داغ تمدنی، التیام تمدنی میخواهد
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، شهادت حضرت آیتالله سید علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، را نمیتوان در قالبهای متعارفِ تحلیل سیاسی یا سوگنامههای شخصی محصور کرد. این رخداد، فراتر از یک تراژدی فردی یا حتی یک بحران سیاسی گذرا است؛ این یک «داغ تمدنی» است. زخمی که بر پیکره آرمانها، هویت جمعی و مسیر تاریخی یک امت نشست و عمق آن را تنها با معیارهای تمدنی میتوان سنجید.
امام شهید ما تنها یک رهبر سیاسی و معنوی نبود؛ بلکه نماد زنده تداوم گفتمانی بودند که از دل انقلاب اسلامی سر برآورد. گفتمان استقلال در برابر وابستگی، معنویت در برابر مادیتِ تهی و مقاومت در برابر استکبار جهانی.

ایشان ستون فقرات فکری و عملی «تمدنسازی نوین اسلامی» بودند؛ طرحی که میخواست در تقابل با تمدن مادی غرب، الگویی مبتنی بر عدالت، عقلانیت دینی و کرامت انسان ارائه دهد. شهادت چنین شخصیتی، شکستن آن ستون فقرات است؛ آسیبی به قامت تاریخ که حتی پاسخی به وسعت تاریخ نیز آن را به سادگی جبران نخواهد کرد.
این «داغ تمدنی» اما تنها با یک «التیام تمدنی» درمان میشود. التیامی که نه در اشکهای فردی، که در عزم جمعی رخ مینماید. نه در انفعال سوگوارانه؛ این «داغ تمدنی» اما تنها با یک «التیام تمدنی» درمان میشود. التیامی که نه در اشکهای فردی، که در عزم جمعی رخ مینماید. نه در انفعال سوگوارانه؛ بلکه در جهشی تکاملی متجلی میگردد. بلکه در جهشی تکاملی متجلی میگردد.
این زخم، فراخوانی است برای همه آنان که دل در گرو آن آرمان تمدنی دارند که باید «معرفت» را در کوره این حوادث اجتماعی دوباره بیاموزند و «کنشگری» را در سنگرهای واقعی زندگی به منصه ظهور برسانند. هر طلبه، هر دانشجو، هر محقق و هر شهروند متعهد، امروز یک «جبههدار فرهنگی» است. مدرسه و دانشگاه باید به «سنگر تبیین و خدمت» تبدیل شوند و خانهها به پایگاههای «رسالت اجتماعی».

جنگ امروز، جنگ «هستیشناسانه» است؛ نبردی برای تعیین سرنوشت قرنهای آینده. اگر این امت، با همان استقامتِ آمیخته با خردی که رهبر از خود به یادگار گذاشت، به پیش رود، نابودی اسرائیل و سست شدن نظام سلطه، نتیجه طبیعی این نبرد خواهد بود؛ اما اگر خدای ناکرده غفلت کند، این داغ به زخمی مهلک بدل خواهد شد.
باید از «داغ» به «درک» رسید. از «الم» به «همت». التیام این زخم عمیق، نه با مرهمِ زمان، که با شعله اراده تمدنی ممکن است. باید وجودها را خرج دین و انقلاب کرد؛ نه در حرف که در عمل. نه در خلوت که در اجتماعات ایمانی و جهادی. این است معنای واقعی «قیام لله» در این برهه حساس.
تاریخ در حال تغییر است و نقش هر فرد در این تغییر، تعیینکننده است. اینک وقت آن است که این «داغ تمدنی» نه به نقطه ضعف که به کانون تابش یک تمدن زنده و مقاوم بدل گردد.

این التیام تمدنی، مستلزم بازخوانی و احیای آن «منطق اسلام ناب» است که رهبر فقید، پرچمدار آن بود؛ منطقی که در برابر «منطق نفاق پوشالی» و جوسازیهای رسانههای استکباری ایستاد و صلابت خود را از عمق تاریخ اسلام وام گرفت. امروز همانگونه که توطئهگران تاریخ در نقابهای جدید ظاهر شدهاند و «معاویه در نقاب ترامپ» آمده است، وظیفه امت، استوار نگه داشتن دلها در میدان و خنثیسازی این جنگ روانی با تبیین گفتمان اصیل انقلاب است. مذاکره با دشمنی که عهدشکنی در ذات اوست، نه عاقلانه است و نه ممکن؛ تنها راه، تقویت وحدت ملی و بازدارندگی در همه عرصهها است.
نویسنده: سعید چراغی