پژوهشهای حوزوی باید از «مقالهنویسی» به سمت «تدوین راهنمای عمل» تغییر مسیر دهند
به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، خانم زهرا محمدخانی، طلبه شاغل به تحصیل سطح سه مدرسه علمیه الزهرا (سلاماللهعلیها) استان گلستان، با نام گروه «مشکات»، با ارائه اثری با عنوان «بررسی تأثیر مصرف رسانهای بر سبک زندگی اسلامی-ایرانی جوانان با نقش میانجی سرمایه اجتماعی در شهر گنبدکاووس»، زیر نظر استاد راهنما، غلامرضا خوشفر، از منتخبین یازدهمین دوره مسابقات گروهی «رشد» شناخته شد.
وی در پاسخ به این پرسش که «معاونت پژوهش مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران برای حرکت به سمت مرجعیت علمی در عرصه زن و خانواده، چه راهبردهای مسئلهمحوری را باید در اولویت قرار دهد؟»، گفت: برای تحقق این مرجعیت، معاونت پژوهش باید پنج راهبرد عملیاتی را دنبال کند:
۱. مسئلهمحوری شاخصدار (پرهیز از کلیگویی): به جای موضوعات کلی، باید به مسائل دقیق پرداخته شود؛ برای نمونه: «علل افزایش طلاق عاطفی در پنج سال نخست زندگی در شهر تهران چیست؟»
۲. خروجیگرایی اثربخش: پژوهشها باید به طراحی «الگوی حل مسئله» منجر شوند؛ مانند ارائه بسته اقتصادی برای زنان خانهدار.
۳. رویکرد چندرشتهای (میانرشتهای): ایجاد همکاری ساختاریافته میان پژوهشگران حوزوی با متخصصان علوم انسانی (روانشناسان، اقتصاددانان و جامعهشناسان).
۴. میدانیگری چابک: انجام مصاحبهها و پیمایشهای دقیق و محدود در مناطق هدف، بهویژه مناطق حاشیهای.
۵. ترجمه کاربردی یافتهها: تبدیل نتایج پژوهش به «برگه توصیههای سیاستی» و «بستههای آموزشی مختصر» برای استفاده عموم مردم و نهادهای مسئول.
منتخب یازدهمین دوره مسابقات گروهی «رشد» خاطرنشان کرد: اگر هر گروه پژوهشی دستکم یک محصول کاربردی و عینی ارائه دهد، مرجعیت علمی حوزه خواهران در عرصه زن و خانواده، تدریجاً محقق خواهد شد.
خانم محمدخانی در پاسخ به سؤال دیگری درباره اینکه برای تولید یک پژوهش کاربردی و مسئلهمحور چه شاخصها و معیارهایی باید مدنظر قرار گیرد، ضمن تبیین این معیارها، به تشریح نمونههایی از کاربستهای عملیاتی پژوهش منتخب خود پرداخت و تصریح کرد: در یک پژوهش کاربردی و مسئلهمحور، نخست باید مسئلهای واقعی و مبتلابه از دل میدان و نیازهای عینی جامعه استخراج شود، نه آنکه صرفاً بر پایه فرضهای ذهنی شکل گیرد.
وی بیان کرد: همچنین لازم است مخاطب پژوهش بهصورت دقیق مشخص باشد؛ برای مثال مادران خانهدار، مدیران مدارس یا حتی سیاستگذاران و نمایندگان مجلس. از سوی دیگر، چنین پژوهشی باید قابلیت اجرا داشته باشد و بهجای تحلیلهای صرفاً نظری، راهکارهای عملیاتی و قابل اجرا ارائه دهد. استفاده از روشهای پژوهشی چابک نیز اهمیت دارد؛ از جمله بهکارگیری روشهای ترکیبی مانند مصاحبههای نیمهساختاریافته با جامعه آماری محدود (حدود ۱۰ تا ۱۵ نفر). علاوه بر این، پژوهش کاربردی باید کمهزینه و در بازه زمانی کوتاه، حداکثر طی شش ماه، قابل انجام باشد. نگارش گزارش پژوهش نیز باید با زبانی شفاف، ساده و بهدور از حاشیه انجام گیرد و در نهایت به ارائه پیشنهادهای مشخص و قابل اجرا منتهی شود؛ برای نمونه طراحی ابزارهایی مانند اپلیکیشنهای آموزشی برای تقویت مهارت گفتوگو.
