عدالت و گفتوگوی عقلانی بدون باور به خدا و معاد محقق نمیشود
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام کریم خانمحمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در ادامه مباحث خود درباره نسبت عقلانیت ارتباطی و اندیشه اسلامی، با اشاره به دیدگاههای یورگن هابرماس اظهار داشت: یکی از مؤلفههای عقلانیت ارتباطی این است که گفتوگوها عقلانی و استدلالها مبتنی بر عقلی باشد که برای همگان قابل پذیرش است.
وی افزود: اگر بخواهیم به اجماع و تفاهم جهانی برسیم، باید در استدلالهای خود از مبانی مشترکی استفاده کنیم که همه بتوانند آن را بپذیرند. در حوزههای تجربی، تجربه و آزمایش میتواند چنین نقش مشترکی داشته باشد، اما در علوم انسانی و مفاهیم اجتماعی که همه مسائل تجربی نیستند، عقل و استدلال عقلانی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به سیره امام رضا(ع) در مناظرات با پیروان ادیان مختلف خاطرنشان کرد: یکی از نکات قابل توجه در مناظرات امام رضا(ع) این است که حضرت برای گفتوگو با طرف مقابل، گاهی از مبانی مورد قبول خود او استفاده میکردند و گاهی نیز بر اساس عقل با او به گفتوگو میپرداختند.
وی ادامه داد: این شیوه نشان میدهد که در گفتوگوی عقلانی، الزاماً نباید از مبانی اختصاصی یک مذهب برای اقناع طرف مقابل استفاده کرد، بلکه باید از مبانی مشترک و قابل پذیرش برای دو طرف بهره گرفت.
نگاه ساختاری؛ توجه به عملکرد به جای ظاهرسازی
حجت الاسلام خانمحمدی در ادامه با تشریح نگاه ساختاری هابرماس گفت: در نگاه ساختاری باید بیش از آنکه صرفاً به تغییر فرد توجه کنیم، به نتیجه، عملکرد و ساختارهایی که رفتار افراد را شکل میدهند توجه داشته باشیم.
وی افزود: هرچند مفهوم «ساختار» با همین اصطلاح در اندیشه امام رضا(ع) مطرح نشده است، اما مؤلفههای آن را میتوان در اندیشه و سیره حضرت مشاهده کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به سخنان امام رضا(ع) درباره معیارهای حاکم عادل اظهار داشت: حضرت در پاسخ به کسانی که درباره سادهزیستی ظاهری حاکم و پوشیدن لباسهای زبر و ساده سخن میگفتند، به حضرت یوسف(ع) استناد میکنند که با وجود پیامبری، لباسهای زیبا میپوشید و با اهل قدرت نشستوبرخاست داشت.
وی تصریح کرد: مسئله اصلی از نگاه امام رضا(ع) این نیست که حاکم چه لباسی میپوشد یا چه غذایی میخورد، بلکه مردم باید ببینند آیا حاکم عادل است، آیا وقتی سخنی میگوید راست میگوید، آیا به وعده خود عمل میکند و آیا هنگام حکم کردن عدالت را رعایت میکند یا خیر.
حل مشکلات اجتماعی با اصلاح ساختارها
حجت الاسلام خانمحمدی با بیان اینکه نگاه ساختاری در مسائل اجتماعی نیز اهمیت دارد، گفت: برای مثال در مسئله تأخیر در ازدواج جوانان، یک رویکرد این است که جوانان را به ازدواج تشویق کنیم یا وام ازدواج بدهیم، اما نگاه ساختاری این است که علت تأخیر در ازدواج را شناسایی و برای رفع آن اقدام کنیم.
