از میدان نبرد تا فضای مجازی؛ امتداد جنگ در لایههای ارتباطی
اشاره: جهان ارتباطات، عرصهای پیچیده و درهمتنیده است که در آن تفاوتهای انسانی و دشواری انتقال معنا، زمینهساز همزمان فهم و سوءتفاهم میشود. این پیچیدگی در شرایطی مانند جنگ آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، شدت میگیرد و ارتباطات به ابزاری برای تقابل و روایتسازی تبدیل میشود. در چنین فضایی، هر کنش حامل پیام است. از سوی دیگر، اخلاق ارتباطی شامل حفظ کرامت، همدلی و انعطاف، نقش مهمی در بهبود تعاملات دارد. همچنین در عصر شبکهای، الگوریتمها با ایجاد حبابهای فکری، ضرورت آگاهی و بازنگری در شیوههای ارتباطی را بیش از پیش نمایان میکنند.
در همین زمینه خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، با حجت الاسلام علی مخدوم استاد دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام گفتوگویی داشته که در ادامه تقدیم خوانندگان فرهیخته خواهد شد.
رسا ـ بسیار خوشحالیم که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید. میخواستم ابتدا در مورد مبانی نظری ارتباطات از منظر اسلامی صحبت کنیم، میخواستم این مباحث را برای مخاطبان رسا توضیح دهید.
اجازه دهید ابتدا یادی کنم از شهدای عزیزمان در جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، به ویژه شهادت رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله العظمی خامنهای. امیدواریم خداوند توفیق انتقام خون این عزیزان و مشاهده پیروزیهای جبهه اسلام را به همه ما عنایت فرماید.
اما در مورد سؤال شما، در مورد جهان ارتباطات از سه منظر یا سه نما صحبت می کنیم. نمای اول، نگاه هستیشناختی به جهان ارتباطات بود. در این نما سه اصل اساسی را مطرح کردیم: اول اینکه انسانها با یکدیگر متفاوت هستند. دوم اینکه انتقال معنا کاری دشوار و شکننده است. سوم اینکه موجودات زنده و سیستمها به یکدیگر وابستگی متقابل دارند.
رسا ـ میخواستم در مورد این سه اصل بیشتر توضیح دهید. منظورتان از وابستگی متقابل در جهان ارتباطات چیست؟
وابستگی متقابل به این معناست که ارتباط بین موجودات زنده و سیستمها، وابستگی عمیق و جدی به یکدیگر دارد و آنها در یکدیگر تأثیر میگذارند. این وابستگی در سطوح مختلف اتفاق میافتد و نوعی به هم پیوستگی متقابل را در جهان ارتباطات ایجاد میکند.
تأکید میکنم که برای درک پیچیدگیهای جهان امروز، باید این به هم پیوستگی را درک کنیم تا بتوانیم دقیق فکر کنیم و تصمیمات بهتری برای ارتباطات قویتر و تأثیرگذارتر داشته باشیم.
رسا ـ شما اشاره کردید که منظور از برقراری ارتباط، هر نوع ارتباطی نیست. منظورتان چیست؟
وقتی میگوییم «ارتباط برقرار کردن»، منظورمان هر نوع ارتباطی نیست. منظور ارتباطی است که در آن مفهوم و داده منتقل میشود. البته منظور ما فقط ارتباطات خوب و صمیمیانه بین افراد هم نیست، بلکه هر نوع ارسال و دریافت پیام مد نظر ماست.
امروزه حتی بین ما و دشمنانمان هم پیامهایی رد و بدل میشود. رئیسجمهور آمریکا تقریباً هر روز پیامی میدهد یا سخنرانی میکند. فارغ از اینکه این پیامها چقدر عاقلانه، انسانی، اخلاقی یا صادقانه هستند، ما این پیامها را به عنوان دشمن دریافت میکنیم.
از سوی دیگر، ما هم پیامهایی برای دشمنان ارسال میکنیم. مردم ما با حضورشان تقریباً هر روز هزاران پیام به دشمن میدهند. رزمندگان ما هم پیامهایی دارند، چه پیامهای نظامی مانند موشک و گلوله، و چه پیامهای ایدئولوژیک و ارزشمند.
