۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۷:۲۳
کد خبر: ۸۰۷۸۱۱
حجت‌الاسلام عباسی مطرح کرد؛

پدر مقتدر؛ حلقه مفقوده تربیت پسران و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی

پدر مقتدر؛ حلقه مفقوده تربیت پسران و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی
استادیار گروه روان‌شناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث با تأکید بر نقش تعیین‌کننده پدر در تربیت پسران گفت: سبک فرزندپروری پدران، به‌ویژه الگوی «پدری مقتدرانه»، نقشی کلیدی در شکل‌گیری هویت، مسئولیت‌پذیری، سلامت روان و دوری پسران از آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی دارد.
به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام مهدی عباسی، استادیار گروه روان‌شناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث، در نشستی با موضوع «مواجهه پدر با آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی پسران» به تبیین نقش سبک فرزندپروری پدران در شکل‌گیری یا تضعیف هویت، مسئولیت‌پذیری و کارآمدی اجتماعی پسران پرداخت.
 
وی با اشاره به نظریه «خودتعیین‌گری» در روان‌شناسی، اظهار داشت: بر اساس این نظریه که توسط روان‌شناسانی همچون ریچارد رایان و ادوارد دسی مطرح شده، انسان برای رسیدن به سلامت روان و کارآمدی اجتماعی نیازمند تأمین سه نیاز بنیادین «خودمختاری»، «احساس شایستگی» و «تعلق اجتماعی» است؛ نیازهایی که در آموزه‌های اسلامی نیز به‌صورت عمیق مورد توجه قرار گرفته‌اند.
 
حجت‌الاسلام عباسی با تبیین مفهوم خودمختاری تصریح کرد: پسر باید خود را عامل انتخاب‌هایش بداند، نه صرفاً مجری دستورات بیرونی. وقتی نوجوان یا جوان نتواند بر اساس اراده و فهم خود تصمیم بگیرد و ارزش‌ها را آگاهانه انتخاب کند، زمینه رشد استقلال شخصیتی از او سلب می‌شود.
 
وی «احساس شایستگی» را دومین نیاز اساسی دانست و افزود: جوان باید به این باور برسد که «می‌توانم». می‌توانم کار کنم، درآمد داشته باشم، تولید کنم، مهارتی بیاموزم و برای دیگران مفید باشم. حتی در سنین ۱۶ یا ۱۷ سالگی، داشتن یک هنر یا مهارت عملی می‌تواند پایه‌ای مهم برای شکل‌گیری احساس توانمندی و عزت نفس باشد.
 
استادیار گروه روان‌شناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث، سومین نیاز بنیادین را «احساس تعلق» عنوان کرد و گفت: پسر باید خود را عضوی ارزشمند از خانواده و جامعه بداند؛ عضوی که تلاش‌هایش به نفع دیگران سرریز می‌شود. چنین احساسی، انگیزه تولید، مسئولیت‌پذیری و مشارکت اجتماعی را در او تقویت می‌کند.
 
حجت‌الاسلام عباسی با طرح این پرسش که چرا بخش قابل توجهی از جوانان در سنین فعالیت و بهره‌وری نه در حال تحصیل‌اند و نه شاغل، خاطرنشان کرد: از منظر روان‌شناسی، ریشه این وضعیت اغلب به اختلال در یکی از این سه نیاز بنیادین بازمی‌گردد و یکی از عوامل اصلی آن، سبک فرزندپروری پدران است.
 
وی در ادامه به تشریح سبک‌های نادرست پدری پرداخت و گفت: پدر مستبد با کنترل‌گری شدید، تحقیر، تنبیه و فقدان گفت‌وگو، خودمختاری فرزند را از بین می‌برد. چنین پدری پسری وابسته، فاقد قدرت تصمیم‌گیری و ناتوان در حل مسئله تربیت می‌کند؛ پسری که حتی در ساده‌ترین موقعیت‌های زندگی، بدون حمایت دیگران درمانده می‌شود.
 
