۰۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۸:۳۰
کد خبر: ۸۲۸۲۴۸
استاد دانشگاه باقرالعلوم تشریح کرد؛

ذهن انسان؛ فراتر از قواعد و الگوریتم‌ها

استاد عبدی
عبدی با بیان اینکه ذهن انسان تنها بر پایه قواعد صریح فعالیت نمی‌کند، اظهار داشت: تجربه، روش‌های اکتشافی و فرایندهای ناآگاهانه نیز در شکل‌گیری شناخت و تصمیم‌گیری انسان نقش دارند و علوم شناختی با بررسی این فرایندها می‌کوشد سازوکار فعالیت ذهن و نسبت آن با هوش مصنوعی را تبیین کند.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر حسن عبدی، استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)، با اشاره به مباحث مطرح‌شده درباره منطق و علوم شناختی اظهار داشت: در مباحث گذشته، تلاش‌های فرگه برای پایه‌گذاری منطق جدید مورد توجه قرار گرفت و در ادامه می‌توان فعالیت‌های ذهنی انسان را نیز از این منظر بررسی کرد که تا چه اندازه تابع قواعد هستند.

وی افزود: یکی از ساده‌ترین نمونه‌های قاعده، ساختار «اگر... آنگاه» است که در منطق جدید نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. نخستین تلاش‌های هوش مصنوعی نیز بر همین مبنا شکل گرفت و در اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی، برنامه‌هایی برای شناسایی و به‌کارگیری قواعد و روابط شرطی طراحی شد که از جمله آنها می‌توان به «نظریه‌پرداز منطق» اشاره کرد.

استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) ادامه داد: در این رویکرد تلاش شد اطلاعات و روابط میان آنها به صورت قواعد نمایش داده شود تا بتوان از این قواعد برای مطالعه حوزه‌های مختلف، از جمله علوم سیاسی، اقتصاد، روان‌شناسی و فعالیت‌های ذهنی انسان استفاده کرد. همچنین با بهره‌گیری از ابزارهای علوم اعصاب، می‌توان بررسی کرد که هنگام مواجهه انسان با مسائل مختلف، چه بخش‌هایی از مغز فعال می‌شوند.

وی با اشاره به کاربرد قواعد در بررسی زبان گفت: ساختارهای زبانی در زبان‌های مختلف نیز می‌توانند از طریق قواعد مورد مطالعه قرار گیرند. برای مثال، در جملات شرطی ممکن است جایگاه شرط و نتیجه در زبان‌های مختلف متفاوت باشد و حتی ساختار شرط در برخی زبان‌ها به صورت جداگانه یا در بخش‌های مختلف جمله ظاهر شود.

عبدی خاطرنشان کرد: قواعد می‌توانند با یکدیگر ترکیب شوند و قواعد عطفی و انفصالی شکل بگیرند. برای مثال، وقتی گفته می‌شود «هر عددی یا زوج است یا فرد» و سپس مشخص می‌شود که «هشت عدد است»، می‌توان نتیجه گرفت که هشت یا زوج است یا فرد. در حوزه اقتصاد نیز می‌توان قواعدی مانند اینکه با افزایش قیمت، تولید کاهش پیدا می‌کند و واردات افزایش می‌یابد را در کنار یکدیگر قرار داد.

وی تصریح کرد: البته علوم شناختی همیشه خود را به منطق صوری محدود نکرده است؛ زیرا در برخی موارد، برای توضیح رفتار واقعی انسان از روش‌های استقرایی و آماری نیز استفاده می‌شود. برای نمونه، ممکن است در تصمیم‌گیری درباره بودجه یک دانشگاه، نظر اکثریت دانشجویان ملاک قرار گیرد، هرچند چنین روشی الزاماً از نظر منطقی به معنای استدلال قطعی نیست.

استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به سلسله‌مراتب قواعد اظهار داشت: قواعد می‌توانند در سطوح مختلف قرار بگیرند و برخی قواعد نسبت به قواعد دیگر اولویت داشته باشند. در فقه نیز می‌توان نمونه‌هایی برای این مسئله یافت؛ به عنوان مثال، در شرایط اضطراری ممکن است نجات جان یک انسان بر برخی احکام عادی مقدم شود. چنین ساختاری را می‌توان در نظام‌های محاسباتی نیز به گونه‌ای طراحی کرد که اجرای یک قاعده به این شرط وابسته باشد که قاعده‌ای با اولویت بالاتر در آن شرایط وجود نداشته باشد.

وی افزود: با این حال، فعالیت ذهنی انسان را نمی‌توان به طور کامل با قواعد توضیح داد؛ زیرا منطق بیشتر نحوه به‌کارگیری قواعد را بیان می‌کند، اما اینکه انسان چگونه از میان اطلاعات و قواعد متعدد، به دنبال یک مسیر مناسب می‌گردد، مسئله دیگری است.

عبدی با اشاره به تعریف سنتی تفکر گفت: در منطق، تفکر حرکتی از مبادی به سوی نتیجه است و می‌توان برای آن حرکت‌هایی از مجهول به معلوم، از معلومات به منظور یافتن نتیجه و از معلوم به سوی مجهول در نظر گرفت. سرعت و شیوه این جست‌وجو نیز در افراد مختلف متفاوت است و در برخی موارد، رایانه می‌تواند در جست‌وجوی اطلاعات و یافتن مسیرهای مختلف، سریع‌تر و دقیق‌تر از انسان عمل کند.

وی ادامه داد: در کنار قواعد صریح، روش‌های اکتشافی نیز در فعالیت ذهنی انسان نقش دارند. این روش‌ها تا حد زیادی تحت تأثیر تجربه شکل می‌گیرند و ممکن است افراد مختلف در مواجهه با یک مسئله، راه‌حل‌های متفاوتی ارائه کنند. برای مثال، اگر هنگام تخریب یک ساختمان مشخص شود که لوله‌ای در مسیر قرار دارد، فردی که تجربه بیشتری دارد ممکن است سریع‌تر راه‌حل مناسب برای ادامه کار را پیدا کند.

استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) بیان کرد: اگر بتوان تجربه افراد متخصص را مطالعه و راه‌حل‌هایی را که به صورت مکرر به کار می‌گیرند استخراج کرد، بخشی از این تجربه‌ها می‌تواند به صورت قواعد درآید و در سامانه‌های هوش مصنوعی مورد استفاده قرار گیرد.

وی با اشاره به تجربه فقها و مجتهدان اظهار داشت: در برخی موارد، یک مجتهد پس از سال‌ها کار علمی، در مواجهه با یک روایت یا عبارت، به سرعت درباره اعتبار یا معنای آن تشخیص می‌دهد، بدون اینکه بتواند در همان لحظه تمام مراحلی را که ذهن او طی کرده است به صورت یک قاعده صریح بیان کند. این مسئله را می‌توان نوعی بصیرت و تجربه تخصصی دانست.

عبدی افزود: همین مسئله در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی نیز دیده می‌شود. ممکن است مدیر یک مجموعه هنگام انتخاب افراد، براساس مجموعه‌ای از نشانه‌ها و تجربه‌های قبلی به جمع‌بندی برسد، در حالی که نتواند معیار خود را به صورت یک قاعده روشن توضیح دهد. مطالعه چنین رفتارهایی می‌تواند به استخراج قواعد پنهان و استفاده از آنها در نظام‌های هوشمند کمک کند.

وی با اشاره به مباحث ارسطو درباره اخلاق و نقش تجربه خاطرنشان کرد: فرد متخصص با افزایش تجربه، در تطبیق قواعد کلی با موارد جزئی مهارت بیشتری پیدا می‌کند و می‌تواند در یک موقعیت مشخص، قاعده مناسب‌تر را تشخیص دهد. بنابراین، تفاوت افراد صرفاً در دانستن قواعد نیست، بلکه در نحوه تشخیص و کاربرد آنها در شرایط واقعی نیز هست.

استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) همچنین به قواعد ناآگاهانه در ذهن انسان اشاره کرد و گفت: همه قواعدی که انسان به کار می‌گیرد، الزاماً مورد توجه آگاهانه او نیستند. بنابراین، برای مطالعه فعالیت ذهنی نمی‌توان تنها به پرسش‌نامه و مصاحبه اکتفا کرد، بلکه باید رفتار انسان نیز مورد مشاهده و بررسی قرار گیرد تا قواعدی که بدون توجه آگاهانه اجرا می‌شوند، شناسایی شوند.

وی افزود: منظور از ناخودآگاه در اینجا این نیست که اطلاعات و قواعد هیچ حضور ذهنی ندارند، بلکه ممکن است فرد در هنگام انجام یک فعالیت، به صورت آگاهانه متوجه قاعده‌ای که از آن استفاده می‌کند نباشد. سطح آگاهی انسان از فعالیت‌های ذهنی نیز می‌تواند متفاوت باشد.

عبدی با اشاره به فعالیت‌های موازی ذهن انسان اظهار داشت: انسان می‌تواند در برخی موارد چند فعالیت را به صورت همزمان دنبال کند؛ برای مثال، فردی هنگام رانندگی می‌تواند به یک سخنرانی صوتی نیز گوش دهد. در این شرایط، بخشی از ذهن درگیر قواعد رانندگی و بخش دیگری درگیر دریافت و پردازش محتوای سخنرانی است. البته برخی فعالیت‌ها به دلیل ماهیت منطقی خود باید به صورت متوالی انجام شوند؛ برای نمونه، در یک استدلال باید مقدمات فهمیده شوند تا نتیجه از آنها به دست آید.

وی ادامه داد: رایانه نیز با توجه به ساختار و نحوه برنامه‌ریزی خود می‌تواند برخی فعالیت‌ها را به صورت موازی انجام دهد و برخی دیگر را به صورت ترتیبی پیش ببرد.

استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) در ادامه به دو شیوه استدلال پیش‌رونده و پس‌رونده اشاره کرد و گفت: در استدلال پس‌رونده، فرد از نتیجه یا هدف مورد نظر شروع می‌کند و به سمت شرایط و مقدماتی می‌رود که برای رسیدن به آن لازم است؛ در حالی که در استدلال پیش‌رونده، از وضعیت موجود آغاز می‌شود و پیامدهای مراحل مختلف تا رسیدن به نتیجه دنبال می‌شود.

وی افزود: برای مثال، در برنامه‌ریزی سفر می‌توان از هدف مورد نظر شروع کرد و به عقب برگشت تا مشخص شود چه اقداماتی باید انجام شود، یا از وضعیت فعلی آغاز کرد و مرحله‌به‌مرحله پیش رفت. ترکیب این دو روش نیز می‌تواند در حل مسائل و تصمیم‌گیری‌ها مورد استفاده قرار گیرد.

عبدی تصمیم‌گیری را یکی از مباحث مهم علوم شناختی دانست و اظهار داشت: تصمیم‌گیری در علوم شناختی، علوم اعصاب، روان‌شناسی و فلسفه مورد توجه قرار گرفته است. در فلسفه نیز این موضوع با بحث جبر و اختیار ارتباط پیدا می‌کند؛ اینکه آیا وقتی تمام علل یک عمل فراهم باشد، انجام آن ضرورت پیدا می‌کند یا اینکه اراده انسان را می‌توان به عنوان بخشی از فرایند علت در نظر گرفت.

