۱۳ تير ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۰
کد خبر: ۸۱۹۵۵۱

«معراج تاجرانه رهبری»؛ در امتداد افق‌های تمدن مهدوی

«معراج تاجرانه رهبری»؛ در امتداد افق‌های تمدن مهدوی
«مرگ تاجرانه» امام شهید، بساط زوال دشمنان را پهن کرد، چرا که او با خون خود، مرز میان «دوران آزمایش» و «دوران ظهور» را روشن ساخت. ما امروز در ایستگاه "فجر تمدنی" ایستاده‌ایم.

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا [احزاب 23] «مرگ برای همه هست؛ اما یکی هم این‌گونه می‌میرد، مثل این مردِ شما [شهید می‌شود]. این مرگ، «تاجرانه» است؛ این مرگ، پُر سود است.» امام شهید خامنه ای[5/3/1394]

این کلامِ او، فراتر از یک استعاره‌ی حیات‌بخش، "نقشه‌ی راهِ عبور" بود. سیدِ خراسانی و رهبرِ آزادگان، سرانجام در ضیافتِ خونینِ نهمین روز از اسفندماه ۱۴۰۴ با اعضاء خانواده و با مشتی گره کرده، آن‌گاه که کینه‌یِ انباشته‌یِ دشمنان در بیتِ ولایت فوران کرد، به آرزوی دیرینه‌یِ خویش یعنی «شهادت» رسید. او در هیبتِ «معمارِ جان‌ها» توانست معمارِ تمدنِ نوینِ اسلامی شود و با این «مرگِ تاجرانه»، در واقع پلی از جنسِ خون میانِ«تمدنِ ساخته‌شده در دورانِ ولایت» و «تمدنِ تحقق‌یافته در دورانِ مهدویت» بنا نهد.

مرشدی که در مکتبِ توحیدیِ پیرِ جماران خمینی کبیررضوان الله علیه، درسِ «هیهات منّا الذِّلَّة» را به جان خرید و در کورانِ دهه‌ها مبارزه از سردیِ زندان‌ها، شکنجه ها وغربتِ تبعید تا آتشِ سنگینِ دفاعِ مقدس ، ذره‌ای از طوفانِ جهادِ خویش نکاست.

آنچه بر اقتدارِ رهبریِ شهید می‌افزود، تجربه‌ی دستِ اولِ ایشان در میدان‌هایِ عمل است. حضورِ مؤثر و تعیین‌کننده‌شان در دورانِ دفاعِ مقدس، صرفاً یک حضورِ نمادین نبود، بلکه نقشی عملیاتی و استراتژیک ایفا نمودند که در تاریخِ دفاعِ ایران، ماندگار است. مقاومتِ شجاعانه‌ی ایشان در برابرِ ترورهایِ کورِ منافقین در سالِ شصت، به‌ویژه حادثه‌یِ مسجدِ ابوذر، نه تنها منجر به نجاتِ معجزه‌آسایِ جانِ ایشان شد، بلکه نمادی از ایستادگی در برابرِ ظلمتِ تکفیری بود. تحملِ جراحتِ دستِ راست و از کار افتادنِ آن، دردی بود که ایشان را از فعالیت بازنداشت، بلکه عزمشان را برای خدمت، راسخ‌تر نمود. پس از ارتحالِ بنیانگذارِ جمهوریِ اسلامی، انتخابِ ایشان به عنوانِ رهبرِ انقلاب، نه یک انتخابِ صرفاً سیاسی، بلکه تبلورِ اعتمادِ خبرگانِ ملت به تدبیر، بصیرت و تجربه‌یِ عملیِ ایشان بود. دورانِ هشت ساله‌یِ ریاستِ جمهوری، با تمامِ فراز و نشیب‌هایِ داخلی و خارجی، صحنه‌یِ آزمونی بزرگ بود که ایشان با موفقیت از آن سربلند بیرون آمدند.

او با نگاهی نافذ که از چشمه‌سارِ حکمتِ الهی سیراب می‌شد، هندسه‌یِ قدرت را در جهان بازتعریف کرد. دستاورد بزرگ او، تنها یک پیشرفتِ تکنولوژیک یا یک قدرتِ نظامی نبود؛ او در حال«آماده‌سازیِ زمین برای ظهور»بود. هر پهپادی که پرواز کرد، هرعلمی که قدرت بازدارندگی ساخت و هر روایتِ حقی که در میدانِ «جهادِ تبیین» بر روایتِ باطل پیروز شد، در واقع بخشی از«هندسه‌ی تمدنی» بود که برای پیوند با تمدنِ مهدوی طراحی شده بود.