وی ادامه داد: اگر جوانی بیکار باشد، مشکل او فقط نداشتن پول نیست؛ بلکه ممکن است استقلال مالی و جایگاه اجتماعی لازم برای ازدواج را نیز نداشته باشد. بنابراین برای حل مسئله ازدواج باید عوامل ساختاری مؤثر بر آن را نیز مورد توجه قرار داد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) افزود: البته کنشگری فردی نیز اهمیت دارد، اما در بسیاری از موارد، تغییر ساختارها تأثیر بیشتری دارد و کنشگران عمده، بهویژه حاکمان و شخصیتهای اثرگذار، میتوانند با رفتار و کنش خود موجب تغییرات ساختاری شوند.
وی در ادامه به قیام امام حسین(ع) اشاره کرد و اظهار داشت: جامعهای که دچار فساد شده است، برای بیداری و بازگشت به مسیر صحیح، گاهی نیازمند یک کنش بزرگ و اثرگذار است. شهادت امام حسین(ع) یک کنش بود، اما آثار آن به سطح ساختار اجتماعی و تاریخی امتداد پیدا کرد.
حجت الاسلام خانمحمدی خاطرنشان کرد: در طول تاریخ حوادث و جنگهای متعددی رخ داده و افراد زیادی در آنها کشته شدهاند، اما بسیاری از این حوادث پس از مدتی فراموش شدهاند؛ در حالی که شهادت امام حسین(ع) پس از قرنها همچنان اثرگذار است. این مسئله نشان میدهد که شخصیت کنشگر و جایگاه اجتماعی او میتواند یک کنش را به تغییری پایدار و ساختاری تبدیل کند.
برابری انسانها در اندیشه امام رضا(ع)
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع برابری و کرامت ذاتی انسانها اشاره کرد و گفت: در اندیشه امام رضا(ع)، انسانها از حیث کرامت انسانی برابر هستند و این اصل در سیره حضرت نیز قابل مشاهده است.
وی افزود: امام رضا(ع) در دوره ولایتعهدی، با وجود جایگاه حکومتی، در مسیر خراسان با افراد مختلف مینشستند و گفتوگو میکردند. این رفتار در شرایطی صورت میگرفت که هنجار اجتماعی آن دوره، جدایی سفره اشراف از طبقات پایینتر بود.
حجت الاسلام خانمحمدی ادامه داد: امام رضا(ع) در پاسخ به این مسئله، بر وحدت منشأ انسانی تأکید میکردند و میفرمودند خدا یکی، پدر یکی و مادر یکی است. بنابراین برابری انسانها باید در رفتار اجتماعی نیز خود را نشان دهد.
وی با اشاره به روایتی از امام رضا(ع) درباره سلام کردن به فقیر و ثروتمند اظهار داشت: این روایت نشان میدهد که رفتار انسان نباید بر اساس ثروت و منفعت تنظیم شود و ارزش افراد نباید به جایگاه اقتصادی آنان وابسته باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در ادامه با اشاره به دیدگاه هابرماس درباره حوزه عمومی و خصوصی اظهار داشت: در یک جامعه عقلانی، افراد دارای حوزه خصوصی هستند و نمیتوان مسائل خصوصی آنان را بدون دلیل وارد عرصه عمومی کرد.
وی افزود: آزادی انسان نیز تا جایی معتبر است که به حقوق و آزادی دیگران آسیب نزند. فرد میتواند در خانه خود رفتاری داشته باشد، اما اگر همان رفتار در فضای عمومی به دیگران آسیب برساند، دیگر نمیتوان آن را صرفاً مسئلهای خصوصی دانست.
حجت الاسلام خانمحمدی تصریح کرد: در اندیشه اسلامی نیز بر صیانت از حریم خصوصی و پرهیز از تجسس تأکید شده است و انسان حق ندارد در زندگی خصوصی دیگران جستوجو کند.
وی با اشاره به مفهوم «کتمان اسرار» در روایات گفت: کتمان میتواند هم درباره اسرار و عیوب خود انسان و هم درباره عیوب پنهان دیگران باشد. اگر انسان از عیب پنهان دیگری مطلع شد، حق ندارد آن را آشکار کند.
