زندگی در ایران نیز رواج یافته است. تحقیقات او نشان میدهد که اکثر افرادی که ازدواج سفید کردهاند، بین ۲۵ تا ۳۰ سال سن دارند و دارای تحصیلات کاردانی و کارشناسی هستند. این روش زندگی، باعث ازبینرفتن مفهوم خانواده میشود و ناشی از مشکلات و احساس ناامیدی افراد است که ریشهاش به این برمیگردد که این افراد آرامش حقیقی ندارند؛ ایمان هم ندارند.
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که احساس کنید از دنیا ناامید شدهاید و هیچچیز خوشحالتان نمیکند. انسان در مسیر زندگی با موانعی روبهرو میشود؛ زیرا در مقابل هر خوبی، ناخوشی و در کنار هر آرامش، دلهرهای وجود دارد. اکنون ما درگیر چالشهای زندگی روزمره هستیم و همزمان بهدنبال رفع آنها و رسیدن به آرامش. آرامش و دلهره، نقش بسیار مهمی در سلامت جامعه و سعادت انسانها دارند و نباید بهسادگی از کنارشان گذشت؛ به همین دلیل، کتابهای فراوانی دربارهٔ غلبه بر نگرانی و دستیابی به آرامش نوشته شده است. امروز، با وجود امکانات فراوان، سطح اضطراب و نگرانی در جامعه افزایش یافته و شاهد گسترش افسردگی، بهویژه میان جوانان و زنان هستیم. افسردگی به یکی از معضلات جوامع تبدیل شده است؛ بهطوریکه طبق آمار جهانی، میزان ابتلا به آن در هر صدهزار نفر، بیش از ۳۵۰۰ مورد در مردان و نزدیک به ۵۰۰۰ مورد در زنان است. با بررسی آمار بالای خودکشی، این پرسش پیش میآید که چرا با وجود رفاه نسبی، برخی افراد احساس تنهایی کرده و دچار افسردگی میشوند؟ تنهایی ناشی از سستی کانون خانواده، برخی کشورها مانند بریتانیا و ژاپن را حتی به تأسیس «وزارت تنهایی» وادار کرده است بنابراین این پرسش مهم مطرح میشود که دلیل اینهمه اضطراب چیست؟
عوامل متعددی در افزایش اضطراب، بهویژه در میان زنان نقش دارد. در اینجا به چند نمونه اشاره میکنم و سپس راهی مؤثر برای رهایی از آنها معرفی خواهم کرد. گاهی اضطراب، از نگرانی نسبت به آینده ناشی میشود؛ نگرانی مادر نسبت به سرنوشت فرزندان، آیندهٔ کشور و حتی بیماری و ناتوانی در دوران سالمندی و بیتوجهی فرزندان. برعکس، گاهی نیز تشویش از گذشته سرچشمه میگیرد؛ پشیمانی از کوتاهی نسبت به والدین یا احساس عقبماندن در مسیر تحصیل و رشد فردی.
یکی دیگر از مسائلی که زنان را آزار میدهد، قدرنشناسی اطرافیان است؛ اینکه تالشهای آنان در زندگی مشترک، تربیت فرزند یا خانهداری نادیده گرفته میشود. یکی از مهمترین نیازهای روحی یک زن، احساس زیبایی و محبوبیت نزد همه، بهویژه در نگاه همسرش است. اگر زنی به زیبایی و ارزشمندی خود باور نداشته باشد، ممکن است دچار احساس کمارزشی شده و این مسئله، بهمرور اضطراب شدیدی در او ایجاد کند.
مسئلۀ دیگری که در میان ما خانمها ایجاد نگرانی میکند، توجه افراطی به تجملات، مد و تزیینات زندگی است؛ مسئلهای که معمولاً از چشموهمچشمیهای بیپایه سرچشمه میگیرد. خانمی که دائماً نگران است مبادا زندگیاش از دیگران سادهتر یا پایینتر دیده شود و مدام در انتظار است ببیند چهچیزی مد میشود، ناخواسته خود را در چرخهای از اضطراب قرار میدهد؛ اضطراب از اینکه مبادا از دیگران عقب بماند. برای نمونه، اگر بخواهد مهمانی بدهد یا در عروسی شرکت کند، از مدتها قبل در استرس انتخاب لباس و آراستگی است و تا پایان مراسم آرامش ندارد. همین چشموهمچشمی در تهیۀ جهیزیه نیز دیده میشود و والدین را نگران میکند. حتی در شرایطی که کشور مستعد جنگ است (حالتی که نه جنگ است و نه صلح)، برخی بانوان از بیم کمبود، نگران میزان آذوقۀ منزل بوده و به تهیه و انبارکردن مواد غذایی و لوازم آسایش زندگی روی میآورند تا مبادا خانوادهشان با مشکل روبهرو شود. اینها فقط بخش کوچکی از اضطرابهایی است که زنان با آن دستوپنجه نرم میکنند.