رسا ـ این موضوع را بیشتر باز میکنید؟ در مورد پیامهایی که رزمندگان ما ارسال میکنند.
بله، ببینید. رزمندگان ما پیامهایی را دارند که هم از جنس موشک و گلوله است و هم از جنس ایده فاخر و بسیار ارزشمند. رزمندگان جبهه هوافضا در واقع یه جور پیامرسانی جدید را آنجا رقم زدند. موشکهایی که روی آنها نوشتههایی است که خودتان بهتر میدانید برای خودش جا باز کرده و به اندازه کافی وایرال میشود.
این پیامها حتی به کسانی که ممکن است حتی ایرانی باشند ولی متأسفانه علاقهشان به آن جبهه دشمن باشد، میرسد.
میخواهم عرض کنم که همه در حال ارسال و دریافت پیامهایی هستند. مسئله اینجاست که چقدر این پیامها توسط مخاطب دریافت میشود و از آنها فهمیده میشود و چقدر برعکس، یعنی پیامها دریافت نمیشود و فهمیده نمیشود.
رسا ـ شما اشاره کردید به جامعه شبکهای. میخواستم در این مورد بیشتر توضیح دهید.
بله، امروز شاهد جامعه شبکهای هستیم و با توجه به بسترهای فضای مجازی، این جامعه شبکهای تحقق جدیتری پیدا کرده است. جامعه شبکه محیطی است که در آن مفهوم به هم پیوستگی متقابل به اکثر ظرفیت خود رسیده و وابستگی متقابل شدیدی نه تنها بین انسانها، بلکه بین سیستمهای اطلاعاتی و حتی زیرساختهای ارتباطی وجود دارد که فناوریهای اطلاعاتی آنها را رقم میزنند.
در ارتباطات موفق و مؤثر، ما مستقل نیستیم؛ همزمان هم تأثیر میگذاریم و هم تأثیر میپذیریم، هم پیام دریافت میکنیم و هم پیام ارسال میکنیم.
از این جهت میتوان گفت که شاید در برهه فعلی که از آن به «دفاع مقدس سوم» نام میبرند، شرایط بسیار متفاوتی داریم. در دفاع مقدس اول، این مفهوم به هم پیوستگی به این اندازه جدی و ملموس نبود و این همه پیام بین دشمنان و مدافعان رد و بدل نمیشد.
رسا ـ یعنی میفرمایید شرایط ارتباطی امروز با زمان دفاع مقدس متفاوت است؟
بله، قطعاً متفاوت است. آنقدر این مفهوم به هم پیوستگی جدی و ملموس نبود و برای همه، حتی غیر ذینفعان جنگ، از سوی دشمنان و دفاع از سوی کشور ما و نظام مقدس ما، این همه پیام رد و بدل نمیشد و این همه تریبونهای به هم پیوسته متقابل وجود نداشت.
این را که عرض میکنم، این به هم پیوستگی متقابل را میخواهم تأکید کنم. خود شما مستحضر هستید که همه ما یه تجربه جدید بسیار به یادماندنی و انشاءالله به فضل الهی در آینده پرافتخار و پر موفقیت را رقم میزنیم و به یاد داریم که در این تجربه، هر کسی ولو در حد فرزندان من و شما که در حد یک پرچم کوچک گرفتن و تکان دادن و قدم زدن در خیابان هم هستند، کنشگرایی است که در تشکیل قومی که میتواند پیام جبهه مقاومت باشد، مشارکت میکند.
رسا ـ بیایید به نمای معرفتشناختی جهان ارتباطات برویم. در این مورد چه نکاتی را مطرح کرده بودید؟
در نمای معرفتشناختی هم ویژگیهایی را یادآور شدیم. ویژگی اول، عدم قطعیت است. عدم قطعیت و ابهام در بسیاری از ارتباطات وجود دارد و ناخوشایند است.
مثالش را همینطوری عرض کردم: وقتی در جلسهای دعوت میشویم و کسی را نمیشناسیم، این ابهام و عدم قطعیت ناخوشایند، حس خوبی در ما ایجاد نمیکند.
در نظریههای ارتباطی در مورد این موضوع صحبت شده که انسانها برای کاستن از این ابهام و عدم قطعیت و این حس ناخوشایندی، تلاش میکنند بیشتر با هم آشنا شوند.
