با انرژی آزاد شده در محلات چه کنیم؟
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، جنگ رمضان ۱۴۰۴ در کنار خسارات و فقدانهایی که داشت اما همچنین نیروی عظیم محلات را بخصوص در کلانشهرها آزاد کرد. در واقع ما اگرچه در جنگ رسانهای به چند رسانه چون اینترنشنال و من و تو و چند میکرو رسانه همچون وحیدآنلاین و مملکته باخت دادهایم اما هنوز امکانهای بسیار خوبی در ارتباطات چهره به چهره محلهای داریم که در جنگ رمضان تجلی عینی آن را دیدهایم. به بهانه قرار تجمعات شبانه گروههای محلهای و منطقهای بسیاری در فضای مجازی تشکیل شده که در آن افراد مختلف دادهها و اخبار و اطلاعات و تحلیلهای خودشان را به اشتراک میگذارند. بسیاری از مساجد و پایگاههای محلهای که در این سالها متاسفانه دچار رکود شده بودند اینک به واسطه شرایط جنگی فعال شدهاند و اقشار مختلفی که پیش از این حتی پایشان به مسجد باز نشده بود اینک فعالانه در مسجد و حسینیه محلشان مشغول به فعالیت محلهای هستند. از تدارک برگزاری تجمعات شبانه تا راه اندازی موکب پذیرایی افطار تا برگزاری کلاسهای امداد و نجات و کمکهای اولیه. اما از این انرژی آزاد شده محلهمحورانه چگونه میتوانیم بهره ببریم؟ قبل از بحث لازم است روند تاریخی رکود محلات در دهههای اخیر را با هم مرور کنیم.
محلات شهری ما اگرچه هم در پیروزی انقلاب و هم در مقاومت جانانه هشت ساله دفاع مقدس ما نقش عمدهای داشتند اما از دهه هفتاد با سیاستهای توسعه شهری که دولتها و جریانهای مختلف اصلاحطلب و اصولگرا داشتند به حاشیه رفتند. به عبارتی سیاستهای توسعه و مدیریت شهری ما از قبیل فعالیتهای عمرانی اتوبان کشی و خیابان کشی، بازآفرینی شهری، بازسازی بافت فرسوده، فرهنگسراسازی و ... عملا با «محله زدایی» همراه بوده است. مضاف بر اینکه سیاستهای کلان اقتصادی هم این محله زدایی را تسریع کرده است. ( به عنوان مثال در تهران ۵۰درصد و در کل کشور ۳۰درصد مردم مستاجرند و عملا فاقد هویت محلهای هستند). پایگاههای بسیج محلات نیز از دهه هفتاد آرام آرام به واسطه به روز نشدن با اقتضائات زمان کارکردهای محلهمحورانه خود را از دست دادند و دچار رکود شدند. بعد از ماجراهای ۸۸ نیز به علت رکودی که در بسیج ایجاد شده بود قرارگاههای فرهنگی جدیدی ایجاد شد اما این قرارگاهها نیز عملا با فراخوان کردن فعالان فرهنگی میدانی (فعالان فرهنگی محلهای و دانشکدهای و ...) و ایجاد کلونیهای سازمانی (اوج و خاتم و قرب و افق و...) عملا خود نوعی از محله زدایی و رکود در محلات را موجب شدند. در یک دهه اخیر نیز اگرچه ادبیات محلهمحوری و مسجد محوری در سازمانهای فرهنگی زیاد به گوش میخورد اما عملا اتفاق قابل توجهی نیفتاده و این سازمانها بیشتر به برگزاری جشنهای فرامحلهای، برنامههای تلویزیونی ملی (معلی و محفل و...) تمرکز کردهاند.
همانطور که بالاتر اشاره شد ما در جنگ رسانهای باختدادهایم اما هنوز پتانسیل بالایی در ارتباطات چهره به چهره محلهمحورانه داریم. در هر محله حداقل یک یا چند مسجد، حسینیه، پایگاه، امام زاده، خیریه و کانون فرهنگی داریم و ارتباطات این شبکه مویرگی گسترده در محلات کلانشهرها و شهرها و روستاهای ما میتواند زمینهساز یک رنسانس فرهنگی در دوره رهبری جدید شود.
جزوه فوق با عنوان "مسجد به مثابه دولت محلی" پیاده شده سخنرانی است که ده سال قبل (۱۳۹۵) در اجتماع فعالان محلهای شرق تهران ارائه کرده بودم و به نظرم هنوز زنده است.
میثم مهدیار