احکام اسلامی و کارکرد بازدارندگی اجتماعی
حجت الاسلام خانمحمدی با اشاره به برخی احکام فقهی درباره جرائم اظهار داشت: در برخی جرائم، شرایط اثبات به گونهای تعیین شده است که تحقق آن بسیار دشوار باشد. برای نمونه، در مسئله زنا شرایط خاصی برای اثبات جرم از طریق شهادت در نظر گرفته شده است.
وی افزود: این مسئله را میتوان از منظر جامعهشناختی با مفهوم «خشونت نمادین» تحلیل کرد؛ یعنی وجود یک حکم میتواند حتی بدون اجرای مکرر، اثر بازدارنده خود را در جامعه داشته باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به دیدگاه فوکو درباره نظارت نیز گفت: در الگوی زندان پاناپتیکون، فرد نمیداند چه زمانی تحت نظارت است و همین احساس نظارت باعث میشود رفتار خود را کنترل کند. برخی احکام اجتماعی نیز میتوانند چنین کارکرد بازدارندهای داشته باشند.
حوزه عمومی باید محل مشارکت همگان باشد
وی در ادامه به بحث تکثرگرایی و حوزه عمومی پرداخت و گفت: برخی نظریهپردازان معتقدند دموکراسی در جامعه کثرتگرا شکل میگیرد؛ یعنی گروهها و احزاب مختلف باید حضور داشته باشند و با یکدیگر رقابت کنند.
حجت الاسلام خانمحمدی افزود: هابرماس در مقابل تأکید میکند که در عرصه عمومی، همه انسانها باید فارغ از وابستگیهای حزبی و گروهی امکان مشارکت داشته باشند و در این حوزه، انسانها باید از امکان برابر برای گفتوگو برخوردار باشند.
وی ادامه داد: هدف نهایی این دیدگاه، رسیدن به جامعهای عادلانه است که در آن همه انسانها بتوانند گفتوگو کنند و از دل این گفتوگوها، اصول و اخلاق مشترکی شکل بگیرد.
ارتباط با مردم در سیره پیامبر(ص) و امام رضا(ع)
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به روایات مربوط به سیره پیامبر(ص) گفت: در روایات نقل شده از امام رضا(ع)، ارتباط پیامبر(ص) با مردم مورد تأکید قرار گرفته است. پیامبر(ص) مسیرهای مختلفی را برای رفتوآمد انتخاب میکردند و این مسئله را میتوان نشانهای از ارتباط مستمر با جامعه دانست.
وی همچنین به نامه امام رضا(ع) به امام جواد(ع) درباره نحوه ورود و خروج از منزل اشاره کرد و افزود: حضرت تأکید میکنند که خروج و ورود نباید از درِ ویژه و جدا از مردم صورت بگیرد. این مسئله نشاندهنده اهمیت ارتباط مستقیم مسئولان و صاحبان جایگاه با مردم است.
حجت الاسلام خانمحمدی با اشاره به روایت مفصل امام رضا(ع) از سیره پیامبر(ص) گفت: در این روایت آمده است که اگر کسی نمیتواند حاجت خود را به پیامبر برساند، دیگران باید پیام او را منتقل کنند.
وی تصریح کرد: اگر از من درباره شأن خبرنگار سؤال شود، این روایت یکی از بهترین تعابیر برای بیان جایگاه خبرنگار است؛ خبرنگار باید پیام و خواسته کسی را که خودش امکان رساندن پیامش به مسئول یا حاکم را ندارد، منتقل کند.
فرهنگ و باور مشترک؛ عامل انسجام اجتماعی
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به عوامل انسجام اجتماعی اظهار داشت: اگر بخواهیم در جامعه ایران انسجام ایجاد کنیم، نمیتوانیم صرفاً بر زبان، جغرافیا یا قومیت تکیه کنیم؛ زیرا در کشور ما تنوع زبانی، جغرافیایی و قومی وجود دارد.
