دیپلماسی فرهنگی با هدف جلب توجه و تأثیرگذاری بر افکار عمومی شکل میگیرد
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام حسن یوسفزاده، استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)، با تبیین مفهوم فرهنگ و ارتباطات میانفرهنگی اظهار داشت: فرهنگ به معنای خاص کلمه، مجموعهای از ارزشها، باورها، هنجارها، نمادها و آداب و رسوم است و در مطالعات میانفرهنگی، ارتباط عناصر یک فرهنگ با عناصر فرهنگ دیگر مورد توجه قرار میگیرد.
وی با اشاره به تفاوت ارتباطات میانفردی و میانفرهنگی افزود: ارتباط میانفردی میتواند درون یک جامعه و میان افراد یا گروههای مختلف شکل بگیرد، اما زمانی که ارتباط میان افراد یا گروههایی از فرهنگهای متفاوت برقرار شود، با ارتباط میانفرهنگی مواجه هستیم.
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) ادامه داد: وقتی دو فرهنگ مانند فرهنگ ایران و روسیه با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند، موضوع مطالعات میانفرهنگی مطرح میشود و ارتباط عناصر یک فرهنگ با عناصر فرهنگ دیگر مورد بررسی قرار میگیرد.
انتقال و اشاعه فرهنگی
حجتالاسلام یوسفزاده با اشاره به مفاهیم انتقال و اشاعه فرهنگی تصریح کرد: عناصر فرهنگی ممکن است از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر منتقل شوند. برای نمونه، فرهنگ مبلنشینی در ایران یک عنصر فرهنگی وارداتی بوده که بهتدریج در سبک زندگی جامعه جای گرفته است.
وی تأثیر فرهنگ غربی و رسانههای جدید بر سبک زندگی را نیز مورد توجه قرار داد و گفت: فردگرایی، تغییر نگرش نسبت به فرزندآوری و خانواده و همچنین تغییر نگرش نسل جدید نسبت به حیوانات خانگی، از جمله موضوعاتی است که میتوان آنها را در چارچوب تغییرات فرهنگی مورد بررسی قرار داد.
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با بیان اینکه انتقال فرهنگی میتواند تعمدی و ارادی باشد، اظهار داشت: اشاعه فرهنگی ممکن است بدون برنامهریزی و بهصورت تدریجی اتفاق بیفتد و در کنار این دو مفهوم، بحث تهاجم فرهنگی نیز مطرح میشود؛ یعنی این نگرش که فرهنگ یا سبک زندگی یک جامعه میتواند تحت تأثیر فرهنگ دیگری قرار گیرد.
تمایز و بیگانگی در ارتباطات میانفرهنگی
وی با تأکید بر اهمیت مفهوم تمایز در ارتباطات میانفرهنگی گفت: به میزانی که تمایز فرهنگی بیشتر باشد، ارتباط میانفرهنگی معنای بیشتری پیدا میکند. در کنار تمایز، مفهوم بیگانگی نیز اهمیت دارد و ارتباط میانفرهنگی در واقع ارتباط با «دیگری» است.
حجتالاسلام یوسفزاده خاطرنشان کرد: «دیگری» الزاماً به معنای فردی خارج از مرزهای ملی نیست؛ حتی در داخل یک کشور نیز تفاوتهای فرهنگی وجود دارد. برای مثال، فرهنگ تهران با فرهنگ تبریز تفاوتهایی دارد و بنابراین مفهوم بیگانگی صرفاً به معنای خارجی بودن نیست.
وی افزود: گاهی دو فرهنگ هر دو مسلمان هستند، اما زبان یکدیگر را نمیفهمند و با ظرایف فرهنگی یکدیگر آشنا نیستند؛ بنابراین حتی در میان فرهنگهایی که اشتراکات دینی دارند نیز ممکن است تفاوتهای قابل توجهی وجود داشته باشد.
ضرورت مدیریت ابهام، چهره و اضطراب
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به برخی نظریههای ارتباطات میانفرهنگی بیان کرد: نظریههای مختلفی در این زمینه وجود دارد که از جمله آنها میتوان به مدیریت ابهام، مدیریت چهره و مدیریت اضطراب اشاره کرد.
وی ادامه داد: وقتی فردی وارد یک فرهنگ دیگر میشود، ممکن است با ابهام مواجه شود؛ اینکه «من اینگونه رفتار کنم، آنها چگونه رفتار خواهند کرد؟» بنابراین مدیریت ابهام اهمیت پیدا میکند.
