۲۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۹
کد خبر: ۸۲۰۴۱۶
آیت الله علیدوست مطرح کرد؛

بازتعریف جایگاه فقه در مسیر تعالی انسانی/ تبیین چهار رکن «اصالت، معاصرت، تفقه و پیشرفت»

بازتعریف جایگاه فقه در مسیر تعالی انسانی/ تبیین چهار رکن «اصالت، معاصرت، تفقه و پیشرفت»
استاد درس خارج حوزه علمیه قم با تبیین پیوند زنجیره‌ای میان چهار رکن بنیادین، نگاهی نوین به جایگاه فقه ارائه کرد.

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، آیت‌الله ابوالقاسم علیدوست، استاد درس خارج حوزه علمیه قم، در نشست پژوهشی «اصالت و معاصرت در تفقّه و پیشرفت» ابراز داشت: موضوع اصلی این است که، تبیین چهار رکن بنیادین برای بازتعریف جایگاه فقه در مسیر تعالی انسانی است که عبارتند از: اصالت، معاصرت، تفقه و پیشرفت. این چهار مفهوم، نه به عنوان واژگانی مجزا، بلکه به صورت زنجیره‌ای در پیوند با یکدیگر، ساختار یک نگاه نوین به دین و زندگی را ترسیم می‌کنند.

وی خاطرنشان کرد: در این میان، «اصالت» به معنای پایبندی به ابزارشناسی درست و استفاده از روش‌های صحیح برای رسیدن به حقیقت است. همان‌گونه که هر دانش مشخصی، ابزار و متدولوژی خاص خود را دارد، تفقه نیز که فرآیند استنباط احکام و معارف از منابع معتبر است، ابزارهای ویژه خود را می‌طلبد؛ از مطالعه کتابخانه‌ای و کارگاهی گرفته تا مطالعات میدانی و تجربی. اصالت در اینجا یعنی فقیه باید متعهد به استفاده از ابزار مناسب و توجه به منابع واقعی باشد؛ یعنی میان «منبع» و «فرونهاد» تمایز قائل شود و از تحمیل دیدگاه‌های بیرونی به متن دین بپرهیزد.

آیت‌الله علیدوست با اشاره به اینکه این اصالت زمانی معنا می‌یابد که با «معاصرت» پیوند بخورد، بیان داشت: معاصرت یعنی شخص فهیم در دین باید در فرآیند استنباط، اقتضائات زمانه و واقعیت‌های موجود را به دقت لحاظ کند. هدف این نیست که با بازی با الفاظ، قواعد را تغییر دهیم، بلکه هدف این است که با رعایت اصول و ضوابط، حوادث را درک کنیم. در واقع، اصالت یعنی وفاداری به روش و منبع، و معاصرت یعنی پویا بودن این روش برای پاسخگویی به نیازهای امروز. این پیوند، فقه را از یک ساختار ایستا به یک نظام زنده تبدیل می‌کند که می‌تواند با در نظر گرفتن آخرین یافته‌های علمی، تاریخی و جامعه‌شناختی، حتی در حوزه‌هایی مثل علوم زیست‌شناسی و بحث خلقت انسان، گزاره‌هایی درست و متصل به واقعیت استخراج کند.

وی ادامه داد: این نگاه، تفقه را از معنای اخص آن (استنباط احکام و هنجارها) به معنای اعم آن (فهم کل دین یا فقه اکبر) گسترش می‌دهد. در معنای اعم، معاصرت و اصالت تنها برای تعیین بایدها و نبایدها نیست، بلکه برای تبیین گزاره‌های واقعی و شناخت حقیقت جهان نیز ضرورت دارد. برای مثال، فهم معنای خلقت انسان در قرآن، مستلزم آن است که فقیه ضمن حفظ اصالت در تفسیر متن، از آخرین یافته‌های زیست‌شناسی و تاریخ نیز بهره بگیرد تا پاسخی متناسب با دانش روز ارائه دهد.