امام صادق(ع) در حدیثی زیبا به همین عوامل اشاره میفرمایند: «پنج چیز است که هرکس یکی از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگیاش نقص دارد و فکرش مشوّش و دلش نگران است؛ سلامت جسم، امنیت، گشایش در روزی و مونس و همراهِ همفکر». راوی می پرسد: «مونس همفکر چیست؟» امام(ع) میفرمایند: «همسر خوب، فرزند خوب و همنشین خوب»، سپس میافزایند: «پنجمین مورد که دربرگیرندۀ همۀ خصلتهاست، آسودگیخاطر و رفاه در زندگی است».¹
عوامل نگرانی منحصر به این چند مورد نیست، بلکه موارد بسیار دیگری نیز میتوان برای آن برشمرد؛ اما باید پذیرفت که بخش عمدهای از نگرانیهای انسان، به یکی از همین عوامل بازمیگردد.
آرامش یا آسایش، کدام مهمتر است؟
خواهران! ما در پیچوخمهای زندگی دنیایی، دچار دو گمراهی بزرگ شدهایم؛ نخست اینکه، آسایشِ مادی را با آرامش حقیقی اشتباه گرفتهایم و دوم آنکه، در جستوجوی این آرامشِ گمشده، به بیراهههایی خطرناک پناه بردهایم.
خانمها! شما که قلب تپندۀ خانواده و بیش از همه نگران آسایش و آرامش عزیزانتان میباشید، باید بدانید دشمن چگونه از همین نیاز درونی شما سوءاستفاده میکند. در اینستاگرام و شبکههای مجازی، شاهد طغیان عرفانهای دروغین، کلاسهای قانون جذب و مدیتیشنهای بیاساس هستیم. اینها نهتنها شما را به سعادت و اتصال با خالق هستی نمیرسانند، بلکه ذهن و دلتان را به امور خیالی و دنیوی سرگرم میکنند. به شما القا میکنند که با گفتن یک ذکر ساختگی یا تجسم ماشین و خانۀ جدید، زندگیتان متحول میشود. اما نتیجه چه بوده است؟ افزایش اختلافات خانوادگی، افسردگی مزمن، ناامیدی و دورشدن از واقعیت. آرامشی که اینها وعده میدهند، تنها آرامشی دروغین و موقتی است که با اولین تلنگر سخت زندگی، متلاشی میشود.
متأسفانه، گاهی وقتی گرهی در زندگی مان می افتد (چه در مسائل زناشویی و چه در فشارهای معیشتی) به جای توکل، دعا و ذکر حقیقی، به سراغ فال گیران، کف بین ها و دعانویس ها می رویم. مبالغ هنگفتی پرداخت می کنیم، با این خیال که شاید آن ها مشکلات ما را حل کنند. اما خواهر من! نه تنها گرهی باز نمی شود، بلکه خودمان نیز گرفتار دام این شیاطین می شویم. به یاد داشته باشیم که آسایش (مثل داشتن لباس شویی اتوماتیک، خانۀ زیبا و سایر وسایل راحتی) هرگز جایگزین آرامش نمی شود. آرامش حقیقی از خانۀ دل آغاز می شود؛ با قدردانی از داشته ها، پذیرش سختی ها و ایمان راسخ به پروردگاری که خالق دنیا و آخرت است. پس فریب سراب های مد روز و خرافات کهن را نخورید. آرامش حقیقی، تنها در مسیر یقین، توکل و یاد خدا یافت می شود.