حجتالاسلام یوسفزاده مدیریت چهره را نیز مهم دانست و گفت: فردی که در یک محیط میانفرهنگی حضور پیدا میکند، در واقع تصویری از فرهنگ خود ارائه میدهد و مهم است که چگونه رفتار کند تا خاطره و تصویری مناسب از او و فرهنگی که نمایندگی میکند، باقی بماند.
وی همچنین با اشاره به مسئله اضطراب در ارتباطات میانفرهنگی اظهار داشت: فردی که وارد یک فرهنگ خاص میشود، ممکن است به دلایل مختلف با اضطراب، لکنت زبانی یا احساس سنگینی فضا مواجه شود و مدیریت این اضطراب در فرهنگ دیگر، موضوعی جدی است.
دیپلماسی فرهنگی؛ استفاده دولتها از ظرفیت فرهنگ
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) در ادامه به مفهوم دیپلماسی فرهنگی پرداخت و گفت: اگر یک دولت بخواهد بر افراد یک کشور دیگر تأثیر بگذارد، در آنها نفوذ داشته باشد یا توجه آنها را جلب کند، از ابزارهای فرهنگی استفاده میکند.
حجتالاسلام یوسفزاده افزود: دیپلماسی فرهنگی حرکتی از سوی سیاستمداران و حاکمان کشورهای مختلف برای جلب توجه افراد و ارائه چهرهای مثبت از کشور است.
وی با بیان اینکه در دیپلماسی فرهنگی، عناصر فرهنگی بهعنوان ابزار یا منابع مورد استفاده قرار میگیرند، اظهار داشت: برای مثال، برگزاری نمایشگاه فرهنگی در یک کشور دیگر را میتوان از این منظر بررسی کرد و باید پرسید هدف از این اقدام چیست و چرا دولت چنین نمایشگاهی برگزار میکند.
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) تأکید کرد: هر ارتباط فرهنگی الزاماً دیپلماسی فرهنگی نیست. ممکن است یک فعالیت فرهنگی یا دانشگاهی در ظاهر صرفاً یک ارتباط فرهنگی باشد، اما اگر هدف آن جلب توجه و تأمین اهداف دولت یک کشور باشد، میتوان آن را در چارچوب دیپلماسی فرهنگی بررسی کرد.
همه فعالیتهای فرهنگی دولتی نیستند
وی با اشاره به نقش سینما و رسانه در ارتباطات میانفرهنگی گفت: فعالیت فرهنگی همیشه دولتی نیست. بسیاری از فعالیتهای فرهنگی، غیرارادی هستند و فرهنگها و عناصر فرهنگی بهصورت طبیعی با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند.
حجتالاسلام یوسفزاده افزود: برای مثال، وقتی سینمای هالیوود در کشورهای مختلف دیده میشود، این سؤال مطرح است که آیا سینما بهعنوان یک ابزار فرهنگی مورد استفاده قرار میگیرد یا خیر؛ البته باید میان فعالیت فرهنگی طبیعی و فعالیتی که با هدف و فرمان حاکمیت انجام میشود، تفاوت قائل شد.
وی خاطرنشان کرد: هر کاری که دولت انجام میدهد لزوماً ارتباط فرهنگی یا دیپلماسی فرهنگی نیست و باید هدف و انگیزه اقدام نیز مورد توجه قرار گیرد.
زبان؛ یکی از مبانی مفاهمه میان فرهنگها
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نقش زبان در ارتباطات میانفرهنگی اظهار داشت: زبان یکی از مهمترین مبانی مفاهمه است و اگر دو نفر زبان یکدیگر را ندانند، ارتباط میان آنها دشوار میشود.
وی با اشاره به تجربههای ارتباط میان فرهنگهای مختلف گفت: انسان وقتی وارد فرهنگ دیگری میشود، ممکن است در ابتدا تصور نکند که تفاوتهای فرهنگی تا این اندازه دشوار هستند، اما به مرور دشواریهای ارتباط میانفرهنگی خود را نشان میدهند.
حجتالاسلام یوسفزاده با بیان اینکه مفهوم «دیگری» در ارتباطات میانفرهنگی اهمیت ویژهای دارد، گفت: ارتباطات میانفرهنگی در واقع ارتباط با دیگری است و برای شکلگیری این ارتباط، شناخت تفاوتهای فرهنگی و مدیریت ابهام، چهره و اضطراب ضروری است.
وی در پایان با اشاره به ظرفیت اربعین برای ارتباط میان فرهنگها خاطرنشان کرد: موضوع اربعین نیز از منظر ارتباطات میانفرهنگی قابل بررسی است و در این زمینه، نقش اربعین در گسترش ارتباطات و مسئله مفاهمه میان فرهنگها اهمیت زیادی دارد.