استاد درس خارج حوزه علمیه هدف غایی از این پیوند اصالت و معاصرت در تفقه را دستیابی به «پیشرفت» دانست و بیان داشت: اما پیشرفت در این پارادایم، با مفهوم رایج «توسعه» تفاوت بنیادین دارد. توسعه اغلب بر جنبه‌های مادی، دنیوی و رفاهی متمرکز است و از ابعاد معنوی و غایت هستی انسان غافل می‌ماند. اما پیشرفت مدنظر در این اندیشه، بر پایه مفهوم سعادت بنا شده است؛ سعادتی که هم دنیای انسان را تأمین می‌کند و هم او را به سوی هدف خلقت یعنی قرب الهی سوق می‌دهد. بنابراین، تفقه اصیل و معاصر، نه تنها مانع تدابیر پیشرفتی نیست، بلکه به عنوان زیربنای فکری، دستگیره‌ای است که می‌تواند مسیر رسیدن فرد، جامعه و حاکمیت را به سوی سعادت دنیا و آخرت هموار سازد.

آیت‌الله علیدوست با اشاره به مبانی فکری این سخن، ابراز داشت: این سخن بر یک کبرای بزرگ استوار است: برای دستیابی به حکمرانی دینی و مدیریت صحیح جامعه، هم به اصالت نیاز داریم و هم به معاصرت؛ و این ضرورت، در مسیر پیشرفت نیز جاری است. هر یک از این دو رکن، اگر به تنهایی برجسته شوند، به انحراف از مسیر حقیقت منجر می‌شوند. اگر اصالت حفظ شود اما معاصرت نادیده گرفته شود، ما از توان اداره جامعه و پیاده‌سازی یک حکومت دینی واقعی باز می‌مانیم؛ چرا که فقه بدون درک واقعیت‌های روز، از کاربرد عملی خود تهی می‌گردد. اما اگر معاصرت جایگزین اصالت شود، ما با پدیده‌ای به‌نام فقه‌نمایی و شریعتی موهوم روبرو خواهیم شد که نه فقه واقعی است و نه آن شریعتی که خداوند اعتبار بخشیده است.

در ادامه استاد درس خارج حوزه علمیه قم، ابراز داشت: در صحنه عمل، شاهد دو نوع انحراف خطرناک هستیم که هر دو از غفلت نسبت به این پیوند برخاسته است. نخست، کسانی که با رها کردن اصالت و ضوابط روش‌شناختی، به سمت نوعی فقه ژورنالیستی حرکت می‌کنند؛ یعنی فقهی که تنها به دنبال جلب رضایت افکار عمومی و پاسخ‌های خوشایند است. این جریان، هرچند ممکن است به حوادث واقع شده بپردازد، اما چون هنجارهای استنباطی و اصول بنیادین را نادیده می‌گیرد، در واقع فقه نیست، بلکه تنها بازتابی از مطالبی است که مردم دوست دارند بشنوند.

آیت‌الله علیدوست در پایان خاطرنشان کرد: وظیفه فرهیختگان این است که با دقت بازشناسی کنند که در کجا اصالت آسیب دیده و به سمت فقه ژورنالیستی حرکت شده است، و در کجا معاصرت زخمی شده و به تبع آن، سنت نیز از کارکرد خود بازمانده است. نباید به اشتباه میان فقه سنتی و فقه غیرسنتی تفکیک قائل شد، چرا که این تقسیم‌بندی نادرست است. ما تنها یک فقه داریم که سنتی است، اما در مواجهه با حوادث واقعه، ویژگی تحول‌پذیری دارد. فقیه واقعی کسی نیست که سنت را رها کند و کسی هم نیست که سنت را ابزاری برای نادیده گرفتن واقعیت‌ها قرار دهد؛ بلکه او کسی است که در عین وفاداری به اصالت، با ابزار معاصرت، حقیقت دین را در ظرف زمانه امروز بازنمایی می‌کند.

ارسال نظرات