سراب آرامش
خواهران مؤمنم! همانگونه که پیشتر گفتیم، بزرگترین خطر در زندگی ما این است که در جستوجوی آرامش قلبی، به دام آسایش مادی و وعدههای توخالی فضای مجازی بیفتیم. دشمن با ظرافت تمام، از قلب رئوف و مهربان یک زن سوءاستفاده میکند؛ چراکه خوب میداند زنان برای آسایش خانوادهشان از هیچ توشی دریغ نمیکنند. امروز در اینستاگرام و کانالهای تلگرامی شاهد این هستیم که وعده میدهند با چند جلسه قانون جذب، یوگا یا مدیتیشن، همۀ مشکلات حل خواهد شد! اما اینها تنها یک آرامش دروغین و کاذب را القا میکنند. آنها تمام زندگی را در دنیا خلاصه کرده و بهجای رساندن انسان به کمال حقیقی و ارتباط با خدای هستی، ذهن او را به امور خیالی و دنیوی مشغول میسازند. واقعیت این است که تاکنون هیچکس از این شبهعرفانها نتیجه نگرفته است؛ بلکه حتی اختلافات خانوادگی افزایش یافته و مشکلات روحی و افسردگیهای مزمن نیز به آن افزوده شده است.
نمونه اش زنی بود با زندگی ظاهراً مرفه، که به دلیل اضطراب، به کلاس یکی از عرفانهای نوظهور رفت. مربی آن کلاس با تفسیرهای بیپایه دربارهٔ انرژی منفی، او را وادار کرد رابطهاش را با مادرشوهر و حتی دخترش قطع کند! این اقدام نه تنها اضطرابش را درمان نکرد، بلکه به افسردگی شدید و فروپاشی بنیان خانواده اش انجامید.
عزیزان من! اینها سرابهایی هستند که تشنه را بهجای آب، بهسوی کشندگان میبرند. فالگیری و کفبینی نیز مانند همین عرفانهای کاذب، فقط برای شما تله میگذارند. مراقب باشید که دلبستگی افراطی به آسایش، شما را به ورطة گمراهی و ازدستدادن آرامش حقیقی نکشاند.
با این اوصاف، این آرامش چه فوایدی دارد و چگونه میتوان به آنها دست یافت؟
ازدیاد ایمان
قرآن کریم می فرماید: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّکِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا»؛ اوست که آرامش را در دل مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزاید. سکینه به معنای سکون و آرامش است. حاجآقا قرائتی در «تفسیر نور» میفرمایند: «سکینه حالتی است که سبب میشود انسان از ملامتها نترسد، بر خدا توکل کند، اگر نعمتی را از دست بدهد غمگین و نگران نشود و اگر چیزی به دست آورد، دچار غرور نگردد». شما عزیزان نیز میتوانید با کسب آرامش، به این حالات برسید و ایمانتان را قوی کنید.
پایگاه آماری «بیزینس انسایدر» اعلام کرده است که ایران و هیچ یک از کشورهای اسلامی در لیست کشورهای پرمصرف داروهای ضدافسردگی قرار ندارند. لازم به ذکر است این آمار در چند سال متوالی بررسی شده و آمریکا و استرالیا در لیست سه کشور نخست مصرف کنندۀ داروهای ضد افسردگی گزارش شده اند.
رسیدن به نفس مطمئنه
آرامش انسان را به مقامی میرساند که فراتر از ایمان عادی است؛ مقامی که قرآن از آن بهعنوان نفس مطمئنه یاد میکند. قرآن کریم خطاب به کسانی که به این اوج آرامش رسیدهاند، میفرماید: «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي»؛
ای جان آرامگرفته و اطمینانیافته! بهسوی پروردگارت درحالیکه از او خشنودی و او هم از تو خشنود است، باز گرد. پس در میان بندگانم درآی و در بهشتم وارد شو». در این آیات شریفه، بالاترین مراتب آرامش و اطمینان نفس ترسیم شده است.
خداوند برخی بندگان صالح خود را بهنحو ویژهای مورد خطاب قرار میدهد:
الف) انسان آرام و مطمئن را به جوار رحمت خویش فرا میخواند: «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ».
ب) او را با زیباترین صفات و حالات توصیف میکند: «رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً»؛ یعنی بندهای که هم خود راضی است و هم خدا از او راضی است.
