ضرورت نکته سنجی در شرایط جنگی از سوی مسئولان کشور
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، کلام، مهمترین ابزار ارتباطی و تأثیرگذاری رجال سیاسی است. اما هر سخنی، در هر زمان و مکانی، شایسته شنیده شدن و پذیرفته شدن نیست. غفلت از مقتضیات زمانی و مکانی، نه تنها در داخل کشور موجب سوءبرداشت میشود، بلکه بستری برای سوءاستفاده دشمنان فراهم میآورد. این یادداشت، با استناد به حکمت «سخن گفتن» و با بررسی نمونهای عینی از تفاوت بیان در فضای صلح و جنگ، بر ضرورت رعایت محدودیتها و حساسیتهای کلمات و زبان توسط مسئولان تأکید کرده و راهکارهایی عملی برای پرهیز از سخنان حاشیهساز ارائه میدهد.
همانطور که حافظ شیرینسخن میسراید: «هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد». این بیت ناظر بر حقیقتی است که در عرصه سیاست، نقشی حیاتی ایفا میکند: کلام رجال سیاسی، صرفاً بیان یک اندیشه نیست، بلکه کنشی راهبردی است که باید با مختصات زمان و مکان، وضعیت روانی جامعه، ماهیت دشمن و مرزهای دوستی و دشمنی هماهنگ باشد. متأسفانه گاه مشاهده میشود برخی از مسئولان کشور، بدون توجه به این اقتضائات، سخنانی بر زبان میآورند که برداشتهای متعدد و گاه متناقضی از آن صورت میگیرد و دشمنان نظام، از آن علیه منافع ملی بهرهبرداری میکنند. این وجیزه در پی آن است که با تحلیل یک مثال عینی، آسیبهای چنین غفلتی را آشکار ساخته و راهکارهایی برای سخن گفتن در موقعیتهای حساس ارائه دهد.
در شرایط عادی و غیر جنگی، یکی از اصول متعارف در سیاست خارجی این است: «ما با دولت کشور متخاصم مشکل داریم، نه با مردمش». این جمله در زمان صلح، حکمتآمیز است و زمینه را برای حفظ ارتباطات مردمی و آینده دیپلماسی فراهم میکند. اما همین جمله در زمان جنگ – هنگامی که سربازان آن کشور به خاک ما هجوم آوردهاند، جوانان آن کشور با سلاح در دست، جان و مال مردم ما را میگیرند، و ما ناچار از دفاع و مقابله هستیم – نه تنها بیفایده، بلکه خطرناک است.
چرا تکرار این جمله در جنگ اشتباه است؟
۱. برداشت دشمن از عقبنشینی: دولت متخاصم، چنین سخنی را نشانهای از ضعف، تردید و عقبنشینی از مواضع دفاعی تلقی میکند. در فضای جنگ، دشمن هرگونه سخن نرم را به معنای شکاف در اراده جبهه خودی تفسیر کرده و بر شدت حملات خود میافزاید.
۲. بیاعتباری نزد مردم دشمن: هنگامی که مردمان یک کشور، رئیسجمهور جنگطلب خود را برگزیدهاند، نمایندگان مجلسشان از جنگ حمایت میکنند، و اکثر آنها پشت ماشین جنگی کشورشان ایستادهاند، گفتن «ما با شما دوستیم» در حالی که بمباران متقابل در جریان است، متناقض مینماید. نتیجه آنکه مردم آن کشور، گوینده این سخن را دروغگو و غیرقابل اعتماد میدانند و کوچکترین احتمال صلح آینده نیز از بین میرود.
۳. تضاد با آموزههای قرآنی در شرایط قتال: خداوند در قرآن کریم خطاب به مؤمنان میفرماید: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» (سوره فتح، آیه ۲۹)؛ یعنی در برابر دشمنان کافر، سخت و قدرتمند باشید. در شرایط جنگی، نشان دادن خشم، غضب و فشردن دندان دربرابردشمن، نه تنها یک رفتار عاطفی، بلکه یک ضرورت راهبردی است. سخنان نرم و دوستانه در این مقطع، خلاف این دستور الهی بوده و جبهه خودی را سست و آسیبپذیر مینماید.
آسیبشناسی؛ در بحبوحه نبرد یا در اوج یک بحران سیاسی، هر جمله خارج از چارچوب مصالح ملی، میتواند به تضعیف روحیه نیروهای خودی، ایجاد امید کاذب در دشمن، و القای دوگانگی در تصمیمات روابط خارجی منجر شود. رجال سیاسی در این موقعیتها باید:
از هرگونه جمله مذاکرهای و توافقمحور بدون دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده، به شدت پرهیز کنند.
از طرح موضوعات حاشیهای که خوراک رسانهای برای دشمن فراهم میکند، اجتناب ورزند.
مراقب باشند کوچکترین ابهام در کلامشان، به پایگاهی برای عملیات روانی دشمن تبدیل نشود.
برای جلوگیری از این آسیبها و یافتن راهکارهای عملی برای سخن گفتن ایمن و مؤثر، پیشنهاد میشود:
اولاً: متن سخنرانی با دقت کامل و با در نظر گرفتن زمان، مکان، مخاطب و وضعیت حساس کشور آماده شود. هیچ سخن بداهه و نسنجیدهای در جایگاه حساس سیاسی روا نیست.
ثانیاً: متن پیش از ایراد، با مشورت اهل فن – کارشناسان مسائل سیاسی، روانشناسی ارتباطات و مشاوران رسانهای – تنظیم و آسیبشناسی شود.
ثالثاً: سخنرانی از روی برگه (یا حداقل نکات کلیدی نوشته شده) خوانده شود. این کار نه تنها از انحراف و فراموشی جلوگیری میکند، بلکه نشانه دقت، حرفهایگری و احترام به افکار عمومی است.
درس آموزی
از رهبر کبیر انقلاب اسلامی، شهید امام خامنهای (رضوان الله علیه) – که به درستی الگوی سخن گفتن حسابشده بود – باید آموخت که ایشان همواره نکات کلیدی سخنرانی خود را یادداشت میکردند و هرگز بدون آمادگی قبلی لب به سخن نمیگشودند. ایشان به خوبی میدانستند که در اوج انقلاب و جنگ، یک کلمه میتواند سرنوشتساز باشد. همانگونه که شاعر گفته است:
زبان درکش ای مردِ بسیاردان
که فردا قلم نیست بر بیزبان
صدفوار گوهرشناسانِ راز
دهان جز به لؤلؤ نکردند باز