وضعیت برخی نخبگان در شرایط جنگ تمدنی نگرانکننده است/ مردم از نخبگان جلوترند
اشاره: در شرایطی که ملت ایران با صلابت در میدان حضور یافتهاند و حتی حاکمیتهای جهانی را به تأمل واداشتهاند، سکوت برخی دانشگاهیان تأسفبرانگیز است. تحولات منطقهای نشان داد که مردم فراتر از پیشبینیها عمل کردند و برخی نخبگان ما هنوز در لایههای اولیه بحث ماندهاند. این شکاف عمیق میان فهم مردم و نخبگان، فرصتی طلایی را به تهدید تبدیل میکند و دانشگاهها باید هرچه سریعتر از بیتفاوتی خارج شده و نقش جدیتری در فضای فکری و گفتمانی کشور ایفا کنند.
در این راستا خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، با دکتر سید محمد علی غمامی عضو هیئت علمی گروه مطالعات فرهنگی و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع) گفتوگویی داشته است که مشروح آن در ادامه خواهد آمد:
رسا ـ آقای دکتر، با توجه به تحولات اخیر منطقهای و جنگ رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، ارزیابی شما از وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور چیست؟
ما در شرایط خاص و بیسابقهای قرار داریم. بعد از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران، همه - اعم از دشمنان و حتی برخی از دوستان - انتظار داشتند که کشور تجزیه شود یا حکومت ساقط گردد. تصور میکردند اتفاقات غیرقابل جبرانی برای حاکمیت و جامعه ایرانی رخ خواهد داد. اما آنچه دیدیم، چیز دیگری بود.
با حضور گسترده مردم و اقشار مختلف که با تودههای مردم ارتباط داشتند - مانند بسیج، مساجد، نوجوانان و خانوادهها - نه تنها توطئه کودتا منتفی شد، بلکه این حضور مردمی در سطح بینالمللی نیز تأثیرگذار شده است. حضور مردم الآن دارد تأثیر جهانی میگذارد و حتی حاکمیتهای منطقه را به مخاطره میاندازد. حکومت جمهوری اسلامی نه تنها تغییر نکرده، بلکه مستحکمتر شده و در واقع نمایش مردمسالاری را در منطقه به همه کشورها نشان میدهد. این وضعیت باعث شده که حکومتهای منطقه متزلزل شوند و بحث «رژیم چنج» در آنجا مطرح شود.
رسا ـ شما به بخش مهمتری اشاره کردید که نباید از نظر دور بماند. میتوانید توضیح دهید؟
بله، صحنه اجتماعی و فرهنگی و به ویژه وضعیت نهاد علمی و دانشگاهی در جمهوری اسلامی، وضعیتی است که واقعاً ناراحتکننده و تأسفبرانگیز است. این بخش در حال تجربه کردن یک «خاموشی» است. نه تنها بخش زیادی از این بدنه علمی ساکت هستند، بلکه برخی از آنها در حال صدور «آوای تسلیم» هستند. این واقعاً تأسفآور و تعجببرانگیز است. واقعاً باید انسان از این وضعیت علمی گریه کند.
رسا ـ اخیراً یک گفتگوی تلویزیونی در شبکههای فرانسوی پخش شد که در آن دو کارشناس فرانسوی - یکی طرفدار اسرائیل و دیگری منتقد - درباره وضعیت منطقه بحث میکردند. نظر شما درباره این گفتگو چیست؟
این گفتگو بسیار جالب و در عین حال نگرانکننده بود. در این گفتگو، این دو کارشناس توضیح میدهند که دعوای آنها با ایران یک دعوای متافیزیکی در بالاترین لایههای اندیشه و فکر است. آنها میگویند که تعارض بنیادینی با ایران دارند و این یک جنگ و منازعه تمدنی است. کارشناس منتقد نیز این را میپذیرد و میگوید غرب در صفآرایی با شرق قرار گرفته، اما میگوید که این دعوا را شرق آغاز کرده و تحت تأثیر اسرائیل این اتفاق افتاده است.