اتفاقاتی که رقم میخورد برای اینکه بفهمیم دیگری که با او ارتباط داریم چه اعتقادی دارد و چه واکنشی نسبت به رفتار ما یا حضور ما خواهد داشت، معمولاً مهمترین سؤالاتی هستند که در ذهن انسان در ارتباطات اولیه پیش میآید.
رسا ـ در مورد ساختار زبانی و تأثیر آن در جهانبینی هم صحبت کرده بودید.
بله، ضلع دیگری که در بحثهای معرفتشناختی یادآور شدیم، ساختار زبانی و بحثهای تأثیر آن در جهانبینی و ساخت واقعیت بود. نظریاتی وجود دارد مثل نسبیت زبانی که میگوید زبان و فرهنگ ما عینکهایی هستند که ما با آنها جهان را میبینیم.
در واقع ما واقعیتهای اصلی و اصیل بیرونی را خالص مشاهده نمیکنیم، بلکه تفسیری از آنها دریافت میکنیم. این تفسیر تابع فرهنگ ذهنی ماست و ما بر اساس آن متوجه میشویم.
به عبارت دیگر، هر کسی از ظن خود شد یار من. همه ما تلاش میکنیم با عینکی که از طریق فهم زبان دیگران استفاده میکنیم، رفتار دیگران و پیام دیگران را ببینیم و بر اساس آن قضاوت کنیم و پاسخ دهیم.
بزرگترین حوزه کاربرد نسبیت زبانی شاید در همین رشته ارتباطات باشد. بسیاری از سوءتفاهمها به دلیل تفاوت در ساختارهای زبانی و تفاوت در آداب و رسوم و سنت و فرهنگ و جهانبینی ناشی از سنتها ایجاد میشوند.
رسا ـ میخواستم در مورد ترجمه فرهنگی هم توضیح دهید.
بله، ضلع سوم در جهان ارتباطات، چگونگی ترجمه فرهنگی است. اولین اصلش هم اینجاست که فرستندگان پیام و ارسالکنندگان پیام چه در موقعیتهای رودررو و چه در موقعیتهای رسانهای، تلاش میکنند برای ترجمه فرهنگی که میخواهند داشته باشند، به نوعی همراه با درک افق معنایی مخاطب عمل کنند.
به عبارت دیگر، ترجمه فرهنگی به معنای ترجمه فراتر از زبان است. صرفاً ترجمه کلمات نیست. یک ارتباط ما تلاش میکنیم معنایی که مد نظرمان است، نیتی که در ذهن داریم، ارزشهایی که برای خودمان وجود دارد و پیشفرضهایمان را در یک بافت فرهنگی به بافت دیگری منتقل کنیم.
حالا تصور کنید هر چه این افراد گوینده و شنونده با هم فاصله بیشتری داشته باشند، اثر ارتباطی میتواند کمتر شود. هر چه تفاوت فرهنگی بیشتر باشد، نقش واژهها و ترجمه واژهها به تنهایی جواب نمیدهد.
لزوماً ترجمه کلمات و مفاهیم به سادگی صورت نمیگیرد. خاطرتان باشد، مثال در مورد بعضی ضربالمثلها هم عرض کردم. لزوماً به تنهایی و به سادگی صورت نمیگیرد و مخاطب دقیقاً همان چیزی را که گوینده میگوید، ممکن است درک و دریافت نکند.
ما باید یه تلاشی رو داشته باشیم برای اینکه با توجه و به تناسب با درک افق معنایی مخاطب، ترجمه فرهنگی مناسبی داشته باشیم.
رسا ـ بیایید به نمای رفتاری و اخلاقی برویم. چه اصولی در این نما مطرح کردید؟
در نمای رفتاری و اخلاقی، چهار ضلع را مطرح کردیم. اولین اصلش اینجاست که آدمها به حفظ وجه و احترام و آبرویشان اهمیت بسیاری میدهند.
بسیاری از سوءتفاهمها و درگیریهای کوچک و بزرگ بین انسانها، قبل از اینکه بر سر منافع مادی باشد، قبل از اینکه برای حتی منافعی مثل باورهایشان باشد، معمولاً در جایی است که آدمها احساس تحقیر میکنند و وجهشان را از دست میدهند.