حتماً شنیدهاید که این آیه را ناظر به مقام والای امام حسین(ع) دانستهاند. آن لحظهای که صورت مبارکشان در گودال قتلگاه به خاکهای گرم کربلا رسید، فرمودند: «إلهی رِضًا بِقَضائِكَ، تَسلیماً لِأمرِكَ» و به این مقام رضا دست یافتند. پیش از آن نیز حضرت زینب(س) به عنایت همراهی با امام زمانشان به این مرتبه از آرامش و اطمینان دست یافته بودند. چگونه ممکن بود آنهمه مصیبت را تحمل کنند و در جواب یزید ملعون بفرمایند: «ما رأیتُ اِلّا جمیلاً»! آری، آرامشی که حضرت زینب(س) داشتند، باعث شد که به این مقام برسند و با نفسی مطمئن مصائب را تحمل کنند.
حلم و بردباری
یکی دیگر از آثار مهم آرامش، حلم و بردباری است. انسانی که آرامش دارد، از حلم و بردباری نیز برخوردار است؛ همانگونه که در روایت آمده است: «لَا يَكُونُ حَلِيمًا حَتَّى يَكُونَ وَقُورًا»؛ انسان حلیم و بردبار نمیشود تا اینکه به آرامش رسیده باشد.
آرامش است که ما را بردبار و صبور میسازد و چه نمونههایی روشنتر از مادران این سرزمین که با صبر و بردباریِ برخاسته از آرامش قلبی، در برابر داغ فرزند شهیدشان ایستادند و ثابت کردند هیچچیزی نمیتواند آنان را از رسالت اصلیشان دور کند.
چادر مادری که کفن شهید شد
مانند مادر «شهید یوسف داورپناه» که کوملهها بعد از اینکه در مسجد از انقلاب و حضرت امام(ره) دفاع جانانهای کرد، او را با وضع فجیعی به شهادت رساندند. هنگامی که مادر درخواست کرد پیکر پسرش را به او تحویل بدهند، کوملههای بیدین او را مجبور کردند یک شبانهروز با پیکر مثلهشدهٔ فرزندش در یک اتاق بماند و خودش بهتنهایی او را دفن کند. این مادر، که کوهی از آرامش و صبر بود، چنین روایت میکند: «موقع دفن پسرم، تنها بودم. با دستهای خالی زمین را کندم و چون کفن نداشتم، چادرم را دور بدن پسرم پیچیدم. چادر سیاهم شد خلعت آخرتِ دردانهام. بعد هم او را در خاک گذاشتم. من از همه بیکستر بودم». بله، این مادر با صبر و بردباری که برخاسته از آرامش قلبی او بود، در مقابل کوملهها سر خم نکرد و تا آخر پای این انقلاب ماند و مقاومت کرد.
لذت بردن از زندگی و حیات
گفتیم که لذت از زندگی و حیات در آرامش نهفته است و بدون آن نمیتوان از زندگی لذت برد. چنانکه شاعر میگوید: «دل چو آرام نباشد، ز تن آرام مخواه». حتی اگر بهترین امکانات رفاهی را داشته باشیم، بدون آرامش، بهرهای از آنها نخواهیم برد. آرامش نهتنها به خود فرد کمک میکند، بلکه اعضای خانواده نیز از آن بهرهمند میشوند.
بانو «مجتهده امین» نمونهای درخشان از این حقیقت است. بانویی عالمه، پرتلاش و سختکوش که با وجود مشغلههای فراوان و تحمل مصیبتهایی همچون مرگ چند فرزند، هرگز از مسیر علم و تدریس بازنایستاد. وقتی یکی از اساتیدش از او خواست که بهخاطر فوت فرزندش درس را تعطیل کند، او با آرامشی عمیق و ایمانی راسخ پاسخ داد: «فرزندم به رحمت خدا رفت؛ ما چرا باید تعطیل کنیم؟!»¹
سلامت جسم و جان
یکی از مهمترین آثار آرامش، سلامت جسم و جان انسان است. شاید بتوان گفت بسیاری از بیماریهای ما ناشی از نداشتن آرامش است. حتماً شنیدهاید که پزشکان متخصص میگویند بسیاری از بیماریها ریشۀ عصبی دارند. این یعنی بین سلامت روح و جسم انسان ارتباط ویژهای وجود دارد؛ اگر روح انسان به آرامش واقعی برسد، جسم او نیز به آرامش و سلامتی خواهد رسید. اگر من و شما آرامش نداشته باشیم و خدایناکرده دچار بیماری شویم، آرامش همۀ اعضای خانواده مختل میشود. پس، خانمهای عزیز! بیشتر مراقب روح، روان و سلامتی خودمان باشیم.
