از خون بهای رهبری تا طرح های سلطهگرانۀ آمریکا
دکتر محمدرضا قائمی نیک، معاون پژوهش و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا در خراسان پیرامون طرح پیشنهاد مذاکره از سوی برخی افراد با توجه به شرایط جنگ و جنایت های دشمن و از سوی دیگر دست برتر نظامی ایران درپاسخ به آمریکا و اسرائیل، ضمن اشاره به چهار وجهه جنگ رمضان، خونبهایِ حداقلیِ رهبر انقلاب را ناظر به درهمریختنِ طرح های سلطهگرانۀ آمریکا در کلِ منطقه دانست.
متن گفت و گو با استاد قائمی نیک در ادامه تقدیم می شود:
رسا : باتوجه به اخطارها و صحبت های امام شهید درباره هر نوع خطای محاسباتی دشمنان و راهبردهای اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر لزوم مقاومت و تنبیه متجاوز، امروز از برخی افراد و چهره های سیاسی سازشکار در داخل کشور زمزمه های مذاکره با دشمنان ایران اسلامی و متجاوزان به این مرز و بوم به گوش می رسد..ارزیابی شما در این زمینه چیست؟
دکتر قائمی نیک: با توجه به وضعیتی که در کشورهای عربیِ حاشیۀ خلیج با آن مواجهیم، سرنوشت مذاکره با آمریکا روشن است. با توجه به تحولات حداقل دو دهۀ اخیر یعنی از سال 2000 به بعد، مذاکره با ایالات متحدۀ آمریکا دربارۀ مسائل منطقه، معنایی جز پیوستن به طرح کلانِ پیمانهای ابراهیم و عادیسازیِ روابط با رژیم صهیونیستی ندارد. این طرح در امارات، بحرین، کویت و قطر و بعضی از کشورهای دیگر به سرانجام رسیده و کشورهایی مانند عربستان سعودی، قبل از طوفانالاقصی در آستانۀ پیوستن به آن بودند. بنابراین مذاکره بهمعنای قرار گرفتن در مسیر پیوستن به این پیمان و عادیسازیِ روابط با رژیم صهیونیستی است.
مزایایِ پیوستن به این طرح، توسعۀ وارداتی، تامین امنیت توسط سختافزارهای نظامیِ آمریکا و رژیم صهیونیستی و بقیه مزایایی است که کشورهای مذکور از آن بهرهمند هستند؛ در مقابل خسرانهای این مسیر نیز روشن است؛ وابستگی محض در برقراری امنیت، نفی استقلال در همۀ زمینههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و از همه مهمتر، واسپاریِ نقش تمدنیِ اسلامی و ایرانی در منازعات جهانی است.
مقام معظم رهبری در خطبۀ نماز جمعۀ نصر (بهمناسبت شهادت شهید نصرالله) بر همین نکته تاکید داشتند. «تکیۀ آمریکا و همدستانش بر حفظ امنیّت رژیم غاصب، پوششی برای سیاست مهلک تبدیل رژیم به ابزار آنان برای در اختیار گرفتن همۀ منابع این منطقه و استفاده از آن در درگیریهای بزرگ جهانی است. سیاست آنان، تبدیل رژیم به دروازۀ صادرات انرژی از منطقه به جهان غرب و واردات کالا و فنّاوری از غرب به منطقه است و این یعنی تضمین موجودیّت رژیم غاصب و وابستگی کلّ منطقه به آن».
بنابراین ما بر سر یک دو راهی هستیم؛ مقاومت و حفظ استقلال که مبنای محور مقاومت است یا پذیرش مذاکره و تندادن به وابستگی که مسیری است که کشورهای مذکور در پیش گرفتهاند. بهنظر میرسد وضعیتِ جنگ رمضان، بهخوبی سرنوشت و وضعیتِ این دو مسیر را برهمگان روشن کرده باشد.
رسا: آیا مذاکره با دشمنان در وضعیت و شرایط کنونی که ایران اسلامی، دشمنان خود را به شکست واداشته و عملا در باتلاق ایران قهرمان و بسته شدن تنگه هرمز گرفتار شده اند، امری معقول و منطقی است؟
دکتر قائمی نیک: پاسخی که در نکتۀ اول به آن اشاره شد، در شرایط عادی و قبل از جنگ بود؛ اما در شرایط فعلی که ثمرۀ استقلالخواهیِ ایران و محور مقاومت بر همگان روشن شده است و همچنین تجربۀ دو بار نشستن بر سر میز مذاکره و حملۀ همزمان آمریکا یا رژیم صهیونیستی نشان میدهد که آمریکا با همزمانساختنِ مذاکره با جنگ نظامی، قصد دارد تا میز مذاکره، حداکثرِ امتیاز را از ایران بگیرد؛ شواهد متعدد نشان میدهد که این امتیاز حداکثری، پذیرش تغییر نظام جمهوری اسلامی و تجزیۀ ایران بهکشورهای کوچکتر است و با نظر به طرح مدنظر آمریکا برای منطقه، تا برآوردهشدنِ این خواسته، کوتاه نخواهد آمد؛ بنابراین تنها راه مقابله با این زیادهخواهیها، مقاومت است.