مثال میزنم: یکی از مواردی که رئیسجمهور آمریکا را به خوبی با کارهای خودش از بین میبرد، کیفیت سخن گفتنش است. چه دروغهایش و چه حتی حرفهایی که ممکن است دروغ هم نباشند، نوع خبررسانیاش، نوع تعاملش با دیگران، نوع تحلیلش و حتی نوع تهدیدهایش.
اگر ملاحظه کرده باشید، با دوست و دشمن اکثر سخن گفتنش تحقیرآمیز است. اکثر سخن گفتن این شخصیت از بالا به پایین است با نوعی برهم زدن وجهه دیگران همراه. گویی احساس میکند اگر وجهه دیگران را مورد خدشه قرار دهد، اگر به دوست و دشمن به صورت یکسان چنگ بزند، آدم بهتر، موفقتر، پیروزتر و بزرگتر به حساب میآید.
در مقابل، در رفتار اخلاقی و دینداران معمولاً برعکس این را میبینیم. تا حد امکان نسبت به وجهه حتی کسی که قبولش ندارند و ایرادهای زیادی به او دارند، یعنی جایی که هنوز آن کس دشمن هم نیست، یا نسبت به دشمنان، حفظ وجاهت را در نظر میگیرند.
رسا ـ نکته مهمی را مطرح کردید. میخواستم بیشتر توضیح دهید.
میخواهم بگویم حفظ وجه و احترام بخشی از ارتباط را تضمین میکند. حتی در جایی که ما با طرف مقابلمان دشمنی داریم، مثلاً الان دشمنان واقعی ما آمریکا و اسرائیل و همپیمانان اصلیشان هستند و کاملاً واضح است، طبیعتاً این دو جور طرف مقابل ما دو تا برخورد متفاوت دارند.
حتی آن دشمنی که با او دشمنی صریح و اکید و واقعی داریم، حدی از وجه را در نظر میگیریم و نسبت به او حتی اگر بخواهیم مثلاً توهینش را جبران کنیم یا مقابله به مثل کنیم.
منظورم دقیقاً چیست؟ منظورم این است که آدمی که حفظ وجهه دیگران اصلا برایش مهم نیست، به مرور زمان مسیر ارتباطیاش با دیگران را از دست میدهد.
به نظرم میرسد که میشود پیشبینی کرد کسی مثل رئیسجمهور کنونی آمریکا، حتی اگر ما دست انتقاممان او را منکوب نکند و از بین نبرد، خودش به مرور زمان در مسیری حرکت میکند که خودش وجاهت خودش و احترام خودش را در هم میشکند.
چرا؟ به سبب اینکه از اولیات رفتارهای انسانی نسبت به دیگران تاکید میکنم، حتی نسبت به دوستانش برخوردار نیست. شما جنس برخوردی را که با عربستان به عنوان یکی از همپیمانانش در منطقه است، چه قبلاً و چه الان میبینید. ادبیات صحبت کردن و کیفیت برخورد، همه گویای این است که این وجاهت را از بین میبرد.
رسا ـ چه نتیجهای از این اصل رفتاری میتوان گرفت؟
وقتی وجاهت کسی تهدید شود و کسی احساس کند احترامش زیر سؤال رفته، در مرحله بعد دفاع روانیاش فعال میشود. حالا یا به لحاظ درونی یا به لحاظ بیرونی یا هر دو، یک واکنش دفاعی به خودش میگیرد.
در این واکنش دفاعی، دریافت اطلاعات و همینطور ارائه اطلاعات از او کاهش پیدا میکند. یعنی وقتی خدای نکرده ما با مخاطبمان جوری رفتار کنیم که وجاهت و احترامش زیر سؤال برود، یک واکنش دفاعی به خودش میگیرد که در این واکنش دفاعی، احتمالاً کلمات و حرفهای بعدی ما را چندان متوجه نمیشود و آرامآرام ما به سمت یک سوءتفاهم حرکت میکنیم.
رسا ـ ضلعهای دیگر نمای رفتاری چیست؟
ضلع بعدی در این نما، گوش دادن فعال و همدلی است. یکی از جنبههای رفتاری مهمی که ارتباط ما را سازمان میدهد، بعد از بحث احترام، کیفیت گوش دادن ما و کیفیت درک فرد مقابل است.