استقلال درونی و بیرونی
استقلال درونی و بیرونی، ریشه در آرامش دارد. آرامش درونی، فرد را از شرایط اطراف مستقل میسازد و اعتماد به قدرت تشخیص، تفکر و تصمیمگیری را تقویت میکند؛ بهطوری که فرد، منتظر نظر دیگران نمیماند. داشتن شخصیت مستقل، انسان را از وابستگیهای ناسالم و روابط سمی نجات میدهد. فرد مستقل نیازمند حمایت عاطفی، مادی یا معنوی دیگران نیست؛ زیرا دارای عزت نفس بالاست و نسبت به شخصیت خود احساس مثبت و سالم دارد. این استقلال شخصیتی یعنی فرد برای تصمیمگیری و اظهارنظر، به تأیید دیگران نیاز ندارد و با آگاهی از نقاط قوت و ضعف خود، خویشتن را میپذیرد و دوست دارد. چنین افرادی اهل مشورت هستند، اما نه به این معنا که همیشه به کمک دیگران نیاز داشته باشند.
امام خمینی(ره) نیز با همین استقلال درونی که از آرامش وجودیشان برمیخاست، با نظام پهلوی مبارزه کردند و هرگز کوتاه نیامدند. یاران امام، شاهد آرامش شگفتانگیز ایشان در دوران تبعید بودند. حتی در طول مبارزات، هنگام شنیدن خبر شهادت فرزندشان، سید مصطفی، با آرامشی برخورد کردند که مانع ادامۀ مبارزه نشد و سخنرانی خود را با آیۀ معروف «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» آغاز نمودند.
همین آرامش و استقلال درونی به سطح جامعه نیز سرایت میکند. افرادی که به چنین استقلالی دست یافتهاند، در جامعه نیز پیگیر استقلال کشور خود هستند و اجازه نمیدهند کشور بهخاطر جبران کمبودها، به بیگانگان وابسته شود یا در برابر آنها تسلیم گردد. رهبر عزیزمان نیز در دوران رهبری خود، هرگز این استقلال را از دست ندادند و اجازه ندادند حتی یک وجب از خاک ایران به دست دشمن بیفتد. حتی در جنگ ۳۳ روزه،
همانند امام، سخنرانی کردند. با وجود شهدای عزیزی که دشمن از ما گرفته بود، ایشان با روحیهای محکم و برگرفته از حس استقلال درونی فرمودند: «اسرائیل را پشیمان خواهیم کرد.» و دیدیم که چگونه ایران اسلامی پیروز این میدان شد.
آرامش و عدم اضطراب بهمعنای نداشتن مشکلات نیست، بلکه شیوۀ مواجهه با مشکلات است که زمینهساز غمها و ناآرامیها میشود. بانویی که مهارت مدیریت شرایط سخت را دارد، در سختترین مشکلات نیز آرامش خود را حفظ میکند، خود را نمیبازد و با زمین و زمان درگیر نمیشود؛ زیرا آرامش حقیقی، وابسته به امور بیرونی نیست و از درون هر فرد سرچشمه میگیرد.
در قرآن کریم راهکارهای فراوانی برای دستیابی به این آرامش بیان شده است که یکی از مهمترین آنها یاد و ذکر خداوند است.
ذکر؛ شاه کلید آرامش
بزرگترین معجزۀ پیامبر اکرم(ص)، قرآن کریم، ذکر و یاد خدا را یکی از عوامل اصلی آرامش معرفی کرده است «الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ کسانی که ایمان آوردند و دلهایشان به یاد خدا آرام میگیرد. آگاه باشید دلها فقط به یاد خدا آرام میگیرد». اطمینان بهمعنای آرامش و قرارگرفتن است و دل مطمئن همان نفس مطمئنه میباشد.
