کالبدشکافی الهیاتی از قدرت سرمایه اجتماعی در نظام حکمرانی
تحلیل جامعهشناختی قدرت در دوران امام علی(ع) و امام حسن(ع) نشان میدهد که ضریب بیعت مردمی و سرمایه اجتماعی، تعیینکننده اصلی در بسط ید حاکمیت و تفاوت سرنوشتهای راهبردی این دو دوره بوده است.
به گزارش گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، انتقال قدرت در جمهوری اسلامی ایران، وابسته به یک نظام اعتقادی برآمده از اندیشه و فقه شیعی است، از این رو در محاسبات اصحاب قدرتهای جهانی، به درستی فهم نشده و موجب اشتباه محاسباتی آنها میشود.
در این نظام اندیشهای، دو مؤلفه اراده الهی و اراده مردم نقش جدی دارند. در این یادداشت، حجتالاسلام وحید حاج آقازاده، کارشناس ادیان، مذاهب و فرق دینی، با خوانشی الهیاتی و تاریخی به بررسی نقش مردم در تحقق اراده الهی در نظام قدرت و حاکمیت میپردازد.
کالبدشکافی قدرتِ سرمایه اجتماعی در الهیات سیاسی اسلام
تحلیل جامعهشناختی قدرت در دوران امام علی(ع) و امام حسن(ع) نشان میدهد که ضریب بیعت مردمی و سرمایه اجتماعی، تعیینکننده اصلی در بسط ید حاکمیت و تفاوت سرنوشتهای راهبردی این دو دوره بوده است.
برای فهم این مسئله تفاوت خروجیهای راهبردی در دوران حاکمیت امام علی ع و امام حسن ع را میتوان از منظر جامعهشناسی سیاسی قدرت و روانشناسی اکثریت عوام تحلیل کرد تا نقش ضریب بیعت مردم در قدرت حاکمیت روشن شود.
زیرا مفاهیمی مانند بسط ید یا اعمال قدرت راهبردی به طور مستقیم به متغیری به نام پشتیبانی اجتماعی یا بیعت میدانی در جامعه وابستهاند و تفاوت سرنوشت سیاسی این دو دوره، محصول تغییرات جدی در هندسه اجتماعی و کیفیت اراده عمومی بود.
الف)معماری قدرت در عصر علوی؛ بیعت حداکثری و زایش ظرفیت دولت.
پس از قتل عثمان، پدیدهای کمنظیر رخ داد: هجوم گسترده مردم برای بیعت با امام علی(ع). این بیعت حداکثری ظرفیت حاکمیت امام را در اعمال قدرت و بسیج عمومی به شکل چشمگیری افزایش داد و پیامدهای راهبردی زیر را به همراه داشت:
1) فعال شدن ماشین جنگی مشروع و مقتدر
بیعت گسترده مردمی امکان بسیج سریع نیرو برای نبردهای جمل، صفین و نهروان را فراهم کرد. وقتی جامعه احساس کند حکومت برآمده از اراده خود اوست، هزینه دادن برای آن را نیز میپذیرد. این سرمایه اجتماعی، لجستیک انسانی جنگها را تأمین و اقتدار مرکزی را تثبیت کرد.
2) فضای تنفس برای جراحیهای عمیق ساختاری
امام علی(ع) بلافاصله اصلاحات اقتصادی مهمی مانند لغو امتیازات طبقاتی و بازگرداندن اموال غارتشده به بیتالمال را اجرا کرد. موج گسترده بیعت، سپری اجتماعی برای اجرای عدالت شد و اشرافیت فاسد را در برابر اراده عمومی ناتوان ساخت.
3) خلق تسلط عرفی و انزوای مخالفان
بیعت فراگیر مردمی سبب شد مخالفان حکومت در افکار عمومی به عنوان یاغی و برهمزننده نظم شناخته شوند و همین هژمونی اجتماعی قدرت اقناع و مقاومت حکومت در برابر جنگ روانی دشمنان را افزایش داد.
ب)کالبدشکافی یک فروپاشی؛ بیعت حداقلی و جامعه فرسوده در عصر امام حسن(ع)
با انتقال حاکمیت به امام حسن(ع)، جامعه کوفه و عراق دچار فرسایش اجتماعی شده بود. بیعت با امام حسن(ع) از نظر شور و استحکام قابل قیاس با بیعت عصر علوی نبود و همین ضعف سرمایه اجتماعی در ناکامیهای نظامی و سیاسی نقش اساسی داشت:
1) سقوط دومینوی نخبگان و بحران نمایندگی
بزرگترین ضربه به سپاه امام حسن(ع) از طریق جنگ شناختی و تطمیع اقتصادی رخ داد. معاویه با خرید فرماندهان ارشد، مانند عبیدالله بن عباس، ساختار فرماندهی را فروپاشاند. وقتی نخبگان به عهد خود پایبند نباشند، اکثریت جامعه نیز دچار فروپاشی محاسباتی میشود و بیعتی که چسبندگی ایدئولوژیک ضعیفی دارد به راحتی از هم میگسلد.
2) بحران مشروعیت تاکتیکی درون جبهه خودی
ترکیب ناهمگون بیعتکنندگان یکی از دشوارترین چالشهای امام حسن(ع) بود. سپاه ایشان از خوارج، فرصتطلبان اقتصادی و رؤسای قبایل متزلزل تشکیل شده بود و شیعیان معتقد در اقلیت قرار داشتند. رهبری چنین نیروی ناهمگنی عملاً دشوار است؛ تا جایی که سپاه به جای مقابله با دشمن، در ساباط مدائن به خیمه فرمانده خود حمله کرد. اگر سرمایه اجتماعی گسترده شکل میگرفت، اکثریت جامعه در پیروی از امام قرار میگرفتند و مسیر تاریخ تغییر میکرد.
تفاوت ماهوی:
مقایسه این دو دوره نشان میدهد که در مدیریت راهبردی جوامع، بیعت و سرمایه اجتماعی عامل تعیینکننده است. بیعت گسترده ابتدای حکومت امام علی(ع)، حتی اگر بخشی از آن هیجانی بود، بعدها توانست با اصلاحات پرهزینه(خوارج) پالایش شود و قدرت حاکمیت را تثبیت کند. در مقابل، ضعف بیعت در عصر امام حسن(ع) ظرفیت اعمال قدرت را به شدت کاهش داد.
در نهایت، تاریخ صدر اسلام نشان میدهد که حقانیت یک مکتب و الهی بودن یک رهبر به تنهایی برای پیروزی کافی نیست؛ پیشرفت و غلبه در گرو وجود امتی است که با بیعتی گسترده، سرمایه اجتماعی لازم برای تحقق رهبری را فراهم کند.
ارسال نظرات