طلبه شاغل به تحصیل سطح سه مدرسه علمیه الزهرا (سلاماللهعلیها) استان گلستان، به برخی از کاربستهای پژوهش منتخب خود با عنوان «بررسی تأثیر مصرف رسانهای بر سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی جوانان با نقش میانجی سرمایه اجتماعی در شهر گنبدکاووس» اشاره و عنوان کرد: یکی از خروجیهای این پژوهش ارائه توصیههای سیاستی به مسئولان محلی است؛ از جمله پیشنهاد جایگزینی رویکردهای صرفاً سلبی در حوزه رسانه، مانند فیلترینگ، با رویکردهای ایجابی و تقویت سرمایه اجتماعی از طریق تولید محتوای بومی و جذاب؛ برای مثال ساخت سریالهای محلی یا اجرای پویشهایی مانند «همسایه خوب». همچنین بر اساس یافتههای این پژوهش، میتوان بستههای عملیاتی برای مساجد و مدارس طراحی کرد؛ از جمله اجرای طرح «شبهای رسانه در مسجد» و برگزاری مسابقات فیلم کوتاه مدرسهای با محوریت سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی.
خانم محمدخانی در پاسخ به این پرسش که محققان و پژوهشگران چگونه میتوانند در تبیین دیدگاه ها و نظریات امام شهید حضرت آیتالله خامنهای( اعلی الله مقامه الشریف) پیرامون موضوعاتی نظیر «دشمنشناسی، عزت ملی، حضور مردم و مقاومت» نقشآفرینی مؤثر داشته باشند و بایستههای پژوهشی حوزه در دوران پساجنگ چیست، بر چهار رویکرد راهبردی تأکید کرد.
وی نخست با اشاره به ضرورت بازتعریف مفهوم جنگ، توضیح داد که جنگ به معنای کلاسیک آن به پایان نرسیده، بلکه ماهیت آن به «جنگ ترکیبی شناختی-فرهنگی» تغییر یافته است؛ ازاینرو پژوهشها باید بر استخراج و تبیین الگوهای «مقاومت نرم» متمرکز شوند.
طلبه شاغل به تحصیل سطح سه مدرسه علمیه الزهرا (سلاماللهعلیها) استان گلستان، ادامه داد: در تبیین عزت ملی، لازم است «عقلانیت عزتمندانه» جایگزین دوگانه کاذب «ذلتپذیری یا لجاجت بینتیجه» شود و این مفهوم با ارائه شاخصهای عملی در حوزههای سیاست و اقتصاد، کاربردی گردد. وی همچنین اولویت دوران پساجنگ را حفظ سرمایه اجتماعی و مقابله با یأس دانست که مستلزم طراحی بستههای عملیاتی برای تقویت مشارکت مردمی است. چهارمین رویکرد پیشنهادی وی، پیگیری «مقاومت خلاق و بهروز» با استفاده از ظرفیتهای نوینی همچون هوش مصنوعی، دیپلماسی عمومی و اقتصاد خلاق بود.
خانم محمدخانی در پایان با اشاره به بایستههای پژوهشی حوزههای علمیه، تصریح کرد: خروجی پژوهش باید از تولید مقالات پیچیده و کماثر به سمت تدوین «راهنمای عمل» برای مدیران و فعالان اجتماعی تغییر مسیر دهد تا خروجیهای علمی، اثربخشی ملموسی در میدان داشته باشند.