ذکر دو نوع دارد: قلبی و زبانی. آیۀ مورد بحث، تنها به تسبیح و تهلیل زبانی اشاره ندارد؛ بلکه منظور توجه قلبی به عظمت، علم و حضور خداوند است. این توجه قلبی است که آرامش می آفریند. مراد از ذکر مطلق، توجه مستمر انسان به خداست. در مشکلات و اضطراب های جهان امروز، دل ناآرام با یاد خدا آرام می گیرد. بنابراین، بهترین راه، آسان کردن دشواری های درونی با ذکر خداوند است، به ویژه در عصری که هیجانات و فشارهای روانی بسیار زیاد است. البته ذکر فقط گفتن سبحانالله و الحمدلله نیست؛ بلکه تفکر در آفرینش، اندیشه در نعمتهای بیکران الهی و توجه به حضور خداوند در تمام لحظات زندگی نیز از مصادیق ذکر است.
قرآن؛ نسخۀ شفابخش
قرآن کریم که خود ذکر است و خداوند آن را «ذِکْرٌ مبارک» نامیده، مایۀ آرامش دلهاست. قرآن نسخهای شفابخش و مایهٔ رحمت برای مؤمنان است: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ».¹ زمانی که دلمان از غم دنیا پُر میشود، تلاوت قرآن چون بارانی بر آتش غصهها مینشیند و آرامش را به ارمغان میآورد. زنی که هر روز با قرآن انس دارد، در سختیها تنها نیست؛ کلام خدا با او حرف میزند، نورش را در دلش میتاباند و امید را زنده میکند. بانوان گرامی! خانههایتان را با تلاوت قرآن نورانی کنید. حتی اگر فرصت کمی دارید، چند آیه بخوانید و بر آن تدبر کنید. بگذارید فرزندانتان صدای قرآن را از مادر بشنوند تا برای همیشه در جانشان طنینانداز شود. خانهای که در آن قرآن خوانده میشود، فرشتگان در آن رفتوآمد دارند و شیاطین فرار میکنند. این وعدهٔ خداست؛ «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکًا»²؛ و هرکس از یاد من روی گردان شود، زندگیاش تنگ و سخت خواهد شد. یاد خدا با تلاوت قرآن، آرامشبخش است و سختیها را هموار میکند.
نماز؛ راه ارتباط مستقیم با خدا
یکی از ذکرهای مهم، نماز است. خداوند متعال میفرماید: «أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي»؛ نماز را برای یاد من بپادار. با نماز به منبع لایزال الهی وصل میشویم. آنقدر نماز جایگاه رفیعی دارد که هرگاه حضرت علی(ع) حاجتی داشتند، دو رکعت نماز میخواندند و از خداوند حاجت خود را میطلبیدند. همچنین شنیدهایم که حضرت زهرا(س) آنچنان در محراب عبادت به نماز میایستادند که پاهای مبارکشان ورم میکرد. نماز در سختترین شرایط، فریاد شخص مضطر است که به خدا میرسد. نمازهای عالمان و عارفان را دیدهایم که چگونه عاشقانه با خدای خود سخن میگویند؛ مانند آیتالله بهجت(ره) که بارها در تلویزیون گریههای سجودشان و رکوعشان را نشان دادهاند.
صلوات
در پارهای از احادیث، پیامبر(ص) صلوات را ذکر الله معرّفی کردهاند؛ زیرا مردم را به یاد خدا میاندازد. امام صادق(ع) در تفسیر آیۀ «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»، فرمودند: «بِمُحَمَّدٍ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ وَ هُوَ ذِکْرُ اللَّهِ وَ حِجَابُهُ»؛ بهوسیلة محمّد دلها آرامش میپذیرد و اوست ذکر خدا و حجاب او». با صلوات، انسان خود را به پیامبر(ص) وصل میکند و این اتصال باعث آرامش او میشود.
ما خانمها بیشتر با ختمهای مختلف صلوات مأنوس هستیم و از برکات آن بهرهمند میشویم.
