یادداشت اختصاصی؛
مردی که در تاریکترین سلول، خورشید ساخت
خراسان - هشتم مرداد در تقویم به نام شیخ اشراق ثبت شده است از این رو خانم سالم در یادداشتی با عنوان مردی که در تاریکترین سلول، خورشید ساخت، برای خبرگزاری رسا از او نوشت.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در خراسان، خانم سالم دانشجوی ارشد فلسفه و کلام اسلامی واحد خواهران دانشگاه علوم اسلامی رضوی در یادداشتی برای خبرگزاری رسا به مناسبت هشتم مرداد یادبود شیخ اشراق، از او نوشت.
متن این یادداشت از قرار زیر است:
مردی که در تاریکترین سلول، خورشید ساخت
دیوارهای سنگی و سرد قلعهی حلب، بیش از آنکه از سنگ ساخته شده باشند، از سکوت پر شدهاند. در گوشهای از این سیاهی مطلق، مردی در سیوهشت سالگی، میان حبسی تنگ و نگاههای تند برخی عالمان متعصب، با اندیشه خویش تنها مانده است. او که از مشرق ایران به حلب رسیده بود، حالا در میانه تضاد نور و ظلمت ایستاده است؛ مردی که نه تنها با زندان جسم، که با زندان اندیشه زمانه خویش نیز روبرو بود. این مرد، شهابالدین یحیی ابن حبش بن امیرک ابوالفتوح سهروردی است.
امروز هشتم مرداد ماه، روز بزرگداشت شیخ شهابالدین سهروردی، ملقب به «شیخ اشراق» است؛ فیلسوف نامدار و بنیانگذار مکتبی که جهان را از دریچهی نور مینگرد.
سفر این فیلسوف جوان که به «شیخ شهید» و «شیخ مقتول» شهرت یافت، از روستای سهرورد در زنجان آغاز شد. سهروردی از همان آغاز، نشانههای نبوغی شگرفی داشت. معلم مکتب او به پدرش گفته بود: پسر تو دارای استعداد فراوان می باشد. حیف است که این استعداد در این روستا از بین برود. این پسر را به مراغه بفرست تا در آن جا تحصیل کند و من پیش بینی می کنم که اگر این پسر تحصیل نماید، یکی از علمای بزرگ خواهد شد.
پدر شهاب الدین به گفته معلمش عمل کرد و پسرش را به مراغه که در آن روزگار از شهرهای بزرگ ایران بود، فرستاد و چنین شد؛ سهروردی در شانزده سالگی، در حالی که همسالانش تازه در آغاز راه بودند، از استادی بینیاز گشت و علوم زمانه خویش را به کمال رساند. او از مراغه به اصفهان رفت، با منطق و فلسفه ابنسینا مواجه شد و سپس در پی جستوجوی حقیقت، به سوی معارف عرفانی و سلوک معنوی روانه شد.
او که با شکوه دانش خود، حتی حاکمان را نیز مجذوب میکرد، به دربار ملک ظاهر پسر صلاحالدین ایوبی در حلب راه یافت. اما در دورانی که شیخ اشراق در آن می زیست، فضای فکری از تعصب و تنگنظری تهی نبود. او چون اندیشمندی آزاده و دارای استقلال فکری بود، در بیان حقیقت بیپروا عمل میکرد و همین عملکرد او فرجام تلخی برایش رقم زد. فقیهان مرتجع که از درخشش اندیشه او بیمناک بودند، او را به جرمهای گوناگون متهم کردند و سرانجام سهروردی در سیوهشت سالگی به قتل رسید.
با این حال، مرگ نتوانست شعله اندیشه او را خاموش کند. علیرغم عمر کوتاهش، آثار متعددی از او به جا مانده است؛ از کتابهای فلسفی چون «حکمت الاشراق» گرفته تا رسالههای عرفانی شگفتآور که با زبان پارسی و عربی نگاشته شدهاند آثاری همچون «عقل سرخ»، «آواز پر جبرئیل» و «صفیر سیمرغ»، نشان از پیوند عمیق او با فرهنگ و زبان اصیل ایران دارند. او «حکمت الاشراق» را بزرگ ترین و ارجمندترین اثر خود میدانست، کتابی که به گفته خودش حاصل خلوتها و خلسههای اوست.
در کتاب شرح حکمةالاشراق،اشراقیدانستن فلسفه اشراق را به دو معنا دانستهاند: فلسفهای که مبتنی بر کشف و شهود و اشراق است و فلسفهای که از مشرقزمین (اهل فارس) برخاسته است. شارحان و موافقان فلسفه اشراق، معنای دوم را نیز به معنای اول بازمیگردانند؛ زیرا حکمت فارس نیز مبتنی بر کشف و شهود و اشراق بود.
اما هستهی اصلی جهان سهروردی چیست؟ او «فیلسوف نور» است. از نظر او، هستی چیزی جز نور نیست و هر آنچه در جهان پدید میآید، نور است. منتها برخی نورها رقیق و برخی غلیظ و برخی از انوار ذرات پراکنده دارد و پارهای دیگر دارای ذرات متراکم است.
سهروردی معتقد است انوار به یکدیگر میتابند بنابراین جهان جز اشراق نمیباشد. انسان هم که از موجودات جهان است از نور میباشد و به دیگران میتابد همانگونه که نورهای دیگران به او میتابد.
بزرگداشت شیخ اشراق یادآوری این نکته است که حقیقت، همواره از مسیر نور میگذرد و اندیشه آزاده حتی در تاریکترین سلولهای تاریخ میتواند خورشیدی برای آینده باشد./933/
ارسال نظرات