استراتژیهای رسانهای آمریکا در برابر روایت ایران شکست خورد
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، چهارمین نشست از سلسله نشستهای «تبیین شاخصهای قدرت نرم تمدنی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری سوم» با محوریت «ساحت جامعهشناختی، فرهنگی (سرمایه اجتماعی و هویت)» ظهر پنجشنبه در سالن شهید دهقانی این خبرگزاری برگزار شد.
دکتر کمال اکبری، رئیس دانشکده دین و رسانه، در این نشست به بررسی جنگ روایتها در جنگ تحمیلی سوم پرداخت.
دکتر اکبری در ابتدای سخنان خود با تأکید بر تغییر پارادایم در جنگهای قرن بیست و یکم اظهار داشت: امروزه در جنگ تحمیلی سوم، مرزهای درگیری فراتر از میدانهای نبرد نظامی رفته است. ما در آستانه یک نبرد تمامعیار رسانهای و شناختی قرار داریم که در آن، "جنگ روایتها" به عنوان شاخهای حیاتی از جنگ شناختی، نقش تعیینکنندهای ایفا میکند. هدف اصلی در این نبرد، کنترل درک عمومی از واقعیت و جایگزینی روایتهای ساختگی با حقایق میدانی است. شگفت اینجاست که برای نخستین بار در تاریخ معاصر، روایتپردازی رسانهای به قدرتی رقیب و گاه برتر از گلوله تبدیل شده است.
وی با تشریح ابعاد استراتژیک این درگیریها افزود: دلیل عمیق این تحولات، ماهیت بنیادین و استراتژیک جنگی است که ابرقدرت غربی به رهبری ایالات متحده آمریکا، پس از جنگ جهانی دوم و با هدف تثبیت انحصار قدرت خود در جهان، علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرده است.

وی ادامه داد: این جنگ موضعی و کوتاهمدت نیست؛ بلکه جنگی طولانیمدت برای اثبات برتری نظام ابرقدرت جدید و هشداری به سایر قدرتهای نوظهور است. آمریکایی که حدود پنج دهه با ایران در تقابل بوده است، امروز به صورت مستقیمتر و با تمام قوا وارد این نبرد تنبهتن شده است تا برای آینده طولانیمدت، اولویت خود را تثبیت کند.
رئیس دانشکده دین و رسانه با بیان اینکه اهداف دشمن در این جنگ چندلایه است، ادامه داد: روایت اصلی دشمن بر پایه "قدرت مطلق آمریکا" و "شکست اجتنابناپذیر ایران" استوار است. آنها فلسفه ورود به این جنگ را "مهار تهدید"، "دفاع از نظم بینالملل" و "تثبیت ثبات منطقهای با محوریت آمریکا" معرفی میکنند.
وی افزود: اما اهداف راهبردی و پنهان دشمن، تغییر نظام، خنثیسازی سیستم موشکی، و از بین بردن توان هستهای و علمی ایران است. با این حال، دشمن با چالشهای جدی در روایتسازی مواجه است؛ زیرا مشروعیت لازم برای شروع جنگ را ندارد.
دکتر اکبری در ادامه به مقایسه ساختار روایتسازی در دو طرف نبرد پرداخت و گفت: ابزار اصلی این نبرد، رسانه است. دشمن با تکیه بر انبوهی از ابررسانهها، شبکههای فارسیزبان و غیرفارسی، و رسانههای کشورهای عربی (که پایگاههای نظامی آمریکا در آنها مستقر است)، حملات رسانهای گستردهای را هدایت میکند.

وی افزود: رسانههای کشورهای عربی نیز اگرچه به دلیل ضعف و تبعات داخلی اعلام رسمی جنگ علیه جمهوری اسلامی در جنگ اخیر نکردهاند، اما در عمل در ترویج روایتهای آمریکا و اسرائیل در منطقه مشارکت دارند. در مقابل، رسانههای ایران با تمرکز بر مشروعیت مقاومت، تصویری مقتدرانه ارائه میدهند.
وی با اشاره به پدیدهای بیسابقه در تاریخ رسانههای جهان افزود: نکته قابل تأمل این است که برای نخستین بار در تاریخ، رسانههای جهان به دلیل فطری بودن و صداقت مقاومت ایران، همراهی خود را با روایت ایران اعلام میکنند و این جنگ به جنگی تبدیل شده که در آن رسانههای غربی در مقابل جنایات آمریکا قرار گرفتهاند. این پدیده نشاندهنده تغییر الگوهای ذهنی جهانی نسبت به واقعیتهای منطقه است.
دکتر اکبری با نقد ساختار فرماندهی روایتی در آمریکا در برابر ایران تصریح کرد: در ساختار روایتسازی، تفاوت آشکاری میان طرفین وجود دارد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به عنوان روایتگر اصلی جنگ عمل میکند و سایر مسئولین را در این روایت معلق نگه داشته است.
وی افزود: در مقابل، در جمهوری اسلامی، مقامات رسمی، سفارتخانهها و شخصیتهای علمی و پژوهشی، روایت کلان کشور را به شکلی منسجم و دقیق بیان میکنند. این امر باعث شده است تا روایت ایران به درک جهانی نزدیکتر شود و نتیجه نهایی، پیروزی ایران و شکست اهریمن (دشمن) باشد.
رئیس دانشکده دین و رسانه با تأکید بر انزوای روایتی دشمن خاطرنشان کرد: شگفتی اینجاست که هیچکس در جهان به جز ترامپ ادعای شکست ایران را ندارد و این انزوا در روایتسازی، دستاورد بزرگی برای ایران محسوب میشود. برای نخستین بار، رسانهای که بیش از ۷۰ سال روایت یکجانبه را دیکته میکرد، در این جنگ شکست خورده است و روایت پیروزی آمریکا مورد پذیرش عمومی قرار نگرفته است.

وی در بخش پایانی سخنان خود به بررسی استراتژیهای شکستخورده دشمن در عرصه رسانه اشاره کرد و گفت: جریان آمریکا، اسرائیل و متحدان عربی در عرصه رسانهای موفق نبودهاند و روایت ایرانی با وجود محدودیتهای رسانهای در فضای بینالملل، برتری داشته است.
وی تاکید کرد:. تلاشهای دشمن برای حاشیهسازی ، مانند کمنمایی قدرت ایران و تغییر اهداف، مانند باز کردن تنگه هرمز یا تحمیل مذاکره، هیچکدام موفقیتآمیز نبود. در نهایت، ایران در بستر واقعیت و رسانه، به عنوان یک قدرت بزرگ و نوظهور تثبیت شده است.
دکتر اکبری در پایان افزود: روایت دفاع مشروع و مقاومت عادلانه مبتنی بر اندیشههای اسلامی، توانسته است در مجامع بینالمللی بازتاب گستردهای یابد و جایگاه ایران را به عنوان یک قدرت تمدنی و فرهنگی تثبیت نماید.
علیرضا استادیان