وی افزود: آنچه میتواند عامل انسجام باشد، علم، فرهنگ و باورهای مشترک است. در جامعه ایران، باورهای دینی و اسلامی از مهمترین عوامل ایجاد انسجام هستند و در سطح جهانی نیز ارزشها و باورهای مشترک میتوانند زمینهساز اجماع باشند.
حجت الاسلام خانمحمدی با اشاره به ضرورت تقدم قوانین و سنتهای پایدار در حوزه عمومی خاطرنشان کرد: گفتوگو میتواند برای تغییر افکار عمومی و انجام کار فرهنگی صورت گیرد، اما اگر گروهی در نتیجه گفتوگو به یک اجماع برسند، این اجماع به معنای مجوز نقض قانون نیست.
وی افزود: تا زمانی که قانون تغییر نکرده است، هیچکس حق نقض آن را ندارد. تغییر افکار عمومی ممکن است زمینه تغییر قانون را فراهم کند، اما این دو مسئله نباید با یکدیگر خلط شوند.
تحقق عدالت در جامعه دینی نیازمند باور به خدا و معاد است
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در ادامه با بیان تفاوت اساسی میان دیدگاه هابرماس و اندیشه اسلامی اظهار داشت: هابرماس جامعهای را تصور میکند که در آن گفتوگوی عقلانی، مشارکت برابر و عدالت اجتماعی شکل میگیرد، اما از منظر اندیشه اسلامی، تحقق پایدار این اصول نیازمند پیشفرضهای دینی است.
وی افزود: انسان باید خدا را بپذیرد و خداوند را «رب» بداند؛ زیرا ربوبیت به معنای آن است که تدبیر و کنترل امور در دست خداوند است. همچنین باور به معاد برای تحقق عدالت اهمیت اساسی دارد.
حجت الاسلام خانمحمدی با اشاره به دیدگاه علامه طباطبایی درباره ربوبیت خداوند تصریح کرد: اگر خداوند را صرفاً خالق بدانیم، مفهوم ربوبیت به صورت کامل فهم نمیشود. خداوند زمانی «رب» است که تدبیر امور انسان را بر عهده داشته باشد و اعتقاد به قیامت نیز لازمه تحقق کامل عدالت است.
وی ادامه داد: اگر قیامت و روز جزا وجود نداشته باشد، چگونه میتوان عدالت را درباره کسی که هزاران انسان را به ناحق کشته است، به طور کامل اجرا کرد؟ مجازات دنیوی هر اندازه باشد، نمیتواند با همه آثار ظلم او برابری کند. بنابراین تحقق کامل عدالت نیازمند اعتقاد به روز جزاست.
دین اصیل؛ شرط تحقق عدالت و گفتوگوی عادلانه
حجت الاسلام خانمحمدی در پایان تأکید کرد: صرف حضور دین در جامعه کافی نیست، بلکه دین باید توحیدی و اصیل باشد. اگر عالمان ربانی از صحنه کنار بروند، ممکن است افراد جاهل و صاحبان قدرت، زمام امور را در دست بگیرند و مردم را بر اساس ظواهر دینی یا قدرت و ثروت تحت تأثیر قرار دهند.
وی خاطرنشان کرد: ممکن است فردی ظاهری کاملاً دینی داشته باشد، با افراد صالح رفتوآمد کند و در گفتار خود متواضع باشد، اما در واقع از دین برای فریب مردم استفاده کند. بنابراین باید میان دینداری اصیل و دینداری ظاهری تمایز قائل شد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در جمعبندی مباحث خود گفت: اصولی مانند گفتوگوی عقلانی، مشارکت برابر، عدالت، صیانت از حریم خصوصی، رعایت قانون و کرامت انسانها، اصول مهمی هستند؛ اما از منظر اندیشه اسلامی، تحقق پایدار آنها در جامعه نیازمند باور به خدا، ربوبیت الهی، معاد و حضور دین اصیل و عالمان ربانی است.