رسا ـ نتیجهگیری شما از این تحلیل چیست؟
ما در شرایطی هستیم که یک تحول تمدنی در حال رخ دادن است و کارشناسان در قارههای مختلف زمین - یعنی در اروپا - دارند درباره این تحول صحبت میکنند و آن را تحلیل میکنند. این در حالی است که بسیاری از محققان و متفکران و دانشگاهیان ما در جمهوری اسلامی هنوز به این درک نرسیدهاند. نگرانی و ناراحتی من این است که دانشگاههای ما چه میکنند؟ هنوز سهم ما از مردم پایینتر است.
من خودم در میدان بودم و خیلی از مردم را دیدم و احتمالاً شما هم دیدهاید که ادراک مردم و وقتی که در میدان حاضر میشوند، خیلی بالاتر، عاقلانهتر، فراتر و جلوتر از درکی است که خیلی از دانشگاهیان ما در فضاهای دانشگاهی خودشان دارند. این به شدت ناراحتکننده است.
رسا ـ یعنی شما معتقدید که نخبگان دانشگاهی از مردم عقبتر هستند؟
بله، کاملاً. از همان نکتهای که کارشناس شبکه فرانسوی میگوید، میخواهم دو استفاده بکنم. یکی از استفادهها این است که ما واقعاً در فضای دانشگاهی به شدت عقب هستیم. درک آنها از محیط و شرایط کنونی نازل و ضعیف است. به شدت عقب افتادهایم.
اساتید گرامی، الان میتوان وارد میدان شد و در سطح جهانی حرف زد و بحث کرد و ایدههای خود را در فضای جهانی منتشر کرد. به هر حال در این سمت متفکران علوم اجتماعی ما دست نگه داشتند که ببینند نتیجه چه میشود و بعد صحبت کنند.
این نشان میدهد که وضعیت دانشگاهی و اساتید دانشگاه ما وضعیت خوبی نیست.
رسا ـ آیا نمونههایی از این سکوت در بین اساتید مشاهده کردهاید؟
گویا عدهای منتظرند که ببینند شرایط چه میشود بعد حرف بزنند. عدهای هم واقعاً حرفی برای گفتن در مورد اینکه این چه صفحهآرایی تمدنی دارد رخ میدهد، ندارند. سکوت اختیار کردهاند.
خیلی از این اساتید به جریان مقاومت و مبارزه کمک نمیکنند. به خصوص آن مقاومتی که در لایههای فرهنگی و تمدنی و در لایههای فکری و دانشی دارد شکل میگیرد. یعنی هیچ کمکی به این جریان نمیکنند. هیچ نظریهپردازی، هیچ پشتیبانی علمی از جریان مقاومت در مباحثشان نمیبینیم. حتی صحبت هم نمیکنند. در حد چند پیام متوقف ماندهایم.
رسا ـ در این شرایط، وظیفه دانشگاهیان و حوزویان چیست؟
در این شرایط باید به دنبال این باشیم که حالا وظیفه ما چیست. نقش ما چیست. اگر عده زیادی سکوت کردند، ما باید چه کار کنیم؟ آیا ما هم همان خط را باید طی کنیم؟ ظاهراً همین کار را تا الان کردهایم. من هم در این فضا مثلاً ندیدم دانشجویی به من زنگ بزند و بگوید که فلانی چرا چیزی نمیگویی یا ما چه کار باید بکنیم. ندیدم. یعنی در این شرایط کسی از زاویه هویت دانشی خودش تماس نگرفته است.
به هر حال ما باید در مورد اینکه وظیفهمان در این شرایط چیست، از خودمان یک پرسش جدی بکنیم. ببینیم که الان ما باید چه کار بکنیم. آیا ما باید کلاسها را به همان شرایط عادی خودش و به همان فرایندهای عادی روزمرهای که قبلاً عادت کرده بودیم، تن بدهیم یا نه؟ باید در این شرایط متناسب با زمینه و بافتها بحثهای خودمان را پیش ببریم.
