وقتی بیخبری، تیغ به دست دشمن میدهد
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، حمله و تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران اسلامی در ماه مبارک رمضان، تنها یک تهاجم نظامی نبود. این حمله، آزمونی سهمگین برای «اراده ملی» و «هوشیاری جمعی» ملت ایران محسوب میشد. در این آزمون، درحالی که نیروهای مسلح و نهادهای حاکمیتی کشور با اقتدار پاسخ دشمن را دادند، زخم کهنهای در پیکره امنیت ملی سر باز کرد. زخم تلخ «بیخبری از تاریخ» و «همنوایی با رسانههای بیگانه» توسط بخشی از مردم. این دو عامل، دست به دست هم دادند تا دشمن را در ارزیابی خود از وضعیت داخلی ایران دچار «اشتباه محاسباتی» کرده و جسارت حمله را در او تقویت کند.
تاریخ نخواندن؛ سلاح خودزنی در میدان جنگ روانی
ملتی که تاریخ پرفراز و نشیب خود را به درستی نشناسد، محکوم به تکرار خطاهای گذشته است. تاریخ معاصر ایران، آینه تمامنمای خباثتها، توطئهها و وعدههای دروغین همان دشمنانی است که امروز با چهرهای جدید به میدان آمدهاند. از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که با طراحی سازمانهای اطلاعاتی غرب انجام شد، تا حمایت همهجانبه همان قدرتها از رژیم صدام در طول هشت سال جنگ تحمیلی، از تحریمهای ظالمانه و ترور دانشمندان هستهای، همه و همه درسهایی گرانبها هستند.
هنگامی که بخشی از جامعه، این صفحات خونین و عبرتآموز را ورق نمیزند، در واقع خود را در برابر سلاح جنگ روانی دشمن بیپناه کرده و دچار خیانت در سایه جهل می شود. این «تاریخنخوانی» خیانتی ناخواسته اما مهلک به آرمانهای شهیدان و امنیت ملی است. دشمن همیشه از این «فراموشی تاریخی» سوءاستفاده میکند تا خود را «منجی» و «دوستدار مردم» جلوه دهد.
گوش سپردن به رسانههای بیگان
در فضای پیچیده امروز، رسانههای بیگانهای مانند «اینترنشنال»، «بیبیسی فارسی»، «من و تو» و امثالهم، نه ابزارهای اطلاعرسانی که دقیقاً «سلاحهای تهاجم نرم» دشمن محسوب میشوند. مأموریت اصلی این شبکهها، نه روشنگری، که «اغتشاش فکری»، «تفرقهافکنی» و «نومیدیسازی» در جامعه است. آنان با تحریف حقایق، بزرگنمایی مشکلات و القای حس درماندگی، سعی در ایجاد «شکاف» بین ملت و نظام حاکم دارند؛ اما متأسفانه، برخی از افراد در داخل کشور، به جای اتکا به منابع معتبر داخلی، تحلیلهای کارشناسان متعهد و رهنمودهای حکیمانه رهبری، گوش خود را به این نجواهای شیطانی می سپارند. آنان تاکنون نیز نفهمیدند که هر خبر، گزارش یا تحلیلی که از این کانالها پخش میشود، قطعهای از پازل بزرگ «براندازی نرم» است و هدف نهایی آن، تضعیف اقتدار ملی و آمادهسازی ذهنی جامعه برای پذیرش دخالتهای خارجی است. این «همراهی رسانهای» با دشمن، خیانتی آشکار به منافع و وحدت کلمه ملت و جامعه ایران اسلامی است.
هزینه گران
پیامد این دو عامل (بیخبری تاریخی و اعتماد به رسانههای بیگانه) برای ملت ایران «بسیار گران تمام شد». اغتشاشات کوری که در پناه این فضاسازیهای رسانهای در گذشته شکل گرفت، در واقع حجم انبوهی از «دادههای غلط» را در اختیار سرویسهای اطلاعاتی دشمن قرار داد. دشمن با مشاهده این صحنهسازیهای خودساخته، در ارزیابیهای خود دچار «توهم پیروزی» شد. آنان گمان کردند که جامعه ایران از درون دچار شکاف و ضعف شده و میتوان با یک حمله محدود، این «ترکها» را به «شکافهای عظیم» تبدیل کرد.
هر حرکت اعتراضی خیابانیِ القاشده، هر شعار بیپشتوانه، در دفتر مراکز جنگ روانی دشمن، به عنوان «سند ضعف نظام» ثبت و بهانهای برای تجاوز بیشتر و افزایش فشارها تبدیل شد. اینجاست که باید پرسید: آیا این همراهان ناخواسته دشمن، فهمیدند که چگونه دستهای آنان، اسلحهای در دستان تروریستهای رسانهای شد؟
محکومیت خیانت؛ حتی اگر از سر نادانی باشد
این رفتارها، هرچند ممکن است در مواردی از سر سادهلوحی، نادانی یا تحت تأثیر جو روانی باشد، اما به هیچ وجه قابل اغماض، توجیه یا بخشش نیست. قطعا هرگونه دلسپردگی و اعتماد برخی افراد داخل به وعدههای فریبنده دشمنان ایران اسلامی به شدت محکوم است. ما به شدت مذمت میکنیم هرگونه گوش فرادادن به شبکههای رسانهای بیگانه را که آشکارا در خدمت پروژههای جنگ نرم، براندازی و تضعیف اقتدار ملی هستند.
این افراد - ولو از روی ناآگاهی - در دام «جنگ روانی» دشمن افتاده و عملاً آب به آسیاب او ریختند. خیانت به آرمانهای شهیدان، خیانت به خون پاک شهدای مدافع حرم و خیانت به مصالح عالیه کشور، گناهی نابخشودنی است، حتی اگر مرتکب آن، از عواقب کار خود آگاه نباشد.
سعید چراغی