ضلع بعدی، انعطاف است. به معنای اینکه ما توانایی تغییر زاویه دید خودمان را داشته باشیم و توانایی این را که بپذیریم ممکن است رفتار، واکنش، پاسخ یا برخورد بتواند بیش از یک مدل، بیش از یک پاسخ، بیش از یک مورد داشته باشد.
به عبارت دیگر، بتوانیم تنوع واکنشها را نه فقط آنی را که من دوست دارم یا میپسندم یا الان به ذهنم میرسد، بلکه جنبههای متنوعی را برای خودمان در نظر داشته باشیم. به عبارت دیگر، کلیشههایمان را بتوانیم اصلاح کنیم.
در حوزه شناختی صحبت از توانایی و قدرت ذهنی است که انسان قدرت ذهنی کافی برای تغییر زاویه دید و نحوه تفکر داشته باشد و بتواند سازگاری با شرایط جدید پیدا کند و در زمینهای متفاوت بتواند اینطوری عمل کند.
انسان در موقعیتهای مختلف آمادگی پیدا میکند. غیر از اینکه صرفاً زبان کلماتش تغییر کند، او میتواند زبان داریش را هم متفاوت در نظر بگیرد و مسائل را از زوایای مختلف ببیند.
اینطوری یعنی با چنین رفتاری و با چنین توانایی، انسان مثل وقتی است که یه وسیلهای دارد که در آن چند گزینه انتخاب دارد و میتواند سوئیچ کند روی هر کدام از آنها و بر اساس بازخورد واقعبینانه تصمیم بگیرد.
انعطاف شناختی همانطور که خاطرتان باشد، شکلهای مختلفی از آن بحث کردیم که به شکلهای مختلف مثل تمرینهای مختلف و یا قوانین مختلفی میتوانیم تکنیکهایش را پیادهسازی کنیم.
رسا ـ آخرین اصل را هم بفرمایید.
آخرین اصلی که در حوزه بحث رفتار خدمت شما عرض کردم، توجه به فراارتباط است. فراارتباط یعنی آنچه غیر از کلمات و هوای ارتباطی میشود رد و بدل کرد. همزمان درباره چگونگی گفتگو، نیت، احساس، چارچوب و قواعد تعامل ما پیام میدهیم.
در هر ارتباطی ما یک سطح محتوا داریم که در آن چیزی است که دقیقاً در قالب پیام میرود، حالا یا کلمات یا دادهها یا اشارههای ماست. یک جایی هم یک سطح دیگر داریم که آن سطح، سطح رابطه یا به عبارت دیگر سطح فراارتباط است.
در آن سطح فراارتباط، لحن ما در بیان گفتار، اینکه گیرنده چگونه این لحن را برداشت میکند، زبان بدن ما، بافت، همه اینها تأثیرگذارند و میتوانند شناخت دیگری را نسبت به پیام ما رقم بزنند.
در فراارتباط ما گاهی اوقات نشانههای آوایی داریم که چه تأثیرگذارند. گاهی اوقات زبان بدن، قیافه، حالتهای چهره، فاصله فیزیکی، کانتکس و چیزهای مختلفی که میتوانند یک فراارتباط را برای ما سامان بدهند.
و در فراارتباط طبیعتاً متن ما جزئی از فضا و جزئی از جنبههای فراارتباط خواهد بود. اینکه ما در مقابل هم چگونه میشنویم و چه پیامی با چه پیامی مواجه میشویم، باز هم جنبه فراارتباط است.
تأثیرگذار یعنی همینطوری که من با چه نیتی یه حرفی رو میزنم، وقتی سخنی از شما میشود و پاسخی از شما میشنوم، در ذهنم باید این جنبه هم بیاید و معمولاً میآید که با چه نیتی شما به من جواب میدهید.
وقتی من در مورد کیفیت ارتباطمان فکر میکنم و در آن راستا پیامی را به شما میدهم، طبیعتاً در مقابل در همان فضا در همان زاویه پیام شما را ملاحظه میکنم.
معمولاً آدمها اگر منتقد هستند یا همراه، اگر از یه ناحیه دستوری صحبت میکنند، اگه دوستانه صحبت میکنند، اگه تقابلی و تعارضی صحبت میکنند، معمولاً این را به حساب دیگران هم میگذارند و در نظر میگیرند.