دوره مهارتی اردویی لقمه های تابستانه - اردو پدر و پسر - مجتمع آموزشی شهدای  رهپویان وصال
 
استادیار گروه روان‌شناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث، همچنین به سبک «پدر منفعل و سهل‌گیر» اشاره کرد و افزود: پدری که مسئولیت تربیت را رها کرده، نقش فعال ندارد و صرفاً تأمین مالی می‌کند، شایستگی و توانمندی را در پسرش تضعیف می‌کند. پسری که پدرش را در حال تلاش، مهارت‌آموزی و مدیریت مسائل زندگی نمی‌بیند، خود نیز انگیزه‌ای برای یادگیری و مسئولیت‌پذیری نخواهد داشت.
 
حجت‌الاسلام عباسی با انتقاد از حضور پررنگ مادران در پیگیری امور تحصیلی پسران در سنین نوجوانی و جوانی گفت: این وضعیت نشانه غیبت نقش پدر است. پسر برای رشد هویتی و رسیدن به بلوغ اجتماعی، نیازمند الگویی فعال، مقتدر و مسئول در نقش پدر است.
 
وی با اشاره به ضعف مهارت‌آموزی در فضای خانواده تصریح کرد: بسیاری از فرزندان، به‌ویژه پسران، نه آشپزی دیده‌اند، نه مدیریت امور خانه، نه مسئولیت‌پذیری عملی؛ بلکه تنها شاهد آن بوده‌اند که والدین درگیر کارهای ذهنی، کتاب و حساب‌وکتاب بوده‌اند. در حالی که آمادگی برای ازدواج، کار، عبادت، تربیت فرزند و اداره زندگی، همگی نیازمند مهارت و شایستگی عملی است.
 
استادیار گروه روان‌شناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث، با تأکید بر اینکه «اول باید در اجرای تکالیف زندگی شایستگی ایجاد شود و سپس نوبت به درس‌خواندن می‌رسد»، افزود: فرزندان باید یاد بگیرند حرف بزنند، کارهای خانه را انجام دهند، در معیشت مشارکت کنند و مسئولیت بپذیرند. اگر این مرحله طی نشود، حتی درس‌خواندن نیز به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
 
وی با انتقاد از سبک پدری منفعل افزود: پدری که به بهانه درس‌خواندن، فرزند را از هر مسئولیتی معاف می‌کند، در واقع شایستگی و توانمندی او را تضعیف می‌کند. این سبک، منجر به تربیت فرزندانی می‌شود که در عمل، ناتوان از مدیریت زندگی‌اند.
 
حجت‌الاسلام عباسی در ادامه به سبک «پدر طردکننده» اشاره کرد و گفت: برخی پدران اساساً درگیر زندگی فرزندان نیستند؛ از وضعیت تحصیلی، دغدغه‌ها و روابط آن‌ها بی‌خبرند و تنها زمانی که تعارضی پیش می‌آید، با فریاد و پرخاش وارد می‌شوند. این پدران، خستگی‌ها و ناآرامی‌های خود را بر سر خانواده تخلیه می‌کنند و احساس تعلق را در فرزند از بین می‌برند.
 
استادیار گروه روان‌شناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث، هشدار داد: پدری که یا بی‌اعتناست یا فقط با داد و فریاد وارد می‌شود، پسری تربیت می‌کند که مسئولیت اجتماعی را نمی‌پذیرد و در آینده نیز، چه در خانواده و چه در جامعه، فردی خودمحور و فاقد روح همکاری خواهد بود.
 
