فقه نباید در دام شتابزدگی در صدور حکم برای پدیدههای نوظهور بیفتد
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، آیت الله ابوالقاسم علیدوست، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در آیین رونمایی و معرفی کتاب «بررسی فقهی بازنمایی معصومین در بازیهای رایانهای و متاورس»، که در پژوهشگاه فضای مجازی برگزار شد، اظهار داشت: همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، گفتمان در این فضا را میتوان از دو منظر بررسی کرد؛ نخست، بهعنوان یک فرهنگ، رویکرد و منطق حاکم بر مواجهه با مسائل و دوم، بهعنوان شیوه گفتوگو، پژوهش، نگارش و تحقیق درباره این موضوعات. آنچه در این میان اهمیت دارد، بررسی آسیبهایی است که ممکن است این گفتمان با آن مواجه شود و نیز بایستههایی که باید در این مسیر مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: بایستهها و آسیبها از یکدیگر جدا نیستند؛ هر بایستهای که نادیده گرفته شود، به یک آسیب تبدیل میشود و هر آسیبی که برطرف گردد، در حقیقت به یک بایسته تحققیافته بدل خواهد شد. شاید انتظار داشته باشید این بحث با رویکردی فقهی یا فلسفه فقه دنبال شود و سپس بر موضوع کتاب تطبیق یابد تا از محور اصلی جلسه فاصله نگیرد. از همین رو، سخن خود را بر همین مبنا سامان میدهم؛ هرچند بسیاری از این نکات در حوزههایی همچون اقتصاد، بانکداری، بورس، ارث و سایر مسائل نوپدید نیز قابل استفاده است.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به موضوع کتاب «بررسی فقهی بازنمایی معصومان(ع) در بازیهای رایانهای و متاورس» بیان کرد: اصل این مسئله، موضوع جدیدی نیست. فقهای شیعه قرنهاست با موضوعاتی از همین سنخ مواجه بودهاند. اگر تاریخ فقه را مرور کنیم، خواهیم دید که بحثهایی مانند تعزیه، شبیهخوانی و نمایش چهره معصومان و شخصیتهای مقدس، همواره محل گفتوگو و بررسی بوده است. در همین کتاب نیز به آرای فقیهانی همچون میرزای نائینی، کاشفالغطاء، مرحوم امام خمینی(ره) و بسیاری از مراجع معاصر اشاره شده است. بنابراین، آنچه امروز با عنوان بازنمایی معصومان در بازیهای رایانهای یا متاورس مطرح میشود، در حقیقت ادامه همان بحث دیرینه شبیهسازی و بازنمایی شخصیتهای مقدس است.
وی با اشاره به پیشینه تاریخی این موضوع، خاطرنشان کرد: این موضوع با وجود پیشینه تاریخی، از دو جهت صورت تازهای پیدا کرده است. نخست، تغییر بستر و قالب ارائه است؛ بهگونهای که در گذشته نه رایانهای وجود داشت و نه متاورسی، اما امروز این مسئله در قالب فناوریهای نوین مطرح میشود و فقیه باید بررسی کند که آیا این قالب جدید اقتضائات و احکام ویژهای را به همراه دارد یا خیر. دوم، تغییر اقتضائات زمان، مکان و فرهنگ است. نمیتوان اقتضائات اجتماعی، فرهنگی و حتی تفاوت باورهای جوامع مختلف را نادیده گرفت. ازاینرو، شاید نتوان برای همه زمانها و همه جوامع، حکمی یکسان و ثابت صادر کرد و لازم باشد شرایط هر جامعه بهصورت کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با تأکید بر ضرورت شناخت دقیق موضوعات نوپدید اظهار داشت: یکی از مهمترین بایستهها در پژوهش درباره اینگونه مسائل، توجه به ماهیت پدیده مورد مطالعه است. برخی موضوعات ثابت نیستند، بلکه دائماً در حال تحول و دگرگونیاند. پژوهشگر باید پیش از صدور هرگونه حکم، تشخیص دهد که با یک موضوع ثابت روبهرو است یا با پدیدهای که هر روز شکل تازهای پیدا میکند. برای نمونه، شرکتهای هرمی را نمیتوان همانند بیع یا مضاربه، موضوعی کاملاً ثابت تلقی کرد؛ زیرا این شرکتها پیوسته ساختار خود را تغییر میدهند و ممکن است آنچه در گذشته مصداق ممنوع بوده، امروز با همان عنوان اما با ماهیتی متفاوت، حکم دیگری پیدا کند.
وی ادامه داد: متاورس نیز تا حد زیادی چنین وضعیتی دارد. حتی برخی صاحبنظران معتقدند این پدیده آنقدر در حال تحول است که ارائه تعریفی جامع و نهایی از آن دشوار است. ممکن است با این دیدگاه موافق یا مخالف باشیم، اما اصل این نکته قابل انکار نیست که هر حکمی درباره چنین موضوعی باید با توجه به پویایی و تحول مستمر آن صادر شود. اگر متاورس در دورهای به شکوفایی میرسد، سپس دچار افول میشود و دوباره با ساختاری تازه بازمیگردد، باید بررسی کرد که آیا همچنان با یک موضوع واحد روبهرو هستیم یا با پدیدهای جدید که احکام متفاوتی را اقتضا میکند.