مثلاً من وقتی دارم با یه زبان انتقادی حرف میزنم، احساس میکنم اگر شما هم به من جواب بدین، با یه همچین جنبهای همراه است.
اینها کجا اتفاق میافتد؟ اینها در فراارتباط اتفاق میافتد و لذا آنجا پیامهایی هستند که چارچوب و سیر تعامل ما را تعیین میکنند.
رسا ـ جناب استاد، در ادامه مباحث، در مورد تلفیق اصول ارتباطی با هنجارهای دینی صحبت کرده بودید. میخواستم این موضوع را بیشتر توضیح دهید.
بله، با این یادآوری نسبتاً طولانی که خدمت شما عرض کردم، چیزی را که میخواهیم از اینجا به فضل الهی شکل بدهیم و پیش ببریم، این است که بعضی از این اصول را وقتی کنار هم قرار بدیم، تلفیق این اصول یعنی هر کدام از دو اصلی که حالا در این جلسه یکیش را اشاره میکنم و جلسات بعد انشاءالله ادامه این مباحث را میدهیم، وقتی دو اصلی را کنار هم قرار بدهیم، آن وقت اینها را بیاوریم در هنجارهای دینی و هنجارهای اسلامی بازشناسی کنیم، میتوانیم به یک نتایج کارکردی و کاربردی جدید برسیم.
رسا ـ اولین تلفیق چیست؟
اولین تلفیقی که میخواهم خدمتتان یادآوری کنم، آنجایی است که ما دو تا اصل را داریم، دو تا اصل به نسبت مهم:
اصل اول، اصل تفاوت بین انسانها است. در زبان دینی ما و زبان قرآن کریم وجود دارد که میفرماید: « وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْعَالِمِينَ » که صحبت از این میفرماید که اصلا این تفاوتها برای آشنایی بیشتر شماست و برای شکلگیری ارتباط.
از آن طرف در علوم ارتباطات، اولین پیشفرضی که برای ارتباط بین دو انسان یا دو گروه یا فرد و گروه در نظر گرفته میشود، زمانی است که بین آنها تفاوت وجود دارد. به عبارت دیگر، اگر انسانها کپی برابر اصل همدیگر باشند، مثل ماشین با هم رفتار میکنند و نیازی به گفتگو ندارند، نیازی به تبادل داده ندارند، نیازی به ارتباط و انتقال مفاهیم بین همدیگر نیست.
این اصل یک نکته و یک جنبه دارد. این را وقتی میآوریم کنار وضعیتی که چند دقیقه پیش هم خدمتتان یادآوری کردم، آدمها از عدم قطعیت دچار اضطراب میشوند و از ابهام، دوست دارند بیشتر بفهمند.
مثالش را هم عرض کردم: انسانهایی که همدیگر را نمیشناسند، در مواجههشان طبیعتاً دچار یه سری سختیها هستند از این بابت که این عدم آشنایی برایشان ابهام دارد و ابهام آنها را دچار اضطراب میکند.
پس از یک سو مایع اصلی را داریم که گویای تفاوت بین انسانها است و از سوی دیگر آدمها دوست دارند این تفاوتها را زودتر بفهمند و بهتر بفهمند، دقیقتر و کاملتر.
رسا ـ این دو اصل چه نتیجهای میدهد؟
اینجاست که در دنیای ارتباطات، جنبههای جدیدی مثلاً آن عدم و ابهام، زمینههایی را فراهم میکند و مکانیزمهایی را فعال میکند که آدمها نسبت به هم کنجکاو شوند. این کنجکاوی گاهی اوقات تا مرز تجسس نسبت به همدیگر میرود.
به عبارت دیگر، انسان به سبب اینکه تلاش میکند آن تفاوت را بهتر بفهمد، در آن اصطلاح گفتیم این تفاوت نقص نیست، باگ نیست، بلکه ذات انسان و ویژگی ذاتی جوامع انسانی است. همین تفاوت و مواجهه با آدمهای متفاوت.
بعد این اصل، امروز میخواهم کنار این بگذارم که این مواجهه با تفاوت وقتی با یک نیاز همراه شود، این اضطرابآوری که عرض کردم، به لحاظ سنتی ما را سراغ کنجکاوی میبرد و شاید به مرور برای بهتر فهمیدن دیگری، برای دقیق دانستن دیگری، این کنجکاوی به نوعی دور از شان و به نوعی تجسس میشود.