اهمیت نقش پدر در تربیت فرزند پسر - سواد زندگی
 
وی در مقابل، «پدر مقتدر» را الگوی مطلوب معرفی کرد و گفت: تحقیقات نشان می‌دهد پدران مقتدر بیشترین نقش را در پیش‌بینی موفقیت تحصیلی، مسئولیت‌پذیری و سلامت روانی پسران دارند. پدر مقتدر با فرزند گفت‌وگو می‌کند، به او گوش می‌دهد، به‌موقع تذکر می‌دهد، بدون تحقیر و سرزنش خطا را توضیح می‌دهد و مسیر اصلاح را نشان می‌دهد.
 
استادیار گروه روان‌شناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث، افزود: پدر مقتدر در زندگی فعال است؛ مهارت‌های زندگی دارد، در کارهای خانه مشارکت می‌کند، برنامه‌ریزی می‌کند، خشم خود را مدیریت می‌کند و الگوی عملی برای فرزند است. چنین پدری به‌جای صرفاً واریز پول، وقت، توجه و گفت‌وگو را در اختیار فرزند قرار می‌دهد.
 
وی با تأکید بر اینکه پدر مقتدر بیش از آنکه سخن بگوید، شنونده‌ای فعال است، تصریح کرد: چنین پدری به حرف‌های پسرش گوش می‌دهد، کمتر اما مؤثر سخن می‌گوید و تلاش می‌کند ارتباطی امن و مبتنی بر اعتماد ایجاد کند. در تعارض‌های میان مادر و پسر نیز، پدر مقتدر با فریاد و پرخاش وارد میدان نمی‌شود، بلکه مسئولیت هر دو طرف را می‌پذیرد و پس از آرام شدن فضا، در جلسات جداگانه با مادر و فرزند گفت‌وگو می‌کند.
 
استادیار گروه روان‌شناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث، افزود: اگر پدری با این ویژگی‌ها در خانواده حضور داشته باشد، پیامد آن نه‌تنها پیشرفت تحصیلی، بلکه ورود به‌موقع به عرصه کار، تلاش و دوری از آسیب‌های اجتماعی و اخلاقی خواهد بود؛ چراکه پدر مقتدر، پیش از مطالبه درس‌خواندن، فرزند را برای «زندگی» تربیت کرده است.
 
حجت‌الاسلام عباسی با انتقاد از تمرکز افراطی خانواده‌ها بر نمره و مدرسه گفت: تجربه حضور در مدارس مختلف، از مدارس عادی تا غیرانتفاعی و استعدادهای درخشان، نشان می‌دهد مسئله اصلی ضعف تربیت است، نه کم‌کاری آموزشی. اگر پسر از شش‌سالگی درست تربیت شود، خودبه‌خود مسیر تحصیل را نیز به‌درستی طی می‌کند.
 
وی خاطرنشان کرد: پسران تربیت‌شده، نه‌تنها در درس موفق‌ترند، بلکه در خانه نیز مسئولیت‌پذیرتر، مؤدب‌تر و مستقل‌ترند. این فرزندان حتی اگر نمرات بسیار بالا نداشته باشند، توان مدیریت زندگی و عبور از بحران‌ها را دارند؛ در مقابل، جوانانی دیده می‌شوند که با وجود مدارک دانشگاهی بالا، فاقد نظم، مسئولیت‌پذیری و انگیزه کار هستند.
 
استادیار گروه روان‌شناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث، با تأکید بر نقش الگوپذیری گفت: پدر مقتدر از ساده‌ترین مؤلفه‌های سبک زندگی آغاز می‌کند؛ از تنظیم خواب، خوراک و تحرک گرفته تا نظم شخصی، تعامل محترمانه با همسر و مشارکت در امور خانه. فرزندی که پدرش را اهل برنامه، سحرخیز، منظم و مسئول ببیند، همین الگو را در زندگی خود تکرار خواهد کرد.
 
وی افزود: پدری که خود گرفتار بی‌نظمی، بی‌تحرکی، پرخاشگری یا وابستگی به تلفن همراه است، نمی‌تواند انتظار تربیت فرزندی مستقل و مسئول داشته باشد. مهارت‌های ساده‌ای مانند آداب غذا خوردن، مدیریت بدن، گفت‌وگوی محترمانه و تعامل سالم خانوادگی، از مهم‌ترین آموزه‌هایی است که فرزند از رفتار پدر می‌آموزد.
 