وی ادامه داد: در روان‌شناسی نیز ویژگی‌های شخصیتی، از جمله درون‌گرایی و برون‌گرایی، گرایش‌های عاطفی یا عقلانی و ارزش‌های مورد قبول فرد می‌توانند در تصمیم‌گیری او تأثیر داشته باشند. شرایط اجتماعی و سیاسی نیز در تصمیم‌های انسان مؤثر هستند و علوم اعصاب تلاش کرده است با استفاده از ابزارهای تصویربرداری مغزی، فعالیت‌های عصبی مرتبط با تصمیم‌گیری را بررسی کند.

استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به تلاش برای صورت‌بندی تصمیم‌گیری به شکل قواعد گفت: برای این کار می‌توان ابتدا هدف نهایی فرد، جهان‌بینی، ارزش‌ها و اصول غیرقابل عدول او را مشخص کرد و سپس بر اساس آنها مسیرهای مختلف تصمیم‌گیری را ترسیم کرد. البته این قواعد، قواعد منطقی به معنای دقیق کلمه نیستند؛ زیرا منطق مشخص می‌کند که یک استدلال درست یا نادرست است، اما اینکه انسان در یک موقعیت چه تصمیمی باید بگیرد، مسئله‌ای متفاوت است.

وی خاطرنشان کرد: بنابراین باید میان خطای معرفتی و خطای تصمیم‌گیری تفاوت گذاشت؛ ممکن است فرد از نظر منطقی استدلال درستی داشته باشد، اما به دلیل اطلاعات ناقص یا ارزش‌های متفاوت، تصمیم متفاوتی اتخاذ کند.

عبدی در بخش دیگری از سخنان خود به بحث فطری یا اکتسابی بودن برخی توانایی‌های شناختی و زبانی اشاره کرد و گفت: در تاریخ فلسفه، عقل‌گرایان و تجربه‌گرایان درباره منشأ شناخت اختلاف داشته‌اند و در علوم شناختی نیز این پرسش مطرح است که آیا برخی سازوکارهای ذهنی از ابتدا در انسان وجود دارند یا از طریق تجربه و آموزش شکل می‌گیرند.

وی افزود: در حوزه زبان، چامسکی با طرح نظریه دستور زبان همگانی، بر وجود برخی ساختارهای مشترک در زبان‌ها و نقش عوامل درونی در توانایی زبانی انسان تأکید کرده است. یکی از شواهد مورد توجه این دیدگاه، توانایی کودکان در تولید جمله‌هایی است که پیش از آن به صورت مستقیم به آنها آموزش داده نشده است.

استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) تصریح کرد: با این حال، باید میان «فطری بودن» به معنای آموزش‌ندیدن و «فطری بودن» به معنای وجود داشتن از بدو تولد تفاوت گذاشت. اینکه یک توانایی به صورت مستقیم به انسان آموزش داده نشده باشد، به تنهایی اثبات نمی‌کند که آن توانایی از ابتدا در ذهن او وجود داشته است.

وی ادامه داد: در مباحث اسلامی نیز وقتی از امور فطری سخن گفته می‌شود، گاهی منظور نوعی معرفت حضوری یا شهودی است و نباید این مفهوم را بدون دقت با ساختارهای مفهومی و زبانی یکسان دانست. بنابراین، در بررسی ادعاهای مربوط به فطری بودن برخی ساختارهای شناختی، باید میان معانی مختلف فطری بودن تفکیک کرد.

عبدی درباره دیدگاه چامسکی در خصوص تفاوت زبان‌ها نیز گفت: در این دیدگاه، ساختارهای مشترک میان زبان‌ها می‌توانند جنبه همگانی داشته باشند، اما قواعد خاص هر زبان در محیط اجتماعی و از طریق تجربه آموخته می‌شوند. برای نمونه، همه زبان‌ها الزاماً از ساختارهای یکسانی مانند حروف تعریف زبان انگلیسی برخوردار نیستند.