رسا: باتوجه به این که در آغاز اقدام به شهادت رهبر شهید، آمریکا می دانست که رهبران سیاسی در عرف روابط بینالملل در مصونیت هستند، آغاز به چنین اقدام جنایتکارانه ای در عرف بینالملل به معنی این است که متجاوز این است که متجاوز حاضر به پرداخت بهای آن می باشد، اکنون چنین زمزمه های مبنی بر پایان جنگ، به معنای کمک به آغازکر تجاوز و هدر رفتن خون شهید، ارزیابی می شود، تحلیل شما درباره اهداف آشکار و پنهان پیشنهاد دهندگان مذاکره بدون رضایت و اذن رهبر معظم جدید چیست؟
دکتر قائمی نیک: بحث حقوق بینالملل دربارۀ شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی، نیازمند مراجعه به اهل فن این موضوع است؛ اما چنانکه اشاره شد، موضوع مذاکره آمریکا را باید در طرح کلانتر این دولت برای منطقۀ غرب آسیا مورد توجه قرار داد. مسئلۀ هستهای و موشکی و نظایر آنها مقدمهای است برای آنکه در نهایت، بهتعبیر رهبر شهید انقلاب، ایران بلعیده شود و مورد تجزیه قرار گیرد تا مسیر دلخواه اقتصادی و سیاسی و فرهنگیِ رژیم صهیونیستی در منطقه هموار شود.
بنابراین افرادی که دم از مذاکره میزنند، حتی اگر غرض و دشمنیِ با جمهوری اسلامی یا ایران نداشته باشند، ناشی از غفلت نسبت به طرح کلانِ آمریکا و رژیم صیهونیستی و خوشبینی مفرط به سلطهگران غربی است. از این منظر، خونبهایِ حداقلیِ رهبری انقلاب بایستی ناظر به درهمریختنِ این طرح کلانِ سلطهگرانۀ آمریکا در کلِ منطقه باشد.
مطابق تحلیل فوقالذکر از رهبر انقلاب در نماز جمعۀ نصر، تضمین موجودیتِ رژیم صهیونیستی در منطقه، وابسته به ایفای نقش آن رژیم در واردات کالاها و فناوریها و صادراتِ اجباریِ منابع و نیروهای منطقه به غرب و در نتیجه، وابستگی محض منطقه به غرب است. ماحصل این فرایند نیز چیزی جز از دستدادنِ نقش تمدنیِ اسلام در منازعات جهانی نخواهد بود.
شهادت ایشان بهمعنای ایثار و فداکاری برای استقلال کشورهای اسلامی از غرب و یافتنِ جایگاه و نقش مهم تمدنیشان در منازعات کلان جهانی است که جز با اتحاد جهان اسلام و محو رژیم صهیونیستی و خروج همۀ عناصر آمریکایی از منطقه مقدور نخواهد شد.
رسا: جریان های تندرو در داخل تلاش دارند، برخی چهره های سیاسی را از این ناحیه تخریب کنند، باتوجه به ضرورت حفظ وحدت و پاسداشت سرمایه های نظام، چگونه باید با این افراد مقابله کرد و در عین حال از تخریب سرمایه های نظام جلوگیری کرد.
دکتر قائمی نیک: مهمترین کار و اقدام، همان اقدامی است که رهبری شهید انقلاب انجام دادهاند و آن، آگاهی به عموم مردم نسبت به طرحها و نقشههای کلانِ رژیم صهیونیستی و آمریکا برای منطقه است. همپیوندیِ میان ملتهای منطقه بر اساس آموزههای مشترک اسلامی و توجه به اهمیت این منطقه، میتواند وحدتی فراگیر میان مردم این منطقه ایجاد کند. اموری همچون پیادهروی اربعین، آیینهای مذهبی، مشترکات زبانی و قومی و فرهنگی، زیارت و نظایر آنها از جمله مهمترین فناوریهای نرم برای ایجاد چنین اتحادی است. این نکته در پیام نوروزی 1405 رهبر معظم انقلاب، آیتالله سیدمجتبی خامنهای (حفظهالله) نیز مورد تاکید قرار گرفته بود.
رسا: چنانکه می دانید، مردم ایران مطالبه مقابله شدیدتر با دشمنان و عدم مذاکره با آنان دارند و در حضورهای میدانی خود به این مسئله تاکید می کنند... به نظر شما حضور مردم در صحنه چه تاثیری بر افکار و رفتارهای مسئولان در تصمیم گیری های سیاسی دارد؟ و مسئولان چگونه باید این سرمایه پاس بدارند؟
دکتر قائمی نیک: جنگ فعلی، چهار وجه اساسی دارد؛ نیروی نظامی با نماد موشک؛ نیروی سیاسی با نماد توئیت و سخنرانی؛ نیروی اقتصادی با تمرکز بر نفت و تنگۀ هرمز و نیرویِ اجتماعی-فرهنگی با نماد حضور متحدانۀ مردم در صحنه و خیابان.
سرنوشت این جنگ که قطعاً بر سرنوشت کلِ منطقه تاثیرگذار است، وابستگی تام و تمامی به هماهنگیِ این چهار عنصر دارد. لغزش در هر کدام از این چهار عنصر، موجب تضعیف عنصر دیگر خواهد شد. به همین دلیل است که شاهد هستیم شعارهای مردم در کف خیابان، تبدیل به موشکنوشتها میشود و توئیتها و سخنرانیهای اهل دیپلماسی تابعی از عملکردِ میدانهای اجتماعی و نظامی و اقتصادی است. بنابراین بهنظر میرسد حفظ ارتباط تنگاتنگِ این چهار وجه، در ذیل رهنمودهای مقام معظم رهبری سرنوشت این نبرد را با پیروزی رقم خواهد شد./933/