آیتالله علیدوست با انتقاد از شتابزدگی در برخی پژوهشهای فقهی تصریح کرد: گاهی مشاهده میشود که هنوز میان کارشناسان یک حوزه درباره ماهیت موضوع اختلاف نظر وجود دارد، اما برخی بدون توجه به این اختلافها، وارد عرصه استنباط فقهی میشوند و حتی کتاب یا درس خارج درباره آن ارائه میکنند. این رویکرد، نوعی شتابزدگی و آفت پژوهش است. روزآمد بودن با مدگرایی تفاوت دارد و نباید صرفاً به دلیل نو بودن یک موضوع، پیش از آنکه ماهیت آن به ثبات نسبی برسد، درباره آن حکم قطعی صادر کرد.
وی با تأکید بر ضرورت بهرهگیری از مطالعات میدانی گفت: بسیاری از مسائل تنها با استدلالهای نظری و بحثهای اتاقی قابل حل نیستند. برای مثال، در موضوع بازنمایی معصومان در فیلم، بازی رایانهای یا متاورس، برخی معتقدند چنین اقدامی موجب هتک حرمت شخصیتهای مقدس میشود و برخی دیگر این نگرانی را نمیپذیرند یا آن را وابسته به شرایط و کیفیت اجرا میدانند. اما این ادعاها زمانی قابل ارزیابی است که بر پایه پژوهشهای میدانی و دادههای واقعی استوار باشد.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم افزود: برای نمونه، باید بررسی شود که مخاطبان مجموعههایی مانند «یوسف پیامبر» پس از تماشای این آثار چه برداشتی از شخصیتهای مقدس پیدا کردهاند. آیا نگاه آنان به حضرت یوسف(ع) و حضرت یعقوب(ع) عمیقتر و مثبتتر شده یا نتیجهای متفاوت به دست آمده است؟ پاسخ به این پرسشها تنها از طریق پژوهشهای میدانی، نظرسنجیهای علمی و تحلیل دادههای واقعی امکانپذیر است، نه صرفاً بر اساس حدس و گمان.
وی با اشاره به برخی دیدگاهها درباره بازیگران نقش شخصیتهای مقدس اظهار کرد: گاهی گفته میشود بازیگری که نقش یکی از معصومان یا شخصیتهای مقدس را ایفا کرده، نباید در نقشهای دیگر ظاهر شود؛ زیرا این امر از شأن آن شخصیت مقدس میکاهد. اما اینکه مردم واقعاً چنین برداشتی دارند یا میان نقش هنری و شخصیت واقعی تمایز قائل میشوند، موضوعی است که باید از طریق مطالعات اجتماعی و میدانی بررسی شود. تا زمانی که چنین پژوهشهایی انجام نشده باشد، نمیتوان صرفاً بر پایه احتمال و احتیاط، برای نهادهایی مانند رسانه ملی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا سایر مراکز تصمیمگیر، حکم قطعی صادر کرد.
آیتالله علیدوست در ادامه با اشاره به تأثیر نوع نگاه فقیه در فرآیند استنباط بیان کرد: گاه ادله همان ادله است، اما تفاوت در نوع نگاه، نتایج متفاوتی به دنبال دارد. فقیهی که رسالت دین را هدایت همه انسانها میداند، با فقیهی که صرفاً بر ظاهر یک روایت تمرکز میکند، ممکن است به نتایج متفاوتی برسد. برای نمونه، در مسئله فروش قرآن به غیرمسلمانان، بسیاری از فقها آن را جایز نمیدانستند، اما امام خمینی(ره) با نگاهی کلان و مبتنی بر رسالت جهانی اسلام، معتقد بود قرآن کتاب هدایت است و باید زمینه دسترسی انسانها به آن فراهم شود. این تفاوت، نه از تفاوت در ادله، بلکه از تفاوت در نوع نگاه و شیوه فهم ادله ناشی میشود.
وی ادامه داد: همین مسئله در موضوع بازنمایی معصومان در بازیهای رایانهای و متاورس نیز صادق است. ممکن است ادله تغییر نکند، اما نوع نگرش پژوهشگر به اهداف شریعت، مصالح اجتماعی و رسالت جهانی اسلام، نتایج متفاوتی در استنباط ایجاد کند.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در پایان خاطرنشان کرد: ورود به این عرصه ضرورتی انکارناپذیر است؛ زیرا تحولات فناوری منتظر حوزههای علمی و فقهی نمیماند. با این حال، این ضرورت، کاری حساس و خطیر است و تنها در صورتی میتوان به نتایج درست دست یافت که بایستههای آن، از جمله شناخت دقیق موضوع، توجه به پویایی پدیده، بهرهگیری از مطالعات میدانی، استفاده از نظر کارشناسان و درک اقتضائات زمان و مکان، بهطور کامل رعایت شود. طبیعی است که در چنین شرایطی، پاسخها در همه زمانها و مکانها یکسان نباشد و تفاوت شرایط، به تفاوت در برخی نتایج و احکام بینجامد.