انحراف روشی الازهر از سیره اجتهادی
به گزارش گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، بیانیه عجیب دانشگاه الازهر که به جای محکوم کردن کفار آمریکایی و اسرائیلی و همچنین محکوم کردن همکاری و همدستی حکام عرب در کشتار سران، فرماندهان و کودکان مسلمان، ایران اسلامی را برای دفاع از مردمش محکوم کرده بود، موجب اعتراض علمای اسلام در بلاد مختلف شد.
یادداشت زیر توسط یکی از علمای اهل سنت نوشته شده و برای خبرگزاری رسا ارسال گردید:
انحراف روشی الازهر از سیره اجتهادی
وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ (مائده، ۶۶)
آنچه در این روزها از الازهر شریف به عنوان بیانیه منتشر شد، بیش از آنکه بازتابنده سیرۀ اجتهادی این نهاد دیرپای جهان اسلام باشد، با فضایی از فشارهای سیاسی و رویکردی قبیلهگرایانه همسو گردید. الازهر که همواره خود را در زمرۀ جریانهای میانهرو و معتدل معرفی میکند، در این بیانیه از سیرۀ علمی خود فاصله گرفته و نقدی را متوجه کشوری ساخته که در مقام دفاع مشروع برآمده است. این فاصلهگیری، زمانی روشنتر میشود که بدانیم این نهاد در بیانیههای پیشین خود -چونان نهادی آگاه به واقعیات منطقه- دفاع مشروع جمهوری اسلامی ایران در برابر رژیم صهیونیستی را تأیید کرده بود. اما اینبار گویی اخبار ناقص و تحلیلهای نادرست، جایگزین اجتهاد جمعی علمای آن گردیده است.
این انحراف روشی، نخست در شیوۀ استناد به نصوص دینی خود را نشان میدهد. بیانیه برای تأکید بر حرمت خون، به بخشی از آیهی شریف «وَلا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ» (انعام، ۱۵۱) تمسک میجوید، اما از ادامۀ همان منطق قرآنی که در آیات دیگر حق دفاع را برای مظلوم به رسمیت شناخته، غافل میماند. این روش -که در دانش اصول فقه از آن به «تقطیع» تعبیر میشود- وقتی رخ مینماید که گوینده بخشی از آیه را برای تأیید مدعای خود میآورد و بخش دیگر را که حکم را تمام میکند، فرو میگذارد. در حالی که قرآن کریم در آیۀ ۱۹۴ سورۀ بقره صراحتاً میفرماید: «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ»؛ یعنی پاسخی در برابر تجاوز، که این خود عین عدالت است، نه نقض آن.
از میدان نبرد تا میدان انصاف؛ جایی که حق دفاع تحریف میشود
این بیانیه در حالی از جمهوری اسلامی ایران میخواهد که حملات خود را متوقف کند، که از اصل تجاوزی که ماههاست جان هزاران غیرنظامی بیگناه را در غزه و لبنان گرفته است، سخنی به میان نمیآورد. خداوند متعال در آیۀ ۷۵ سورۀ نساء میفرماید: «وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ». این پرسش قرآنی، امروز بیش از هر زمان دیگر، متوجه نهادهایی است که در برابر کشتار مستضعفان سکوت میکنند و تنها در برابر اقدام دفاعی کسانی که به یاری مظلومان برخاستهاند، زبان به اعتراض میگشایند.
در همین راستا، آیهی شریف «وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا» (انفال، ۶۱) نشان میدهد که گرایش به صلح، همواره اصل نخست در سیرۀ جمهوری اسلامی ایران بوده است. اما صلحی که در آن ظالم بر مظلوم مسلط شود و خون بیگناهان بر زمین ریخته شود، نه تنها از دیدگاه قرآن پذیرفته نیست، که مصداق «إِثْمٌ وَعُدْوَانٌ» (مائده، ۲) خواهد بود. دهههای گذشته گواهی روشن است که ایران اسلامی در سختترین شرایط، دست خیر و همکاری به سوی همسایگان دراز کرده و در برابر میزبانی برخی کشورها از خطرناکترین پایگاههای نظامی آمریکا و اسرائیل، همچنان درهای گفتوگو را باز نگاه داشته است.
بیانیهای بدون امضا؛ نشانهای از فشارهای بیرونی
نکتهای که در تحلیل این بیانیه نمیتوان از آن گذشت، فقدان امضای مراجع ارشد الازهر در پای آن است. این غیابِ امضا، شائبۀ قوی را ایجاد میکند که نهاد الازهر -که رئیس آن توسط رئیسجمهور مصر منصوب میشود- تحت فشارهای حکومتی یا نهادهای قدرتمند بیرونی، به صدور این بیانیه مجبور شده است. شاید این بیامضایی، به صورت نمادین میخواهد نشان دهد که علمای این نهاد خود را با محتوای بیانیه کاملاً همسو نمیدانند.
این احتمال، همزمانی صدور بیانیه با اجلاس وزرای خارجه کشورهای جنوب خلیج فارس را نیز معنا میبخشد. بیانیهای که پیش از آن اجلاس منتشر شد و در آن اجلاس، دقیقاً همان مضامین علیه ایران تکرار گردید. این هماهنگی زمانی، نشان میدهد که بیانیه الازهر نه یک موضعگیری علمی مستقل، که بخشی از یک جنگ روانی و سیاسی هماهنگ علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است تا زمینه را برای فشارهای منطقهای فراهم آورد.