۰۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۸
کد خبر: ۸۲۲۲۲۳
یادداشت؛

تشییع امام شهید، تجدید بیعت با یک آرمان زنده

تشییع قائد امت
تشییع رهبر شهید، برخلاف آیین‌های مرسوم سوگواری که روایتگر پایان یک دوره هستند، به صحنه‌ای برای تجدید بیعت با آرمان‌های انقلاب و آغاز فصلی تازه در امتداد گفتمان مقاومت تبدیل شد؛ رویدادی که بازتاب گسترده آن در رسانه‌های جهانی نیز مورد توجه قرار گرفت.
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، در کوران برگزاری جام جهانی در امریکا و جشن ۲۵۰ سالگی کشور منحوس آمریکا، خبر تشییع رهبر شهید ما، تیتر یک و دقیقاً تیتر یک معتبرترین مطبوعات و خبرگزاری‌های غرب بود. آنان حتی کلیشه‌های خود در پوشش رویدادهای تشییع را مراعات نکردند و من فکر می‌کنم که تشییع ایرانی منطق خود را حتی به زاویه دید دوربین‌ها و قلم گزارشگران تحمیل کرد.
 
رویدادهای تشییع، معمولاً رویدادهای «پایانی» هستند که به گذشته تعلق دارند. مراسم، یک نقطه پایان است؛ پایان یک زندگی، پایان یک دوران، پایان یک روایت؛ سوگواران به پشت سر می‌نگرند؛ برای ازدست‌رفته‌ها اشک می‌ریزند؛ و پس از پایان مراسم، به زندگی عادی خود بازمی‌گردند. تشییع هکتور در ایلیاد، یک مراسم بود. تشییع مارتین لوتر کینگ، یک مراسم بود. در این‌ها، مردم برای بدرقه یک «پایان» گرد هم آمدند و پس از آن، هرکسی به راه خود رفت. اما برای همه مردم دنیا و حتی رسانه‌های مسلط آشکار بود که این بدرقه تازه یک آغاز هست. لحن مهم‌ترین روزنامه جهان، یعنی نیویورک تایمز این بود که این تشییع دارد آینده را می‌سازد؛ افق‌های تازه می‌گشاید؛ و شبکه‌ای از معنا و کنش را فعال می‌کند. پس از این قرار، سه نکته شایسته توجه هست:
 
نخست این که تشییع، برای «تجدید بیعت با یک آرمان زنده» برگزار شد. مردمی که در خیابان‌ها حضور یافتند، با انرژی‌ای که در تصاویر جهان بازتاب قابلی یافت، دنبال ایجاد یک «امتداد تاریخی» بودند. این برای ما ایرانی‌ها، چیز تازه‌ای نیست. ما وقتی به تشییع امام خمینی (ره) هم رفتیم، حرف اصلی‌مان این بود که امام راهت ادامه دارد. وقتی به تشییع #شهید_سلیمانی یا شهید رئیسی و کلاً وقتی به تشییع هر شهید رفتیم، همین ذهنیت را داشتیم. ولی وقتی منطق تشییع امام شهید ما خودش را به منطق رسانه‌ها تحمیل کرد، مردم جهان این بازتاب را یافتند.
 
جنبه دوم این بود که این تشییع، «زمان» را در خط یک «چرخه استعلایی حسینی» بازتعریف کرد. #زمان در جهان مدرن، خطی است که از گذشته به آینده می‌رود و مرگ، پایان این خط است. اما در این تشییع و اساساً در تشیع، زمان از خطی بودن خارج شده و به یک چرخه استعلایی که هر سال باز می‌گردد و لااقل دو ماه تمام فضایل یک سال را به خود اضافه می‌کند و دوباره ادامه می‌دهد تبدیل شد. درست است که هر سال بازمی‌گردد و تکرار می‌شود ولی هر بار، چندین پله بالاتر ادامه می‌دهد. در این افق، هر #شهادت تازه بر عمق درک مردم از شهادت اصلی یعنی شهادت امام حسین علیه السلام اضافه می‌کند و تعمیق می‌بخشد. مرگ در این الگو، پایان نیست؛ «پله‌ای است برای عبور از تاریخ» و «تولید حیات مضاعف» چند پله بالاتر. و در نتیجه، جنبه سوم این بود که تشییع، یک «بسیج و احضار عواطف حسینی» بود که بر زمینه‌های نهادی عمیقاً ریشه‌دار در تاریخ ما مستقر بود و بدون ضرورت هیچ فراخوان اداری و سازمان‌دهی متمرکز، می‌توانست و توانست میلیون‌ها انسان را در دو کشور و چند شهر به خیابان‌ها بکشاند. این سطح از مشارکت داوطلبانه، ریشه در «شبکه‌ای خودزا و تاریخی» دارد که در طول چهارده قرن با هر تکرار #عاشورا، تقویت شده و بر دامنه و عمق آن افزوده شده است.
دکتر حاجی‌حیدری، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
ارسال نظرات
captcha