وی افزود: در مقابل، دیدگاهی نیز وجود دارد که زبان را اساساً محصول تعامل اجتماعی و تجربه می‌داند. در این زمینه، نمونه‌هایی نیز درباره افرادی مطرح شده که بدون قرار گرفتن در فرایند عادی یادگیری اجتماعی، توانایی سخن گفتن به زبان‌هایی خاص را داشته‌اند. چنین مواردی، اگر به عنوان موارد استثنایی و غیرعادی در نظر گرفته شوند، لزوماً با قاعده معمول یادگیری اجتماعی زبان یکسان نیستند، اما می‌توانند نشان دهند که ادعاهای مطلق درباره امکان‌ناپذیری برخی موارد نیازمند دقت بیشتری است.

استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به ارتباط زبان و رایانه اظهار داشت: زبان انسان را می‌توان به صورت نمادین و عددی برای رایانه کدگذاری کرد؛ به این معنا که هر نشانه یا حرف دارای یک کد عددی باشد و واژه‌ها نیز از ترکیب این کدها شکل بگیرند. این کار امکان پردازش زبان توسط رایانه را فراهم می‌کند، اما در عین حال موجب می‌شود رایانه نسبت به انحراف از قواعد و کدهای تعریف‌شده حساس باشد.

وی افزود: انسان در بسیاری از موارد حتی اگر گوینده از قواعد رسمی فاصله بگیرد، لهجه داشته باشد یا از شکل محاوره‌ای زبان استفاده کند، منظور او را متوجه می‌شود؛ اما رایانه برای چنین درکی نیازمند استخراج و تعریف قواعد است. در مورد لهجه‌ها و گویش‌های مختلف عربی و فارسی نیز اگر بتوان قواعد آنها را به شکل مناسبی استخراج کرد، امکان پردازش و حتی ترجمه رایانه‌ای آنها فراهم خواهد شد، هرچند استخراج این قواعد کار ساده‌ای نیست.

عبدی خاطرنشان کرد: از منظر علوم عصب‌شناختی نیز می‌توان بررسی کرد که هنگام استفاده انسان از قواعد زبانی، چه فعالیت‌هایی در بخش‌های مختلف مغز رخ می‌دهد. حافظه و فرایندهای مرتبط با آن نیز با فعالیت بخش‌های مختلف مغز ارتباط دارند و بررسی این فرایندها می‌تواند به شناخت بهتر سازوکارهای شناختی انسان کمک کند.

وی با اشاره به گسترش دامنه علوم شناختی گفت: در برخی دیدگاه‌ها حتی پرسش‌های فلسفی نیز می‌توانند از منظر علوم شناختی بررسی شوند. برای مثال، می‌توان پرسید هنگام انجام یک استدلال قیاسی، چه فرایندهایی در مغز رخ می‌دهد یا چگونه اطلاعات در ذهن شکل می‌گیرند و به معرفت تبدیل می‌شوند.

استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) افزود: بر این اساس، برخی پژوهشگران تلاش کرده‌اند بخشی از مسائل معرفت‌شناختی را با مطالعه فرایندهای شکل‌گیری شناخت در ذهن بررسی کنند. حتی در مسئله اختیار نیز برخی پژوهش‌های عصب‌شناختی با بررسی فعالیت مغز پیش از آگاهی فرد از تصمیم خود، این پرسش را مطرح کرده‌اند که نسبت فعالیت‌های عصبی با اراده و تصمیم آگاهانه چیست.

وی در پایان تأکید کرد: مجموعه این مباحث نشان می‌دهد که علوم شناختی تنها به بررسی قواعد صریح ذهن محدود نمی‌شود، بلکه قواعد ناآگاهانه، تجربه، روش‌های اکتشافی، نحوه جست‌وجوی ذهن، تصمیم‌گیری، زبان، حافظه و ارتباط فعالیت‌های ذهنی با مغز را نیز دربرمی‌گیرد و از همین رو، شناخت سازوکارهای ذهن انسان نیازمند بررسی مجموعه‌ای از فرایندهای به‌هم‌پیوسته است.

ارسال نظرات
captcha