از میناب تا قطر؛ هرجا حق را با درخواست پیگیری کردیم، خون ریخته شد
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، سردار باقرزاده فرمانده کمیته جستوجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح خبر داد که «۳ خلبان ایرانی توسط قطر به اسارت درآمدهاند» و این کمیته در نامه ای به سازمان کمیته بینالمللی صلیب سرخ، خواستار رسیدگی به وضعیت خلبانان ایران اسلامی شده است.
وقایع رفته بر ایران اسلامی در دهههای اخیر، از بمباران شیمیایی رزمندگانش در جنگ تحمیلی تا ترور دانشمندان هستهای و امروز اسارت خلبانان رشیدش توسط کشورکهای عربی، گواهی است روشن بر یک حقیقت تلخ که «مجامع بینالمللی نه تنها عرصهای برای احقاق حق نیستند، که صحنهای برای تداوم ظلم و تجاوزند». جنایتهای چندباره آمریکا و رژیم صهیونیستی در یمن، غزه، لبنان و دیگر کشورهایی که زیر سلطه بلوک غرب رفتند، نهتنها سکوت این نهادها را به همراه داشت؛ بلکه گاه تشویق و پشتیبانی آنان را نیز رقم زد.
امروز که سه خلبان ایرانی جواد صالحی، عبدالمجید دشتیان و عمران بهروشیان، پس از ۶ ماه اسارت در قطر، از کمترین حقوق بشری محرومند و صلیب سرخ جهانی نیز در اجرای تکلیف خود، درمانده است، درس دیگری از تاریخ به ما میآموزد. آن درس این است که «حق در دنیای امروز نه با دادخواهی که با قدرت به دست میآید». این درس را باید ازبر شد و به آن عمل نمود.
جنایتهای مستمر غرب
از حمله به مدرسه شجره طیبه میناب تا کشتار غیرنظامیان در یمن و غزه، هیچ یک از این فجایع نتوانستهاند مجامع بینالمللی را به واکنشی قاطع و عملی در برابر دشمنان ایران اسلامی و جبهه حق، وادارند. این نهادها که باید حافظ حقوق ملتها باشند، در عمل بلهقربانگوی دشمنان ایران اسلامی شدهاند. از سازمان کمیته بینالمللی صلیب سرخ -که پیوندهای نهادی و تاریخی آن با کشور سوئیس قابل انکار نیست - نیز نمی توان انتظار دیگری داشت؛ سازمانی که دفتر مرکزی و حوزه حقوقی آن تابع قوانین مدنی سوئیس است و رسماً یک «انجمن» تحت قانون این کشور بهشمار میآید.
با وجود تصریح کنوانسیون سوم ژنو بر وظیفه صلیب سرخ برای دیدار با اسرای جنگی و تحقیق از وضعیت سلامت آنان، دولت قطر تاکنون کوچکترین همکاری با ایران اسلامی نکرده است. این رفتار نه تنها نقض آشکار تعهدات بینالمللی است، بلکه نشان میدهد که حتی نهادهای بشردوستانه نیز زیر فشار قدرتهای بزرگ و همپیمانان منطقهای آنها، از انجام تکلیف خود عاجزند.
فلسفه «قدرت» در اسلام و سیاست خارجی جمهوری اسلامی
اسلام همواره بر توازن میان «عدالت» و «قدرت» تأکید کرده است. در فقه اسلامی، بغی (تجاوز بر حقوق دیگران) زمانی رخ میدهد که طرف مقابل از ضعف و انفعال شما سوءاستفاده کند. از همین رو، پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه». جمهوری اسلامی نیز بر همین مبنا، سیاست دفاعی فعال را در پیش گرفته است. این سیاست نه بر پایه تجاوز، که بر اساس دفاع از حاکمیت و حراست از کرامت ملت ایران استوار است. آنجا که دشمن به حریم مقدس کشور تجاوز کرد، پاسخ او نباید، صرفا دادخواهی در محاکم ورشکسته بینالمللی باشد؛ بلکه باید به ضربه سخت و بازدارنده نیز توجه ویژه ای داشته باشد.
لزوم اتکا به توان داخلی و ادب کردن کشورکهای متجاوز
وضعیت خلبانان ایرانی در قطر نشان داد که آنها به کسی که تنها به مجامع بینالمللی متکی باشد، توجه نمی کنند. اگر ایران اسلامی امروز قدرت بازدارنده خود را – از موشکهای بالستیک و پهپادی تا قدرت نیروی دریایی در خلیج فارس – نداشت، بیتردید نه تنها این سه خلبان، که دهها تن دیگر نیز در بند دشمنان میماندند. ایران اسلامی باید با استفاده از تمامی اهرمهای فشار سیاسی، اقتصادی و امنیتی، کشورهایی مانند قطر و دیگر دول عربی متخاصم را به رعایت قواعد ابتدایی حقوق بشری و آزادی سریع اسرای ایرانی، وادار کند.
حق با قدرتمند است
تاریخ معاصر منطقه به وضوح نشان داده است که حق در دنیای امروز نه با دادخواهی که با قدرت به دست میآید. ملت ایران این درس را به بهای خون شهدای هستهای، خلبانان اسیر و کشتهشدگان جنایتهای دشمن فراگرفته است.
امروزه باید بیش از هر چیز دیگری به توان داخلی و اقتدار نظامی خود تکیه کنیم؛ چراکه تنها در سایه قدرت و عزم ملی است که میتوان حق مسلم ایران اسلامی را استیفا کرد و مانع تکرار فجایع یمن، غزه و اسارت خلبانان شد. همان گونه که در قضایای فجایع حج تمتع سال 1394 شمسی، امام شهید انقلاب اسلامی نه با دادخواهی که با قدرت در سخنانی خطاب به عربستان سعودی تاکید کردند «اندک بی احترامی به حجاج ایرانی و همچنین عمل نکردن دولت عربستان به وظایف خود در قبال بدن های مطهر، موجب عکس العمل ایران خواهد شد...»
نویسنده: سعید چراغی