تهاجم وهابیان به شیعه؛ از تأسیس دولت سعودی تا امروز
به گزارش خبرنگار رسا در نجف اشرف، حملات وهابیان به شیعیان موضوع تازهای نیست. از زمانی که آل سعود بین سالهای ۱۸۰۱ تا ۱۸۱۰ میلادی بر بخشهای گستردهای از نجد و حجاز مسلط شدند، دامنه یورشهای خود را فراتر از مرزهای حجاز و شبهجزیره عربستان گسترش دادند.
در رأس این توسعهطلبیها، سعود بن عبدالعزیز بن محمد آل سعود، سومین امیر دولت اول سعودی، چهارمین حاکم خاندان آل سعود و امیر درعیه، قرار داشت. او همراه با پدرش، عبدالعزیز، از درعیه و نجد برای تسلط بر دیگر مناطق شبهجزیره عربستان حرکت کرد و در نبردهایی با نیروهای شریف غالب شرکت داشت. آنان مدتی بر بخشهایی از حرمین شریفین و شهر جده مسلط شدند و در این مناطق نیز حاکمان وابسته به دولت سعودی را منصوب کردند.
اما لشکرکشیهای سعود تنها به مکه و مدینه محدود نماند، بلکه به سرزمین بینالنهرین نیز کشیده شد. او به کربلای معلی حمله کرد و در آنجا دست به کشتار گسترده و اقدامات وحشیانه زد.
پس از فاجعه دردناک کربلا در سال ۱۲۱۶ هجری قمری (۱۸۰۱ میلادی) که با قتلعام مردم و غارت اموال همراه بود، خطر این حملات متوجه حرم امیرالمؤمنین(ع)، شهر نجف و زائران آن نیز شد. در این شرایط بحرانی، مرجع بزرگ شیعه، شیخ جعفر کاشفالغطاء (قدس سره)، مسئولیت دفاع از شهر مقدس را بر عهده گرفت و در سختترین روزها، رهبری دینی و اجتماعی مردم را به دست گرفت.
شیخ ابتدا مقابله را از عرصه فکری آغاز کرد و کتاب مشهور «منهج الرشاد لمن أراد السداد» را در نقد اندیشههای وهابیان و پاسخ به شبهات آنان با استدلال و برهان نگاشت؛ اثری که نخستین کتاب علمی در این زمینه به شمار میرود. اما او بهزودی دریافت که مقابله علمی بهتنهایی برای دفع این تجاوزها کافی نیست. از اینرو، علما، طلاب حوزه و عشایر نجف و جنوب عراق را برای دفاع از دین و مقدسات به حمل سلاح فراخواند و خود نیز شخصاً سلاح به دست گرفت. در منابع نیز آمده است که شیخ بر فراز یکی از منارههای حرم علوی میایستاد و به سوی مهاجمان تیراندازی میکرد.
به دستور او، مسجد معظم سهله به مرکز بسیج و آموزش نظامی تبدیل شد. مسئولیت آموزش بر عهده حاج عباس حداد گذاشته شد؛ کسی که بیش از دو ماه از نجف دفاع کرد. داوطلبان عصرها در این مسجد تیراندازی با تفنگ و فنون رزم را فرا میگرفتند و شیخ هر روز شخصاً برای نظارت بر آموزشها به مسجد میرفت. او همچنین تأمین سلاح و پرداخت حقوق داوطلبان را بر عهده داشت و بدین ترتیب، نیرویی دفاعی و منسجم برای حفاظت از شهر شکل گرفت.
شیخ جعفر کاشفالغطاء برای تأمین امنیت پایدار نجف، در پی جلب حمایت دولت قاجار برآمد. به همین منظور، محمدحسینخان علاف، صدر اعظم وقت ایران، مأمور شد هزینه بازسازی و استحکامبخشی حصار نجف اشرف را تأمین کند. در نتیجه این حمایت، در سال ۱۸۰۳ میلادی دیواری مستحکم پیرامون شهر ساخته شد که با خندقی عمیق، برجهای دیدهبانی، مواضع مراقبت و محل استقرار توپها تقویت شده بود و نجف را به دژی نفوذناپذیر تبدیل کرد.
سید جواد عاملی، صاحب کتاب «مفتاح الکرامة» و از معاصران آن رویدادها، سه حمله بزرگ به نجف را ثبت کرده است. نخستین حمله در شب نهم صفر سال ۱۲۲۱ هجری قمری (۱۸۰۶ میلادی) رخ داد که مهاجمان کوشیدند از دیوار شهر بالا بروند، اما در برابر مقاومت مدافعان ناکام ماندند. حمله دوم در جمادیالثانی سال ۱۲۲۲ هجری قمری (۱۸۰۷ میلادی) و سومین یورش در سال ۱۲۲۵ هجری قمری (۱۸۱۰ میلادی) انجام شد که طی آن زائران در اطراف شهر هدف حمله قرار گرفتند، اما مهاجمان بار دیگر نتوانستند از دیوارهای نجف عبور کنند.
در سختترین روزهای محاصره، هنگامی که دروازههای شهر بسته و استحکامات تقویت شده بود و بسیاری از مردم از بیم حملات به بیابانها پناه برده بودند، شیخ جعفر کاشفالغطاء شهر را ترک نکرد. او همراه با جمعی از مؤمنان که شمارشان از حدود دویست رزمنده فراتر نمیرفت، در نجف باقی ماند. با وجود برتری عددی مهاجمان، سازماندهی دقیق دفاع، آشنایی مدافعان با زمین و روحیه اعتقادی آنان، سرنوشت نبرد را تغییر داد.
در میان این مدافعان، شماری از برجسته ترین علمای مجاهد نجف، از جمله شیخ حسین نجف، سید جواد عاملی و شیخ خضر شلال حضور داشتند. به برکت این پایداری و رهبری خردمندانه که مرجعیت دینی را با فرماندهی میدانی درهم آمیخت، نجف اشرف هرگز سقوط نکرد و شیخ جعفر کاشفالغطاء به عنوان یکی از برجستهترین نمادهای دفاع از عقیده و مقدسات و الگویی ماندگار از پیوند علم و جهاد در تاریخ شیعه شناخته شد.
منابع:
ماضى النجف و حاضرها
مفتاح الکرامه
موسوعه العتبات المقدسه