حاج اسماعیل دولابی می فرمودند: «با صلوات بر محمد و آلش، راه های بسته باز می شود و اگر صلوات را با اشاره و لطافت از ته دل بفرستی، تا هفت آسمان بالا می رود».²
دعا؛ نزدیکترین راه به خدا
وسیلهای برای ارتباط با خداست. با دعا مستقیماً با خداوند سخن میگوییم و همین امر، مایۀ آرامش دلها میشود. دعاهای فراوانی از معصومین(ع) داریم، از جمله دعاهای صحیفۀ سجادیه. آقا نیز در همین ایام سفارش کردند که همگی، دعای چهاردهم را برای پیروزی اسلام بخوانند و در ایام کرونا نیز به خواندن یکی از این دعاها توصیه کرده بودند. همچنین، امام صادق(ع) در روایتی فرمودهاند: «در شگفتم از کسی که از چهار چیز میترسد، چگونه به چهار کلمه پناه نمیبرد!»¹ که خلاصهاش چنین است:
فردی که میترسد، به ذکر «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ»پناه ببرد؛
افراد اندوهگین، به ذکر «لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» پناه ببرند؛
افرادی که مورد حیله و مکر قرار گرفته اند، به ذکر «وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ» پناه ببرند؛
برای کسانی که خواستار دنیا و زیباییهای آن هستند، بهتر است به ذکر «مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» پناه ببرند.
ذکر و یاد خداوند، همچون تکیه گاهی محکم است که به ما احساس امنیت میبخشد و این امکان را میدهد که به قدرتی والا توکل کنیم. این یادآوری، آرامشبخش است؛ زیرا ما را متوجه قدرتی مطلق در این عالم میکند؛ قدرتی که نفع و ضرر همهچیز و همهکس در دست اوست.
آگاهی از این قدرت مطلق، اطمینان عمیق قلبی را به ارمغان میآورد. وقتی انسان بداند بزرگترین قدرت جهان، بر او و شرایطش ناظر است و خیرخواهی مطلق دارد، اضطراب جای خود را به توکل میدهد. این تکیه بر خدایی است که توانایی تغییر هر شرایطی را دارد و میتواند ما را از هر خطری حفظ کند.
در جریان سیل ها یا زلزله هایی که همه چیز ویران می شود، گاهی افرادی هستند که با وجود قرار گرفتن در معرض خطر شدید، به شکلی معجزه آسا نجات پیدا می کنند؛ این لحظات، فرصتی است که دست قدرت خدا را در حفظ جانمان
ببینیم و اطمینان پیدا کنیم تکیه گاه ما واقعی است. این تکیه گاه منحصربهفرد، رهایی بخش است؛ زیرا وقتی انسان به این قدرت والا متصل شد، دیگر نیازی به وابستگی به هیچ قدرت مادی دیگری ندارد و به استقلال حقیقی می رسد. او خود را فقط وابسته به خدا می داند، همۀ کارها را به او می سپارد و به هیچ قدرت دیگری وابسته نیست. یک زن وقتی نگاهش فقط به خدا باشد و نگران حرف مردم نباشد، زندگی بسیار آرام و با طمأنینهای خواهد داشت.
تلاوت قرآن، تدبر در مفاهیم آن و حضور قلبی مداوم با خداوند، ما را از دل بستگیهای زودگذر رهاکرده و به منبعی وصل می کند که زوال ناپذیر است. این انس حقیقی، به ما بانوان توان می دهد تا در هر شرایطی با متانت و آرامش قدم برداریم و همواره از حفظ الهی بهره مند شویم. این تکیه گاه، به جای نگرانی ازآینده، به ما فرصت می دهد بر عملکرد صحیح و توکل قلبی در زمان حال تمرکز کنیم.
بحث این جلسه، دربارهٔ وجوب و لزوم آرامش در زندگی بود. خداوند می فرماید: «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» با یاد خدا به آرامش می رسید. آرامش در زندگی همه، حرف اول را می زند؛ خصوصاً شما بانوان گرامی که مرکز کانون خانواده هستید و آرامش همسر و فرزندان، وابسته به شماست. بنابراین، باید آرامش خود را با راهکارهایی که ارائه شد، تأمین کنید. این کار، کمی دشوار و مشکل است و نیاز به مهارت دارد؛ اما با کمی دقت، تمرین و تمرکز بر رفتارهایتان می توانید مهارت آرام بودن در مواجهه با حوادث را پیدا کنید و باعث آرامش خانواده و بالتبع جامعه تان شوید.
همان طور که گفته شد، آرامش و طمأنینه قلبی شما و جامعه، باعث می شود که از درون، حس استقلال و عدم وابستگی به وجود آید و این استقلال درونی در ارتباط با جامعه و کشورهای دیگر نیز نمود پیدا می کند و سبب می شود که ان شاء الله کشور به هیچ وجه وابسته و تسلیم دشمنان دین نشود و استقلال حفظ گردد.