رسا ـ چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟
این دوتا را وقتی کنار هم میگذاریم، یه رفتارهای غیراخلاقی از جنس تجسس میتواند فراهم شود. از آنور یه مراعات جنبههای اخلاقی و مراعات شأن انسانی را داریم که ما در اصول هنجاری و اصول اخلاقی هم کرامت انسانی را داریم و هم نهی.
باید ببینیم آن دو اصل ارتباطی را چگونه میشود در کنار این اصول اخلاقی نشاند که ما هم تفاوت را بفهمیم و هم با دیگران مشغول تعارف به معنای عامش به معنای قرآنیش شویم، یعنی آشنایی متقابل، به معنای تعارف بشویم، به معنای همفهمی بشویم.
همین که یه خطکش طلایی داشته باشیم، آن خطکش طلایی هم ما را مراقبت کند نسبت به اینکه فاصلهمان را با انواع تجسس و با انواع مداخله در رفتار و زندگی دیگران و زندگی خصوصی دیگران در نظر بگیریم.
رسا ـ در مورد چالشهای فضای مجازی هم اشاره کرده بودید.
بله، البته یه چالشهای دیگری هم دارد. یعنی این دوتا اصل را وقتی در بعضی مثالها به خصوص در فضای مجازی برای ما میآوریم، یه مقدار امروزیتر پیدا میکند.
مثلاً فکر کنید الگوریتمهای هوش مصنوعی در پلتفرمهای مختلف، چه پلتفرمهای خارجی که قدرت دریافت و ثبت الگوریتمهای مختلف رفتاری یک فرد و یک جمع را خیلی بیشتر از پلتفرمهای ما دارند، میتواند آرامآرام این در واقع چهره با الگوریتمهای ایجاد شده، یه پروفایلی را برای فرد درست کند که به مرور زمان، شما در اصطلاحات خودتان و در دنیای ارتباطات بهش میتوانید مفهوم حباب فیلتر و یا حتی اتاق پژواک استفاده کنید.
رسا ـ میتوانید این را با یک مثال توضیح دهید؟
بله، فرض کنید کاربری که در اینستاگرام تصاویری را میبیند، هشتگهایی سرچ میکند، کلید واژههایی را سرچ میکند، روی بعضی از تصاویر زمان بیشتری صبر میکند. مستحضرید اینها همه برای پلتفرم اینستاگرام میتواند داده باشد و الگوریتمهایی را برای آن شکل بدهد و فرمولهایی را برای آن بسازد.
حتی اگر من یه تصویری را باز کنم و چند لحظه روی تصویر بمانم، حتی اگر این تصویر را فوروارد نکردم برای کسی، لایک نکردم، کامنت نگذاشتم، اینها همه میتواند داده باشد و برای پلتفرم ارسال شود.
اما میخوام در یک جنبه حداقلی بگویم که بر اساس این ویدیوها و رفتارها، شمای ذهنی او و خواستههای او را در نظر میگیرد و بر اساس این الگوریتمی که از او شکل داده است و شامل رفتارش در یه برهه زمانی، میتواند یه شخصیت برای او تصویر بسازد.
در بحثهای دیگری باید در موردش صحبت کنیم و با الگوریتمهایی که شکل گرفتهاند، نه اینکه در دنیای واقعی، اما اینها گزینشهایی را ایجاد میکنند.
رسا ـ نتیجه این الگوریتمها چیست؟
پلتفرمها علاقه دارند تفاوتها را حذف کنند و محتواهایی شبیه عقاید خودشان و شبیه علاقههای خودشان به ما نشان دهند. نتیجهاش میشود چی؟ اینکه به تدریج، آن تفاوتی که اصلاً برای آشنایی و ارتباط بود، کمرنگ میشود و ما در یک حباب اطلاعاتی قرار میگیریم که فقط چیزهایی را میبینیم که با تفکر و علاقه ما همخوانی دارد.
رسا ـ بسیار سپاسگزارم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.
من هم تشکر میکنم از شما و مخاطبان گرامی رسا. امیدوارم این مباحث مفید واقع شود. والسلام علیکم و رحمه الله.