او با تکیه بر «نفیِ سلطه» و «اعتماد به ذخایرِ درونی»، نهادهایی را بنا کرد که ابزارِ تحققِ عدالتِ جهانی باشند. این دستاوردها، صرفاً ابزارِ قدرتِ ملی نبودند، بلکه«پیش‌ساخته‌هایِ تمدنِ مهدوی» بودند که او با بصیرتِ ولایی، برای حضورِ مصلحِ عالم، مهندسی کرد. او با تبدیلِ ملت از یک «موضوعِ سیاسی» به یک «عاملِ تاریخی»، در واقع در حالِ تربیتِ همان نسلی شد که «نظام‌سازِ تمدنِ مهدوی» خواهد بود.

سیاست‌مدارانِ برجسته‌یِ جهان، رهبرِ شهید را به عنوانِ بزرگترین استراتژیستِ دورانِ خود می‌شناختند؛ کسی که با اقتدارِ مثال‌زدنی، خارِ چشمِ دشمنانِ قسم‌خورده‌یِ ملت بود. آنچه رهبریِ شهید را در عرصه‌یِ بین‌المللی برجسته می‌ساخت، نگاهِ استراتژیکِ ایشان به موازنه قدرتِ جهانی و محوریتِ اتحادِ اسلامی بود. ایشان با شعارِ «إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ» و « انّی لا اُبایِعُ مثلَ یزید»، که برگرفته از سیره علوی و حسینی است، خطِ مشیِ روشنِ مقاومت در برابرِ تجاوزمستکبرین و اتحاد با دوستان را ترسیم نمودند. درکِ عمیقِ ایشان از ماهیتِ نظامِ سلطه، سبب شد تا مذاکره با شیطان بزرگ وعهدشکن آمریکا را، نه یک گزینه‌یِ عزتمندانه، بلکه یک دامِ غیرِ شرافتمندانه و غیرِ هوشمندانه بدانند؛ چرا که در منطقِ ایشان، تکیه بر قدرتِ درونی و ایستادگی، اصلِ اساسیِ حفظِ اقتدار ملی است.

 اگر دشمنِ کوردل پنداشت که با ترورِ «رهبرِ قلوب»، قطارِ پیشرفتِ انقلاب از ریل خارج می‌شود، در تله‌یِ محاسبه‌ای ابلهانه گرفتار گشت. شهادتِ او و خانواده‌اش، نه پایانِ راه، که «نقطه‌یِ عطفِ تاریخ» و «اوجِ تجلیِ ولایت در مسیرِ ظهور» و طلیعه‌یِ نوری است که در تشییعی میلیونی و بی‌سابقه از سراسرِ جهان، پیوندی ناگسستنی میانِ آزادگانِ عالم برقرار خواهد ساخت.

این شهادت، پیوندِ میانِ «ولایتِ فقیه» و «ولایتِ معصوم» در تاروپودِ تاریخ را محکم کرد. خونِ او، راه را برای عبور از «نظام‌هایِ مادی و زمینی» به سوی «نظامِ قدسی و مهدوی» باز کرد. اکنون، سه ستونِ اصلی که او بنا کرده، به عنوان«ستون‌هایِ عبور به عصرِ ظهور»عمل می‌کنند:

۱. نظام‌سازیِ مهدوی: تبدیلِ ساختارهای علمی و اقتصادیِ او به ابزارهایِ خدمت به عدالتِ جهانی.

۲. شبکه‌ی مقاومتِ مهدوی: تبدیلِ قدرتِ نظامی و استراتژیک به بازویِ اجراییِ مصلحِ عالم در زمین.

۳. بلوغِ سیاسیِ امت بصیر: وفاداری به «شخص» را به وفاداری به «آرمانِ ظهور» تبدیلِ کرد؛ جایی که ملت، نه تنها پیروِ رهبر، بلکه آماده‌ی خدمت به امامِ زمان عجل الله تعای فرجه الشریف است.

«مرگِ تاجرانه»ی او، بساطِ زوالِ دشمنان را پهن کرد، چرا که او با خونِ خود، مرز میانِ «دورانِ آزمایش» و «دورانِ ظهور» را روشن ساخت. ما امروز در ایستگاهِ "فجرِ تمدنی" ایستاده‌ایم؛ جایی که اراده‌یِ پولادینِ این ملتِ بیدار در صحنه، در امتدادِ خطِ ولایت با تبعیت از امام سید مجتبی حسینی خامنه ای مدظله العالی تا رسیدن به تمدن مهدوی، هیچ توقفی را برنمی‌تابد.

اینک رهبرِ قلوب، از جایگاهِ قربِ الهی، ناظرِ پیروزیِ حتمیِ امتی است که برای طلوعِ خورشیدِ عدالت، سینه سپر کرده و آماده‌یِ نبردِ نهایی است؛ لحظه‌ای که در آن، میراثِ او به ارثِ مهدوی می‌رسد و تمدنِ ساخته‌شده در سایه‌ی ولایت، به شکوهِ نهایی در سایه‌ی ظهور بدل می‌گردد. راه او، همان راهِ ظهور است؛ چرا که حق، زوال‌ناپذیر و مهدویت، مقصدِ نهاییِ تمامِ جهادگران است.

علی اصغر مجتهدزاده عضو بسیج اساتید مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم

ارسال نظرات