بنده معتقدم که ما باید نقش جدیتری را در این فضا ایفا کنیم. باید ریلگذاری را تغییر بدهیم. اگرچه این تغییر ریلگذاری ممکن است خیلی با سرعت اتفاق نیفتد، اما باید این تلاش و این اراده جدی را داشته باشیم.
رسا ـ فکر میکنید چرا این فاصله بین مردم و نخبگان ایجاد شده است؟
حقیقت این است که مردم به شدت جلو هستند و نهادهای سازمانی و نخبگان و هنرمندان و متفکران ما به شدت عقب هستند. به شدت ما از فضای واقعی جامعه عقب هستیم.
ما به عنوان دانشگاهی و حوزوی، به عنوان نخبگان اجتماعی، نه آن خود مردمیمان - بله خود مردم هستند - خیلی از دوستان ممکن است فعال باشند، اما هویت و خود دانشگاه ما میشود گفت که وضعیت اسفناکی را دارد طی میکند.
یک فرصت طلایی برای جهش علمی پدید آمده که همین فرصت طلایی ممکن است تبدیل به یک تهدید هولناک شود.
رسا ـ شما چه اقداماتی در این راستا انجام دادهاید؟
من قبل از اینکه توضیح بدهم که میخواهیم چه کار بکنیم، عرض بکنم که ما به هر حال در دانشگاه از همان روزهای اول سعی کردیم که حداقل یک نقشآفرینی داشته باشیم. نقشآفرینی به این معنا نیست که ما بخواهیم مثلاً روی مردم اثر بگذاریم، بلکه این تلاش هدفش این بودش که ما از حرکتی که و جنبش اجتماعی که سطح کشور در حال شکلگیری بوده، عقب نمانیم. اینجوری نشود که ما فهم خودمان از فهم واقعی جامعه فاصله بگیرد و به ضدش تبدیل شود.
تمام تلاش ما این بودش که شرایط را خوب درک بکنیم و فهم بکنیم تا بتوانیم خودمان را به آن شرایط و به آن جنبش اجتماعی برسانیم.
برای همین تعدادی از دانشجویان و بچههای انجمن علمی ارتباطات فعال شدند. یک پویش ایجاد شد، یک پویش علمی ایجاد شد مبنی بر اینکه هر یک از عزیزان در هر جایی از کشور که حاضر هستند، یک یادداشتها و روشهایی را تهیه کنند برای دفاع از حقیقت و با هدف دفاع از فضای فرهنگی و انقلابی جمهوری اسلامی، البته با رویکرد کاملاً علمی. یک توصیف واقعگرایانه به آن منجر شد به ایجاد یک کانالی، یک کانال تحت عنوان « مردم شناسی انقلاب» که دوستان میتوانند به آن همین الان هم مراجعه بکنند.
حدود فکر میکنم ۲۰۰ تا گزارش و یادداشت، در این کانال جمعآوری شد به دست ما رسید و همچنان هم در حال دریافت است و در جریان هستم که دوستان نوشتند ولی هنوز بارگذاری نشده است. کارهای خیلی خوبی شده است. کارهای قابل توجهی تحت عنوان همین مردمشناسی انقلاب رخ داده است.
رسا ـ پیشنهاد شما برای ادامه این مسیر چیست؟
کاری که من الان احساس میکنم که وظیفه ما هست که انجام بدیم، این است که ادراک خودمان و فهم خودمان از این خیزش اجتماعی، خیزش بزرگ ملی، به اتحاد ملی که پدید آمده، به نوعی این را بفهمیم و درک بکنیم و درک خودمان را از آن بالاتر ببریم و خودمان را برسانیم به آن شعوری که مردم به آن دست پیدا کردند. در فضای علمی ما هم اندیشه و فکر خودمان را به آن نزدیک بکنیم. ما باید وظیفه خودمان را در همین مسیر و در امتداد حرکت و جنبش اجتماعی که شکل گرفته تعریف کنیم.