حجت‌الاسلام عباسی با تأکید بر اینکه تربیت نیازمند استمرار و تبدیل رفتار به عادت است، گفت: همه این مؤلفه‌ها باید به‌صورت مستمر پیگیری شود تا در نوجوانی، پسر به خودمختاری، شایستگی، مهارت‌های زندگی و احساس تعلق دست یابد و در تحصیل و اجتماع دچار بحران نشود.
 
وی در ادامه با توضیح مفهوم «احسان» اظهار داشت: احسان یعنی نیکی بی‌قید و شرط؛ یعنی پدر پای حرف‌های پسر بنشیند، بدون دلیل برای او هدیه بخرد، به او توجه و محبت نشان دهد و فرزند احساس کند که دوست‌داشتنی است، نه صرفاً موضوع تربیت و کنترل.
 
عکس های پدر و پسر بدون متن برای پروفایل آقا پسر ها و پدر ها
 
حجت‌الاسلام عباسی «تألّف» را نزدیک‌کردن دل‌ها دانست و افزود: تألّف یعنی رفتارهایی که پیوند عاطفی را تقویت می‌کند؛ سلام‌دادن، احوال‌پرسی، در آغوش گرفتن، بوسیدن، شوخی‌های متناسب با ذائقه فرزند و پرکردن فضای روزمره پسر از محبت. این رفتارها نه‌تنها با تربیت در تعارض نیست، بلکه زیربنای آن است.
 
استادیار گروه روان‌شناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث، سومین رکن را «تعلیم» عنوان کرد و گفت: تعلیم یعنی آموزش عملی و الگومحور. پدر باید کار درست را به‌صورت عینی به فرزند نشان دهد؛ از نظافت خانه و کارهای فنی گرفته تا استفاده صحیح از ابزار و فناوری. فرزند باید پدر را در مقام «استاد» ببیند و مرحله‌به‌مرحله یاد بگیرد.
 
وی در تشریح رکن چهارم یعنی «تأدیب» تصریح کرد: تأدیب به معنای تنظیم‌گری مرحله‌ای است، نه تنبیه خشن. وقتی فرزند خطا می‌کند، باید با توضیح پیامدها، ابراز ناراحتی محترمانه و هدایت آرام وارد شد. سرزنش و تحقیر، اولین و بدترین واکنش است که هم احساس شایستگی را از بین می‌برد و هم احساس تعلق را تضعیف می‌کند.
 
حجت‌الاسلام عباسی با اشاره به مدیریت تعارض‌ها، افزود: پدر مقتدر حتی در موقعیت‌هایی مانند سفر یا تصمیم‌های خانوادگی، با فرزند وارد گفت‌وگوی اقناعی می‌شود و به او نشان می‌دهد که حضورش برای خانواده اهمیت دارد. این رفتارها مصداق عملی تألّف و حفظ پیوند عاطفی است.
 
استادیار گروه روان‌شناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث، تأکید کرد: اجبار، تحقیر و نپذیرفتن تلاش اندک فرزند، زمینه قطع رابطه عاطفی را فراهم می‌کند و طبق روایت، فاصله‌ای میان چنین رفتاری و افتادن فرزند در مرزهای بی‌اخلاقی و حتی انحرافات جدی باقی نمی‌ماند.
 
وی در پایان تصریح کرد: رابطه پدر و پسر، ستون اصلی تربیت است. پدر مقتدر با احسان، تألّف، تعلیم و تأدیب حکیمانه، نه‌تنها مانع بروز آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی می‌شود، بلکه مسیر بازگشت، اصلاح و رشد را حتی در سخت‌ترین شرایط برای فرزند هموار می‌سازد.
ارسال نظرات